جعبه اسرار – Telegram
جعبه اسرار
88K subscribers
21.8K photos
10.4K videos
2 files
4.29K links

※ جعبه اسرار می‌کوشد تا بدور از هرگونه فعالیت سیاسی و غیراخلاقی، در راستای نقد اجتماعی با زبان طنز تولید محتوا کند. ※ با احترام، این کانال، مسئولیتی بابت کامنت کاربران ندارد.

ارتباط : 📢 @Secrets_ads
Download Telegram
روزی اسب پیرمردی فرار کرد ، مردم گفتند: چقدر بدشانسی!
پیرمرد گفت: از کجا معلوم!

فردا اسب پیرمرد با چند اسب وحشی برگشت.
مردم گفتند: چقدر خوش شانسی!
پیرمرد گفت: از کجا معلوم!

پسر پیرمرد از روی یکی از اسب ها افتاد و پایش شکست.
مردم گفتند: چقدر بدشانسی!
پیرمرد گفت: از کجا معلوم!

فرداش از شهر آمدند و تمام مردهای جوان را به جنگ بردند به جز پسر پیرمرد که پایش شکسته بود.
مردم گفتند: چقدر خوش شانسی!
پیرمرد گفت: از کجا معلوم!

زندگی پر از خوش شانسی ها و بدشانسی های ظاهری است ، شاید بدترین بدشانسی های امروزتان مقدمه خوش شانسی های فردایتان باشد.
از کجا معلوم؟!

@Secrets_Box
بعد از دستگیری میرزا رضا کرمانی و هنگام بازجویى از او پرسیدند چرا حضرت ناصرالدین شاه را کشتی؟

او پاسخ داد: سراسر مملکت را فساد و فقر گرفته و همه تقصیر از او بود، چرا که سر رشته‌ی همه چیز در مملکت به او ختم می‌شد. گفتند این ربطی به والا حضرت ندارد و اطرافیان او مقصرند، او از خیلی امور ناراست بی اطلاع بود.

ميرزا گفت: اگر اطلاع داشت که حقش بود و اگر بی‌اطلاع بود، وای به حال مملکتی که شاهش از این همه ناراستی و فقر و فساد بى اطلاع باشد همان به كه بميرد.

@Secrets_Box
عمر زاهد همه طى شد " به تمناى بهشت "

او ندانست که در " ترک تمناست " بهشت

این چه حرفیست که در "عالم بالاست بهشت "

هر کجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت

دوزخ از تیرگی بخت درون من و توست

دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت


✦ صائب تبریزی

@Secrets_Box
نامه یک معلم به اداره فرهنگ شهرستان کهگیلویه سال ۱۳۴۱

با کمال ادب چون روز چهارشنبه بعلت کسالت شدید و نداشتن دسترسی به پزشک نتوانستم تدریس کنم و کلاس بوسیله دانش آموزان اداره شد
آن اداره حق دارد یک روز حقوق اینجانب را کسر نماید ... !!

اینا رو باید تو موزه نگهداری کنن، بدون شک این چیزا رو در آینده برای بچه هامون تعریف کنیم باور نمیکنن یه دوره ای آدما اینطوری بودن ...

@Secrets_Box
✦ تنهایی ...!

تنهایی این نیست که دوستی نداشته باشی و از شهر و دیارت دور افتاده باشی و نه خانواده ای و نه قوم و خویشی و نه آشنا و نه همصحبت و نه همزبانی.

تنهایی این است که وقتی همه دروغ می گویند ، تو راست بگویی.
تنهایی این است که وقتی همه هزار چهره دارند ، تو یک چهره داشته باشی.
تنهایی این است وقتی همه خیانت می کنند ، تو وفادار باشی.
تنهایی این است که وقتی همه چاپلوسند ، تو متملق نباشی.
تنهایی این است که وقتی همه از کج می روند ، تو از راست بروی.
تنهایی این است که وقتی همه بر بد بودن اصرار دارند ، تو بر خوب بودن پای بفشاری.
تنهایی این است که انسان باشی و چه تنهایی باشکوهی است انسان بودن.

تنها بمان که این تنهایی هزار بار می ارزد به اینکه یکی باشی همچون دیگران.


@Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تاثیرات احساسات بر جسم و بدن انسان رو مشاهده کنید



@Secrets_Box
✦ التماس دعا يعنی چه ؟

ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﻣﻮسی ﻓﺮﻣﻮﺩ :
ﺑﺎ ﺯﺑﺎنی ﺩﻋﺎ ﻛﻦ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺁﻥ ﮔﻨﺎﻩ ﻧﻜﺮﺩﻩ ﺍی ﺗﺎ ﺩﻋﺎﻳﺖ ﻣﺴﺘﺠﺎﺏ ﺷﻮﺩ !
ﻣﻮسی ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ : ﭼﮕﻮﻧﻪ؟

ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻓﺮﻣﻮﺩ :
ﺑﻪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺑﮕﻮ ﺑﺮﺍﻳﺖ ﺩﻋﺎ ﻛﻨﻨﺪ
ﭼﻮﻥ ﺗﻮ ﺑﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﺁﻧﺎﻥ ﮔﻨﺎﻩ ﻧﻜﺮﺩﻩ ﺍی!


و این است فلسفه ی التماس دعا

@Secrets_Box
چرا ما دعا میکنیم ، در حالی که خداوند از خواسته های ما آگاه است و اگر سکوت هم کنیم او همه را میداند ؟

پاسخ آقای الهی قمشه ای:

دعا بسیج نیروهای درونی ما است، تا بتوانیم آرمانی را که در ذهن داریم مشخص و روشن دنبال کنیم و در این کار از حق و حقیقت که همان خداست یاری میگیریم...

یک قانون فیزیکی میگه که:

هر ذره در حال ساطع کردن مدام انرژی به سمت مشخصی است.
انرژی بدن من و شما قابل هدایت به یک سمت مشخص است.
اگر به چیز مشخصی فکر کنیم انرژی ما به سمت اون چیز مشخص میره...

خیلی وقت ها میشه که به کسی زنگ می زنیم و میگه:

- "چه خوب شد زنگ زدی!"

- " داشتم بهت زنگ می زدم!"

- "داشتم بهت فکر می کردم!"

- "حلال زاده!"

نکتهٔ جالبش اینه که من به محض اینکه به شخص خاصی هر جای دنیا که فکر کنم انرژی های من بلافاصله به سمت اون حرکت می کنه و بلافاصله به او میرسد بدون سپری شدن زمان.
در فیزیک به این میگن "جهش کوانتومی".
یعنی انرژی ما از زمان عبور میكند....!

پس به محض اینکه ما به چیزی فکر کنیم انرژی ما پیش او حاضر است.
پس افکار خوشایند خود را تقویت کنیم تفکر مثبت داشته باشیم...
از همه مهمتر به خدا که مظهر عشق و مهربانیست بیندیشیم و خواسته هایمان را به زبان بیاریم زیرا انرژی حاصل از آن خواسته ی ما را براورده خواهد کرد .

@Secrets_Box
به بهلول گفتند:
میخواهی قاضی شوی ؟
گفت نه ،
گفتند : چرا ؟
گفت نمیخواهم نادانے میان دو دانا باشم
زیرا شاکی و متهم
اصل ماجرا را میدانند
و من ساده باید حقیقت را حدس بزنم ..!!

@Secrets_Box
بدبخت‌ترین افراد کسانی هستند
که به خاطر منافعشان
نه حرف حق می‌زنند
نه حرف حق می‌شنوند
و نه حتی حق را می‌بینند ...!!


✦ علی شریعتی

@Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این کلیپ ارزش بارها دیدن رو داره !

خوبی کردن ، مهربانی ، با هم بودن
و به فکر هم بودن را بیاموزیم .


@Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگه ۲۴ ساعت تخم مرغ در نوشابه بماند چه اتفاقی میفتد !!!

حالا تصور کنین با بدن ما چیکار میکنه !


@Secrets_Box
کنار سی و سه پل نشسته بودم … نگاهم به دختر بچه سه یا چهار ساله خارجی افتاد که از پدر و مادرش اندکی فاصله گرفته بود و داشت مرا نگاه میکرد . بقدری چهره زیبا و بانمکی داشت که بی اختیار با دستم اشاره کردم به طرفم بیاید اما در حالتی از شک و ترس از جایش تکان نخورد...

دو سه بار دیگر هم تکرار کردم اما نیامد .
به عادت همیشگی ، دستم را که خالی بود مشت کردم و به سمتش گرفتم تا احساس کند چیزی برایش دارم . بلافاصله به سویم حـرکت کرد . در همین لحظه پدرش که گویا دورادور مواظبش بود بسرعت به سمت من آمد و یک شکلات را مخفیانه در مشتم قرار داد...

بچه آمد و شکلات را گرفت . من که دست و پا شکسته انگلیسی حرف میزدم به پدرش گفتم من قصد اذیت او را نداشتم . گفت میدانم و مطمئنم که میخواستی با او بازی کنی اما وقتی مشتت را باز میکردی او متوجه میشد که اعتمادش به تو بیهوده بوده است.
کار تو باعث میگردید که بچه ، دروغ را تجربه کند و دیگر تا آخر عمرش به کسی اعتماد نکند...!

@Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وضعیت هر ایرانی زیر فشار گرانی های کمرشکن و مشکلات معیشتی و ...!



@Secrets_Box
✦ چقدر بی کلاسی زیبا بود ...!

یادش بخیر قدیما که "بی کلاس" بودیم بیشتر دور هم بودیم و چقدر خوش میگذشت و هر چقدر با کلاس تر میشیم از همدیگه دورتر میشیم.

قدیما که "بی کلاس" بودیم و موبایل و تلفن نبود و واسه رفت و آمد وسیله شخصی نبود ، همیشه خونه ها تمیز بود و آماده پذیرایی از مهمونا و وقتی کلون در خونه در هر زمانی به صدا در میومد ، خوشحال میشدیم ؛ چون مهمون میومد و به سادگی مهمونی برگزار میشد.

آخه چون "بی کلاس" بودیم آشپزخونه ها اوپن نبود و گازهای فردار و ماکروفر و… نبود و از فست فود خبری نبود ، ولی همیشه بوی خوش غذا آدمو مست میکرد و هر چند تا مهمون هم که میومد ، همون غذای موجود رو دور هم میخوردیم و خیلی هم خوش میگذشت.

تازه چون "بی کلاس" بودیم میز ناهارخوری و مبل هم نداشتیم و روی زمین و چهارزانو کنار هم مینشستیم و میگفتیم و میخندیدیم و با دل خوش زندگی می کردیم.

حالا که فکر میکنم میبینم چقدر "بی کلاسی" زیبا بود! آخه از وقتی که با کلاس شدیم و آشپزخونه ها اوپن شدن و میز ناهار خوری و مبل داریم و تازه واسه رفت و آمد همگی ماشین داریم و هم تو خونه تلفن داریم و هم آخرین مدل تلفن همراهو داریم و خلاصه کلی کلاسهای دیگه ؛ مثل بخار پز و انواع زود پز و… داریم ولی دیگه آمد و شد نداریم! چون خیلی با کلاس شدیم! تازه هر از چند گاهی هم که دور هم جمع میشیم ، کلاً درگیر کلاسیم و از صفا و صمیمیت و از همه مهمتر سادگی خبری نیست!!

@Secrets_Box
علت استفاده ژاپنی‌ها از کرسی

"کوتاتسو"، یک میز چوبی است که زیر آن یک وسیله گرمایشی قرار داده شده و روی آن نیز یک لحاف بزرگ انداخته می‌شود؛ با استناد به نوشته‌های تاریخی، کوکاتسو تقریباً در تمامی خانه‌های ژاپنی مورد استفاده بوده است.

در اکثر خانه‌های ژاپنی هیچ سیستم خنک‌کننده و گرمایشی مرکزی وجود ندارد زیرا این هزینه‌ها برای عموم مردم ژاپنی مقرون به صرفه نیستند؛ از این رو، ژاپنی‌ها به‌جای نصب سیستم گرمایشی متمرکز از کوتاتسو یا همان کرسی برای گرم کردن خود استفاده می‌کنند.

به ‌عقیده آنها کوتاتسو برای سلامتی انسان مفید است؛ کوتاتسو بهترین روش برای گرم کردن آرام بدن است؛ پاها در زیر کرسی آرام آرام گرم می‌شود و این گرما به دیگر نقاط بدن انتقال پیدا می‌کند.

این عمل منجر به خون‌سازی در بدن می‌شود؛ در این حالت مغز استخوان که کارش خون‌سازی است شروع به فعالیت کرده و عملیات خون‌سازی را تقویت می‌کند.

کوتاتسو در نظر ژاپنی‌ها ارتباطات بیشتری را بین خانواده‌ها و حتی دوستان ایجاد می‌کند؛ میان زمستان‌های طولانی در ژاپن، کوتاتسو نقطه کانونی زندگی مسکونی به‌ حساب می‌آید.

@Secrets_Box
درود به همه مادران قهرمان

ادیسون به خانه بازگشت یادداشتی به مادرش داد ، گفت:
این را آموزگارم داد گفت فقط مادرت بخواند ، مادر در حالی که اشک در چشمانش داشت برای کودکش خواند:
" فرزند شما یک نابغه است و این مدرسه برای او کوچک است آموزش او را خود بر عهده بگیرید "

سالها گذشت مادرش از دنیا رفته بود روزی ادیسون که اکنون بزرگترین مخترع قرن بود در اطاق خانه ، خاطراتش را مرور میکرد برگه ای در میان شکاف دیوار او را کنجکاو کرد آن را بيرون كشيد و خواند
نوشته بود: کودک شما کودن است از فردا او را به مكتب راه نمی دهیم.
ادیسون ساعتها گریست و در خاطراتش نوشت:
توماس ادیسون کودک کودنی بود که توسط یک مادر قهرمان به نابغه قرن تبدیل شد.

