گوساله: پدربزرگ..! آدم ها ما را می کشند، و همه جای ما را می خورند..! اما خرها را نه می کشند، و نه هیچ جایشان را می خورند..! یعنی واقعا آنها خوردنی نیستند...!؟ چرا این همه اختلاف...!؟
پدربزرگ گوساله: پسرم..! خرها به مزرعه دارها سواری می دهند، پس زنده می مانند...! یادت باشد راز زنده ماندن در مزرعه این است....!
برگرفته از کتاب "من گوساله ام"
اثر بزرگمهر حسین پور
@Secrets_Box
پدربزرگ گوساله: پسرم..! خرها به مزرعه دارها سواری می دهند، پس زنده می مانند...! یادت باشد راز زنده ماندن در مزرعه این است....!
برگرفته از کتاب "من گوساله ام"
اثر بزرگمهر حسین پور
@Secrets_Box
بچه بودم تو مدرسه بغل دستيم صد تومن گم كرده بود گريه مى كرد. دلم سوخت صد تومن هفتگيمو يواشكى از كيفم دراوردم انداختم زير ميز. معلم بعد از كلاس منو نگه داشت بهم گفت ديدم پولشو از تو كيفت دراوردى انداختى زير ميز. هرچى توضيح دادم باورش نشد، بغل دستيمم جاشو عوض كرد. همه م بهم گفتن دزد ...!
هیچوقت محبت بیجا نکنید
@Secrets_Box
هیچوقت محبت بیجا نکنید
@Secrets_Box
روزی سفره ای گسترانیده و کله پاچه ای بیاوردند.
سلطان فرمود:
در این کله پاچه اندرزها نهفته است.
سپس لقمه نانی برداشت و یک راست "مغز" کله را تناول نمود ، سپس گفت:
اگر می خواهید حکومتی جاودان داشته باشید، سعی کنید جامعه را از "مغز" تهی کنید!
سپس "زبان" کله پاچه را نوش جان و فرمود: اگر می خواهید بر مردم حکمرانی کنید "زبان" جامعه را کوتاه و ساکت کنید.
سپس "چشم ها و بناگوش" کله پاچه را همچون قبل برکشید و فرمود:
برای این که ملتی را کنترل کنید،
بر چشم ها و گوش ها مسلط شوید
و اجازه ندهید مردم زیاد ببینند و زیاد بشنوند.
وزير اعظم عرض کرد:
پادشاها! قربانت بروم حکمت ها بسیار حکیمانه بودند، اما جواب شکم ما را چه میدهید؟
ذات ملوكانه، در حالی که دست خود را بر سبيل های چرب خویش می کشیدند، با ابروان خود اشاره ای به "پاچه" انداختند و فرمودند:
شما "پاچه" را بخورید و "پاچه خواری" را در جامعه رواج دهید تا حکومت مان مستدام بماند...!
@Secrets_Box
سلطان فرمود:
در این کله پاچه اندرزها نهفته است.
سپس لقمه نانی برداشت و یک راست "مغز" کله را تناول نمود ، سپس گفت:
اگر می خواهید حکومتی جاودان داشته باشید، سعی کنید جامعه را از "مغز" تهی کنید!
سپس "زبان" کله پاچه را نوش جان و فرمود: اگر می خواهید بر مردم حکمرانی کنید "زبان" جامعه را کوتاه و ساکت کنید.
سپس "چشم ها و بناگوش" کله پاچه را همچون قبل برکشید و فرمود:
برای این که ملتی را کنترل کنید،
بر چشم ها و گوش ها مسلط شوید
و اجازه ندهید مردم زیاد ببینند و زیاد بشنوند.
وزير اعظم عرض کرد:
پادشاها! قربانت بروم حکمت ها بسیار حکیمانه بودند، اما جواب شکم ما را چه میدهید؟
ذات ملوكانه، در حالی که دست خود را بر سبيل های چرب خویش می کشیدند، با ابروان خود اشاره ای به "پاچه" انداختند و فرمودند:
شما "پاچه" را بخورید و "پاچه خواری" را در جامعه رواج دهید تا حکومت مان مستدام بماند...!
@Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عکس العمل مسافران به هنگام سوار شدن تاکسی های بدون راننده و تمام اتوماتیک دبی را ببینید و انگشت به دهان بمانید ...!!
@Secrets_Box
@Secrets_Box
دوستى در بازگشت از سفر چين تعريف ميكرد كه در آنجا مدير شركت چينى از وى سؤال كرده بوده كه:
" دين و مذهب شما ايرانيان چيست؟ "
اين دوست بنده براى او شرح داده بود... و سپس از آن مدير چينی علت سؤالش را پرسيده بود؛
او هم جواب داده كه:
چندى پيش چند تن از بازاريان تهران نزد او رفته بودند برای واردات اجناس چين؛ وقت ناهار براى آنان مرغ سوخارى آورده بوده، ولى آنان از خوردن آن خوددارى كرده بودند؛ چون كه حرام است و ذبح شرعی نشده است...
ولى از وى با اصرار خواسته بودند كه بر روى ان اجناس چينی بنويسد:
"Made in Japan"
مرد چينی ميخواست با اين دين آشنا شود!!
@Secrets_Box
" دين و مذهب شما ايرانيان چيست؟ "
اين دوست بنده براى او شرح داده بود... و سپس از آن مدير چينی علت سؤالش را پرسيده بود؛
او هم جواب داده كه:
چندى پيش چند تن از بازاريان تهران نزد او رفته بودند برای واردات اجناس چين؛ وقت ناهار براى آنان مرغ سوخارى آورده بوده، ولى آنان از خوردن آن خوددارى كرده بودند؛ چون كه حرام است و ذبح شرعی نشده است...
ولى از وى با اصرار خواسته بودند كه بر روى ان اجناس چينی بنويسد:
"Made in Japan"
مرد چينی ميخواست با اين دين آشنا شود!!
@Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جدیدترین دستاورد بزرگترین شرکت ربات سازی دنیا "بوستون داینامیکس"
جدیدترین ربات ساخته شده توسط این شرکت با عنوان "ربات پارکور" میتواند حرکات کاملا پیچیده ورزشی و تعادلی را بدون نقص انجام دهد.
پ.ن: ما کجاییم اینا کجان ... !
@Secrets_Box
جدیدترین ربات ساخته شده توسط این شرکت با عنوان "ربات پارکور" میتواند حرکات کاملا پیچیده ورزشی و تعادلی را بدون نقص انجام دهد.
پ.ن: ما کجاییم اینا کجان ... !
@Secrets_Box
کفشی که برای پای تو مناسب است ، ممکن است پای دیگری را زخم کند. این ناعادلانه است که تمام دستورالعملهای زندگیمان را خودخواهانه درست بدانیم و آن را برای همگان بخواهیم. همیشه آن چه در ذهن تو میگذرد، اصلِ مطلق نیست ...
جان اشتاین بک
@Secrets_Box
جان اشتاین بک
@Secrets_Box
گویند، مردی دو دختر داشت؛
یکی را به یک کشاورز و دیگری را به یک کوزه گر شوهر داد...
چندی بعد همسرش به او گفت :
ای مرد سری به دخترانت بزن و احوال آنها را جویا شو!
مرد نیز اول به خانه کشاوز رفت و جویای احوال شد؛ دخترک گفت که زمین را شخم کرده و بذر پاشیده ایم اگر باران ببارد خیلی خوبست اما اگر نبارد بدبختیم...
مرد به خانه کوزه گر رفت، دخترک گفت کوزه ها را ساخته ایم و در آفتاب چیده ایم اگر باران ببارد بدبختیم و اگر نبارد خوبست...
مرد به خانه خود برگشت همسرش از اوضاع پرسید مرد گفت:
چه باران بیاید و چه باران نیاید ما بدبختیم!!!
حالا حکایت امروز ماست؛
باران ببارد خيلی ها بی خانمان میشوند و خواب ندارد؛ و اگر نبارد خيلی ها آب و غذا ندارند ...!
@Secrets_Box
یکی را به یک کشاورز و دیگری را به یک کوزه گر شوهر داد...
چندی بعد همسرش به او گفت :
ای مرد سری به دخترانت بزن و احوال آنها را جویا شو!
