Zee
رو یکی کراش زدم هزار تا مشکل روحی روانی داره، داره خرج یه زندگی رو میده، شرایطش اصلا خوب نیست، زندگیش خیلی فاکداپه، حتی یکبار هم با هم حرف نزدیم، خواهرم رو میشناسه پس احتمال اینکه بیاد سمتم نزدیک به صفره اما آیا مهمه؟ خیر
این واکنش ها یعنی چی؟ میخواین بگین نرم بهش پیام بدم و رابطه رو تبدیل به اتاق مشاوره نکنم تا حالش خوب بشه اما تهش خودم روانی بشم و تراپی لازم؟
ولی خب خوشگل و خوشتیپه
ولی خب خوشگل و خوشتیپه
🗿3
حرف زدن با آدمای رندوم که قرار نیست دیگه تو زندگیت ببینیشون توی خیابون یا تاکسی خیلی باحاله
Forwarded from where the snow falls.
سلام اینو فور کنید بیام دیلیتون رو استاک کنم و ازتون یه پست فوروارد کنم و بهتون بگم به نظرم وایب چه چیزی رو میدید
یه دختر بچه اومد یه لبوبو به کیفش بسته بود گفتم عه چه نازه با ذوق تعریف میکرد که آره همون رنگیه که میخواستم و این حرفا گفتم ولی اصل نیست مامانش یه لحظه سکتهی ناقص رو زد خود دختره هم گفت اصل نیست؟ مامانش گفت هشتصد تومن پولش رو دادم یعنی چی اصل نیست
بهراد کنارم بود سریع گفت نه بابا اصله شوخی کرد منم سریع جمعش کردم با خنده گفتم درست میگین اصله الان دقت کردم و این حرفا موقع رفتن هم بچه گفت واقعا اصله؟ گفتم آره عزیزم خیالت راحت
بهراد کنارم بود سریع گفت نه بابا اصله شوخی کرد منم سریع جمعش کردم با خنده گفتم درست میگین اصله الان دقت کردم و این حرفا موقع رفتن هم بچه گفت واقعا اصله؟ گفتم آره عزیزم خیالت راحت
🤡10
اینا رفتن با بهراد نمیتونستیم جلوی خندمون رو بگیریم
میگفت اینجوری گفتی مادر دختر نزدیک بود گریه کنن گفتم واقعا حواسم این بخشش نبود
خلاصه خیلی صحنهی بدی بود
میگفت اینجوری گفتی مادر دختر نزدیک بود گریه کنن گفتم واقعا حواسم این بخشش نبود
خلاصه خیلی صحنهی بدی بود
🤡8
یه آقایی با خانمش اومد تازه ازدواج کرده بودن بعد خانوم درمورد یه چیزی نظر داد آقا گفت نه اون سلیقه نداره منم گفتم سلیقه ایشون شما بودین دیگه خانمه گفت جوابت رو گرفتی؟ یارو هم خندید گفت دستش درد نکنه داغونم کرد
بعد که رفتن رییسم گفت چرا اینجوری گفتی؟ با یه جمله از رو طفلک رد شدی گفتم منظور بدی نداشتم میگفت ولی بد گفتی
بعد که رفتن رییسم گفت چرا اینجوری گفتی؟ با یه جمله از رو طفلک رد شدی گفتم منظور بدی نداشتم میگفت ولی بد گفتی
🔥8🗿1
Zee
یکی از هموناست با بی کیفیت ترین عکس و زشت ترین قیافه
شبیه یه نون کره ای فرانسوی هستی میخورمت
Forwarded from ⸼ ۪۫ 𝑁𝑒𝑐𝑡𝑎𝑟 𝐷𝑒𝑠 𝑁𝑢𝑖𝑡𝑠 o̶ ۪۫ ⸼ (هـ• ــــارا)
باب اسفنجی پیشنهاد ارین بود...
چند قرن پیش دو مرد یه کتاب نوشتن به اسم چکش جادوگران یه کتاب معمولی درمورد اینکه چطور تشخیص بدن کی جادوگره، جادو چطور به وجود میاد و چطور باید یه جادوگر رو کشت