ماشینهای خارجی رو باید سوارش بشی تا هیجان داشته باشه.
ماشینهای ایرانی از زمان ثبت نام هیجانش شروع میشه. هیجان قرعه کشی و زمان تحویلشو تا اونجایی که تو جاده چالوس ترمزش میبره میری کف دره
📡 @Secrets_Box
ماشینهای ایرانی از زمان ثبت نام هیجانش شروع میشه. هیجان قرعه کشی و زمان تحویلشو تا اونجایی که تو جاده چالوس ترمزش میبره میری کف دره
📡 @Secrets_Box
در قرون وسطی بیماری طاعون آغازگر رنسانس یا دگر اندیشی در اروپا بود. تا قبل از شیوع طاعون عوام فکر میکردند که کلیسا و کشیشان شفابخش هستند! اما پس از شیوع طاعون مردم با چشمان خود دیدند که پاشیدن آب مقدس توسط کشیش روی بیمار باعث شفای او نشد، بلکه خود کشیش هم طاعون گرفت و مرد...
کلیسا دست به هرکاری زد تا طاعون را از بین ببرد، از آتش زدن گربهها گرفته تا کشتن یهودیان و ... اما طاعون از بین نرفت! این موضوع یکی از عوامل اصلی دور شدن مردم از خرافات و توهمات و ایجاد رنسانس در اروپای پانصد سال قبل بود...
📡 @Secrets_Box
کلیسا دست به هرکاری زد تا طاعون را از بین ببرد، از آتش زدن گربهها گرفته تا کشتن یهودیان و ... اما طاعون از بین نرفت! این موضوع یکی از عوامل اصلی دور شدن مردم از خرافات و توهمات و ایجاد رنسانس در اروپای پانصد سال قبل بود...
📡 @Secrets_Box
غذا نخورید تا گرسنه نشوید!
بیمار نشوید تا به پزشک نیاز پیدا نکنید!!
مصرف نکنید تا به کار نیاز نداشته باشید!!!
📡 @Secrets_Box
بیمار نشوید تا به پزشک نیاز پیدا نکنید!!
مصرف نکنید تا به کار نیاز نداشته باشید!!!
📡 @Secrets_Box
Forwarded from تصاویر ماندگار
تصویری از اولين " بنز " دنيا مدل سال ۱۸۸۶
نام مرسدس، بر روی این خودروها اسم دختر یک تاجر بود كه تعداد زيادی بنز برای تجارت به شركت بنز سفارش داد به شرط اينكه نام آنها مرسدس باشد.
@Tasavire_Mandegar
نام مرسدس، بر روی این خودروها اسم دختر یک تاجر بود كه تعداد زيادی بنز برای تجارت به شركت بنز سفارش داد به شرط اينكه نام آنها مرسدس باشد.
@Tasavire_Mandegar
معروف است که اسکندر پس از حمله به ایران از مشاوران خود پرسید که چگونه بر مردمی که از مردم من بیشتر میفهمند حکومت کنم؟ یکی از مشاوران گفت کتابهایشان را بسوزان، دیگری گفت خردمندانشان را بکش. اما او مشاور جوان و باهوشی داشت که گفت: نیازی به چنین کاری نیست...
از میان مردم آن سرزمین آنها را که نمیفهمند و کم سوادند به کارهای بزرگ بگمار. آنها که میفهمند و باسوادند به کارهای کوچک و پست بگمار. بیسوادها و نفهمها همیشه شکرگزار تو خواهند بود و هیچگاه توانایی طغیان نخواهند داشت.
فهمیدهها و با سوادها هم یا به سرزمینهای دیگر کوچ میکنند یا خسته و سرخورده عمر خود را تا لحظه مرگ در گوشهای از آن سرزمین در انزوا سپری خواهند کرد...
📡 @Secrets_Box
از میان مردم آن سرزمین آنها را که نمیفهمند و کم سوادند به کارهای بزرگ بگمار. آنها که میفهمند و باسوادند به کارهای کوچک و پست بگمار. بیسوادها و نفهمها همیشه شکرگزار تو خواهند بود و هیچگاه توانایی طغیان نخواهند داشت.
