جعبه اسرار – Telegram
جعبه اسرار
86.8K subscribers
22K photos
10.5K videos
9 files
4.31K links

※ جعبه اسرار می‌کوشد تا بدور از هرگونه فعالیت سیاسی و غیراخلاقی، در راستای نقد اجتماعی با زبان طنز تولید محتوا کند. ※ با احترام، این کانال، مسئولیتی بابت کامنت کاربران ندارد.

ارتباط : 📢 @Secrets_ads
Download Telegram

این تبریک‌ها را نگوییم!

ان‌شاالله شاسی‌بلند بخری.
ان‌شاالله صدوبیست‌متری بخری.

شاید فکر کنید مته به خشخاش می‌گذارم اما وقتی کسی ماشین یا خانه خریده این جملات را به او نگوییم.
ما با خوش‌دلی این حرف‌ها را می‌زنیم اما شاید این تمام توان کسی است که با جان کندن پراید قسطی، دست‌دوم یا یک خانه‌ی شصت‌متریِ چندسال‌ساخت خریده.
با این جملات انگار جان کندن و وام گرفتن و رنج کشیدنش را نادیده می‌گیریم و به او می‌گوییم کاری نکرده و درحالی‌که هنوز نفس‌نفس می‌زند باید خودش را برای مسابقه‌ی شاسی‌بلند و صد‌و‌بیست‌متری آماده کند وگرنه باخته!

ان‌شاالله با این ماشین کلی سفر خوب برید.
ان‌شالله تو این خونه شادی و خوشبختی رو تجربه کنید.

من معمولاً این جمله‌ها را می‌گویم. می‌دانم طرف هم خودش عقلش می‌رسد و هم تلاش خواهد کرد آن‌ها را بهتر کند.

در این روزهایی که فشارهای اقتصادی و روانی استقامت روحی‌مان را در هم شکسته، کمی بیشتر مراقب هم باشیم. مواظب واژه‌ها، نگاه‌ها.
به هم برای لذت بردن از داشته‌های هرچند اندک کمک کنیم. هل دادن همدیگر برای ورود به مسابقه‌ی بی‌انتهای خریدِ اشیا حتی با حسن‌نیت اشتباه است.

✦ احسان محمدی

📡 @Secrets_Box
‌‌‌
⁉️ #تست_هـوش ☝🏽

↩️ طبق تصویر بالا چه تعداد توپ در تصویر وجود دارد؟

☑️ اگه بتونی جواب درست بدی 130 IQ داری : 👇🏽

شیطان به كشيش گفت:
دشمنیِ من با بشریت، از دشمنی تو با جان خویش بیشتر نیست ای كشیش!
تو به میكائیل آفرین می گویی، در حالی كه او برایت هیچ فایده‌ای نداشته است و مرا دشنام می‌دهی، حال آن‌كه من مایهٔ راحتی و آسایش‌ات بوده و هستم.
مگر نه این كه وجود من، موجب رونق بازار تو و نامم سرمایه كسب و كار توست؟
اگر شیطان بمیرد و مبارزه با او منتفی گردد، چه شغلی را بر عهدهٔ تو خواهند نهاد؟ تو كه پدر روحانی هستی، چطور نمی‌دانی كه تنها وجود شیطان می‌تواند سیم و زر را از جیب مؤمنان، به جیب‌های واعظان و سخنوران سرازیر كند؟
تو كه عالمی دانا هستی، چطور نمی‌دانی كه با نابود شدن علت، معلول نیز از بین می رود؟ چطور راضی می‌شوی كه من بمیرم و تو، جایگاه خود را از دست بدهی و نانِ زن و بچه‌ات را آجر كنی؟!

✍🏻 جبران خلیل جبران

📡 @Secrets_Box

روزی عده ای از چرچیل خواستند که سیاست را برای آنان تعریف کند. چرچیل از آن‌ها خواست تا خروسی بیاورند. سپس دایره‌ای کشید و خروس را در آن انداخت و گفت خروس را بدون آن‌که از دایره خارج شود بگیرید. هر چه تلاش کردند نتوانستند و خروس از دایره بیرون می‌رفت. آخر از چرچیل خواستند که این کار را خود انجام دهد.
چرچیل خروسی دیگر کنار خروس اول گذاشت و این دو شروع به جنگیدن کردند!
آنگاه چرچیل دو خروس را از گردن گرفت و بلند کرد و در پاسخ گفت این سیاست است. و آن همان سیاستی‌ست که انگلستان قرن‌هاست از آن بهره می‌برد ...

