پس کی در خونمون رو میزنن میگن ما از طرف شاهزاده اومدیم یبار تو رو دیده عاشقت شده الان هم مارو مجبور کرده همه جا دنبالش بگردیم من حوصلهی بیرون رفتن
Forwarded from Sun's yard
Erienne
پیتزای نیمهخورده رو توی سطل زباله انداخت و با همون لباسهای کمش از خونه بیرون رفت. هوای سرد پاییز توی لباسهاش میپیچید و بدنش رو به لرزه میانداخت اما اصلا اهمیت نمیداد. اون همیشه به سرما عادت داشت این چیز جدیدی نبود ولی الان این سرما هم داشت اعصابش رو خرد میکرد. دلیلش رو نمیدونست و شاید برای همین بود که انیمهاش رو نصفه ول کرد، پیتزاش رو تا آخر نخورد و بدون لباس گرم تصمیم گرفت بیرون بزنه.
اونقدر غرق فکر بود که متوجه خشخش برگهای خشک زیرپاش نمیشد. اونقدر سرش شلوغ بود که متوجه زیباییهای پاییزی دور و برش نمیشد.
- امکان نداره متوجه بارون هم نشی، داره؟
با شنیدن صدا برگشت و به منبع صدا نگاه کرد. چتر بنفشی توی دستش بود و اون رو بالای سر جفتشون نگه داشته بود تا از برخورد قطرههای سمج بارون دور بمونن.
- بهجای چشمهات، ذهنت رو خلوت کن. اونوقت چشمهات باز میشن و متوجه میشی که چرا پیتزات نصفه، انیمهات ناقص و لباسهات کمه.
ིྀ . ᰔ 𓂋 🦢 🎐 · ̩͙ 𖧷
پیتزای نیمهخورده رو توی سطل زباله انداخت و با همون لباسهای کمش از خونه بیرون رفت. هوای سرد پاییز توی لباسهاش میپیچید و بدنش رو به لرزه میانداخت اما اصلا اهمیت نمیداد. اون همیشه به سرما عادت داشت این چیز جدیدی نبود ولی الان این سرما هم داشت اعصابش رو خرد میکرد. دلیلش رو نمیدونست و شاید برای همین بود که انیمهاش رو نصفه ول کرد، پیتزاش رو تا آخر نخورد و بدون لباس گرم تصمیم گرفت بیرون بزنه.
اونقدر غرق فکر بود که متوجه خشخش برگهای خشک زیرپاش نمیشد. اونقدر سرش شلوغ بود که متوجه زیباییهای پاییزی دور و برش نمیشد.
- امکان نداره متوجه بارون هم نشی، داره؟
با شنیدن صدا برگشت و به منبع صدا نگاه کرد. چتر بنفشی توی دستش بود و اون رو بالای سر جفتشون نگه داشته بود تا از برخورد قطرههای سمج بارون دور بمونن.
- بهجای چشمهات، ذهنت رو خلوت کن. اونوقت چشمهات باز میشن و متوجه میشی که چرا پیتزات نصفه، انیمهات ناقص و لباسهات کمه.
ིྀ . ᰔ 𓂋 🦢 🎐 · ̩͙ 𖧷
Sun's yard
Erienne پیتزای نیمهخورده رو توی سطل زباله انداخت و با همون لباسهای کمش از خونه بیرون رفت. هوای سرد پاییز توی لباسهاش میپیچید و بدنش رو به لرزه میانداخت اما اصلا اهمیت نمیداد. اون همیشه به سرما عادت داشت این چیز جدیدی نبود ولی الان این سرما هم داشت اعصابش…
واقعا چرا؟ شخص مرموز با چتر بنفش کجاست جواب سوالم رو بده تا این سردرگمی رو تموم کنه؟
👍1
اون بخش عاشق غیبت کردنم داره خودش رو به در و دیوار میزنه به سحر زنگ بزنم و بهش بگم
خیلی ها واقعا زندگیشون رو دوست ندارن و حتی اگه میتونستن رهاش میکردن اما بعد از گذر زمان بهش عادت میکنن و زنده میمونن
نه چیزهایی که به دست میارن خوشحالشون میکنه نه تلاشی برای تغییر میکنن فقط روی جریان زمان جلو میرن تا بالاخره تموم بشه
👍1
Zee
دلم خواست ورژن تی بای تی و ایتیز رو هم درست کنم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بدی آهنگهای ایتیز اینه که لاین ها خیلی کوتاهه مثلا عاشق یه بخشیم اما همون تیکه رو چهار نفر یه کلمش رو خوندن
👍3
Erienne
ببین تنها کسی که به هیچ عنوان لخت نمیشه مینهوئه بقیشون رو میشه امید داشت متحول شن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مرسی که ثابت کردن چرت و پرت میگم بابانوئل عزیز
🔥2
Zee
مرسی که ثابت کردن چرت و پرت میگم بابانوئل عزیز
بیا پیشبینی بکن هیچوقت قرار نیست بریم کنسرت اسکیز.
Zee
بیا پیشبینی بکن هیچوقت قرار نیست بریم کنسرت اسکیز.
باید روش وقت بذارم مطمئنم جواب میده
𝐈 𝐡𝐚𝐭𝐞 𝐭𝐨 𝐚𝐝𝐦𝐢𝐭 "
لطفا منو جا نزار
به عنوان منشی باید باشم یا نه؟
به عنوان منشی باید باشم یا نه؟
یه مدته از فعالیتت راضی نیستیم تو فکرمونه عوضت کنیم😔
👎1