جز خرابی و ویرانی ذخیره دیگری برای من در مملکت انباشته نشده. از قصر گلستان تهران تا بنادر خلیج فارس و دریای خزر همه جا خراب است. خزانه مملکت تهی است. اخلاق عمومی در منتها درجه انحطاط است. هیچکس به وظیفه خود آشنا نیست...
سالها نهال چاپلوسی و دروغ را آبیاری کردند و من باید آن را بچینم. اما من تصمیم گرفتهام مملکت خود را آباد کنم. تمام افکاری را که راجع به عمران مملکت اندیشیدهام قطعا باید به موقع به اجرا گذارم چون تصمیم گرفتهام و تغییر پذیر نیست.
”بخشی از سفرنامه مازندران، نوشته رضاشاه”
📡 @Secrets_Box
جز خرابی و ویرانی ذخیره دیگری برای من در مملکت انباشته نشده. از قصر گلستان تهران تا بنادر خلیج فارس و دریای خزر همه جا خراب است. خزانه مملکت تهی است. اخلاق عمومی در منتها درجه انحطاط است. هیچکس به وظیفه خود آشنا نیست...
سالها نهال چاپلوسی و دروغ را آبیاری کردند و من باید آن را بچینم. اما من تصمیم گرفتهام مملکت خود را آباد کنم. تمام افکاری را که راجع به عمران مملکت اندیشیدهام قطعا باید به موقع به اجرا گذارم چون تصمیم گرفتهام و تغییر پذیر نیست.
”بخشی از سفرنامه مازندران، نوشته رضاشاه”
📡 @Secrets_Box
در هنگام جنگ جهانی دوم بعد از چند هفته بالاخره یک سرباز موفق میشود چند روز مرخصی بگیرد. وقتی به محل سکونت خود میرسد چشمش به تعدادی جسد میافتد که روی هم انباشته شدهاند و عدهای مشغول انتقال آنها به درون کامیونی بودند که به سمت قبرستان میرفت. نزدیکتر که میرود پاهای زنی را میبیند که هنوز کفشهایش را به پا داشته است. او همسرش را میشناسد. سرباز به سرعت به نزد آن افراد رفته و از آنها میخواهد تا جسد همسرش را به او تحویل دهند. بعد از بحث و مشاجره آنها راضی میشوند تا جسد را به او بدهند.
او همسرش را در آغوش میگیرد و بعد از بررسی وضعیت او متوجه میشود که همسرش هنوز زنده است. لذا سریعا او را به بیمارستان میرساند و تا زمانی که سلامتیاش را به دست بیاورد از او مراقبت میکند.
آن زن ”ماریا شلموا” نام داشت. او چند سال بعد از آن حادثه، در سال ۱۹۵۲ فرزندی را به دنیا آورد که سالها بعد یکی از قدرتمندترین رؤسای جمهور دنیا شد. نام او ولادیمیر بود. ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه!
📡 @Secrets_Box
در هنگام جنگ جهانی دوم بعد از چند هفته بالاخره یک سرباز موفق میشود چند روز مرخصی بگیرد. وقتی به محل سکونت خود میرسد چشمش به تعدادی جسد میافتد که روی هم انباشته شدهاند و عدهای مشغول انتقال آنها به درون کامیونی بودند که به سمت قبرستان میرفت. نزدیکتر که میرود پاهای زنی را میبیند که هنوز کفشهایش را به پا داشته است. او همسرش را میشناسد. سرباز به سرعت به نزد آن افراد رفته و از آنها میخواهد تا جسد همسرش را به او تحویل دهند. بعد از بحث و مشاجره آنها راضی میشوند تا جسد را به او بدهند.
او همسرش را در آغوش میگیرد و بعد از بررسی وضعیت او متوجه میشود که همسرش هنوز زنده است. لذا سریعا او را به بیمارستان میرساند و تا زمانی که سلامتیاش را به دست بیاورد از او مراقبت میکند.
آن زن ”ماریا شلموا” نام داشت. او چند سال بعد از آن حادثه، در سال ۱۹۵۲ فرزندی را به دنیا آورد که سالها بعد یکی از قدرتمندترین رؤسای جمهور دنیا شد. نام او ولادیمیر بود. ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه!
📡 @Secrets_Box
چند روز پیش که رفتم وام بگیرم باجهدار گفت به ازای هر ۵ میلیون یه ضامن!