@Secrets_Box
یکی از عجایب جنگلای شمال اینه که هر چقدر به اعماقش میری به جای پلنگ ، امام زاده پیدا میکنی!
يعنی جايی که پلنگ هم نميتونه بره ؛
علمای اسلام رفتن!!!

@Secrets_Box
در ایران باستان فردای " شب یلدا " ، روز برابری بود و همه از جمله پادشاه لباس ساده اى میپوشیدند تا یکسان باشند و کسی حق دستور دادن به دیگری را نداشت و کارها داوطلبانه انجام میگرفت.

@Secrets_Box
خدا خر را آفرید و به او گفت:
تو بار خواهی برد ، از زمانی که تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی که تاریکی شب سر می رسد. و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد بود و تو علف خواهی خورد و از عقل بی بهره خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی کرد و تو یک خر خواهی بود.

خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا من می خواهم خر باشم ، اما پنجاه سال برای خری همچون من عمری طولانی است. پس کاری کن فقط بیست سال زندگی کنم و خداوند آرزوی خر را برآورده کرد .

خدا سگ را آفرید و به او گفت:
تو نگهبان خانه انسان خواهی بود و بهترین دوست و وفادارترین یار انسان خواهی شد. تو غذایی را که به تو می دهند خواهی خورد و سی سال زندگی خواهی کرد. تو یک سگ خواهی بود.

سگ به خداوند پاسخ داد: خداوندا سی سال زندگی عمری طولانی است کاری کن من فقط پانزده سال عمر کنم و خداوند آرزوی سگ را برآورد...

خدا میمون را آفرید و به او گفت:
و تو از این سو به آن سو و از این شاخه به آن شاخه خواهی پرید و برای سرگرم کردن دیگران کارهای جالب انجام خواهی داد و بیست سال عمر خواهی کرد و یک میمون خواهی بود.

میمون به خداوند پاسخ داد: بیست سال عمری طولانی است ، من می خواهم ده سال عمر کنم و خداوند آرزوی میمون را برآورده کرد.

و سرانجام خداوند انسان را آفرید و به او گفت:
تو انسان هستی تنها مخلوق هوشمند روی تمام سطح کره زمین. تو می توانی از هوش خودت استفاده کنی و سروری همه موجودات را برعهده بگیری و بر تمام جهان تسلط داشته باشی و تو بیست سال عمر خواهی کرد.

انسان گفت: سرورم! گرچه من دوست دارم انسان باشم ، اما بیست سال مدت کمی برای زندگی است. آن سی سالی که خر نخواست ، آن پانزده سالی که سگ نخواست و آن ده سالی که میمون نخواست زندگی کند ، به من بده.
و خداوند آرزوی انسان را برآورده کرد...!

و از آن زمان تا کنون انسان فقط بیست سال مثل انسان زندگی می کند !!!!!

و پس از آن ، ازدواج می کند و سی سال مثل خر کار می کند مثل خر زندگی می کند ، و مثل خر بار می برد !

و پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند ، پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در آن زندگی می کند ، نگهبانی می دهد و هر چه به او بدهند میخورد...!!!

و وقتی پیر شد ، ده سال مثل میمون زندگی می کند ؛ از خانه این پسرش به خانه آن دخترش می رود و سعی می کند مثل میمون نوه هایش را سرگرم کند...!!!

@Secrets_Box
یاد دارم در غروبی سرد سرد
می گذشت از کوچه ما دوره گرد

داد می زد: کهنه قالی می خرم
دست دوم، جنس عالی می خرم
کوزه و ظرف سفالی می خرم
گر نداری، شیشه خالی می خرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست
عاقبت آهی کشید، بغض اش شکست
اول ماه است و نان در سفره نیست
ای خدا شکرت، ولی این زندگی است؟!!!

سوختم، دیدم که بابا پیر بود
بدتر از او، خواهرم دلگیر بود

بوی نان تازه هوش اش برده بود
اتفاقا مادرم هم، روزه بود

صورت اش دیدم که لک برداشته
دست خوش رنگ اش، ترک برداشته

باز هم بانگ درشت پیرمرد
پرده اندیشه ام را پاره کرد

دوره گردم، کهنه قالی می خرم
دست دوم، جنس عالی می خرم
کوزه و ظرف سفالی می خرم
گر نداری، شیشه خالی می خرم

خواهرم بی روسری بیرون دوید
گفت: " آقا ، سفره خالی می خرید؟!! "

✦ قیصر امین پور

@Secrets_Box