مارادونا مدتی به خاطر افسردگی پس از ترك اعتیاد در بیمارستان بستری بود وقتی مرخص شد حرف قشنگی زد:
اونجا دیوانه های زیادی بودند، یكی میگفت من چگوارا هستم همه باور میكردن، یكی میگفت من گاندی ام همه قبول میكردن.
ولی وقتی من گفتم مارادونا هستم همه خندیدن و گفتن هیچ كس مارادونا نمیشه...!!
اونجا بود كه من خجالت كشیدم كه چه بر سر خودم آوردم...
در این دنیا غرور دمار از روزگار آدم در میاره و دقیقا گرفتار چیزی میشی كه فكر میكنی هرگز در دامش نخواهی افتاد...
مراقب خودتان باشید برگ ها همیشه زمانی میریزند كه فكر میكنند طلا شدند...
✦ دیگو آرماندو مارادونا
@Secrets_Box
اونجا دیوانه های زیادی بودند، یكی میگفت من چگوارا هستم همه باور میكردن، یكی میگفت من گاندی ام همه قبول میكردن.
ولی وقتی من گفتم مارادونا هستم همه خندیدن و گفتن هیچ كس مارادونا نمیشه...!!
اونجا بود كه من خجالت كشیدم كه چه بر سر خودم آوردم...
در این دنیا غرور دمار از روزگار آدم در میاره و دقیقا گرفتار چیزی میشی كه فكر میكنی هرگز در دامش نخواهی افتاد...
مراقب خودتان باشید برگ ها همیشه زمانی میریزند كه فكر میكنند طلا شدند...
✦ دیگو آرماندو مارادونا
@Secrets_Box
✦ عبادت و اطاعت !
از پیرهرات پرسیدند عبادت چیست ؟
فرمود : عبادت خدمت کردن به خلق است
پرسیدند چگونه؟
گفت اگر هر پیشه ای که به آن اشتغال داری رضای خدا که بالطبع رضای مردم را هم همراه دارد در نظر داشته باشی نامش عبادت است.
پرسیدند: پس نماز و روزه و خمس و… این ها چه هستند؟!
گفت : اینها اطاعت هستند که باید بنده برای نزدیک شدن به خدا انجام دهد تا انوار حق بگیرد.
عبادت به جز خدمت به خلق نیست
به تسبیح و سجاده و دلق نیست
✦ خواجه عبدالله انصاری
@Secrets_Box
از پیرهرات پرسیدند عبادت چیست ؟
فرمود : عبادت خدمت کردن به خلق است
پرسیدند چگونه؟
گفت اگر هر پیشه ای که به آن اشتغال داری رضای خدا که بالطبع رضای مردم را هم همراه دارد در نظر داشته باشی نامش عبادت است.
پرسیدند: پس نماز و روزه و خمس و… این ها چه هستند؟!
گفت : اینها اطاعت هستند که باید بنده برای نزدیک شدن به خدا انجام دهد تا انوار حق بگیرد.
عبادت به جز خدمت به خلق نیست
به تسبیح و سجاده و دلق نیست
✦ خواجه عبدالله انصاری
@Secrets_Box
آنجا که آزادی نیست ؛
اگر رأی دادن چیزی را تغییر میداد؛
اجازه نمیدادند که شما رأی بدهید ...!
✦ مارک تواین
@Secrets_Box
اگر رأی دادن چیزی را تغییر میداد؛
اجازه نمیدادند که شما رأی بدهید ...!
✦ مارک تواین
@Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک سکانس فوق العاده از طبیعت
(دفاع از هم نوع)
جالبه بدونید مار ها هم موقعی که باهمدیگه جنگ میکنن ، نیش نمیزنند!
@Secrets_Box
(دفاع از هم نوع)
جالبه بدونید مار ها هم موقعی که باهمدیگه جنگ میکنن ، نیش نمیزنند!
@Secrets_Box
در زمان یکی از شاهان، شایعه شد که شاه مرده !
شاه به عواملش دستور پیگیری داد که کسی که شایعه را درست کرده پیدا کنند.
پس از جستجو ، به عامل شایعه پراکنی که یک پیرزن بود رسیدند.