فهمیدهها و با سوادها هم یا به سرزمینهای دیگر کوچ میکنند یا خسته و سرخورده عمر خود را تا لحظه مرگ در گوشهای از آن سرزمین در انزوا سپری خواهند کرد...
📡 @Secrets_Box
قرار بود با سواد شویم!
یک عمر صبح زود بیدار شدیم و لباس فرم پوشیدیم. صبحانه خورده و نخورده، خواب و بیدار، خوشحال و ناراحت، با ذوق یا به زور، راه افتادیم به سمت مدرسه...
قرار بود با سواد شویم...
روی نیمکت نشستیم، صدای حرکت گچ روی تختهی سبز رنگی که می گفتند سیاه است را شنیدیم، با زنگ تفریح نفس راحت کشیدیم و زنگ آخر که میخورد مثل پرنده که در قفسش باز میشود از خوشحالی پرواز کردیم...
قرار بود با سواد شویم...
بند دوم انگشت اشارهمان را زیر فشار قلم له کردیم و مشق نوشتیم، به ما دیکته گفتند تا درست بنویسیم...
گفتند از روی غلط هایت بنویس تا یاد بگیری، ما نوشتیم و یاد گرفتیم...
قرار بود با سواد شویم...
از شعر، از گذشته های دور، از مناطق حاصل خیز، از جامعه، از فیثاغورث، از قانون جاذبه، از جدول مندلیف گفتند ، تا ما همه چیز را یاد بگیریم...
استرس و نگرانی... شب بیداری و تارک دنیا شدن. کنکور شوخی نداشت، باید دانشجو میشدیم.
قرار بود با سواد شویم...
دانشگاه، جزوه، کتاب، امتحان و نمره... تمام شد. تبریک حالا ما دیگر با سواد شدیم
فقط میخواهم چند سوال بپرسم...
ما چقدر سواد رفتار اجتماعی داریم؟
ما چقدر سواد فرهنگی داریم؟
ما چقدر سواد رابطه داریم؟
ما چقدر سواد دوست داشتن داریم؟
ما چقدر سواد انسانیت داریم؟
ما چقدر سواد زندگی داریم؟
قرار بود با سواد شویم ...
📡 @Secrets_Box
یک عمر صبح زود بیدار شدیم و لباس فرم پوشیدیم. صبحانه خورده و نخورده، خواب و بیدار، خوشحال و ناراحت، با ذوق یا به زور، راه افتادیم به سمت مدرسه...
قرار بود با سواد شویم...
روی نیمکت نشستیم، صدای حرکت گچ روی تختهی سبز رنگی که می گفتند سیاه است را شنیدیم، با زنگ تفریح نفس راحت کشیدیم و زنگ آخر که میخورد مثل پرنده که در قفسش باز میشود از خوشحالی پرواز کردیم...
قرار بود با سواد شویم...
بند دوم انگشت اشارهمان را زیر فشار قلم له کردیم و مشق نوشتیم، به ما دیکته گفتند تا درست بنویسیم...
گفتند از روی غلط هایت بنویس تا یاد بگیری، ما نوشتیم و یاد گرفتیم...
قرار بود با سواد شویم...
از شعر، از گذشته های دور، از مناطق حاصل خیز، از جامعه، از فیثاغورث، از قانون جاذبه، از جدول مندلیف گفتند ، تا ما همه چیز را یاد بگیریم...
استرس و نگرانی... شب بیداری و تارک دنیا شدن. کنکور شوخی نداشت، باید دانشجو میشدیم.
قرار بود با سواد شویم...
دانشگاه، جزوه، کتاب، امتحان و نمره... تمام شد. تبریک حالا ما دیگر با سواد شدیم
فقط میخواهم چند سوال بپرسم...
ما چقدر سواد رفتار اجتماعی داریم؟
ما چقدر سواد فرهنگی داریم؟
ما چقدر سواد رابطه داریم؟
ما چقدر سواد دوست داشتن داریم؟
ما چقدر سواد انسانیت داریم؟
ما چقدر سواد زندگی داریم؟
قرار بود با سواد شویم ...