با خودم حساب کردم دیدم اون آقازاده که ۶۵ هزار میلیارد وام گرفته ۱۳ میلیون ضامن نیاز داره! خب این تعداد کارمند در کشور ما نیست. بنابراین برای تکمیل کادر ضامنهاش باید از کارمندهای کشورهای افغانستان، ترکمنستان، آذربایجان و تاجیکستان کمک بگیره!!
بعد حساب کردم دیدم اگه بانک بخواد برای این ضامنها پرونده تشکیل بده هر ضامن اگه مدارک و فرم هاش ۱۰ صفحه بشه کل صفحات پروندهش میشه ۱۳۰ میلیون صفحه کاغذ A4 که برای بایگانی این تعداد پرونده و کاغذ نیاز به یک مجتمع چندطبقهس!
خداییش خیلی دلم به حال بانک سوخت
تازه فهمیدم چرا بانک ها واسه رقمای بزرگ ضامن نمیگیرن!!
📡 @Secrets_Box
چند روز پیش که رفتم وام بگیرم باجهدار گفت به ازای هر ۵ میلیون یه ضامن!
با خودم حساب کردم دیدم اون آقازاده که ۶۵ هزار میلیارد وام گرفته ۱۳ میلیون ضامن نیاز داره! خب این تعداد کارمند در کشور ما نیست. بنابراین برای تکمیل کادر ضامنهاش باید از کارمندهای کشورهای افغانستان، ترکمنستان، آذربایجان و تاجیکستان کمک بگیره!!
بعد حساب کردم دیدم اگه بانک بخواد برای این ضامنها پرونده تشکیل بده هر ضامن اگه مدارک و فرم هاش ۱۰ صفحه بشه کل صفحات پروندهش میشه ۱۳۰ میلیون صفحه کاغذ A4 که برای بایگانی این تعداد پرونده و کاغذ نیاز به یک مجتمع چندطبقهس!
خداییش خیلی دلم به حال بانک سوخت
تازه فهمیدم چرا بانک ها واسه رقمای بزرگ ضامن نمیگیرن!!
📡 @Secrets_Box
Forwarded from تصاویر ماندگار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این دیالوگ بهروز وثوقی در فیلم سوته دلان ساخته علی حاتمی تاریخی بود
میگن دروغگو دشمن خداست ...
وای خدا که این همه دشمن داری
دوستاتم که ماییم یه مشت عاجز علیل ناقص عقل! ...
@Tasavire_Mandegar
این دیالوگ بهروز وثوقی در فیلم سوته دلان ساخته علی حاتمی تاریخی بود
میگن دروغگو دشمن خداست ...
وای خدا که این همه دشمن داری
دوستاتم که ماییم یه مشت عاجز علیل ناقص عقل! ...
@Tasavire_Mandegar
بستنِ دکمه زیر گلو زمانی خوب است
که جلوی رد شدن لقمه حرام را بگیرد!
📡 @Secrets_Box
بستنِ دکمه زیر گلو زمانی خوب است
که جلوی رد شدن لقمه حرام را بگیرد!
📡 @Secrets_Box
از آدمهای مذهبی(نما) بترسید! آنان به درجهای رسیدهاند که مطمئن هستند هر کاری بکنند اشکالی ندارد، چون فکر میکنند با عبادت کردن جبرانش میکنند...!
✦ دیتر هالروردن
📡 @Secrets_Box
از آدمهای مذهبی(نما) بترسید! آنان به درجهای رسیدهاند که مطمئن هستند هر کاری بکنند اشکالی ندارد، چون فکر میکنند با عبادت کردن جبرانش میکنند...!
✦ دیتر هالروردن
📡 @Secrets_Box
فلسفه واژه ” الو ” در آغاز مکالمات تلفنی؟!
تلفن را الکساندر گراهام بل اختراع کرد، اولین خط تلفن را به خانه معشوقه اش " آلساندرا لولیتا اوسوالدو " وصل کرد. در هر تماس او را با نام کاملش میخواند. گراهام بل مدتی بعد نام معشوقهاش را کوتاه کرد " آله لول اس "!
و دفعات دیگر نیز کوتاهتر : الو .
