“مذهب باید از انسان موجودی صبورتر، آزادتر، مهربانتر و دلیرتر بسازد، اگر مذهبی نتوانست اینکار را انجام دهد چیزی جز شر، پلیدی و حقّهبازی نیست...”
✦ آلبرت انیشتین
📡 @Secrets_Box
✦ آلبرت انیشتین
📡 @Secrets_Box
آدم احساس میکنه که زنده یاد فرخی یزدی امروز صبح این شعر رو سروده:
هرکه شد خام، بهصد شعبده خوابش کردند
هرکه درخواب نشد، خانه خرابش کردند...
بازی اهل سیاست که فریبست و دروغ
خدمتِ خلقِ ستمدیده، خطابش کردند...
اول کار بسی وعدهیِ شیرین دادند
آخرش تلخ شد و نقشِ برآبش کردند...
آنچه گفتند شود سرکهیِ نیکو و حلال
در نهانخانهیِ تزویر، شرابش کردند...
پشت دیوار خری داغ نمودند و به ما
وصفِ آن طعم دلانگیز کبابش کردند...
سالها هرچه که رِشتیم به امّید و هوس
بر سرِ دارِ مجازات، طنابش کردند...
گفته بودند که سازیم، وطن همچو بهشت
دوزخی پر ز بلایا و عذابش کردند...
زِ که نالیم که شد غفلت و نادانیِ ما
آنچه سرمایهیِ ایجاد سرابش کردند...
لب فروبسته ز دردیم و پشیمانی و غم
گرچه خرسندی و تسلیم، حسابش کردند...
نکته جالب اینکه فرخی یزدی این شعر رو در زمان حکومت رضاشاه و در مخالفت با او سروده بود... او در آن زمان نماینده مردم یزد در مجلس بود اما نهایتا به زندان قصر افتاد...
📡 @Secrets_Box
هرکه شد خام، بهصد شعبده خوابش کردند
هرکه درخواب نشد، خانه خرابش کردند...
بازی اهل سیاست که فریبست و دروغ
خدمتِ خلقِ ستمدیده، خطابش کردند...
اول کار بسی وعدهیِ شیرین دادند
آخرش تلخ شد و نقشِ برآبش کردند...
آنچه گفتند شود سرکهیِ نیکو و حلال
در نهانخانهیِ تزویر، شرابش کردند...
پشت دیوار خری داغ نمودند و به ما
وصفِ آن طعم دلانگیز کبابش کردند...
سالها هرچه که رِشتیم به امّید و هوس
بر سرِ دارِ مجازات، طنابش کردند...
گفته بودند که سازیم، وطن همچو بهشت
دوزخی پر ز بلایا و عذابش کردند...
زِ که نالیم که شد غفلت و نادانیِ ما
آنچه سرمایهیِ ایجاد سرابش کردند...
لب فروبسته ز دردیم و پشیمانی و غم
گرچه خرسندی و تسلیم، حسابش کردند...
نکته جالب اینکه فرخی یزدی این شعر رو در زمان حکومت رضاشاه و در مخالفت با او سروده بود... او در آن زمان نماینده مردم یزد در مجلس بود اما نهایتا به زندان قصر افتاد...
📡 @Secrets_Box
روایت است که روزی موسی به خداوند گفت:
چرا به فرعون عمر دراز دادی و تا مدتها نفرین ما را در حق او اجابت نکردی؟!
خداوند گفت:
فرعون یک عیب داشت و یک خوبی ، عیب او این بود که ادعای خدایی میکرد و خوبی او هم این بود که شهرها را آباد ، راهها را امن و سفرهها را رنگینتر کرده بود ، از ادعای خداییاش زیانی به من نمیرسید اما فرمانروایی او به سود مردم بود پس من مدتها از حق خود گذشتم تا مردم آسوده باشند.
📡 @Secrets_Box
چرا به فرعون عمر دراز دادی و تا مدتها نفرین ما را در حق او اجابت نکردی؟!
خداوند گفت:
فرعون یک عیب داشت و یک خوبی ، عیب او این بود که ادعای خدایی میکرد و خوبی او هم این بود که شهرها را آباد ، راهها را امن و سفرهها را رنگینتر کرده بود ، از ادعای خداییاش زیانی به من نمیرسید اما فرمانروایی او به سود مردم بود پس من مدتها از حق خود گذشتم تا مردم آسوده باشند.