📡 @Secrets_Box
دو سیاستمدار داشتند در داخل یک رستوران با هم بحث می کردند
گارسون از آنها پرسید: در مورد چه چیزی بحث می کنید؟
سیاستمدار: ما داشتیم برای کشتن ١۴ هزار نفر انسان و یک الاغ برنامه ریزی میکردیم.
گارسون: چرا یک الاغ ؟!
سپس سیاستمدار رو به همکارش کرد و گفت: ببین، نگفتم با این روش هیچکس به ١۴ هزار نفر انسان اهمیتی نمی دهد!
خیلی مسائل جزئی و کم اهمیت که در رسانههای ما مطرح میشود، برای این است که مسائل مهم و اصلی را به حاشیه ببرد و توجه کسی به آنها جلب نشود.
📡 @Secrets_Box
گارسون از آنها پرسید: در مورد چه چیزی بحث می کنید؟
سیاستمدار: ما داشتیم برای کشتن ١۴ هزار نفر انسان و یک الاغ برنامه ریزی میکردیم.
گارسون: چرا یک الاغ ؟!
سپس سیاستمدار رو به همکارش کرد و گفت: ببین، نگفتم با این روش هیچکس به ١۴ هزار نفر انسان اهمیتی نمی دهد!
خیلی مسائل جزئی و کم اهمیت که در رسانههای ما مطرح میشود، برای این است که مسائل مهم و اصلی را به حاشیه ببرد و توجه کسی به آنها جلب نشود.
📡 @Secrets_Box
آسیابانی پیر در دهی دور افتاده زندگی میکرد. هرکسی گندمی را نزد او برای آرد کردن میبرد، علاوه بر دستمزد، پیمانهای از آن را برای خود برمیداشت، مردم ده با اینکه دزدی آشکار وی را میدیدند، چون در آن حوالی آسیاب دیگری نبود چارهای نداشتند و فقط نفرینش میکردند.
پس از چند سال آسیابان مُرد و آسیاب به پسرانش رسید. شبی پیرمرد به خواب پسران آمد و گفت: چاره ای بیاندیشید که به سبب دزدی گندمهای مردم از نفرین آنها در عذابم. پسران هریک راهکار ارائه نمود. پسر کوچکتر پیشنهاد داد زین پس با مردم منصفانه رفتار کرده و تنها دستمزد میگیریم
پسر بزرگتر گفت: اگر ما چنین کنیم، مردم چون انصاف ما را ببینند پدر را بیشتر لعن کنند که او بی انصاف بود. "بهتر است هرکسی گندم برای آسیاب آورد دو پیمانه از او برداریم. با این کار مردم به پدر درود میفرستند و میگویند، خدا آسیابان پیر را بیامرزد او با انصافتر از پسرانش بود."
چنین کردند و همان شد که پسر بزرگتر گفته بود. مردم پدر ایشان را دعا کرده و پدر از عذاب نجات یافت و این وصیت گهر بار نسل به نسل میان نوادگان آسیابان منتقل شد و به نسل مسئولین ما رسید!
📡 @Secrets_Box
پس از چند سال آسیابان مُرد و آسیاب به پسرانش رسید. شبی پیرمرد به خواب پسران آمد و گفت: چاره ای بیاندیشید که به سبب دزدی گندمهای مردم از نفرین آنها در عذابم. پسران هریک راهکار ارائه نمود. پسر کوچکتر پیشنهاد داد زین پس با مردم منصفانه رفتار کرده و تنها دستمزد میگیریم
پسر بزرگتر گفت: اگر ما چنین کنیم، مردم چون انصاف ما را ببینند پدر را بیشتر لعن کنند که او بی انصاف بود. "بهتر است هرکسی گندم برای آسیاب آورد دو پیمانه از او برداریم. با این کار مردم به پدر درود میفرستند و میگویند، خدا آسیابان پیر را بیامرزد او با انصافتر از پسرانش بود."
