Zee
خلاصه این دختر دیگه همه جا بود توی گپ های تلگرامی، اکیپ دوستام، بین صحبت با دوستام و... من هرچقدر هم سعی میکردم ازش دوری کنم نمیشد اما کم کم از همه جا جدا شد با دوستاش دعوا کرد با دوستام دعوا کرد آشنا ها ذاتش رو شناختن حتی غریبه های رندومم متوجه شدن چه جور…
یادم اومد بحثمون از کجا شروع شد
این یه داداشی (داداش نه ها داداشی) داشت که وقتی من و دوستم اومدیم توی اون اکیپ از من خوشش اومد و منم همینطور و اینجوری یه مدت با هم رابطه داشتیم و این دختر شروع کرد پشت من پیش دوست پسرم و بقیه بد گفتن منم از اینور به پسره میگفتم بابا این ازت خوشش میاد میگفت نه ما خیلی وقته با هم دوستیم و این خبرا نیست خلاصه تهش هم بعد یه ماه سر همین آدم از هم جدا شدیما اما خب بعد اون ماجرا چندین دفعه سر چیزهای مختلف باز با هم دعوامون شد
این یه داداشی (داداش نه ها داداشی) داشت که وقتی من و دوستم اومدیم توی اون اکیپ از من خوشش اومد و منم همینطور و اینجوری یه مدت با هم رابطه داشتیم و این دختر شروع کرد پشت من پیش دوست پسرم و بقیه بد گفتن منم از اینور به پسره میگفتم بابا این ازت خوشش میاد میگفت نه ما خیلی وقته با هم دوستیم و این خبرا نیست خلاصه تهش هم بعد یه ماه سر همین آدم از هم جدا شدیما اما خب بعد اون ماجرا چندین دفعه سر چیزهای مختلف باز با هم دعوامون شد
Zee
زیبایی🤌🏻🤌🏻 خلاقیت🤌🏻🤌🏻🤌🏻 قشنگترین پانسیون گربه🤌🏻🤌🏻🤌🏻🤌🏻
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بابام چشم و ابرو میاد هی برو شام درست کن برای مهمونا
بابا مرد مومن ولم کن ظرفهای شام شما هنوز روی سینکه
بابا مرد مومن ولم کن ظرفهای شام شما هنوز روی سینکه
دایی جون خیلی دوستت دارم ولی لطفا برو چون تا همین چند ساعت پیش داشتم از خواهر بزرگ ترت پذیرایی میکردم
خواهر برادری دارن داستان کتک کاری هاشون رو تعریف میکنن و من هی وسطش اینجوریم که پشمام چطور سالم در اومدین؟
Zee
چون توی دادگاه جلوی کلی پلیس دیگه یه سرهنگ رو کتک زده
این تایم من خیلی کوچیک بودم و اصلا متوجه بغرنج بودن قضیه نمیشدم
Forwarded from 𝐓𝐡𝐞 𝐥𝐨𝐬𝐭 𝐒𝐭𝐚𝐲 (𝗔𝘆'𝘀𝗶𝗱)
نمیدونم ارین و هارا خودشون میدونن یا نه ولی دبیوی مای ددی روز تولد جیسونگه و دبیو مای بویفی روز تولد فلیکس!
🔥1