📡 @Secrets_Box
Forwarded from تصاویر ماندگار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این ویدیو متعلق به ۳۰ سال پیش است، شبی که دیگو مارادونا همراه ناپولی برای گرم کردن وارد ورزشگاه بایرنمونیخ میشود، به محض اینکه موزیک از بلندگوها پخش میشود، مارادونای بزرگ ریتم میگیرد و با توپ میرقصد...
دهها بار میتوان این ویدئو را تماشا کرد و لذت برد...
مارادونا واقعا اسطوره بود
@Tasavire_Mandegar
دهها بار میتوان این ویدئو را تماشا کرد و لذت برد...
مارادونا واقعا اسطوره بود
@Tasavire_Mandegar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شمارو با اين مدل تسلا تنها ميزارم 👌
اتوموبیل بدون موتور هم اومد
ما هنوز گرفتار پرایدیم 😏
📡 @Secrets_Box
اتوموبیل بدون موتور هم اومد
ما هنوز گرفتار پرایدیم 😏
📡 @Secrets_Box
شیطونا میبینم که خیلی قرعهکشی دوست دارید ؛ بهزودی براتون قرعهکشی برنج و گوشت و مرغ هم میذارم! 😊
📡 @Secrets_Box
📡 @Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اووووه ببینید مینو شصت سال پیش چه تبلیغاتی میرفته!
ادامه عکس و فیلمهای جالب در کانال زیر 👇
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAE7ShgHxWf3ksUDFWA
ادامه عکس و فیلمهای جالب در کانال زیر 👇
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAE7ShgHxWf3ksUDFWA
اوضاعی که من می بینم ...
مجازات خوردن یه سیب نیست
این وضع حاصل غارت یه باغ بوده!!
✦ حسین پناهی
📡 @Secrets_Box
مجازات خوردن یه سیب نیست
این وضع حاصل غارت یه باغ بوده!!
✦ حسین پناهی
📡 @Secrets_Box
خیلی قدیمترها، سر کسی را که میبریدند، روی گردن روغن داغ میریختند. اینگونه جلوی خونریزی گرفته میشد، خون در داخل بدن گردش داشت و قلب میتوانست خون را پمپاژ کند. شخص بی سر همینطوری میچرخید دور خودش، میچرخید و میرقصید!
اسمش را گذاشته بودند رقص بسمل!
برای رقص بسمل سر لازم نبود!
حال و روز این روزهایمان را که میبینم، به این فکر میکنم که انگار از بدو تولد، بهجای ناف سرمان را بریدهاند! فقط دور خودمان میچرخیم، دور خودمان میگردیم، زندگی کردن ما کمتر از رقص بسمل ندارد، خوش بهحال آنها، دیگر سرشان گیج نمیرفت...
✍🏻 چهل سالگی، ناهید طباطبایی
📡 @Secrets_Box
اسمش را گذاشته بودند رقص بسمل!
برای رقص بسمل سر لازم نبود!
حال و روز این روزهایمان را که میبینم، به این فکر میکنم که انگار از بدو تولد، بهجای ناف سرمان را بریدهاند! فقط دور خودمان میچرخیم، دور خودمان میگردیم، زندگی کردن ما کمتر از رقص بسمل ندارد، خوش بهحال آنها، دیگر سرشان گیج نمیرفت...
✍🏻 چهل سالگی، ناهید طباطبایی
📡 @Secrets_Box
شیر ناصرالدین شاه
ناصرالدین شاه شیری داشت که هر هفته یک گوسفند جیره داشت. به شاه خبر دادند که چه نشستهای که نگهبان شیر، یک ران گوسفند را میدزدد. شاه دستور داد نگهبانی مواظب اولی باشد. پس از مدتی آن دو با هم ساخت و پاخت کردند و علاوه بر اینکه هر دو ران را میدزدیدند، دل و جگر ش را هم میخوردند.
شاه خبردار شد و یکی از درباریها را فرستاد که نگهبان آن دو باشد. این یکی چون درباری بود دو برابر آن دو برمیداشت. پس از مدتی به شاه خبر دادند: «جناب شاه، شیر از گرسنگی دارد میمیرد.»
