جعبه اسرار – Telegram
جعبه اسرار
87K subscribers
21.9K photos
10.4K videos
4 files
4.3K links

※ جعبه اسرار می‌کوشد تا بدور از هرگونه فعالیت سیاسی و غیراخلاقی، در راستای نقد اجتماعی با زبان طنز تولید محتوا کند. ※ با احترام، این کانال، مسئولیتی بابت کامنت کاربران ندارد.

ارتباط : 📢 @Secrets_ads
Download Telegram
‏از آیت‌الله سیستانی استفتا شده که حکم عاشق شدن چیه؟ جواب داده :
« امر غیراختیاری، حکم ندارد. »

شاعرانه‌ ترین فتوا از صدر اسلام تا حالا ♥️

📡 @Secrets_Box
در دبی درختانی مصنوعی شبیه نخل خرما وجود دارند ، که خدمات وای‌فای و شارژ گوشی ارائه میدهند.

اونوقت ما هنوز دنبال بسته ارزون ایرانسلیم!!

📡 @Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیش‌بینی پنج سال پیش مهران مدیری از وضعیت مردم و کشور.
چقدر این حرفا آشناست...
گوشت چیه!؟ خنده و شادی چیه....؟!

📡 @Secrets_Box
فلسفه واژه الو در آغاز مکالمات تلفنی

تلفن را الکساندر گراهام بل اختراع کرد، اولین خط تلفن را به خانه معشوقه اش " آلساندرا لولیتا اوسوالدو " وصل کرد.
در هر تماس او را با نام کاملش میخواند. گراهام بل مدتی بعد نام معشوقه اش را کوتاه کرد " آله لول اس "!
و دفعات دیگر نیز کوتاهتر : الو .
از آن پس بل با گفتن " الو " تلفن جواب میداد .

بل به چند نقطه شهر خط تلفن کشید و انسان‌ها مانند بل موقع زنگ زدن تلفن "الو" می‌گفتند.
امروزه از هر نقطه دنیا صدای " الو " شنیده می‌شود اما بیشتر افراد ماجرای الو را یا نمی‌دانند و یا اصلاً کنجکاوی هم نمی‌کنند.

📡 @Secrets_Box
فرخ رو پارسا وزیر آموزش و پرورش، او نخستین زنی بود که در ایران به وزارت رسید





@Tasavire_Mandegar
💔1
میدونستین کیوی اسم این پرنده در نیوزلند بوده که فقط به خاطر شباهتش اسمش رو روی میوه گذاشتن؟

📡 @Secrets_Box
وقتی تو ایران بدنیا میای

📡 @Secrets_Box
سازندگان کشتی تایتانیک بر این باور بودند که حتی خدا هم قادر به غرق کردن آن نخواهد بود اما برای غرق کردن تایتانیک نیازی به خدا نبود زیرا یک کوه یخی برای غرق کردن آن کافی شد .

به تصویر توجه کنید

این یکی از بزرگترین تجمع های حزب نازیست که در اوج قدرت هیتلر برگزار شد گفته شده که مردم آلمان و اروپا بعد از برگزاری این تجمع مدام این جمله را تکرار می کردند "حتی خدا هم قادر به نابودی هیتلر نخواهد بود ".

اما برای نابودی هیتلر هم نیاز به خدا نبود بلکه خود او بود که خود را نابود ساخت!

گاهی بزرگترین سازه‌ها و بزرگترین قدرت‌ها هم نمی توانند تصور کنند ، مسلماً روزی چیزی و یا اشتباهی باعث نابودی آن‌ها خواهد شد .

📡 @Secrets_Box
روزی مردی به دربار کریم‌خان زند میرود و ناله و فریاد سر میدهد. کریم‌خان علت را جویا میشود، مرد با درشتی میگوید: دزد همه اموالم را برده است!
کریم خان میپرسد:
وقتی اموالت به سرقت رفت کجا بودی؟!