چنین کردند و همان شد که پسر بزرگتر گفته بود. مردم پدر ایشان را دعا کرده و پدر از عذاب نجات یافت و این وصیت گهر بار نسل به نسل میان نوادگان آسیابان منتقل شد و به نسل مسئولین ما رسید!
📡 @Secrets_Box
این مرد هیچگاه فکر نمیکرد در این حالت سنگ شود!!!
تصویر مردی که در ۲ هزار سال قبل در پمپی ایتالیا که در حالت خودارضایی پس از فوران آتش فشان “وزوو” درجا تبدیل به سنگ شده است و نه تنها فرصت فرار نداشته بلکه در همان حالت مانده است...
📡 @Secrets_Box
تصویر مردی که در ۲ هزار سال قبل در پمپی ایتالیا که در حالت خودارضایی پس از فوران آتش فشان “وزوو” درجا تبدیل به سنگ شده است و نه تنها فرصت فرار نداشته بلکه در همان حالت مانده است...
📡 @Secrets_Box
میدانید چرا داستان چوپان دروغگو از کتابها حذف شد؟
چون دیگر فقط چوپانها دروغ نمیگویند، الان صدا و سیما، نمایندگان، دولتمردان و ... هم دروغگو شده اند.
میدانید چرا حسنک کجایی حذف شد؟
چون حسنک به حیوانات آب و غذا و نان میداد، اما الان همه نان مردم را بریده و آجر میکنند.
میدانید چرا تصمیم کبری حذف شد؟
چون الان هر تصمیمی گرفته میشود به ضرر مردم است، حتی اگر پول به جیب مردم واریز کنند بزرگترین ضرر است، چون از آنطرف قبضهای حاملهای انرژی هزار برابر می شود.
میدانید چرا کودک فداکار یا داستان پترس حذف شد؟
چون حتی مسئولان هم فداکاری نمیکنند، تا به پستی میرسند اختلاس میکنند.
میدانید چرا قصه ریزعلی حذف شد؟
چون الان بیمهها سنگ روی ریل میریزند تا قطاری از ریل خارج شده و بتوانند میلیاردها تومان از کنار آن بدزدند.
📡 @Secrets_Box
چون دیگر فقط چوپانها دروغ نمیگویند، الان صدا و سیما، نمایندگان، دولتمردان و ... هم دروغگو شده اند.
میدانید چرا حسنک کجایی حذف شد؟
چون حسنک به حیوانات آب و غذا و نان میداد، اما الان همه نان مردم را بریده و آجر میکنند.
میدانید چرا تصمیم کبری حذف شد؟
چون الان هر تصمیمی گرفته میشود به ضرر مردم است، حتی اگر پول به جیب مردم واریز کنند بزرگترین ضرر است، چون از آنطرف قبضهای حاملهای انرژی هزار برابر می شود.
میدانید چرا کودک فداکار یا داستان پترس حذف شد؟
چون حتی مسئولان هم فداکاری نمیکنند، تا به پستی میرسند اختلاس میکنند.
میدانید چرا قصه ریزعلی حذف شد؟
چون الان بیمهها سنگ روی ریل میریزند تا قطاری از ریل خارج شده و بتوانند میلیاردها تومان از کنار آن بدزدند.
📡 @Secrets_Box
Forwarded from تصاویر ماندگار
اون قدیم قدیما که پول اختراع نشده بود، دخترا دنبال مردایی میگشتن که قوی هیکل بودن و تنومند، چرا؟ چون غریزشون میگفت این مرد میتونه از من و بچههام حفاظت کنه و با خطرات احتمالی مقابله کنه ...
تو دور زمونه ما که زور برای گاو شده! ولی همچنان غریزه دخترا دنبال مردیه که از خودش و بچههاش حفاظت کنه، و تو این زمونه چی برای حفاظت از پول مهمتره؟
📡 @Secrets_Box
تو دور زمونه ما که زور برای گاو شده! ولی همچنان غریزه دخترا دنبال مردیه که از خودش و بچههاش حفاظت کنه، و تو این زمونه چی برای حفاظت از پول مهمتره؟
📡 @Secrets_Box
صادق هدایت از سیزده دردِ مشترکِ ایرانیان چنین مینویسد :
«اکثر ما ایرانیها تخیل را به تفکر ترجیح میدهیم.»