📡 @Secrets_Box

‌روباه در حادثه‌ای دمش را از دست داد.
روباه‌های گله از او پرسیدند دم‌ات چه شد؟ روباه دم‌بریده با حیله‌گری گفت که خودم قطع‌اش کردم! همه با تعجب پرسیدند چرا؟ دم نداشتن بسیار بد است و اکنون زیباییت را از دست دادی. روباه گفت: خیر! حالا آزادم و سبک.
احساس راحتی می‌کنم! وقتی راه می‌روم فکر می‌کنم که دارم پرواز می‌کنم. یک روباه دیگر که بسیار ساده بود، رفت و دم خود را قطع کرد. چون درد شدیدی داشت و نمی‌توانست تحمل کند، نزد روباه دم‌بریده رفت و گفت: تو که گفته بودی سبک شده‌ام و احساس راحتی می‌کنم. من‌که بسیار درد دارم!
دم‌بریده گفت: صدایش را درنیاور! اگر نه تمام روز روباه‌های دیگر به ما می‌خندند! هرلحظه ابراز خشنودی کن و افتخار کن تا تعداد ما زیاد شود، و الا تمام عمر مورد تمسخر دیگران قرار خواهیم گرفت... همان بود که تعداد دم‌بریده‌ها آن‌قدر زیاد شد که بعداً به روباه‌های دم‌دار می‌خندیدند و این حکایتی بسیار آشناست...
وقتی در یک جامعه افراد مفسد، دزدها اختلاس‌گرها و خلافکارها زیاد می‌شوند آنگاه به افراد باشرف و باعزت می‌خندند. گاهی هم آن‌ها را دیوانه می‌دانند!!

📡 @Secrets_Box

جز خرابی و ویرانی ذخیره دیگری برای من در مملکت انباشته نشده. از قصر گلستان تهران تا بنادر خلیج فارس و دریای خزر همه جا خراب است. خزانه مملکت تهی‌ است. اخلاق عمومی در منتها درجه انحطاط است. هیچ‌کس به وظیفه خود آشنا نیست...
سال‌ها نهال چاپلوسی و دروغ را آبیاری کردند و من باید آن را بچینم. اما من تصمیم گرفته‌ام مملکت خود را آباد کنم. تمام افکاری را که راجع به عمران مملکت اندیشیده‌ام قطعا باید به موقع به اجرا گذارم چون تصمیم گرفته‌ام و تغییر پذیر نیست.

”بخشی از سفرنامه مازندران، نوشته رضاشاه”

📡 @Secrets_Box

در هنگام جنگ جهانی دوم بعد از چند هفته بالاخره یک سرباز موفق می‌شود چند روز مرخصی بگیرد. وقتی به محل سکونت خود می‌رسد چشمش به تعدادی جسد می‌افتد که روی هم انباشته شده‌اند و عده‌ای مشغول انتقال آن‌ها به درون کامیونی بودند که به سمت قبرستان می‌رفت. نزدیک‌تر که می‌رود پاهای زنی را می‌بیند که هنوز کفش‌هایش را به پا داشته است. او همسرش را می‌شناسد. سرباز به سرعت به نزد آن افراد رفته و از آن‌ها می‌خواهد تا جسد همسرش را به او تحویل دهند. بعد از بحث و مشاجره آن‌ها راضی می‌شوند تا جسد را به او بدهند.
او همسرش را در آغوش می‌گیرد و بعد از بررسی وضعیت او متوجه می‌شود که همسرش هنوز زنده است. لذا سریعا او را به بیمارستان می‌رساند و تا زمانی که سلامتی‌اش را به دست بیاورد از او مراقبت می‌کند.
آن زن ”ماریا شلموا” نام داشت. او چند سال بعد از آن حادثه، در سال ۱۹۵۲ فرزندی را به دنیا آورد که سال‌ها بعد یکی از قدرتمندترین رؤسای جمهور دنیا شد. نام او ولادیمیر بود. ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه!