مرد نیز اول به خانه کشاوز رفت و جویای احوال شد؛ دخترک گفت که زمین را شخم کرده و بذر پاشیده ایم اگر باران ببارد خیلی خوبست اما اگر نبارد بدبختیم...
مرد به خانه کوزه گر رفت، دخترک گفت کوزه ها را ساخته ایم و در آفتاب چیده ایم اگر باران ببارد بدبختیم و اگر نبارد خوبست...
مرد به خانه خود برگشت همسرش از اوضاع پرسید مرد گفت:
چه باران بیاید و چه باران نیاید ما بدبختیم!!!
حالا حکایت امروز ماست؛
باران ببارد خيلی ها بی خانمان میشوند و خواب ندارد؛ و اگر نبارد خيلی ها آب و غذا ندارند ...!
@Secrets_Box
حتمأ بخوانید و برای عزیزانتان به اشتراک بگذارید ❣
۱- چای را اندکی سرد بنوشید تا سرطان مری نگیرید .
۲- قندهای قندان را ریزتر کنید .
۳- هیچ وعده غذایی را حذف نکنید .
۴- از گیاهخوار شدن صرف نظر کنید بدن به مواد گوشت نیازمند است .
۵- با سیر و پیاز به شدت دوست باشید .
۶- آب فراوان بنوشید .
۷- چیپس را دشمن خود بدانید .
۸- غذا را به خوبی بجوید .
۹- ماست کم چرب و شیر را فراموش نکنید .
۱۰- گوجه فرنگی را دوست خوب خود بدانید.
۱۱- برنج را آبکش نکنید .
۱۲- با سوسیس و کالباس سرسنگین باشید .
۱۳- با نوشابه قهر کنید.
۱۴- نان سبوس دار میل کنید .
۱۵- دیر شام نخورید.
۱۶- مصرف ماهی را جدی بگیرید.
۱۷- به یکدیگر برای خوردن شام بیش از حد تعارف نکنید .
۱۸- کافیست هر روز نیم ساعت پیاده روی کنید .
۱۹- میوه فراوان بخورید .
۲۰- به خوردن سبزیجات عادت کنید .
بفرستین تو گروهاتون 👌
@Secrets_Box
۱- چای را اندکی سرد بنوشید تا سرطان مری نگیرید .
۲- قندهای قندان را ریزتر کنید .
۳- هیچ وعده غذایی را حذف نکنید .
۴- از گیاهخوار شدن صرف نظر کنید بدن به مواد گوشت نیازمند است .
۵- با سیر و پیاز به شدت دوست باشید .
۶- آب فراوان بنوشید .
۷- چیپس را دشمن خود بدانید .
۸- غذا را به خوبی بجوید .
۹- ماست کم چرب و شیر را فراموش نکنید .
۱۰- گوجه فرنگی را دوست خوب خود بدانید.
۱۱- برنج را آبکش نکنید .
۱۲- با سوسیس و کالباس سرسنگین باشید .
۱۳- با نوشابه قهر کنید.
۱۴- نان سبوس دار میل کنید .
۱۵- دیر شام نخورید.
۱۶- مصرف ماهی را جدی بگیرید.
۱۷- به یکدیگر برای خوردن شام بیش از حد تعارف نکنید .
۱۸- کافیست هر روز نیم ساعت پیاده روی کنید .
۱۹- میوه فراوان بخورید .
۲۰- به خوردن سبزیجات عادت کنید .
بفرستین تو گروهاتون 👌
@Secrets_Box
مشکل ما خدا نیست ،
مشکل ما انسانهایی است که خود را نماینده خدا دانستند و با نام خدا هر کاری که خواستند کردند .
🖊میلان کوندرا
@Secrets_Box
مشکل ما انسانهایی است که خود را نماینده خدا دانستند و با نام خدا هر کاری که خواستند کردند .