«منافعِ شخصی را به منافعِ ملی ترجیح میدهیم.»
«با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم.»
«به بدبینی بیش از خوشبینی تمایل داریم.»
«نواقص را میبینیم؛ اما در رفعِ آنها اقدام نمیکنیم.»
«در هر کاری اظهار فضل میکنیم و از گفتنِ "نمیدانم" شرم داریم.»
«کلمه "من" را بیش از "ما" بهکار میبریم.»
«مهارت را به دانش ترجیح میدهیم.»
«بیشتر در گذشته بهسر میبریم.»
«از دوراندیشی و برنامهریزی عاجزیم»
«عقبافتادگیمان را به گردنِ دیگران و توطئه دشمن میاندازیم.»
«دائماً دیگران را نصیحت میکنیم اما خودمان عمل نمیکنیم.»
«همیشه آخرین تصمیم را در دقیقه آخر میگیریم.»
📡 @Secrets_Box
«اکثر ما ایرانیها تخیل را به تفکر ترجیح میدهیم.»
«منافعِ شخصی را به منافعِ ملی ترجیح میدهیم.»
«با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم.»
«به بدبینی بیش از خوشبینی تمایل داریم.»
«نواقص را میبینیم؛ اما در رفعِ آنها اقدام نمیکنیم.»
«در هر کاری اظهار فضل میکنیم و از گفتنِ "نمیدانم" شرم داریم.»
«کلمه "من" را بیش از "ما" بهکار میبریم.»
«مهارت را به دانش ترجیح میدهیم.»
«بیشتر در گذشته بهسر میبریم.»
«از دوراندیشی و برنامهریزی عاجزیم»
«عقبافتادگیمان را به گردنِ دیگران و توطئه دشمن میاندازیم.»
«دائماً دیگران را نصیحت میکنیم اما خودمان عمل نمیکنیم.»
«همیشه آخرین تصمیم را در دقیقه آخر میگیریم.»
📡 @Secrets_Box
پیشینه ضرب المثل "همین آش است و همین کاسه"
در زمان "نادرشاه" یکی از استانداران او به مردم خیلی ظلم میکرد و مالیاتهای فراوان از آنها میگرفت.
مردم به تنگ آمده و شکایت او را نزد نادر بردند. نادر پیغامی برای استاندار فرستاد ولی او همچنان به ظلم خود ادامه میداد. وقتی خبر به نادر رسید، چون دوست نداشت کسی از فرمانش سرپیچی کند، همهی استانداران را به مرکز خواند.
دستور داد استاندار ظالم را قطعهقطعه کنند و از او آشی تهیه کنند. بعد آش را در کاسه ریختند و به هر استاندار یک کاسه دادند و نادر به آنها گفت: "هر کس به مردم ظلم و تعدی کند، همین آش است و همین کاسه"!
📡 @Secrets_Box
در زمان "نادرشاه" یکی از استانداران او به مردم خیلی ظلم میکرد و مالیاتهای فراوان از آنها میگرفت.
مردم به تنگ آمده و شکایت او را نزد نادر بردند. نادر پیغامی برای استاندار فرستاد ولی او همچنان به ظلم خود ادامه میداد. وقتی خبر به نادر رسید، چون دوست نداشت کسی از فرمانش سرپیچی کند، همهی استانداران را به مرکز خواند.
دستور داد استاندار ظالم را قطعهقطعه کنند و از او آشی تهیه کنند. بعد آش را در کاسه ریختند و به هر استاندار یک کاسه دادند و نادر به آنها گفت: "هر کس به مردم ظلم و تعدی کند، همین آش است و همین کاسه"!
📡 @Secrets_Box
تنها کسی که ملت ایران را شناخت آشپز احمد شاه قاجار بود!