📡 @Secrets_Box

چند روز پیش که رفتم وام بگیرم باجه‌دار گفت به ازای هر ۵ میلیون یه ضامن!
با خودم حساب کردم دیدم اون آقازاده که ۶۵ هزار میلیارد وام گرفته ۱۳ میلیون ضامن نیاز داره! خب این تعداد کارمند در کشور ما نیست. بنابراین برای تکمیل کادر ضامن‌هاش باید از کارمندهای کشورهای افغانستان، ترکمنستان، آذربایجان و تاجیکستان کمک بگیره!!
بعد حساب کردم دیدم اگه بانک بخواد برای این ضامن‌ها پرونده تشکیل بده هر ضامن اگه مدارک و فرم هاش ۱۰ صفحه بشه کل صفحات پرونده‌ش میشه ۱۳۰ میلیون صفحه کاغذ A4 که برای بایگانی این تعداد پرونده و کاغذ نیاز به یک مجتمع چندطبقه‌س!
خداییش خیلی دلم به حال بانک سوخت
تازه فهمیدم چرا بانک ها واسه رقمای بزرگ ضامن نمی‌گیرن!!

📡 @Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

این دیالوگ بهروز وثوقی در فیلم سوته دلان ساخته علی حاتمی تاریخی بود

میگن دروغگو دشمن خداست ...
وای خدا که این همه دشمن داری
دوستاتم که ماییم یه مشت عاجز علیل ناقص عقل! ...




@Tasavire_Mandegar

بستنِ دکمه زیر گلو زمانی خوب است
که جلوی رد شدن لقمه‌ حرام را بگیرد!

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

📡 @Secrets_Box

از آدم‌های مذهبی(نما) بترسید! آنان به درجه‌ای رسیده‌اند که مطمئن هستند هر کاری بکنند اشکالی ندارد، چون فکر می‌کنند با عبادت کردن جبرانش می‌کنند...!

✦ دیتر هالروردن

📡 @Secrets_Box

فلسفه واژه ” الو ” در آغاز مکالمات تلفنی؟!

تلفن را الکساندر گراهام بل اختراع کرد، اولین خط تلفن را به خانه معشوقه اش " آلساندرا لولیتا اوسوالدو " وصل کرد. در هر تماس او را با نام کاملش می‌خواند. گراهام بل مدتی بعد نام معشوقه‌اش را کوتاه کرد " آله لول اس "!
و دفعات دیگر نیز کوتاهتر : الو .
از آن پس بل با گفتن "الو" تلفن جواب می‌داد . بل به چند نقطه شهر خط تلفن کشید و انسان‌ها مانند بل موقع زنگ زدن تلفن "الو" می‌گفتند. امروزه از هر نقطه دنیا صدای "الو" شنیده می‌شود اما بیشتر افراد ماجرای الو را یا نمی‌دانند و یا اصلاً کنجکاوی هم نمی‌کنند.

📡 @Secrets_Box

آدم‌ها فکر می‌کنند اگر یک بار دیگر متولد شوند، جور دیگری زندگی می‌کنند، شاد و خوشبخت و کم اشتباه خواهند بود. فکر می‌کنند می‌توانند همه چیز را از نو بسازند، محکم و بی نقص! اما حقیقت ندارد... اگر ما جسارت طور دیگری زندگی کردن را داشتیم، اگر قدرت تغییر کردن را داشتیم، اگر آدم ساختن بودیم، از همین جای زندگی‌ِمان به بعد را می‌ساختیم!


✦ آنتوان دوسنت اگزوپری

📡 @Secrets_Box

در بین آلمانی‌ها قصه‌ای هست كه این‌چنین بیان می‌شود : مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده ، شک كرد كه همسایه‌اش آن را دزدیده باشد ، برای همین، تمام روز او را زیر نظر گرفت! متوجه شد كه همسایه‌اش در دزدی مهارت دارد، مثل یک دزد راه می‌رود ، مثل دزدی كه می‌خواهد چیزی را پنهان كند پچ پچ می‌كند،
آن قدر از شكش مطمئن شد كه تصمیم گرفت به خانه برگردد لباسش را عوض كند، نزد قاضی برود و شكایت كند ، اما همین كه وارد خانه شد، تبرش را پیدا كرد! زنش آن را جابه جا كرده بود، مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه‌اش را زیر نظر گرفت و دریافت كه او مثل یک آدم شریف راه می‌رود، حرف می‌زند، و رفتار می‌كند!

