مثلا میخوام یک کلمه رو تلفظ کنم به انگلیسی و خودم رو درحالی پیدا میکنم که تو گوگل دنبال تلفظ صحیحش میگردم و حتی نمیدونم این ترس منشاش کجاست
خیلی پیش اومده یکی که خیلی برام عزیزه یهو وسط حرفام یا چیزی که نشونش دادم ایراد گرفته و شاید میخواسته کمک کنه درستش کنم ولی باعث شده به کل ازش پشیمون شم
شاید مسخره بیاد ولی حکایت نقاشی نکردنمم دقیقا همینه
شاید مسخره بیاد ولی حکایت نقاشی نکردنمم دقیقا همینه
فقط یکبار یکی بهم گفت یه چشم رو خیلی بد کشیدی قرینه نیست و من اون نقاشی رو که نیمه کاره ول کردم هیچ کار بعدی رو هم شروع کردم بس که نگران این بودم که خراب نشه دیگه نقاشی کشیدن بهم خوش نگذشت و کلا گذاشتمش کنار
حس میکنم خط داستانی انیگما کامل از دستم در رفته برای همین نمیتونم بنویسم چند وقته
باید بشینم کامل بخونم از اول پلات بندی کنم درست و ایده های جدیدم رو خوب توش جا بدم اینجوری نمیشه
باید بشینم کامل بخونم از اول پلات بندی کنم درست و ایده های جدیدم رو خوب توش جا بدم اینجوری نمیشه
شخصیت مینهوی دمنو دقیقا به اندازهی تایگر برام جذابه ولی اون دونفر کاملا نقطهی مقابل همن
تایگر با تمام بد بودنش در برابر مینهوی دمنو یک فرشته به حساب میاد
تایگر با تمام بد بودنش در برابر مینهوی دمنو یک فرشته به حساب میاد
و دقیقا عاشق اینم که مینهوش مثل تایگر داره ذره ذره تو ذهنم شکل میگیره
دقیقا یک هیولا که با بلعیدن انرژیم بزرگ میشه
دقیقا یک هیولا که با بلعیدن انرژیم بزرگ میشه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آجوشی لطف کرد با تریلی از روی تک تک کراشای دو بعدی، سه بعدی، واقعی، خیالی، اون پسر خوشگلهی تو خیابون، دختر تو باشگاه، لی مینهو(بازیگر)، کریس ایوانز، گینتوکی، هیونجه، کنستانتین و سیل عظیمی از کراش ها گذشت تا به قلب و ذهنم پادشاهی کنه
قراره بشینم یکی از مریض ترین مانگاهای ژاپن که مانگاکاش به خاطرش افتاده زندان رو بخونم
الان چک کردم چهار روز قبل که رییس قبلیم باهام تماس گرفت برم سیستم رو چک کنم تا امروز هیچ کس دیگه برام زنگ نزده به معنای واقعی کلمه هیچ کس
Zee
آجوشی لطف کرد با تریلی از روی تک تک کراشای دو بعدی، سه بعدی، واقعی، خیالی، اون پسر خوشگلهی تو خیابون، دختر تو باشگاه، لی مینهو(بازیگر)، کریس ایوانز، گینتوکی، هیونجه، کنستانتین و سیل عظیمی از کراش ها گذشت تا به قلب و ذهنم پادشاهی کنه
یه چیز دیگه هم فهمیدم
اینکه هائون و یوهان چقدر وایب نیروا و تایگر رو میدن بهم
آجوشی دقیقا مثل تایگر از بیرون خشک و جدیه اما از درون گرم و تنها و نیروا مثل هائون تنها کسیه که میتونه در برابرش مقاومت کنه و بشناستش
اینکه هائون و یوهان چقدر وایب نیروا و تایگر رو میدن بهم
آجوشی دقیقا مثل تایگر از بیرون خشک و جدیه اما از درون گرم و تنها و نیروا مثل هائون تنها کسیه که میتونه در برابرش مقاومت کنه و بشناستش
روزی که جرات نوشتن ماگرا و تایگر رو پیدا کنم یعنی تبدیل به یک نویسندهی واقعی شدم
تا قبل از اون حتی یک کلمه از این دوتا سناریوی شاهکار رو نمینویسم :)
تا قبل از اون حتی یک کلمه از این دوتا سناریوی شاهکار رو نمینویسم :)