پیرزن را نزد پادشاه بردند ؛ پادشاه به پیرزن گفت: چرا شایعه مرگ من را درست کردی در حالی که من زنده ام؟!
پیرزن گفت: من از اوضاع مملکت به این نتیجه رسیدم که شما دارفانی را وداع گفته اید!
چون هرکسی هرکاری که بخواهد انجام میدهد ؛ داروغه از همه باج خواهی میکند و به همه زور میگوید.
کاسبها هم کم فروشی و گرانفروشی میکنند.
هیچ دادخواهی هم پیدا نمیشود ...!
در نتیجه فکر کردم شما در قیدِ حیات نیستید ...!!
@Secrets_Box
شاه به عواملش دستور پیگیری داد که کسی که شایعه را درست کرده پیدا کنند.
پس از جستجو ، به عامل شایعه پراکنی که یک پیرزن بود رسیدند.
پیرزن را نزد پادشاه بردند ؛ پادشاه به پیرزن گفت: چرا شایعه مرگ من را درست کردی در حالی که من زنده ام؟!
پیرزن گفت: من از اوضاع مملکت به این نتیجه رسیدم که شما دارفانی را وداع گفته اید!
چون هرکسی هرکاری که بخواهد انجام میدهد ؛ داروغه از همه باج خواهی میکند و به همه زور میگوید.
کاسبها هم کم فروشی و گرانفروشی میکنند.
هیچ دادخواهی هم پیدا نمیشود ...!
در نتیجه فکر کردم شما در قیدِ حیات نیستید ...!!
@Secrets_Box
روزی اسب پیرمردی فرار کرد ، مردم گفتند: چقدر بدشانسی!
پیرمرد گفت: از کجا معلوم!
فردا اسب پیرمرد با چند اسب وحشی برگشت.
مردم گفتند: چقدر خوش شانسی!
پیرمرد گفت: از کجا معلوم!
پسر پیرمرد از روی یکی از اسب ها افتاد و پایش شکست.
مردم گفتند: چقدر بدشانسی!
پیرمرد گفت: از کجا معلوم!
فرداش از شهر آمدند و تمام مردهای جوان را به جنگ بردند به جز پسر پیرمرد که پایش شکسته بود.
مردم گفتند: چقدر خوش شانسی!
پیرمرد گفت: از کجا معلوم!
زندگی پر از خوش شانسی ها و بدشانسی های ظاهری است ، شاید بدترین بدشانسی های امروزتان مقدمه خوش شانسی های فردایتان باشد.
از کجا معلوم؟!
@Secrets_Box
پیرمرد گفت: از کجا معلوم!
فردا اسب پیرمرد با چند اسب وحشی برگشت.
مردم گفتند: چقدر خوش شانسی!
پیرمرد گفت: از کجا معلوم!
پسر پیرمرد از روی یکی از اسب ها افتاد و پایش شکست.
مردم گفتند: چقدر بدشانسی!
پیرمرد گفت: از کجا معلوم!
فرداش از شهر آمدند و تمام مردهای جوان را به جنگ بردند به جز پسر پیرمرد که پایش شکسته بود.
مردم گفتند: چقدر خوش شانسی!
پیرمرد گفت: از کجا معلوم!
زندگی پر از خوش شانسی ها و بدشانسی های ظاهری است ، شاید بدترین بدشانسی های امروزتان مقدمه خوش شانسی های فردایتان باشد.
از کجا معلوم؟!
@Secrets_Box
بعد از دستگیری میرزا رضا کرمانی و هنگام بازجویى از او پرسیدند چرا حضرت ناصرالدین شاه را کشتی؟
او پاسخ داد: سراسر مملکت را فساد و فقر گرفته و همه تقصیر از او بود، چرا که سر رشتهی همه چیز در مملکت به او ختم میشد. گفتند این ربطی به والا حضرت ندارد و اطرافیان او مقصرند، او از خیلی امور ناراست بی اطلاع بود.
ميرزا گفت: اگر اطلاع داشت که حقش بود و اگر بیاطلاع بود، وای به حال مملکتی که شاهش از این همه ناراستی و فقر و فساد بى اطلاع باشد همان به كه بميرد.