🖊میلان کوندرا
@Secrets_Box
شاید بشه گفت در حال حاضر کره شمالی دیکتاتوری ترین کشور جهان محسوب میشه
کشوری که هنوز اینترنت و موبایل ندارن ، تا همین چند وقت پیش خوردن پیتزا برای مردم ممنوع بود و شدت سرکوب به حدیه که کوچکترین اعتراض به وضع موجود به مرگ شما منجر خواهد شد
در این کشور هنگام عکاسی همه باید لبخند به لب داشته داشتند مگر آنکه در مراسم خاصی مثل بزرگداشت رهبران قبلی به همه دستور داده شود گریه کنند ...!
@Secrets_Box
کشوری که هنوز اینترنت و موبایل ندارن ، تا همین چند وقت پیش خوردن پیتزا برای مردم ممنوع بود و شدت سرکوب به حدیه که کوچکترین اعتراض به وضع موجود به مرگ شما منجر خواهد شد
در این کشور هنگام عکاسی همه باید لبخند به لب داشته داشتند مگر آنکه در مراسم خاصی مثل بزرگداشت رهبران قبلی به همه دستور داده شود گریه کنند ...!
@Secrets_Box
عکسی زیبا از عطارد ...
عطارد عجیبترین سیاره منظومه شمسی است ، یک روز عطارد ۱۱۶ روز زمینی و یک سال عطارد ۸۸ روز زمینی طول میکشد
یک طرف سیاره ۴۵۰ درجهست و طرف دیگر منفی ۱۵۰ درجه ...!
@Secrets_Box
عطارد عجیبترین سیاره منظومه شمسی است ، یک روز عطارد ۱۱۶ روز زمینی و یک سال عطارد ۸۸ روز زمینی طول میکشد
یک طرف سیاره ۴۵۰ درجهست و طرف دیگر منفی ۱۵۰ درجه ...!
@Secrets_Box
❤1
در ژاپن وقتی یک ظرف میشکند، آن را دور نمیاندازند، بلکه بر اساس یک باور و هنر باستانی که از اجدادشان به ارث برده اند، شکستگیها را به شیوه خاصی مرمت میکنند. آنها قطعات شکسته را با پودر طلا به هم میچسبانند. ژاپنیها معتقدند که وقتی چیزی دچار صدمه میشود و آسیب میبیند بسیار زیباتر از قبل میشود. این هنر سنتی ژاپن، اتصال طلایی یا کینتسوگی نام دارد.
کینتسوگی بر مفاهیمی مانند پذیرش کمبودها و شکستها در زندگی، ادامه دادن، ناامید نشدن و خارج نشدن از چرخه زندگی تأکید دارد. مشکلات، کاستیها و رنج ها، در زندگی نتایج بسیار ارزشمندی در پی دارند که افراد موفق، کولهباری از آنها را جمع کرده و بزرگترین دلیل موفقیتشان هم همین است. بر اساس این باور، ما بعد از شکست نه تنها دچار کاستی و ضعف نمیشویم بلکه به خاطر آگاهی و تجربهای که از این شکست کسب کردهایم، بسیار ارزشمندتر و زیباتر میشویم چون طلا
@Secrets_Box
کینتسوگی بر مفاهیمی مانند پذیرش کمبودها و شکستها در زندگی، ادامه دادن، ناامید نشدن و خارج نشدن از چرخه زندگی تأکید دارد. مشکلات، کاستیها و رنج ها، در زندگی نتایج بسیار ارزشمندی در پی دارند که افراد موفق، کولهباری از آنها را جمع کرده و بزرگترین دلیل موفقیتشان هم همین است. بر اساس این باور، ما بعد از شکست نه تنها دچار کاستی و ضعف نمیشویم بلکه به خاطر آگاهی و تجربهای که از این شکست کسب کردهایم، بسیار ارزشمندتر و زیباتر میشویم چون طلا
@Secrets_Box
در هجده سالگی، نگران تفکر دیگران در مورد خودتان هستید
وقتی چهل ساله میشوید ، اهمیتی نمیدهید که دیگران در مورد شما چه فکر میکنند!
و زمانی که شصت ساله میشوید ، پی میبرید که اصلا هیچکس در مورد شما فکر نمیکرده است...!
وای که چه آسان هدر میدهیم عمر خویش را فقط برای دیگران و طرز فکرشان ، تا فرصت زندگی داری جانانه زندگی کن .