مرد میگوید خواب بودم! کریم‌خان میگوید خب چرا خوابیدی که اموالت را ببرند؟ مرد میگوید: من خواب بودم چون فکر میکردم تو بیداری! کریم خان سکوت میکند و سپس دستور میدهد خسارتش را از خزانه جبران کنند و در پایان میگوید:
این مرد راست میگوید، ما باید بیدار باشیم ...


📚 نام‌آوران دادگر
✦ غلامرضا جمالی

📡 @Secrets_Box
بستنِ دکمه زیر گلو زمانی خوب است
که جلوی رد شدن لقمه‌ حرام را بگیرد!
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

📡 @Secrets_Box
ابليس را در حال فرار از ایران دیدند .
از او پرسيدند: چرا از ايران فرار کردی؟
در پاسخ گفت:
مهارت های دزدی، رباخواری، رياکاری، کلاهبرداری، حيله گری، دروغ، اختلاس و رشوه خواری را به آن‌ها آموختم و بوسيله اين‌ها ، کاخ و ماشين و ویلا و مزرعه و... خريدند و ساختند و بر روی آنها نوشتند:
« هذا من فضل ربی »
نمک نشناس ها از بیخ و بن منکر من شدند!!

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌📡 @Secrets_Box
روزی پادشاهی خزانه را خالی دید ، پس به وزیر زیرک خود دستور داد طرحی برای بودجه سال بعد ارائه کند.
وزیر پس از مشورت با اصحاب اقتصاد، برای جبران کسری بودجه طرحی ارائه کرد که شامل سه بند بود:
مالیات دو برابر شود.
نیمی از گاو و گوسفندها به نفع دولت مصادره شود.
کسی حق ندارد آروغ بزند!


پادشاه طرح را که دید، با پوزخندی به وزیر گفت بند اول و دوم قبول، اما سومی یعنی چی؟ چرا مردم نباید آروغ بزنند؟
وزیر زیرک گفت قسمت سوم ضمانت اجرای دو قسمت قبل است. او ادامه داد بند سومی برای تخلیه انرژی اعتراضی مردم است و ما با استفاده از جارچی‌ها آروغ نزدن را به مهمترین مسئله مردم تبدیل میکنیم ، مردم هم به جای پرداختن به بندهای اول و دوم، به قسمت سوم خواهند پرداخت.

در نهایت، پس از بالا گرفتن اعتراضات، به نشانه احترام به خواست مردم، با دستور ملوکانه شما بند سوم را لغو میکنیم و مردم هم خوشحال به خانه میروند و درد اجرای دو بند قبلی را تحمل میکنند!

📡 @Secrets_Box
قرن بیست‌ویک مال بقیه کشوراس ما نهایتا سال دوم هجرت باشیم


📡 @Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدئو ۳۳ سال پیش تلوزیون فرانسه!

ارزش این ویدئو فقط بخاطر رقص منظم آن نیست، بلکه به دلیل این است که این پسر داخل ویدئو رئیس جمهور کنونی فرانسه ایمانوئل مکرون است و معلم رقص، زن کنونی اوست!

📡 @Secrets_Box
👍1
فرق علم و جهالت :

جهل + فقر = جُرم
جهل + ثروت = فساد
جهل + آزادی = هرج و مرج
جهل + قدرت = استبداد
جهل + دين = تروریسم

علم + فقر = قناعت
علم + ثروت = نوآوری
علم + آزادی = خوشبختی
علم + قدرت = عدالت
علم + دين = استقامت


📡 @Secrets_Box
درد است به جانم ،
چه کنم نیست طبیبی
پنهان شده در خنده ی من بُغضِ عجیبی!