@Secrets_Box
او پاسخ داد: سراسر مملکت را فساد و فقر گرفته و همه تقصیر از او بود، چرا که سر رشتهی همه چیز در مملکت به او ختم میشد. گفتند این ربطی به والا حضرت ندارد و اطرافیان او مقصرند، او از خیلی امور ناراست بی اطلاع بود.
ميرزا گفت: اگر اطلاع داشت که حقش بود و اگر بیاطلاع بود، وای به حال مملکتی که شاهش از این همه ناراستی و فقر و فساد بى اطلاع باشد همان به كه بميرد.
@Secrets_Box
عمر زاهد همه طى شد " به تمناى بهشت "
او ندانست که در " ترک تمناست " بهشت
این چه حرفیست که در "عالم بالاست بهشت "
هر کجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت
دوزخ از تیرگی بخت درون من و توست
دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت
✦ صائب تبریزی
@Secrets_Box
او ندانست که در " ترک تمناست " بهشت
این چه حرفیست که در "عالم بالاست بهشت "
هر کجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت
دوزخ از تیرگی بخت درون من و توست
دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت
✦ صائب تبریزی
@Secrets_Box
نامه یک معلم به اداره فرهنگ شهرستان کهگیلویه سال ۱۳۴۱
با کمال ادب چون روز چهارشنبه بعلت کسالت شدید و نداشتن دسترسی به پزشک نتوانستم تدریس کنم و کلاس بوسیله دانش آموزان اداره شد
آن اداره حق دارد یک روز حقوق اینجانب را کسر نماید ... !! ❣
اینا رو باید تو موزه نگهداری کنن، بدون شک این چیزا رو در آینده برای بچه هامون تعریف کنیم باور نمیکنن یه دوره ای آدما اینطوری بودن ...
@Secrets_Box
با کمال ادب چون روز چهارشنبه بعلت کسالت شدید و نداشتن دسترسی به پزشک نتوانستم تدریس کنم و کلاس بوسیله دانش آموزان اداره شد
آن اداره حق دارد یک روز حقوق اینجانب را کسر نماید ... !! ❣
اینا رو باید تو موزه نگهداری کنن، بدون شک این چیزا رو در آینده برای بچه هامون تعریف کنیم باور نمیکنن یه دوره ای آدما اینطوری بودن ...
@Secrets_Box
✦ تنهایی ...!
تنهایی این نیست که دوستی نداشته باشی و از شهر و دیارت دور افتاده باشی و نه خانواده ای و نه قوم و خویشی و نه آشنا و نه همصحبت و نه همزبانی.
تنهایی این است که وقتی همه دروغ می گویند ، تو راست بگویی.
تنهایی این است که وقتی همه هزار چهره دارند ، تو یک چهره داشته باشی.
تنهایی این است وقتی همه خیانت می کنند ، تو وفادار باشی.
تنهایی این است که وقتی همه چاپلوسند ، تو متملق نباشی.
تنهایی این است که وقتی همه از کج می روند ، تو از راست بروی.
تنهایی این است که وقتی همه بر بد بودن اصرار دارند ، تو بر خوب بودن پای بفشاری.
تنهایی این است که انسان باشی و چه تنهایی باشکوهی است انسان بودن.
تنها بمان که این تنهایی هزار بار می ارزد به اینکه یکی باشی همچون دیگران.
@Secrets_Box
تنهایی این نیست که دوستی نداشته باشی و از شهر و دیارت دور افتاده باشی و نه خانواده ای و نه قوم و خویشی و نه آشنا و نه همصحبت و نه همزبانی.
تنهایی این است که وقتی همه دروغ می گویند ، تو راست بگویی.
تنهایی این است که وقتی همه هزار چهره دارند ، تو یک چهره داشته باشی.
تنهایی این است وقتی همه خیانت می کنند ، تو وفادار باشی.
تنهایی این است که وقتی همه چاپلوسند ، تو متملق نباشی.
تنهایی این است که وقتی همه از کج می روند ، تو از راست بروی.
تنهایی این است که وقتی همه بر بد بودن اصرار دارند ، تو بر خوب بودن پای بفشاری.