جستجو کردند و دیدند که این سه با هم ساختهاند و همه اندامهای گوسفند را میبرند و شیر بیچاره فقط دنبه گوسفند برایش میماند. ناچار هر سه را کنار گذاشت و گفت: «اشتباه کردم. یک نگهبان دزد بهتر از سه نگهبان دزد بود.»
حكايت آشنا ؛ اینهمه نهاد نظارتی و بازرسی در اقتصاد دولتی همان حکایت ناصرالدین شاه است!
📡 @Secrets_Box
ناصرالدین شاه شیری داشت که هر هفته یک گوسفند جیره داشت. به شاه خبر دادند که چه نشستهای که نگهبان شیر، یک ران گوسفند را میدزدد. شاه دستور داد نگهبانی مواظب اولی باشد. پس از مدتی آن دو با هم ساخت و پاخت کردند و علاوه بر اینکه هر دو ران را میدزدیدند، دل و جگر ش را هم میخوردند.
شاه خبردار شد و یکی از درباریها را فرستاد که نگهبان آن دو باشد. این یکی چون درباری بود دو برابر آن دو برمیداشت. پس از مدتی به شاه خبر دادند: «جناب شاه، شیر از گرسنگی دارد میمیرد.»
جستجو کردند و دیدند که این سه با هم ساختهاند و همه اندامهای گوسفند را میبرند و شیر بیچاره فقط دنبه گوسفند برایش میماند. ناچار هر سه را کنار گذاشت و گفت: «اشتباه کردم. یک نگهبان دزد بهتر از سه نگهبان دزد بود.»
حكايت آشنا ؛ اینهمه نهاد نظارتی و بازرسی در اقتصاد دولتی همان حکایت ناصرالدین شاه است!
📡 @Secrets_Box
ماشینهای خارجی رو باید سوارش بشی تا هیجان داشته باشه.
ماشینهای ایرانی از زمان ثبت نام هیجانش شروع میشه. هیجان قرعه کشی و زمان تحویلشو تا اونجایی که تو جاده چالوس ترمزش میبره میری کف دره
📡 @Secrets_Box
ماشینهای ایرانی از زمان ثبت نام هیجانش شروع میشه. هیجان قرعه کشی و زمان تحویلشو تا اونجایی که تو جاده چالوس ترمزش میبره میری کف دره
📡 @Secrets_Box
در قرون وسطی بیماری طاعون آغازگر رنسانس یا دگر اندیشی در اروپا بود. تا قبل از شیوع طاعون عوام فکر میکردند که کلیسا و کشیشان شفابخش هستند! اما پس از شیوع طاعون مردم با چشمان خود دیدند که پاشیدن آب مقدس توسط کشیش روی بیمار باعث شفای او نشد، بلکه خود کشیش هم طاعون گرفت و مرد...
کلیسا دست به هرکاری زد تا طاعون را از بین ببرد، از آتش زدن گربهها گرفته تا کشتن یهودیان و ... اما طاعون از بین نرفت! این موضوع یکی از عوامل اصلی دور شدن مردم از خرافات و توهمات و ایجاد رنسانس در اروپای پانصد سال قبل بود...
📡 @Secrets_Box
کلیسا دست به هرکاری زد تا طاعون را از بین ببرد، از آتش زدن گربهها گرفته تا کشتن یهودیان و ... اما طاعون از بین نرفت! این موضوع یکی از عوامل اصلی دور شدن مردم از خرافات و توهمات و ایجاد رنسانس در اروپای پانصد سال قبل بود...
📡 @Secrets_Box
غذا نخورید تا گرسنه نشوید!
بیمار نشوید تا به پزشک نیاز پیدا نکنید!!
مصرف نکنید تا به کار نیاز نداشته باشید!!!
📡 @Secrets_Box
بیمار نشوید تا به پزشک نیاز پیدا نکنید!!
مصرف نکنید تا به کار نیاز نداشته باشید!!!
📡 @Secrets_Box
Forwarded from تصاویر ماندگار
تصویری از اولين " بنز " دنيا مدل سال ۱۸۸۶
نام مرسدس، بر روی این خودروها اسم دختر یک تاجر بود كه تعداد زيادی بنز برای تجارت به شركت بنز سفارش داد به شرط اينكه نام آنها مرسدس باشد.