📡 @Secrets_Box
.
دوش دیدم وسط کوچه روان پیری مست
بر لبش جام شرابی و سبویی در دست
گفتم نکنی شرم از این می خواری؟
گفتا که مگر حکم به جلبم داری؟!
گفتم تو ندانی که خدا مست ملامت کرده؟
در روز جزا وعده به آتش کرده؟
گفتا که برو بی خبر از دینداری
خود را به از باده خوران پنداری؟!
من می خورمو هیچ نباشد شرمم
زیرا به سخاوت خدا دل گرمم
من هرچه کنم گنه از این می خواری
صد به ز تو ام که دایما هشیاری
عمر زاهد همه طی شد به تمنای بهشت
او ندانست که در ترک تمناست بهشت
این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت
هر کجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت
دوزخ از تیرگی بخت درون من و توست
دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت


✦ صائب تبریزی

📡 @Secrets_Box
به مختارالسلطنه گفتند که ماست در تهران خیلی گران شده است. فرمان داد تا ارزان کنند. پس از چندی ناشناس به یکی از دکان‌های شهر سر زد و ماست خواست.
ماست فروش که او را نشناخته بود پرسید : چه جور ماستی می‌خواهی ؟ ماست خوب یا ماست مختارالسلطنه !
وی شگفت‌زده از این دو گونه ماست پرسید.
ماست فروش گفت: ماست خوب همان است که از شیر می‌گیرند و بدون آب است و با بهای دلخواه می‌فروشیم. ماست مختارالسلطنه همین تغار دوغ است که در جلوی دکان می‌بینی که یک سوم آن ماست و دو سوم دیگر آن آب است و به بهایی که مختارالسلطنه گفته می‌فروشیم. تو از کدام می‌خواهی؟!
مختارالسلطنه دستور داد ماست فروش را جلوی دکانش وارونه از درختی آویزان کرده و بند تنبانش را دور کمر سفت ببندند. سپس تغار دوغ را از بالا در لنگه‌های تنبانش بریزند و آنقدر آویزان نگهش دارند تا همه آب‌هایی که به ماست افزوده از تنبان بیرون بچکد!
چون دیگر فروشنده‌ها از این داستان آگاه شدند، همگی ماست‌ها را کیسه کردند!
وقتى ميگن فلانى ماستشو كيسه كرده يعنى اين!!

حیف که دیگر مختارالسلطنه ای نیست!

📡 @Secrets_Box
عمق فاجعه اینجاست که هر درخت بلوط بعد از ۴۰ سال میوه میده! شما اگر یک دونه بلوط بکاری بعد از ۵ سال ۷۰ سانت بیشتر رشد نمیکنه! سال ۹۴ ارزش هر درخت بلوط ۱۶۹ میلیون تومان برآورد شده!

و در بعضی کشورها تا ۲۰۰ هزار دلار ارزش گذاری شده! یعنی برابر با دیه ۵ انسان! ببین چه سرمایه‌ای در آتش زاگرس سوخت... جا نداره عزای عمومی اعلام کنید؟!

📡 @Secrets_Box
حکایت اخراج مورچه!!

داستان مورچه و کارمند شدن او را شنیده‌اید؟ اگر شنیده یا خوانده‌اید، یک بار دیگر بخوانید، ضرر نمی‌کنید.

مورچه کوچکی بود که هر روز صبح زود سر کار خود حاضر می‌شد و بلافاصله کارش را شروع می‌کرد، مورچه خیلی کار می‌کرد و تولید زیادی داشت و از کارش هم راضی بود و همیشه خدا را شکر می‌کرد.