همیشه این نکته را به یاد داشته باشید
که ما انسان‌ها در هر موقعیتی معمولا آن چیزی را می‌بینیم که دوست داریم ببینیم!


📡 @Secrets_Box

این زن یکی از تاثیرگذار ترین زنان ایران است. فروغ السلطنه آذرخشی در سال ۱۲۹۶ نخستین مدرسه دخترانه شهر مشهد را در خانه‌اش به راه انداخت. در آن زمان عده‌ای درس خواندن دختران را حرام می‌دانستند و می‌خواستند مدرسه را آتش بزنند. مبارزه او با مخالفان تحصیل بانوان ۵ سال طول کشید. او و چند زن همراهش مسلحانه شب و روز از آن مدرسه پاسداری کردند و نگذاشتند کسی مدرسه را نابود یا تعطیل کند.

📡 @Secrets_Box

شاه ارفاق تحصیلی را خیانت به مملکت می‌دانست! او چنين گفته بود كه:

”به عنوان فردی دلسوز و رئیس مملکت به دبیران و استادان دانشگاه می‌گویم به هیچکس نمره اضافه ندهند، به هیچ کسی ورقه قبولی بی‌جهت ندهند، این یک نوع خیانت به آینده مملکت است.”

📡 @Secrets_Box
‌‌
⁉️ #تست_هـوش ☝🏽

↩️ در این عکس چند دختر وجود دارد؟

☑️ اگه بتونی جواب درست بدی 130 IQ داری : 👇🏽

جهان اگر صفحه روزنامه باشد:

آمریکا بخش سیاسی روزنامه
اروپا بخش هنر و ورزش
آفریقا قسمت نیازمندی‌ها
چین بخش اقتصاد
استرالیا بخش آب و هوا
خاورمیانه هم قسمت حوادث


📡 @Secrets_Box
‌‌

به نظرتون اینا رو برای الان نگفته؟!

‏”ایران را دیدم دلم خون شد. همه جا ملک پریشان، ملت پریشان، تجارت پریشان، خیال پریشان، عقاید پریشان، شهر پریشان، شهریار پریشان، خدایا این چه پریشانی است؟!”


سیاحت‌نامه ابراهیم بیگ، ١٢٠ سال پيش!!

📡 @Secrets_Box

انسان هزاران سال است که عقاید خود را برتر دانسته و عقاید دیگران را مضحک یا کفرآمیز می‌داند. درباره این موضوع یکی از بهترین داستان‌های تاریخ رو اینجا ذکر می‌کنم تا ببینید داریوش بزرگ چگونه این موضوع رو به تصویر کشید.

روزی داریوش بزرگ دستور داد تا همه یونانیان حاضر در کاخ را به حضور او بیاورند. سپس از آنان پرسید به چه بهایی حاضرند جسد پدر خود را پس از مرگ بخورند؟ یونانیان پاسخ دادند که به هیچ قیمتی حاضر به انجام چنین کاری نیستند. داریوش سپس دستور داد هندیان موسوم به گالاتی که والدین خود را پس از مرگ می‌خوردند به پیشگاه بیاورند! سپس در برابر یونانیان از ایشان پرسید به چه قیمتی حاضرند جسد پدر مرده خود را روی تلی از هیزم گذاشته و بسوزانند. هندیان فریاد بلندی کشیدند و از شاه خواهش کردند که چنین سخنان کفرآمیزی را نگوید...

حس میکنم که داریوش حجت را بر صاحبان هر عقیده‌ای تمام کرد. این داستان نشان می‌دهد که عقاید هرکس فقط از نظر خودش بی‌عیب است، و اگر کسی گمان کند عقیده دیگران نادرست است حق ندارد عقیده خودش را به زور به آن‌ها تحمیل کند.

📡 @Secrets_Box

روزگاری در ایران نرخ‌ها به قدری ثبات داشت که اقلام با قیمت‌هاشان نام‌گذاری می‌شدند.

مثلٱ به کاغذهای خط‌دار بزرگ می‌گفتند «کاغذ دَهشاهی» و یا به آدامس خروس نشان هم «آدامس دهشاهی» می‌گفتند و یا کلوچه لاهیجان «کلوچه پنج زاری» نامیده می‌شد، حتی آدم‌های بی‌ارزش نیز با نرخ معروف خودشان «دوزاری» شناخته می‌شدند.

📡 @Secrets_Box