@Tasavire_Mandegar
نام مرسدس، بر روی این خودروها اسم دختر یک تاجر بود كه تعداد زيادی بنز برای تجارت به شركت بنز سفارش داد به شرط اينكه نام آنها مرسدس باشد.
@Tasavire_Mandegar
معروف است که اسکندر پس از حمله به ایران از مشاوران خود پرسید که چگونه بر مردمی که از مردم من بیشتر میفهمند حکومت کنم؟ یکی از مشاوران گفت کتابهایشان را بسوزان، دیگری گفت خردمندانشان را بکش. اما او مشاور جوان و باهوشی داشت که گفت: نیازی به چنین کاری نیست...
از میان مردم آن سرزمین آنها را که نمیفهمند و کم سوادند به کارهای بزرگ بگمار. آنها که میفهمند و باسوادند به کارهای کوچک و پست بگمار. بیسوادها و نفهمها همیشه شکرگزار تو خواهند بود و هیچگاه توانایی طغیان نخواهند داشت.
فهمیدهها و با سوادها هم یا به سرزمینهای دیگر کوچ میکنند یا خسته و سرخورده عمر خود را تا لحظه مرگ در گوشهای از آن سرزمین در انزوا سپری خواهند کرد...
📡 @Secrets_Box
از میان مردم آن سرزمین آنها را که نمیفهمند و کم سوادند به کارهای بزرگ بگمار. آنها که میفهمند و باسوادند به کارهای کوچک و پست بگمار. بیسوادها و نفهمها همیشه شکرگزار تو خواهند بود و هیچگاه توانایی طغیان نخواهند داشت.
فهمیدهها و با سوادها هم یا به سرزمینهای دیگر کوچ میکنند یا خسته و سرخورده عمر خود را تا لحظه مرگ در گوشهای از آن سرزمین در انزوا سپری خواهند کرد...
📡 @Secrets_Box
قرار بود با سواد شویم!
یک عمر صبح زود بیدار شدیم و لباس فرم پوشیدیم. صبحانه خورده و نخورده، خواب و بیدار، خوشحال و ناراحت، با ذوق یا به زور، راه افتادیم به سمت مدرسه...
قرار بود با سواد شویم...
روی نیمکت نشستیم، صدای حرکت گچ روی تختهی سبز رنگی که می گفتند سیاه است را شنیدیم، با زنگ تفریح نفس راحت کشیدیم و زنگ آخر که میخورد مثل پرنده که در قفسش باز میشود از خوشحالی پرواز کردیم...
قرار بود با سواد شویم...
بند دوم انگشت اشارهمان را زیر فشار قلم له کردیم و مشق نوشتیم، به ما دیکته گفتند تا درست بنویسیم...
گفتند از روی غلط هایت بنویس تا یاد بگیری، ما نوشتیم و یاد گرفتیم...
قرار بود با سواد شویم...
از شعر، از گذشته های دور، از مناطق حاصل خیز، از جامعه، از فیثاغورث، از قانون جاذبه، از جدول مندلیف گفتند ، تا ما همه چیز را یاد بگیریم...
استرس و نگرانی... شب بیداری و تارک دنیا شدن. کنکور شوخی نداشت، باید دانشجو میشدیم.
قرار بود با سواد شویم...
دانشگاه، جزوه، کتاب، امتحان و نمره... تمام شد. تبریک حالا ما دیگر با سواد شدیم
فقط میخواهم چند سوال بپرسم...
ما چقدر سواد رفتار اجتماعی داریم؟
ما چقدر سواد فرهنگی داریم؟
ما چقدر سواد رابطه داریم؟
ما چقدر سواد دوست داشتن داریم؟
ما چقدر سواد انسانیت داریم؟
ما چقدر سواد زندگی داریم؟
قرار بود با سواد شویم ...
📡 @Secrets_Box
یک عمر صبح زود بیدار شدیم و لباس فرم پوشیدیم. صبحانه خورده و نخورده، خواب و بیدار، خوشحال و ناراحت، با ذوق یا به زور، راه افتادیم به سمت مدرسه...
قرار بود با سواد شویم...
روی نیمکت نشستیم، صدای حرکت گچ روی تختهی سبز رنگی که می گفتند سیاه است را شنیدیم، با زنگ تفریح نفس راحت کشیدیم و زنگ آخر که میخورد مثل پرنده که در قفسش باز میشود از خوشحالی پرواز کردیم...