روزی از چرچیل پرسیدند چگونه ایران را اشغال کردی و مردم مقاومت نکردند؟
گفت تاریخ ایران را خوانده بودم، سفیر انگلستان در ایران را خواستم و از او پرسیدم: ایران چگونه مردمی دارد، گفت صبر کنید آشپز احمد شاه در انگلستان اقامت دارد از او بپرسیم!
آشپز احمد شاه را احضار کردیم و پرسیدیم راه رفتن به ایران چگونه سهل میشود؟
او گفت ظهر عاشورا که نهار میدادید اگر ۱۰۰۰ نفر میرفتند سفارت انگلستان، سفارت برای ۴۰۰۰ نفر غذا میپخت، ایرانیها یک پرس میخوردند ۳ پرس میبردند!
ایران مردمی دارد که اگر برای نهار دعوتشان کنند نمیپرسند صاحبخانه کیست؟! اگر به آنان وعده شکمی بدهید طالب چیز دیگری نیستند .
وقتی میخواستیم ایران را اشغال کنیم به بیبیسی دستور دادیم هر روز در رادیو اعلام کنید متفقین برای شما میخواهند کیسههای آرد بیاورند. وقتی تانکهای ما وارد ایران شدند مردم همه در صف بودند برای گرفتن آرد ...!!!
این مردم اگر به مال مفت برسند سیر هم باشند باز احساس گرسنگی میکنند.
متاسفانه این شرح حال و روز اغلب ماست...
📡 @Secrets_Box
روزی از چرچیل پرسیدند چگونه ایران را اشغال کردی و مردم مقاومت نکردند؟
گفت تاریخ ایران را خوانده بودم، سفیر انگلستان در ایران را خواستم و از او پرسیدم: ایران چگونه مردمی دارد، گفت صبر کنید آشپز احمد شاه در انگلستان اقامت دارد از او بپرسیم!
آشپز احمد شاه را احضار کردیم و پرسیدیم راه رفتن به ایران چگونه سهل میشود؟
او گفت ظهر عاشورا که نهار میدادید اگر ۱۰۰۰ نفر میرفتند سفارت انگلستان، سفارت برای ۴۰۰۰ نفر غذا میپخت، ایرانیها یک پرس میخوردند ۳ پرس میبردند!
ایران مردمی دارد که اگر برای نهار دعوتشان کنند نمیپرسند صاحبخانه کیست؟! اگر به آنان وعده شکمی بدهید طالب چیز دیگری نیستند .
وقتی میخواستیم ایران را اشغال کنیم به بیبیسی دستور دادیم هر روز در رادیو اعلام کنید متفقین برای شما میخواهند کیسههای آرد بیاورند. وقتی تانکهای ما وارد ایران شدند مردم همه در صف بودند برای گرفتن آرد ...!!!
این مردم اگر به مال مفت برسند سیر هم باشند باز احساس گرسنگی میکنند.
متاسفانه این شرح حال و روز اغلب ماست...
📡 @Secrets_Box
تعریف دین از دیدگاه " احمد کسروی "
دین، شناخت معنی جهان و زندگانی و زیستن به آیینِ خِرَد است. دین آن است که امروز ایرانیان بدانند که این سرزمینی که خدا به ایشان داده را چگونه باید آباد گردانند و از آن سود جویند و همگی با هم آسوده زندگانی کنند.
دین آن است که کسانی گرسنه نمانند و دهی ویران نماند و زمینی بیبهره نباشد. دین آن است که امروز توانگران ایران سرمایههای خود را در راه آباد گردانیدن ایران به کار گیرند که هم این ویرانیها از میان برخیزد و هم هزاران گرسنه و بی نوا از بدبختی رها گردند.
"دین" همان خرد است و خدا از این دین خشنود خواهد بود. وگرنه گفت و گو از کشاکش امام علی با ابوبکر و عمر و عثمان بر سر خلافت چه فایده است که پروردگار آن را خوش دارد؟!