سلطان جنگل، آقای شیر از اینکه مورچه بدون رئیس کار می‌کرد بسیار متعجب بود و این همه فعالیت را باور نمی‌کرد، شیر پیش خودش فکر کرد که اگر مورچه بدون نظارت می‌تواند این‌همه تولید داشته باشد به‌طور مسلم اگر رئیس داشته باشد، تولید بیشتری خواهد داشت. بنابراین آقای شیر یک سوسک را که تجربه ریاست داشت و به نوشتن گزارش‌های خوب مشهور بود به‌عنوان رئیس مورچه استخدام کرد. سوسک در نخستین اقدام خود برای کنترل مورچه ساعت ورود و خروج نصب کرد و چون به همکاری برای تایپ گزارش‌ها و بایگانی و پاسخگویی به تلفن‌ها و... نیاز داشت، یک عنکبوت استخدام کرد. آقای شیر از گزارش‌های سوسک راضی بود و از او خواست که از نمودار هم برای تجزیه و تحلیل نرخ و روند رشد تولیدی که به‌وسیله مورچه انجام می‌شود استفاده کند تا شیر بتواند این نمودارها را در شورای معاونان و مدیران نمایش دهد. سوسک برای انجام این امور یک رایانه و پرینتر لیزری خرید و برای اداره فناوری و اطلاعات یک پروانه زیباروی استخدام کرد. شیر به سوسک دستور پیگیری کارها را صادر کرد و سوسک به عنکبوت گفت و عنکبوت از پروانه، گزارش آمار روزانه خواست و پروانه هم به مورچه دستور داد که هر روز گزارش کار خود را ارائه کند تا نتیجه نهایی به آقای شیر داده شود تا شیر هم بتواند در جلسه هیات‌مدیره گزارش مناسب ارائه کند. مورچه که تا چند وقت پیش بسیار فعال بود و در محیط کارش احساس آرامش می‌کرد از این‌همه کاغذبازی اداری و جلسات مکرر و نوشتن گزارش روزانه و داشتن روسای متعدد، حسابی خسته و کلافه شده بود و نمی‌توانست به‌خوبی کارش را انجام دهد. شیر وقتی از نارضایتی مورچه آگاه شد به این نتیجه رسید تا فردی را به‌عنوان مدیر داخلی واحدی که مورچه در آن کار می‌کرد بگمارد و به همین منظور ملخ استخدام شد. نخستین کار مدیر داخلی خریداری یک فرش و میز و صندلی اداری برای کارش بود. ملخ همچنین احتیاج به رایانه و کارمند داشت آنها را از اداره قبلی خودش به این اداره مامور کرد تا به او در تهیه و کنترل کارها و بهینه‌سازی فعالیت مورچه کمک کنند. محیطی که مورچه در آن کار می‌کرد به‌مرور شلوغ و به مکانی فاقد شورونشاط تبدیل‌شده بود و همه نگران و پر استرس شده بودند و گزارش‌های رسیده نشان می‌داد که تولیدات مورچه به طور مرتب کمتر از قبل شده به همین دلیل ملخ، آقای شیر را قانع کرد که برای رونق دوباره کار باید به مطالعات هواشناسی پرداخت و شرایط زیست‌محیطی و مکان‌یابی را بازهم مورد بررسی قرار داد تا شاید با تغییر اکوسیستم منطقه یا جابه‌جایی محل کار، بازده کار مورچه افزایش یابد. بنابراین شیر یک جغد باپرستیژ را که به زبان دوم زرگری هم آشنایی داشت و خارجه هم رفته بود به‌عنوان مشاور عالی استخدام کرد تا امور را دوباره بررسی کند و مشکلات پیش روی مورچه را مشخص و راه‌حل نهایی ارائه کند. جغد سریع مرکز تحقیقات و آموزش را به کمک استادان بزرگ همچون زرافه و الاغ و فیل و گاو راه‌اندازی کرد و بعد از ۳ ماه صرف وقت، گزارشی در چند جلد تهیه کرد و در آخر نتیجه گرفت که مشکلات پیش‌آمده ناشی از وجود تعداد زیاد کارمند است و طرح بهینه‌سازی نیروی انسانی و چارت سازمانی مشاغل با تعریف پست‌ها و عناوین شغلی را تقدیم آقای شیر کرد تا با کاهش نیروی انسانی، بهره‌وری افزایش یابد.
درست حدس زدید، نخستین کسی که به‌عنوان نیروی مازاد از سوی آقای رئیس اخراج شد همان مورچه بدبختی بود که روزگاری بدون آقابالاسر داشت کارش را انجام می‌داد، حالا هم تشخیص کاملا درست بود، زیرا مورچه به راستی دیگر انگیزه‌ای برای کار کردن نداشت.

و این است حکایت سیستمهای اداری ما

📡 @Secrets_Box
وقتی نیکی میکنم احساس شادمانی دارم، هنگامی که بدی میکنم حس شرمساری، این تمام دین من است...!

✦ آبراهام لینکن

📡 @Secrets_Box