قرار بود با سواد شویم...
بند دوم انگشت اشارهمان را زیر فشار قلم له کردیم و مشق نوشتیم، به ما دیکته گفتند تا درست بنویسیم...
گفتند از روی غلط هایت بنویس تا یاد بگیری، ما نوشتیم و یاد گرفتیم...
قرار بود با سواد شویم...
از شعر، از گذشته های دور، از مناطق حاصل خیز، از جامعه، از فیثاغورث، از قانون جاذبه، از جدول مندلیف گفتند ، تا ما همه چیز را یاد بگیریم...
استرس و نگرانی... شب بیداری و تارک دنیا شدن. کنکور شوخی نداشت، باید دانشجو میشدیم.
قرار بود با سواد شویم...
دانشگاه، جزوه، کتاب، امتحان و نمره... تمام شد. تبریک حالا ما دیگر با سواد شدیم
فقط میخواهم چند سوال بپرسم...
ما چقدر سواد رفتار اجتماعی داریم؟
ما چقدر سواد فرهنگی داریم؟
ما چقدر سواد رابطه داریم؟
ما چقدر سواد دوست داشتن داریم؟
ما چقدر سواد انسانیت داریم؟
ما چقدر سواد زندگی داریم؟
قرار بود با سواد شویم ...
📡 @Secrets_Box
دو سیاستمدار داشتند در داخل یک رستوران با هم بحث می کردند
گارسون از آنها پرسید: در مورد چه چیزی بحث می کنید؟
سیاستمدار: ما داشتیم برای کشتن ١۴ هزار نفر انسان و یک الاغ برنامه ریزی میکردیم.
گارسون: چرا یک الاغ ؟!
سپس سیاستمدار رو به همکارش کرد و گفت: ببین، نگفتم با این روش هیچکس به ١۴ هزار نفر انسان اهمیتی نمی دهد!
خیلی مسائل جزئی و کم اهمیت که در رسانههای ما مطرح میشود، برای این است که مسائل مهم و اصلی را به حاشیه ببرد و توجه کسی به آنها جلب نشود.
📡 @Secrets_Box
گارسون از آنها پرسید: در مورد چه چیزی بحث می کنید؟
سیاستمدار: ما داشتیم برای کشتن ١۴ هزار نفر انسان و یک الاغ برنامه ریزی میکردیم.
گارسون: چرا یک الاغ ؟!
سپس سیاستمدار رو به همکارش کرد و گفت: ببین، نگفتم با این روش هیچکس به ١۴ هزار نفر انسان اهمیتی نمی دهد!
خیلی مسائل جزئی و کم اهمیت که در رسانههای ما مطرح میشود، برای این است که مسائل مهم و اصلی را به حاشیه ببرد و توجه کسی به آنها جلب نشود.
📡 @Secrets_Box
آسیابانی پیر در دهی دور افتاده زندگی میکرد. هرکسی گندمی را نزد او برای آرد کردن میبرد، علاوه بر دستمزد، پیمانهای از آن را برای خود برمیداشت، مردم ده با اینکه دزدی آشکار وی را میدیدند، چون در آن حوالی آسیاب دیگری نبود چارهای نداشتند و فقط نفرینش میکردند.
پس از چند سال آسیابان مُرد و آسیاب به پسرانش رسید. شبی پیرمرد به خواب پسران آمد و گفت: چاره ای بیاندیشید که به سبب دزدی گندمهای مردم از نفرین آنها در عذابم. پسران هریک راهکار ارائه نمود. پسر کوچکتر پیشنهاد داد زین پس با مردم منصفانه رفتار کرده و تنها دستمزد میگیریم
پسر بزرگتر گفت: اگر ما چنین کنیم، مردم چون انصاف ما را ببینند پدر را بیشتر لعن کنند که او بی انصاف بود. "بهتر است هرکسی گندم برای آسیاب آورد دو پیمانه از او برداریم. با این کار مردم به پدر درود میفرستند و میگویند، خدا آسیابان پیر را بیامرزد او با انصافتر از پسرانش بود."
چنین کردند و همان شد که پسر بزرگتر گفته بود. مردم پدر ایشان را دعا کرده و پدر از عذاب نجات یافت و این وصیت گهر بار نسل به نسل میان نوادگان آسیابان منتقل شد و به نسل مسئولین ما رسید!