تنهایی این است که انسان باشی و چه تنهایی باشکوهی است انسان بودن.
تنها بمان که این تنهایی هزار بار می ارزد به اینکه یکی باشی همچون دیگران.
@Secrets_Box
✦ التماس دعا يعنی چه ؟
ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﻣﻮسی ﻓﺮﻣﻮﺩ :
ﺑﺎ ﺯﺑﺎنی ﺩﻋﺎ ﻛﻦ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺁﻥ ﮔﻨﺎﻩ ﻧﻜﺮﺩﻩ ﺍی ﺗﺎ ﺩﻋﺎﻳﺖ ﻣﺴﺘﺠﺎﺏ ﺷﻮﺩ !
ﻣﻮسی ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ : ﭼﮕﻮﻧﻪ؟
ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻓﺮﻣﻮﺩ :
ﺑﻪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺑﮕﻮ ﺑﺮﺍﻳﺖ ﺩﻋﺎ ﻛﻨﻨﺪ
ﭼﻮﻥ ﺗﻮ ﺑﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﺁﻧﺎﻥ ﮔﻨﺎﻩ ﻧﻜﺮﺩﻩ ﺍی!
و این است فلسفه ی التماس دعا
@Secrets_Box
ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﻣﻮسی ﻓﺮﻣﻮﺩ :
ﺑﺎ ﺯﺑﺎنی ﺩﻋﺎ ﻛﻦ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺁﻥ ﮔﻨﺎﻩ ﻧﻜﺮﺩﻩ ﺍی ﺗﺎ ﺩﻋﺎﻳﺖ ﻣﺴﺘﺠﺎﺏ ﺷﻮﺩ !
ﻣﻮسی ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ : ﭼﮕﻮﻧﻪ؟
ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻓﺮﻣﻮﺩ :
ﺑﻪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺑﮕﻮ ﺑﺮﺍﻳﺖ ﺩﻋﺎ ﻛﻨﻨﺪ
ﭼﻮﻥ ﺗﻮ ﺑﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﺁﻧﺎﻥ ﮔﻨﺎﻩ ﻧﻜﺮﺩﻩ ﺍی!
و این است فلسفه ی التماس دعا
@Secrets_Box
چرا ما دعا میکنیم ، در حالی که خداوند از خواسته های ما آگاه است و اگر سکوت هم کنیم او همه را میداند ؟
پاسخ آقای الهی قمشه ای:
دعا بسیج نیروهای درونی ما است، تا بتوانیم آرمانی را که در ذهن داریم مشخص و روشن دنبال کنیم و در این کار از حق و حقیقت که همان خداست یاری میگیریم...
یک قانون فیزیکی میگه که:
هر ذره در حال ساطع کردن مدام انرژی به سمت مشخصی است.
انرژی بدن من و شما قابل هدایت به یک سمت مشخص است.
اگر به چیز مشخصی فکر کنیم انرژی ما به سمت اون چیز مشخص میره...
خیلی وقت ها میشه که به کسی زنگ می زنیم و میگه:
- "چه خوب شد زنگ زدی!"
- " داشتم بهت زنگ می زدم!"
- "داشتم بهت فکر می کردم!"
- "حلال زاده!"
نکتهٔ جالبش اینه که من به محض اینکه به شخص خاصی هر جای دنیا که فکر کنم انرژی های من بلافاصله به سمت اون حرکت می کنه و بلافاصله به او میرسد بدون سپری شدن زمان.
در فیزیک به این میگن "جهش کوانتومی".
یعنی انرژی ما از زمان عبور میكند....!
پس به محض اینکه ما به چیزی فکر کنیم انرژی ما پیش او حاضر است.
پس افکار خوشایند خود را تقویت کنیم تفکر مثبت داشته باشیم...
از همه مهمتر به خدا که مظهر عشق و مهربانیست بیندیشیم و خواسته هایمان را به زبان بیاریم زیرا انرژی حاصل از آن خواسته ی ما را براورده خواهد کرد .
@Secrets_Box
پاسخ آقای الهی قمشه ای:
دعا بسیج نیروهای درونی ما است، تا بتوانیم آرمانی را که در ذهن داریم مشخص و روشن دنبال کنیم و در این کار از حق و حقیقت که همان خداست یاری میگیریم...