👤دنیل آمن
📚ذهنت و دنیاتو تغییر بده
@Secrets_Box
وقتی چهل ساله میشوید ، اهمیتی نمیدهید که دیگران در مورد شما چه فکر میکنند!
و زمانی که شصت ساله میشوید ، پی میبرید که اصلا هیچکس در مورد شما فکر نمیکرده است...!
وای که چه آسان هدر میدهیم عمر خویش را فقط برای دیگران و طرز فکرشان ، تا فرصت زندگی داری جانانه زندگی کن .
👤دنیل آمن
📚ذهنت و دنیاتو تغییر بده
@Secrets_Box
@Secrets_Box
Nasrollah Medghalchi/Nasrollah
متنى بسيار زيبا از گابریل گارسیا مارکز با صداى دلنشين نصرالله مدقالچى
ماركز نویسنده بزرگ معاصر ، به دلیل ابتلا به سرطان لنفاوی ، با زندگی اجتماعی خداحافظی نمود و این متن را به عنوان وداع نوشت ...
@Secrets_Box
ماركز نویسنده بزرگ معاصر ، به دلیل ابتلا به سرطان لنفاوی ، با زندگی اجتماعی خداحافظی نمود و این متن را به عنوان وداع نوشت ...
@Secrets_Box
شیخی به چُرت بود که زنش وارد شد به تعجیل، بگفتا: شیخا چه نشستی که آش شله قلمکار دهند اندر هیئت ابوالفضلی!
پس شیخ به عبا شد و دیگ، سمت دروازه پیش گرفت. چون رسید کوی هیئت را خیل خلق بدید در آشوب و هیاهو! در اندیشه شد که نوبتش نیاید و شکم در حسرت بماند!
ره زِ میان صف گشوده، بالای دیگ برسید. دیگ آش نیمه یافت. پس آشپز را بگفت: دست نگاهدار که نذری را اشکالی ست شرعی!
آشپز بگفت: از چه روی شیخ؟ خلق نیز به گوش شدند.
شیخ بگفت: قصاب بدیدم به بازار که گوسپند، تازه ذبح بکرده، سر به کناری نهاده بود. چون زِ سر بگذشتم، حیوان به ناله و اشک شد که قصاب، آب نداده، هلاکم نمود. هم از این روی، حرام باشد آن گوشت و این شله!
مردم را ولوله افتاد و آشپز را پرسش که: حال که کار زِ کار بگذشته، چه باید کرد شیخا؟
شیخ بخاراند ریش را و بگفتا: خُمس آش به امام دهید، حلال شود!
پس خلق بگفتند آشپز را که: خُمس دهی، حلال شود، به زِ آنست که کُلِ آن حرام شود!
پس آشپز، دیگ زِ شیخ بستاند و آش اَندر بِکرد! خلق شادمان شده شیخ را درود گفته، صلوات بفرستادند.
خشتمال که ترش روی، حکایت بدید و بشنید، شیخ را جلو گرفته، بگفتا: این چه داستان بود که کردی؟ چه کَس دیده که گوسپند سر بریده سخن گوید ای فریبکار؟
شیخ بگفت: مهم شُله است که به دیگ شد! اَلباقی نه گناه من است،
"که خلق را اگر میل به خریت باشد همه کس را حلال باشد به سواری..."
@Secrets_Box
پس شیخ به عبا شد و دیگ، سمت دروازه پیش گرفت. چون رسید کوی هیئت را خیل خلق بدید در آشوب و هیاهو! در اندیشه شد که نوبتش نیاید و شکم در حسرت بماند!
ره زِ میان صف گشوده، بالای دیگ برسید. دیگ آش نیمه یافت. پس آشپز را بگفت: دست نگاهدار که نذری را اشکالی ست شرعی!
آشپز بگفت: از چه روی شیخ؟ خلق نیز به گوش شدند.
شیخ بگفت: قصاب بدیدم به بازار که گوسپند، تازه ذبح بکرده، سر به کناری نهاده بود. چون زِ سر بگذشتم، حیوان به ناله و اشک شد که قصاب، آب نداده، هلاکم نمود. هم از این روی، حرام باشد آن گوشت و این شله!