از آن پس بل با گفتن "الو" تلفن جواب میداد . بل به چند نقطه شهر خط تلفن کشید و انسانها مانند بل موقع زنگ زدن تلفن "الو" میگفتند. امروزه از هر نقطه دنیا صدای "الو" شنیده میشود اما بیشتر افراد ماجرای الو را یا نمیدانند و یا اصلاً کنجکاوی هم نمیکنند.
📡 @Secrets_Box
فلسفه واژه ” الو ” در آغاز مکالمات تلفنی؟!
تلفن را الکساندر گراهام بل اختراع کرد، اولین خط تلفن را به خانه معشوقه اش " آلساندرا لولیتا اوسوالدو " وصل کرد. در هر تماس او را با نام کاملش میخواند. گراهام بل مدتی بعد نام معشوقهاش را کوتاه کرد " آله لول اس "!
و دفعات دیگر نیز کوتاهتر : الو .
از آن پس بل با گفتن "الو" تلفن جواب میداد . بل به چند نقطه شهر خط تلفن کشید و انسانها مانند بل موقع زنگ زدن تلفن "الو" میگفتند. امروزه از هر نقطه دنیا صدای "الو" شنیده میشود اما بیشتر افراد ماجرای الو را یا نمیدانند و یا اصلاً کنجکاوی هم نمیکنند.
📡 @Secrets_Box
آدمها فکر میکنند اگر یک بار دیگر متولد شوند، جور دیگری زندگی میکنند، شاد و خوشبخت و کم اشتباه خواهند بود. فکر میکنند میتوانند همه چیز را از نو بسازند، محکم و بی نقص! اما حقیقت ندارد... اگر ما جسارت طور دیگری زندگی کردن را داشتیم، اگر قدرت تغییر کردن را داشتیم، اگر آدم ساختن بودیم، از همین جای زندگیِمان به بعد را میساختیم!
✦ آنتوان دوسنت اگزوپری
📡 @Secrets_Box
آدمها فکر میکنند اگر یک بار دیگر متولد شوند، جور دیگری زندگی میکنند، شاد و خوشبخت و کم اشتباه خواهند بود. فکر میکنند میتوانند همه چیز را از نو بسازند، محکم و بی نقص! اما حقیقت ندارد... اگر ما جسارت طور دیگری زندگی کردن را داشتیم، اگر قدرت تغییر کردن را داشتیم، اگر آدم ساختن بودیم، از همین جای زندگیِمان به بعد را میساختیم!
✦ آنتوان دوسنت اگزوپری
📡 @Secrets_Box
در بین آلمانیها قصهای هست كه اینچنین بیان میشود : مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده ، شک كرد كه همسایهاش آن را دزدیده باشد ، برای همین، تمام روز او را زیر نظر گرفت! متوجه شد كه همسایهاش در دزدی مهارت دارد، مثل یک دزد راه میرود ، مثل دزدی كه میخواهد چیزی را پنهان كند پچ پچ میكند،
آن قدر از شكش مطمئن شد كه تصمیم گرفت به خانه برگردد لباسش را عوض كند، نزد قاضی برود و شكایت كند ، اما همین كه وارد خانه شد، تبرش را پیدا كرد! زنش آن را جابه جا كرده بود، مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایهاش را زیر نظر گرفت و دریافت كه او مثل یک آدم شریف راه میرود، حرف میزند، و رفتار میكند!
همیشه این نکته را به یاد داشته باشید
که ما انسانها در هر موقعیتی معمولا آن چیزی را میبینیم که دوست داریم ببینیم!
📡 @Secrets_Box
در بین آلمانیها قصهای هست كه اینچنین بیان میشود : مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده ، شک كرد كه همسایهاش آن را دزدیده باشد ، برای همین، تمام روز او را زیر نظر گرفت! متوجه شد كه همسایهاش در دزدی مهارت دارد، مثل یک دزد راه میرود ، مثل دزدی كه میخواهد چیزی را پنهان كند پچ پچ میكند،
آن قدر از شكش مطمئن شد كه تصمیم گرفت به خانه برگردد لباسش را عوض كند، نزد قاضی برود و شكایت كند ، اما همین كه وارد خانه شد، تبرش را پیدا كرد! زنش آن را جابه جا كرده بود، مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایهاش را زیر نظر گرفت و دریافت كه او مثل یک آدم شریف راه میرود، حرف میزند، و رفتار میكند!