یک قانون فیزیکی میگه که:
هر ذره در حال ساطع کردن مدام انرژی به سمت مشخصی است.
انرژی بدن من و شما قابل هدایت به یک سمت مشخص است.
اگر به چیز مشخصی فکر کنیم انرژی ما به سمت اون چیز مشخص میره...
خیلی وقت ها میشه که به کسی زنگ می زنیم و میگه:
- "چه خوب شد زنگ زدی!"
- " داشتم بهت زنگ می زدم!"
- "داشتم بهت فکر می کردم!"
- "حلال زاده!"
نکتهٔ جالبش اینه که من به محض اینکه به شخص خاصی هر جای دنیا که فکر کنم انرژی های من بلافاصله به سمت اون حرکت می کنه و بلافاصله به او میرسد بدون سپری شدن زمان.
در فیزیک به این میگن "جهش کوانتومی".
یعنی انرژی ما از زمان عبور میكند....!
پس به محض اینکه ما به چیزی فکر کنیم انرژی ما پیش او حاضر است.
پس افکار خوشایند خود را تقویت کنیم تفکر مثبت داشته باشیم...
از همه مهمتر به خدا که مظهر عشق و مهربانیست بیندیشیم و خواسته هایمان را به زبان بیاریم زیرا انرژی حاصل از آن خواسته ی ما را براورده خواهد کرد .
@Secrets_Box
به بهلول گفتند:
میخواهی قاضی شوی ؟
گفت نه ،
گفتند : چرا ؟
گفت نمیخواهم نادانے میان دو دانا باشم
زیرا شاکی و متهم
اصل ماجرا را میدانند
و من ساده باید حقیقت را حدس بزنم ..!!
@Secrets_Box
میخواهی قاضی شوی ؟
گفت نه ،
گفتند : چرا ؟
گفت نمیخواهم نادانے میان دو دانا باشم
زیرا شاکی و متهم
اصل ماجرا را میدانند
و من ساده باید حقیقت را حدس بزنم ..!!
@Secrets_Box
بدبختترین افراد کسانی هستند
که به خاطر منافعشان
نه حرف حق میزنند
نه حرف حق میشنوند
و نه حتی حق را میبینند ...!!
✦ علی شریعتی
@Secrets_Box
که به خاطر منافعشان
نه حرف حق میزنند
نه حرف حق میشنوند
و نه حتی حق را میبینند ...!!
✦ علی شریعتی
@Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این کلیپ ارزش بارها دیدن رو داره !
خوبی کردن ، مهربانی ، با هم بودن
و به فکر هم بودن را بیاموزیم .
@Secrets_Box
خوبی کردن ، مهربانی ، با هم بودن
و به فکر هم بودن را بیاموزیم .
@Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگه ۲۴ ساعت تخم مرغ در نوشابه بماند چه اتفاقی میفتد !!!
حالا تصور کنین با بدن ما چیکار میکنه !
@Secrets_Box
حالا تصور کنین با بدن ما چیکار میکنه !
@Secrets_Box
کنار سی و سه پل نشسته بودم … نگاهم به دختر بچه سه یا چهار ساله خارجی افتاد که از پدر و مادرش اندکی فاصله گرفته بود و داشت مرا نگاه میکرد . بقدری چهره زیبا و بانمکی داشت که بی اختیار با دستم اشاره کردم به طرفم بیاید اما در حالتی از شک و ترس از جایش تکان نخورد...
دو سه بار دیگر هم تکرار کردم اما نیامد .
به عادت همیشگی ، دستم را که خالی بود مشت کردم و به سمتش گرفتم تا احساس کند چیزی برایش دارم . بلافاصله به سویم حـرکت کرد . در همین لحظه پدرش که گویا دورادور مواظبش بود بسرعت به سمت من آمد و یک شکلات را مخفیانه در مشتم قرار داد...
بچه آمد و شکلات را گرفت . من که دست و پا شکسته انگلیسی حرف میزدم به پدرش گفتم من قصد اذیت او را نداشتم . گفت میدانم و مطمئنم که میخواستی با او بازی کنی اما وقتی مشتت را باز میکردی او متوجه میشد که اعتمادش به تو بیهوده بوده است.