مردم را ولوله افتاد و آشپز را پرسش که: حال که کار زِ کار بگذشته، چه باید کرد شیخا؟
شیخ بخاراند ریش را و بگفتا: خُمس آش به امام دهید، حلال شود!
پس خلق بگفتند آشپز را که: خُمس دهی، حلال شود، به زِ آنست که کُلِ آن حرام شود!
پس آشپز، دیگ زِ شیخ بستاند و آش اَندر بِکرد! خلق شادمان شده شیخ را درود گفته، صلوات بفرستادند.
خشتمال که ترش روی، حکایت بدید و بشنید، شیخ را جلو گرفته، بگفتا: این چه داستان بود که کردی؟ چه کَس دیده که گوسپند سر بریده سخن گوید ای فریبکار؟
شیخ بگفت: مهم شُله است که به دیگ شد! اَلباقی نه گناه من است،
"که خلق را اگر میل به خریت باشد همه کس را حلال باشد به سواری..."
@Secrets_Box
آسیابانی پیر در دهی دور افتاده زندگی می کرد .
هرکسی گندمی را نزد او برای آردکردن می برد، علاوه بر دستمزد، پیمانه ای از آن را برای خود برمی داشت ، مردم ده با اینکه دزدی آشکار وی را می دیدند ، چون در آن حوالی آسیاب دیگری نبود چاره ای نداشتند و فقط نفرینش می کردند.
پس از چند سال آسیابان پیر مُرد و آسیاب به پسرانش رسید.
شبی پیرمرد به خواب پسران آمد و گفت: چاره ای بیاندیشید که به سبب دزدی گندم های مردم از نفرین آنها در عذابم...
پسران هر یک راه کار ارائه نمود.
پسر کوچکتر پیشنهاد داد زین پس با مردم منصفانه رفتار کرده و تنها دستمزد می گیریم ؛
پسر بزرگتر گفت: اگر ما چنین کنیم ، مردم چون انصاف ما را ببینند پدر را بیشتر لعن کنند که او بی انصاف بود.
"بهتر است هر کسی گندم برای آسیاب آورد دو پیمانه از او برداریم. با اینکار مردم به پدر درود می فرستند و می گویند، خدا آسیابان پیر را بیامرزد او با انصاف تر از پسرانش بود."
چنین کردند و همان شد که پسر بزرگتر گفته بود.
مردم پدر ایشان را دعا کرده و پدر از عذاب نجات یافت و این وصیت گهر بار نسل به نسل میان نوادگان آسیابان منتقل شد و به نسل مسئولین ما رسید!
آشنا نیست واستون؟!
@Secrets_Box
هرکسی گندمی را نزد او برای آردکردن می برد، علاوه بر دستمزد، پیمانه ای از آن را برای خود برمی داشت ، مردم ده با اینکه دزدی آشکار وی را می دیدند ، چون در آن حوالی آسیاب دیگری نبود چاره ای نداشتند و فقط نفرینش می کردند.
پس از چند سال آسیابان پیر مُرد و آسیاب به پسرانش رسید.
شبی پیرمرد به خواب پسران آمد و گفت: چاره ای بیاندیشید که به سبب دزدی گندم های مردم از نفرین آنها در عذابم...
پسران هر یک راه کار ارائه نمود.
پسر کوچکتر پیشنهاد داد زین پس با مردم منصفانه رفتار کرده و تنها دستمزد می گیریم ؛
پسر بزرگتر گفت: اگر ما چنین کنیم ، مردم چون انصاف ما را ببینند پدر را بیشتر لعن کنند که او بی انصاف بود.
"بهتر است هر کسی گندم برای آسیاب آورد دو پیمانه از او برداریم. با اینکار مردم به پدر درود می فرستند و می گویند، خدا آسیابان پیر را بیامرزد او با انصاف تر از پسرانش بود."
چنین کردند و همان شد که پسر بزرگتر گفته بود.
مردم پدر ایشان را دعا کرده و پدر از عذاب نجات یافت و این وصیت گهر بار نسل به نسل میان نوادگان آسیابان منتقل شد و به نسل مسئولین ما رسید!
آشنا نیست واستون؟!
@Secrets_Box