همیشه این نکته را به یاد داشته باشید
که ما انسانها در هر موقعیتی معمولا آن چیزی را میبینیم که دوست داریم ببینیم!
📡 @Secrets_Box
این زن یکی از تاثیرگذار ترین زنان ایران است. فروغ السلطنه آذرخشی در سال ۱۲۹۶ نخستین مدرسه دخترانه شهر مشهد را در خانهاش به راه انداخت. در آن زمان عدهای درس خواندن دختران را حرام میدانستند و میخواستند مدرسه را آتش بزنند. مبارزه او با مخالفان تحصیل بانوان ۵ سال طول کشید. او و چند زن همراهش مسلحانه شب و روز از آن مدرسه پاسداری کردند و نگذاشتند کسی مدرسه را نابود یا تعطیل کند.
📡 @Secrets_Box
این زن یکی از تاثیرگذار ترین زنان ایران است. فروغ السلطنه آذرخشی در سال ۱۲۹۶ نخستین مدرسه دخترانه شهر مشهد را در خانهاش به راه انداخت. در آن زمان عدهای درس خواندن دختران را حرام میدانستند و میخواستند مدرسه را آتش بزنند. مبارزه او با مخالفان تحصیل بانوان ۵ سال طول کشید. او و چند زن همراهش مسلحانه شب و روز از آن مدرسه پاسداری کردند و نگذاشتند کسی مدرسه را نابود یا تعطیل کند.
📡 @Secrets_Box
شاه ارفاق تحصیلی را خیانت به مملکت میدانست! او چنين گفته بود كه:
”به عنوان فردی دلسوز و رئیس مملکت به دبیران و استادان دانشگاه میگویم به هیچکس نمره اضافه ندهند، به هیچ کسی ورقه قبولی بیجهت ندهند، این یک نوع خیانت به آینده مملکت است.”
📡 @Secrets_Box
شاه ارفاق تحصیلی را خیانت به مملکت میدانست! او چنين گفته بود كه:
”به عنوان فردی دلسوز و رئیس مملکت به دبیران و استادان دانشگاه میگویم به هیچکس نمره اضافه ندهند، به هیچ کسی ورقه قبولی بیجهت ندهند، این یک نوع خیانت به آینده مملکت است.”
📡 @Secrets_Box
جهان اگر صفحه روزنامه باشد:
آمریکا بخش سیاسی روزنامه
اروپا بخش هنر و ورزش
آفریقا قسمت نیازمندیها
چین بخش اقتصاد
استرالیا بخش آب و هوا
خاورمیانه هم قسمت حوادث
📡 @Secrets_Box
جهان اگر صفحه روزنامه باشد:
آمریکا بخش سیاسی روزنامه
اروپا بخش هنر و ورزش
آفریقا قسمت نیازمندیها
چین بخش اقتصاد
استرالیا بخش آب و هوا
خاورمیانه هم قسمت حوادث
📡 @Secrets_Box
به نظرتون اینا رو برای الان نگفته؟!
”ایران را دیدم دلم خون شد. همه جا ملک پریشان، ملت پریشان، تجارت پریشان، خیال پریشان، عقاید پریشان، شهر پریشان، شهریار پریشان، خدایا این چه پریشانی است؟!”
سیاحتنامه ابراهیم بیگ، ١٢٠ سال پيش!!
📡 @Secrets_Box
به نظرتون اینا رو برای الان نگفته؟!
”ایران را دیدم دلم خون شد. همه جا ملک پریشان، ملت پریشان، تجارت پریشان، خیال پریشان، عقاید پریشان، شهر پریشان، شهریار پریشان، خدایا این چه پریشانی است؟!”
سیاحتنامه ابراهیم بیگ، ١٢٠ سال پيش!!
📡 @Secrets_Box
انسان هزاران سال است که عقاید خود را برتر دانسته و عقاید دیگران را مضحک یا کفرآمیز میداند. درباره این موضوع یکی از بهترین داستانهای تاریخ رو اینجا ذکر میکنم تا ببینید داریوش بزرگ چگونه این موضوع رو به تصویر کشید.
