بعد مدت ها تنهایی رفتم بیرون و وقتی همه جا خلوت بود قدم زدم و اگه یکم بیشتر ادامه پیدا میکرد قدم زدنم باز هم پنیک بهم دست میداد
راستش فکر میکردم دیگه خوب شدن چون چند ماهه نه پنیک داشتم نه قرص خوردم اما خب فهمیدم خوب نشده بودم فقط چون تمام وقتم سرکار بودم و جایی نمیرفتم هیچ مشکلی برام پیش نیومده بود وگرنه همون بزدل به درد نخوری که بودم هستم
فهمیدم من و ناهید تو ابتدایی یک کلاس بودیم و راهنمایی هم یک مدرسه میرفتیم اما دبیرستان با هم آشنا شدیم
سقط جنین قانونی ترین و حلال ترین کار دنیاست
اگه بیست و سه سال پیش تصمیم میگرفتن من رو سقط کنن بزرگ ترین ثواب رو در حق من میکردن
اگه بیست و سه سال پیش تصمیم میگرفتن من رو سقط کنن بزرگ ترین ثواب رو در حق من میکردن