کار تو باعث میگردید که بچه ، دروغ را تجربه کند و دیگر تا آخر عمرش به کسی اعتماد نکند...!
@Secrets_Box
دو سه بار دیگر هم تکرار کردم اما نیامد .
به عادت همیشگی ، دستم را که خالی بود مشت کردم و به سمتش گرفتم تا احساس کند چیزی برایش دارم . بلافاصله به سویم حـرکت کرد . در همین لحظه پدرش که گویا دورادور مواظبش بود بسرعت به سمت من آمد و یک شکلات را مخفیانه در مشتم قرار داد...
بچه آمد و شکلات را گرفت . من که دست و پا شکسته انگلیسی حرف میزدم به پدرش گفتم من قصد اذیت او را نداشتم . گفت میدانم و مطمئنم که میخواستی با او بازی کنی اما وقتی مشتت را باز میکردی او متوجه میشد که اعتمادش به تو بیهوده بوده است.
کار تو باعث میگردید که بچه ، دروغ را تجربه کند و دیگر تا آخر عمرش به کسی اعتماد نکند...!
@Secrets_Box
✦ چقدر بی کلاسی زیبا بود ...!
یادش بخیر قدیما که "بی کلاس" بودیم بیشتر دور هم بودیم و چقدر خوش میگذشت و هر چقدر با کلاس تر میشیم از همدیگه دورتر میشیم.
قدیما که "بی کلاس" بودیم و موبایل و تلفن نبود و واسه رفت و آمد وسیله شخصی نبود ، همیشه خونه ها تمیز بود و آماده پذیرایی از مهمونا و وقتی کلون در خونه در هر زمانی به صدا در میومد ، خوشحال میشدیم ؛ چون مهمون میومد و به سادگی مهمونی برگزار میشد.
آخه چون "بی کلاس" بودیم آشپزخونه ها اوپن نبود و گازهای فردار و ماکروفر و… نبود و از فست فود خبری نبود ، ولی همیشه بوی خوش غذا آدمو مست میکرد و هر چند تا مهمون هم که میومد ، همون غذای موجود رو دور هم میخوردیم و خیلی هم خوش میگذشت.
تازه چون "بی کلاس" بودیم میز ناهارخوری و مبل هم نداشتیم و روی زمین و چهارزانو کنار هم مینشستیم و میگفتیم و میخندیدیم و با دل خوش زندگی می کردیم.
حالا که فکر میکنم میبینم چقدر "بی کلاسی" زیبا بود! آخه از وقتی که با کلاس شدیم و آشپزخونه ها اوپن شدن و میز ناهار خوری و مبل داریم و تازه واسه رفت و آمد همگی ماشین داریم و هم تو خونه تلفن داریم و هم آخرین مدل تلفن همراهو داریم و خلاصه کلی کلاسهای دیگه ؛ مثل بخار پز و انواع زود پز و… داریم ولی دیگه آمد و شد نداریم! چون خیلی با کلاس شدیم! تازه هر از چند گاهی هم که دور هم جمع میشیم ، کلاً درگیر کلاسیم و از صفا و صمیمیت و از همه مهمتر سادگی خبری نیست!!
@Secrets_Box
یادش بخیر قدیما که "بی کلاس" بودیم بیشتر دور هم بودیم و چقدر خوش میگذشت و هر چقدر با کلاس تر میشیم از همدیگه دورتر میشیم.
قدیما که "بی کلاس" بودیم و موبایل و تلفن نبود و واسه رفت و آمد وسیله شخصی نبود ، همیشه خونه ها تمیز بود و آماده پذیرایی از مهمونا و وقتی کلون در خونه در هر زمانی به صدا در میومد ، خوشحال میشدیم ؛ چون مهمون میومد و به سادگی مهمونی برگزار میشد.
آخه چون "بی کلاس" بودیم آشپزخونه ها اوپن نبود و گازهای فردار و ماکروفر و… نبود و از فست فود خبری نبود ، ولی همیشه بوی خوش غذا آدمو مست میکرد و هر چند تا مهمون هم که میومد ، همون غذای موجود رو دور هم میخوردیم و خیلی هم خوش میگذشت.