📡 @Secrets_Box
دین، شناخت معنی جهان و زندگانی و زیستن به آیینِ خِرَد است. دین آن است که امروز ایرانیان بدانند که این سرزمینی که خدا به ایشان داده را چگونه باید آباد گردانند و از آن سود جویند و همگی با هم آسوده زندگانی کنند.
دین آن است که کسانی گرسنه نمانند و دهی ویران نماند و زمینی بیبهره نباشد. دین آن است که امروز توانگران ایران سرمایههای خود را در راه آباد گردانیدن ایران به کار گیرند که هم این ویرانیها از میان برخیزد و هم هزاران گرسنه و بی نوا از بدبختی رها گردند.
"دین" همان خرد است و خدا از این دین خشنود خواهد بود. وگرنه گفت و گو از کشاکش امام علی با ابوبکر و عمر و عثمان بر سر خلافت چه فایده است که پروردگار آن را خوش دارد؟!
📡 @Secrets_Box
Forwarded from تصاویر ماندگار
بد نیست بدونید که ما در ۱۸۰۰ سال پیش هم از قاشق و چنگال استفاده میکردیم، زمانی که کل دنیا با دست غذا میخوردن! البته اگه نمیگید مهم نیست چی بودیم!
این قاشق و چنگال ساسانی از جنس نقره، در موزه رضا عباسی در تهران نگهداری میشه.
@Tasavire_Mandegar
این قاشق و چنگال ساسانی از جنس نقره، در موزه رضا عباسی در تهران نگهداری میشه.
@Tasavire_Mandegar
سه نفر محكوم به اعدام با گیوتین شدند؛ یک کشیش، یک وکیل دادگستری و یک فیزیکدان!
در هنگام اعدام، کشیش پیش قدم شد، سرش را زیر گیوتین گذاشتند و از او سؤال شد: حرف آخرت چیست ؟ گفت : خدا، خدا، خدا... او مرا نجات خواهد داد، وقتی تیغ گیوتین را پایین آوردند، نزدیک گردن او متوقف شد.
مردم تعجب کردند و فریاد زدند: آزادش کنید!
خدا حرفش را زده! و به این ترتیب نجات یافت!
نوبت به وکیل دادگستری رسید.
از او سؤال شد: آخرین حرفی که میخواهی بگویی چیست؟ گفت: من مثل کشیش خدا را نمی شناسم اما درباره عدالت میدانم،
عدالت، عدالت، عدالت
گیوتین پایین رفت، اما نزدیک گردنش ایستاد.
مردم متعجب، گفتند: آزادش کنید، عدالت حرف خودش را زده! وکیل هم آزاد شد!
آخر کار نوبت به فیزیکدان رسید.
سؤال شد : آخرین حرفت را بزن، گفت: من نه کشیشم که خدا را بشناسم و نه وکیلم که عدالت را بدانم، اما می دانم که روی طناب گیوتین گره ای است که مانع پایین آمدن تیغه می شود، با نگاه به طناب دریافتند و گره را باز کردند ، تیغ بر گردن فیزیکدان فرود آمده و سر او را از تن جدا کرد!!
چه فرجام تلخی دارند آنان که واقعیت را میگویند و به گرهها اشاره میکنند!
📡 @Secrets_Box
در هنگام اعدام، کشیش پیش قدم شد، سرش را زیر گیوتین گذاشتند و از او سؤال شد: حرف آخرت چیست ؟ گفت : خدا، خدا، خدا... او مرا نجات خواهد داد، وقتی تیغ گیوتین را پایین آوردند، نزدیک گردن او متوقف شد.
مردم تعجب کردند و فریاد زدند: آزادش کنید!
خدا حرفش را زده! و به این ترتیب نجات یافت!
نوبت به وکیل دادگستری رسید.
از او سؤال شد: آخرین حرفی که میخواهی بگویی چیست؟ گفت: من مثل کشیش خدا را نمی شناسم اما درباره عدالت میدانم،
عدالت، عدالت، عدالت
گیوتین پایین رفت، اما نزدیک گردنش ایستاد.
