نمیدونم بقیه چرا از ایرانی بودنشون خوشحالن برای من یکی فقط عذاب و درد بوده چه دیروز چه امروز چه فردا
هیچوقت هیچی خوب نشد و قرار هم نیست بشه کلا ایرانی بودن و زندگی توی خاورمیانه یه عذابه بی پایانه
هیچوقت هیچی خوب نشد و قرار هم نیست بشه کلا ایرانی بودن و زندگی توی خاورمیانه یه عذابه بی پایانه
👍8👎2
ولی یه فانتزی از موقع دیدن گات داشتم که جنگ اخردنیایی چیزی بشه برم یه پسر خوشگل رو بکشونم یه جایی بگم بیا من و بکن وقتشه رسمیش کنم
🔥1
Zee
نمیدونم بقیه چرا از ایرانی بودنشون خوشحالن برای من یکی فقط عذاب و درد بوده چه دیروز چه امروز چه فردا هیچوقت هیچی خوب نشد و قرار هم نیست بشه کلا ایرانی بودن و زندگی توی خاورمیانه یه عذابه بی پایانه
حرفم با اون یه نفری که دیسلایک داده
عزیزم از ایرانی بودنت تا الان که از خدا عمر گرفتی چی بهت رسیده؟ این دولت کجا کمکت کرده؟ مردمش کی به دادت رسیدن؟
نمیگم بقیه جاها ریدنا ولی خب متاسفانه توی ایران خیلی ریدن
عزیزم از ایرانی بودنت تا الان که از خدا عمر گرفتی چی بهت رسیده؟ این دولت کجا کمکت کرده؟ مردمش کی به دادت رسیدن؟
نمیگم بقیه جاها ریدنا ولی خب متاسفانه توی ایران خیلی ریدن
👍4
𝐕𝐨𝐥𝐜𝐚𝐧𝐨
ولی ایرانی بودن جالبه ها
دقیقا زندگی اصلا خسته کننده نمیشه کدوم کشوری رو دیدی هر روز با یک بگایی جدید سورپرایزت کنن؟ خیلی به فکر اینن که زندگیمون کسل کننده نشه
👍4
ولی بعد از اینکه رییس جمهور رو خرس خورد فکر نمیکردم دیگه هیچی باعث بشه بشینم پای خبرا
👍1
𝐕𝐨𝐥𝐜𝐚𝐧𝐨
حداقل خوشحالم مثل اونایی نیستم که کل روز به قضیهی بیناسه و یارانش فکر میکنن
این موضوع واسه اروپایی ها و آمریکایی های بی درد جذابه ما فعلا باید شل کنیم چون گویا مسیر قدس از باسن ما رد میشد
آقا من نزدیک مرز افغانستانم لامصب توی کشور همسایه هم شانس نداریم موقع جنگ دلم به این خوش باشه کل خاورمیانه یه دست کصشره
خیلی عجیبه سر صبح داشتم درمورد اینکه فیلم جق زدن یه آخوند تو مسجد در اومده میخوندم شبش راجع به جنگی که یه آخوند دیگه شروع کرده
💩1
من و هارا اینجوریم که سر یه موضوع رندوم بحث میکنیم یه مدت چص کن رو میزنیم تو برق بعد یهو تصمیم میگیریم خب دیگه ناراحتی بس بیا درمورد اتفاقاتی که این چند روز نبودی و افتاد با هم حرف بزنیم
🔥1
طرف میگفت من میرم با پسرای زشت دوست میشم اینا اعتماد به نفسشون پایینه برای اینکه بمونم باهاشون خرج میکنن هر چی بخوام برام میگیرن
یکی دیگه اینجوری بود که کیس ازدواجی دارم کنارش یه دوست پسر پولدار تو کیش دارم و یه شوگرددی هم مشهد داشت
به بهانهی کلاسای آموزشی (آرایشگر بود) میرفت کیش دو هفته پیش دوست پسرش میموند بر میگشت حساب بانکیش پر دو تا چمدون جدید پر لباس به همه هم میگفت اونجا دستیار اون یارویی که آموزش میداد شدم
به بهانهی کلاسای آموزشی (آرایشگر بود) میرفت کیش دو هفته پیش دوست پسرش میموند بر میگشت حساب بانکیش پر دو تا چمدون جدید پر لباس به همه هم میگفت اونجا دستیار اون یارویی که آموزش میداد شدم
😐6