تازه چون "بی کلاس" بودیم میز ناهارخوری و مبل هم نداشتیم و روی زمین و چهارزانو کنار هم مینشستیم و میگفتیم و میخندیدیم و با دل خوش زندگی می کردیم.
حالا که فکر میکنم میبینم چقدر "بی کلاسی" زیبا بود! آخه از وقتی که با کلاس شدیم و آشپزخونه ها اوپن شدن و میز ناهار خوری و مبل داریم و تازه واسه رفت و آمد همگی ماشین داریم و هم تو خونه تلفن داریم و هم آخرین مدل تلفن همراهو داریم و خلاصه کلی کلاسهای دیگه ؛ مثل بخار پز و انواع زود پز و… داریم ولی دیگه آمد و شد نداریم! چون خیلی با کلاس شدیم! تازه هر از چند گاهی هم که دور هم جمع میشیم ، کلاً درگیر کلاسیم و از صفا و صمیمیت و از همه مهمتر سادگی خبری نیست!!
@Secrets_Box
علت استفاده ژاپنیها از کرسی
"کوتاتسو"، یک میز چوبی است که زیر آن یک وسیله گرمایشی قرار داده شده و روی آن نیز یک لحاف بزرگ انداخته میشود؛ با استناد به نوشتههای تاریخی، کوکاتسو تقریباً در تمامی خانههای ژاپنی مورد استفاده بوده است.
در اکثر خانههای ژاپنی هیچ سیستم خنککننده و گرمایشی مرکزی وجود ندارد زیرا این هزینهها برای عموم مردم ژاپنی مقرون به صرفه نیستند؛ از این رو، ژاپنیها بهجای نصب سیستم گرمایشی متمرکز از کوتاتسو یا همان کرسی برای گرم کردن خود استفاده میکنند.
به عقیده آنها کوتاتسو برای سلامتی انسان مفید است؛ کوتاتسو بهترین روش برای گرم کردن آرام بدن است؛ پاها در زیر کرسی آرام آرام گرم میشود و این گرما به دیگر نقاط بدن انتقال پیدا میکند.
این عمل منجر به خونسازی در بدن میشود؛ در این حالت مغز استخوان که کارش خونسازی است شروع به فعالیت کرده و عملیات خونسازی را تقویت میکند.
کوتاتسو در نظر ژاپنیها ارتباطات بیشتری را بین خانوادهها و حتی دوستان ایجاد میکند؛ میان زمستانهای طولانی در ژاپن، کوتاتسو نقطه کانونی زندگی مسکونی به حساب میآید.
@Secrets_Box
"کوتاتسو"، یک میز چوبی است که زیر آن یک وسیله گرمایشی قرار داده شده و روی آن نیز یک لحاف بزرگ انداخته میشود؛ با استناد به نوشتههای تاریخی، کوکاتسو تقریباً در تمامی خانههای ژاپنی مورد استفاده بوده است.
در اکثر خانههای ژاپنی هیچ سیستم خنککننده و گرمایشی مرکزی وجود ندارد زیرا این هزینهها برای عموم مردم ژاپنی مقرون به صرفه نیستند؛ از این رو، ژاپنیها بهجای نصب سیستم گرمایشی متمرکز از کوتاتسو یا همان کرسی برای گرم کردن خود استفاده میکنند.
به عقیده آنها کوتاتسو برای سلامتی انسان مفید است؛ کوتاتسو بهترین روش برای گرم کردن آرام بدن است؛ پاها در زیر کرسی آرام آرام گرم میشود و این گرما به دیگر نقاط بدن انتقال پیدا میکند.
این عمل منجر به خونسازی در بدن میشود؛ در این حالت مغز استخوان که کارش خونسازی است شروع به فعالیت کرده و عملیات خونسازی را تقویت میکند.
کوتاتسو در نظر ژاپنیها ارتباطات بیشتری را بین خانوادهها و حتی دوستان ایجاد میکند؛ میان زمستانهای طولانی در ژاپن، کوتاتسو نقطه کانونی زندگی مسکونی به حساب میآید.
@Secrets_Box