روزی داریوش بزرگ دستور داد تا همه یونانیان حاضر در کاخ را به حضور او بیاورند. سپس از آنان پرسید به چه بهایی حاضرند جسد پدر خود را پس از مرگ بخورند؟ یونانیان پاسخ دادند که به هیچ قیمتی حاضر به انجام چنین کاری نیستند. داریوش سپس دستور داد هندیان موسوم به گالاتی که والدین خود را پس از مرگ میخوردند به پیشگاه بیاورند! سپس در برابر یونانیان از ایشان پرسید به چه قیمتی حاضرند جسد پدر مرده خود را روی تلی از هیزم گذاشته و بسوزانند. هندیان فریاد بلندی کشیدند و از شاه خواهش کردند که چنین سخنان کفرآمیزی را نگوید...
حس میکنم که داریوش حجت را بر صاحبان هر عقیدهای تمام کرد. این داستان نشان میدهد که عقاید هرکس فقط از نظر خودش بیعیب است، و اگر کسی گمان کند عقیده دیگران نادرست است حق ندارد عقیده خودش را به زور به آنها تحمیل کند.
📡 @Secrets_Box
انسان هزاران سال است که عقاید خود را برتر دانسته و عقاید دیگران را مضحک یا کفرآمیز میداند. درباره این موضوع یکی از بهترین داستانهای تاریخ رو اینجا ذکر میکنم تا ببینید داریوش بزرگ چگونه این موضوع رو به تصویر کشید.
روزی داریوش بزرگ دستور داد تا همه یونانیان حاضر در کاخ را به حضور او بیاورند. سپس از آنان پرسید به چه بهایی حاضرند جسد پدر خود را پس از مرگ بخورند؟ یونانیان پاسخ دادند که به هیچ قیمتی حاضر به انجام چنین کاری نیستند. داریوش سپس دستور داد هندیان موسوم به گالاتی که والدین خود را پس از مرگ میخوردند به پیشگاه بیاورند! سپس در برابر یونانیان از ایشان پرسید به چه قیمتی حاضرند جسد پدر مرده خود را روی تلی از هیزم گذاشته و بسوزانند. هندیان فریاد بلندی کشیدند و از شاه خواهش کردند که چنین سخنان کفرآمیزی را نگوید...
حس میکنم که داریوش حجت را بر صاحبان هر عقیدهای تمام کرد. این داستان نشان میدهد که عقاید هرکس فقط از نظر خودش بیعیب است، و اگر کسی گمان کند عقیده دیگران نادرست است حق ندارد عقیده خودش را به زور به آنها تحمیل کند.
📡 @Secrets_Box
روزگاری در ایران نرخها به قدری ثبات داشت که اقلام با قیمتهاشان نامگذاری میشدند.
مثلٱ به کاغذهای خطدار بزرگ میگفتند «کاغذ دَهشاهی» و یا به آدامس خروس نشان هم «آدامس دهشاهی» میگفتند و یا کلوچه لاهیجان «کلوچه پنج زاری» نامیده میشد، حتی آدمهای بیارزش نیز با نرخ معروف خودشان «دوزاری» شناخته میشدند.
📡 @Secrets_Box
روزگاری در ایران نرخها به قدری ثبات داشت که اقلام با قیمتهاشان نامگذاری میشدند.
مثلٱ به کاغذهای خطدار بزرگ میگفتند «کاغذ دَهشاهی» و یا به آدامس خروس نشان هم «آدامس دهشاهی» میگفتند و یا کلوچه لاهیجان «کلوچه پنج زاری» نامیده میشد، حتی آدمهای بیارزش نیز با نرخ معروف خودشان «دوزاری» شناخته میشدند.
📡 @Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از بزرگان موسیقی درباره استاد حسن کسایی میگفت: «میگفتیم نیاش خوب است که همچین صدایی میدهد. یک کاغذی را لوله کرد گرفت لای دندان همان صدا آمد، گذاشت کنار، ناخن گذاشت لای دندان باز همان صدا آمد. کسایی خودش نی بود.»
📡 @Secrets_Box
یکی از بزرگان موسیقی درباره استاد حسن کسایی میگفت: «میگفتیم نیاش خوب است که همچین صدایی میدهد. یک کاغذی را لوله کرد گرفت لای دندان همان صدا آمد، گذاشت کنار، ناخن گذاشت لای دندان باز همان صدا آمد. کسایی خودش نی بود.»
