Zee – Telegram
113 subscribers
1.61K photos
550 videos
6 files
160 links
I'm gonna wait 'til the stars come out
And see that twinkle in your eyes
Download Telegram
روزی که منتظرش نبودم رسید و تو به کل زندگیم تبدیل شدی.
من خودم رو برای عاشق شدن آماده نکرده بودم اما چاره‌ای به جز دل سپردن به تو نداشتم.
تو مثل پرنده‌ای هستی که از ترس دوباره شکستن بال‌هات، روی زمین قدم برمی‌داری
اما وقتی در اوج پرواز می‌کردی، زیباتر بودی.
تو مثل یک رویای ابدی بودی و اگه مرگ باعث بشه تا ابد ببینمش، اون رو می‌پذیرم.
روح شکسته‌ات رو زیر جمله‌ی "من خوبم" پنهان کردی.
رد اشکی که هیچ وقت از چشم‌هات پایین نریخت رو بارها پاک کردی.
اما عزیزم، انعکاس روح تو داخل چشم‌هات، زیباترین کابوس دنیاست.
لبخندهای تو من رو به گریه می‌اندازه، چرا که درد حتی با یک نقاب شاد، باز هم درده.
جسممون از هم دوره اما قلبمون در آغوش هم آروم گرفته.
ای کاش می‌تونستم زیر گوشت زمزمه کنم که چقدر دوستت دارم اما فقط می‌تونم فریاد بزنم که چقدر دلم برات تنگ شده.
تو مثل یک شهد شیرین توی زندگیم بودی اما تنها رد کثیفی از خاطرات باقی مونده.
اما عزیزم، انعکاس روح تو داخل چشم‌هات، زیباترین کابوس دنیاست.
لبخندهای تو من رو به گریه می‌اندازه، چرا که درد حتی با یک نقاب شاد، باز هم درده.
Serendipity
🔥3
مینگی خیلی جدی جلوی یونهو زانو زد و گفت Will you be my valentine? داداش منظورت چیه؟
🔥2
با گوشت و پوست سینگلیم رو کوبید تو صورتم
🤡1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بی ناموس این چیه آخه؟
این چه اداهایین در میارین
🌭1
از مینگی خیلی بدم میاد خیلی خوشگل با یونهو رفتار می‌کنه باعث میشه یه چیزایی رو یه جاهایی حس کنم
🌭2
این دوتا میتونن نقش دوقلو رو توی یه سریال بازی کنن از بس شبیهن
👍3👎1
یه چیزی فهمیدم الان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگه رو ایموجی ری اکت نگه داری اینجوری میشه
🤡3🌭1
Forwarded from Where the Blood Sleeps`
❗️این پیام رو فوروارد کنید توی چنلتون تا با چیزایی که توی چنلتون هست از اینا واستون درست کنم.
لطفا جوین باشید.
🔥5
بالاخره یوتیوب رو روی تلویزیون درست کردم و برای شروع با وضوح بالاتری ام وی های اسکیز رو میبینم
اگه یه خرس بهت آسیب بزنه، هیچ وقت نمی‌پرسن چیکار کردی که تحریک شد
اولین فقدان همیشه تلخ است، اما بعد آدمی یاد می‌گیرد روی پای خودش بایستد
بعضی‌ها در گذشته گیر می‌کنند، در همان لحظه که چیزی را از دست داده‌اند.
می‌چسبند به آن تصویر، آن خاطره و سال‌ها می‌گذرد و آنها همان‌جا ایستاده‌اند.
Zee
بعضی‌ها در گذشته گیر می‌کنند، در همان لحظه که چیزی را از دست داده‌اند. می‌چسبند به آن تصویر، آن خاطره و سال‌ها می‌گذرد و آنها همان‌جا ایستاده‌اند.
یکی دیگر اما بلند می‌شود. خاک از تن می‌تکاند و راهش را می‌رود. انگار که هر از دست دادنی، فقط یک جور تازه از بودن را یاد آدم می‌دهد.
بازی زندگی این‌گونه است. زنجیره‌ای از داشتن‌ها و از دست دادن‌ها. اما هر فقدانی، اگر تاب آورده شود، چیزی را درون ما دگرگون می‌کند، نه لزوما آنچه می‌خواستیم، بلکه آنچه برای ادامه نیاز داریم.
می‌خوام یک کاری رو شروع کنم اما ترس از شکست همین الان اومده سراغم