📡 @Secrets_Box
پس از چند سال آسیابان مُرد و آسیاب به پسرانش رسید. شبی پیرمرد به خواب پسران آمد و گفت: چاره ای بیاندیشید که به سبب دزدی گندمهای مردم از نفرین آنها در عذابم. پسران هریک راهکار ارائه نمود. پسر کوچکتر پیشنهاد داد زین پس با مردم منصفانه رفتار کرده و تنها دستمزد میگیریم
پسر بزرگتر گفت: اگر ما چنین کنیم، مردم چون انصاف ما را ببینند پدر را بیشتر لعن کنند که او بی انصاف بود. "بهتر است هرکسی گندم برای آسیاب آورد دو پیمانه از او برداریم. با این کار مردم به پدر درود میفرستند و میگویند، خدا آسیابان پیر را بیامرزد او با انصافتر از پسرانش بود."
چنین کردند و همان شد که پسر بزرگتر گفته بود. مردم پدر ایشان را دعا کرده و پدر از عذاب نجات یافت و این وصیت گهر بار نسل به نسل میان نوادگان آسیابان منتقل شد و به نسل مسئولین ما رسید!
📡 @Secrets_Box
این مرد هیچگاه فکر نمیکرد در این حالت سنگ شود!!!
تصویر مردی که در ۲ هزار سال قبل در پمپی ایتالیا که در حالت خودارضایی پس از فوران آتش فشان “وزوو” درجا تبدیل به سنگ شده است و نه تنها فرصت فرار نداشته بلکه در همان حالت مانده است...
📡 @Secrets_Box
تصویر مردی که در ۲ هزار سال قبل در پمپی ایتالیا که در حالت خودارضایی پس از فوران آتش فشان “وزوو” درجا تبدیل به سنگ شده است و نه تنها فرصت فرار نداشته بلکه در همان حالت مانده است...
📡 @Secrets_Box
میدانید چرا داستان چوپان دروغگو از کتابها حذف شد؟
چون دیگر فقط چوپانها دروغ نمیگویند، الان صدا و سیما، نمایندگان، دولتمردان و ... هم دروغگو شده اند.
میدانید چرا حسنک کجایی حذف شد؟
چون حسنک به حیوانات آب و غذا و نان میداد، اما الان همه نان مردم را بریده و آجر میکنند.
میدانید چرا تصمیم کبری حذف شد؟
چون الان هر تصمیمی گرفته میشود به ضرر مردم است، حتی اگر پول به جیب مردم واریز کنند بزرگترین ضرر است، چون از آنطرف قبضهای حاملهای انرژی هزار برابر می شود.
میدانید چرا کودک فداکار یا داستان پترس حذف شد؟
چون حتی مسئولان هم فداکاری نمیکنند، تا به پستی میرسند اختلاس میکنند.
میدانید چرا قصه ریزعلی حذف شد؟
چون الان بیمهها سنگ روی ریل میریزند تا قطاری از ریل خارج شده و بتوانند میلیاردها تومان از کنار آن بدزدند.
📡 @Secrets_Box
چون دیگر فقط چوپانها دروغ نمیگویند، الان صدا و سیما، نمایندگان، دولتمردان و ... هم دروغگو شده اند.
میدانید چرا حسنک کجایی حذف شد؟
چون حسنک به حیوانات آب و غذا و نان میداد، اما الان همه نان مردم را بریده و آجر میکنند.
میدانید چرا تصمیم کبری حذف شد؟
چون الان هر تصمیمی گرفته میشود به ضرر مردم است، حتی اگر پول به جیب مردم واریز کنند بزرگترین ضرر است، چون از آنطرف قبضهای حاملهای انرژی هزار برابر می شود.
میدانید چرا کودک فداکار یا داستان پترس حذف شد؟
چون حتی مسئولان هم فداکاری نمیکنند، تا به پستی میرسند اختلاس میکنند.
میدانید چرا قصه ریزعلی حذف شد؟
چون الان بیمهها سنگ روی ریل میریزند تا قطاری از ریل خارج شده و بتوانند میلیاردها تومان از کنار آن بدزدند.
📡 @Secrets_Box
Forwarded from تصاویر ماندگار