📡 @Secrets_Box
به عنوان یک خبرنگار سفری به هندوستان داشتم. سوار قطاری شده بودیم، ناگهان قطار به طرز وحشتناکی ترمز کرد و ایستاد، سراسیمه پایین آمدیم و من دیدم گاوی فربه روی ریل نشسته و مانع حرکت قطار شده... به راهنمای هندی خودم گفتم چرا کسی گاو را از روی ریل خارج نمیکند تا راه قطار باز شود؟ او گفت: گاو مقدس است و کسی نمیتواند مزاحمش شود، گفتم پس چاره چیست؟ گفت: باید آنقدر صبر کنیم تا گاو با میل خودش ریل را ترک کند!
گفتم یعنی یک گاو جلو حرکت قطاری را تا هر وقت بخواهد میگیرد و کسی مانعش نمیشود؟
گفت: آری، گاو مقدس است!
و من دانستم در جوامع عقب مانده هم افراد و هم عقاید به ظاهر مقدس، جلو ریل حرکت قطار جامعهشان نشستهاند و با وجود آنها، هیچکس جرات نمیکند آنها را از روی ریل خارج سازد...
✍🏻 عزیز نسین
📡 @Secrets_Box
به عنوان یک خبرنگار سفری به هندوستان داشتم. سوار قطاری شده بودیم، ناگهان قطار به طرز وحشتناکی ترمز کرد و ایستاد، سراسیمه پایین آمدیم و من دیدم گاوی فربه روی ریل نشسته و مانع حرکت قطار شده... به راهنمای هندی خودم گفتم چرا کسی گاو را از روی ریل خارج نمیکند تا راه قطار باز شود؟ او گفت: گاو مقدس است و کسی نمیتواند مزاحمش شود، گفتم پس چاره چیست؟ گفت: باید آنقدر صبر کنیم تا گاو با میل خودش ریل را ترک کند!
گفتم یعنی یک گاو جلو حرکت قطاری را تا هر وقت بخواهد میگیرد و کسی مانعش نمیشود؟
گفت: آری، گاو مقدس است!
و من دانستم در جوامع عقب مانده هم افراد و هم عقاید به ظاهر مقدس، جلو ریل حرکت قطار جامعهشان نشستهاند و با وجود آنها، هیچکس جرات نمیکند آنها را از روی ریل خارج سازد...
✍🏻 عزیز نسین
📡 @Secrets_Box
اگر نشانه های زیر در شما وجود دارد 👇🏽
سردرد
بدن درد
ضعف در بینایی
سختی تنفس
درجه حرارت بالا
گیجی
اختلال در خواب
در شوک فرو رفتن
عصبانیت و مشکل در ارتباط برقرار کردن
گیجی
اینها علائم کرونا ویروس نیستند، اینها علائم بی پولیه!
📡 @Secrets_Box
اگر نشانه های زیر در شما وجود دارد 👇🏽
سردرد
بدن درد
ضعف در بینایی
سختی تنفس
درجه حرارت بالا
گیجی
اختلال در خواب
در شوک فرو رفتن
عصبانیت و مشکل در ارتباط برقرار کردن
گیجی
اینها علائم کرونا ویروس نیستند، اینها علائم بی پولیه!
📡 @Secrets_Box
گوساله: پدربزرگ..! آدمها مارا میکشند و همه جای مارا میخورند..! اما خرها را نه میکشند و نه هیچ جایشان را میخورند..! یعنی واقعا آنها خوردنی نیستند...!؟ چرا این همه اختلاف...!؟
پدربزرگ گوساله: پسرم..! خرها به مزرعه دارها سواری میدهند، پس زنده میمانند...! یادت باشد راز زنده ماندن در مزرعه این است....!
برگرفته از کتاب "من گوساله ام"
اثر بزرگمهر حسین پور
📡 @Secrets_Box
گوساله: پدربزرگ..! آدمها مارا میکشند و همه جای مارا میخورند..! اما خرها را نه میکشند و نه هیچ جایشان را میخورند..! یعنی واقعا آنها خوردنی نیستند...!؟ چرا این همه اختلاف...!؟
پدربزرگ گوساله: پسرم..! خرها به مزرعه دارها سواری میدهند، پس زنده میمانند...! یادت باشد راز زنده ماندن در مزرعه این است....!
برگرفته از کتاب "من گوساله ام"
اثر بزرگمهر حسین پور
📡 @Secrets_Box