مردم متعجب، گفتند: آزادش کنید، عدالت حرف خودش را زده! وکیل هم آزاد شد!
آخر کار نوبت به فیزیکدان رسید.
سؤال شد : آخرین حرفت را بزن، گفت: من نه کشیشم که خدا را بشناسم و نه وکیلم که عدالت را بدانم، اما می دانم که روی طناب گیوتین گره ای است که مانع پایین آمدن تیغه می شود، با نگاه به طناب دریافتند و گره را باز کردند ، تیغ بر گردن فیزیکدان فرود آمده و سر او را از تن جدا کرد!!
چه فرجام تلخی دارند آنان که واقعیت را میگویند و به گرهها اشاره میکنند!
📡 @Secrets_Box
" باب راس" برای اجرای تمام ۴۰۰ قسمت از برنامهی معروفش یعنی" لذت نقاشی" هیچ پولی نگرفت و از سازندهها خواست که همه دستمزدش به نیازمندها داده بشه!
او هر روز تعداد زیادی نامه از طرفدارش دریافت میکرد و برخلاف خیلی از آدمهای معروف، سعی میکرد به همهش جواب بده! حتی اگه طرفداری بعد یه مدت براش نامه نمینوشت، خودش از حالش خبر میگرفت تا مطمئن بشه خوبه و مشکلی نداره! به این میگن سلبریتی واقعی!
📡 @Secrets_Box
او هر روز تعداد زیادی نامه از طرفدارش دریافت میکرد و برخلاف خیلی از آدمهای معروف، سعی میکرد به همهش جواب بده! حتی اگه طرفداری بعد یه مدت براش نامه نمینوشت، خودش از حالش خبر میگرفت تا مطمئن بشه خوبه و مشکلی نداره! به این میگن سلبریتی واقعی!
📡 @Secrets_Box
زنی فقیر که کشورش را سرشار از ثروت کرد!
ایشون"حلیمه یعقوب" هستند؛ جوان ترین عضو خانوادهی ۷ نفری از نژاد مالایی از سنگاپور که پدرش را در ۸ سالگی از دست داد و پس از ۱۰ سالگی به همراه مادرش که صاحب یک غرفه مواد غذایی بود، کارهای خدماتی همچون شستن، تمیز کردن، پاک کردن میزها و ارائه خدمات به مشتریان را انجام میداد اما اکنون رئیس جمهور سنگاپور است. در زمان ریاست جمهوری او، درآمد سنگاپور به ۲ تریلیون دلار افزایش یافت، گذرنامه سنگاپور قوی ترین گذرنامه در دنیا شد،
بیکاری را به ۱ درصد رساند، تمام مالیاتها را از محصولات سنگاپور حذف کرد و سنگاپور را به هشتمین کشور امن جهان تبدیل کرد! هم زن است، هم مسلمان و محجبه! پس مشکل از کجاست که آنها پیشرفت میکنند و ما پسرفت؟
📡 @Secrets_Box
ایشون"حلیمه یعقوب" هستند؛ جوان ترین عضو خانوادهی ۷ نفری از نژاد مالایی از سنگاپور که پدرش را در ۸ سالگی از دست داد و پس از ۱۰ سالگی به همراه مادرش که صاحب یک غرفه مواد غذایی بود، کارهای خدماتی همچون شستن، تمیز کردن، پاک کردن میزها و ارائه خدمات به مشتریان را انجام میداد اما اکنون رئیس جمهور سنگاپور است. در زمان ریاست جمهوری او، درآمد سنگاپور به ۲ تریلیون دلار افزایش یافت، گذرنامه سنگاپور قوی ترین گذرنامه در دنیا شد،
بیکاری را به ۱ درصد رساند، تمام مالیاتها را از محصولات سنگاپور حذف کرد و سنگاپور را به هشتمین کشور امن جهان تبدیل کرد! هم زن است، هم مسلمان و محجبه! پس مشکل از کجاست که آنها پیشرفت میکنند و ما پسرفت؟
📡 @Secrets_Box