یه دختر بچه اومد یه لبوبو به کیفش بسته بود گفتم عه چه نازه با ذوق تعریف میکرد که آره همون رنگیه که میخواستم و این حرفا گفتم ولی اصل نیست مامانش یه لحظه سکتهی ناقص رو زد خود دختره هم گفت اصل نیست؟ مامانش گفت هشتصد تومن پولش رو دادم یعنی چی اصل نیست
بهراد کنارم بود سریع گفت نه بابا اصله شوخی کرد منم سریع جمعش کردم با خنده گفتم درست میگین اصله الان دقت کردم و این حرفا موقع رفتن هم بچه گفت واقعا اصله؟ گفتم آره عزیزم خیالت راحت
بهراد کنارم بود سریع گفت نه بابا اصله شوخی کرد منم سریع جمعش کردم با خنده گفتم درست میگین اصله الان دقت کردم و این حرفا موقع رفتن هم بچه گفت واقعا اصله؟ گفتم آره عزیزم خیالت راحت
🤡10
اینا رفتن با بهراد نمیتونستیم جلوی خندمون رو بگیریم
میگفت اینجوری گفتی مادر دختر نزدیک بود گریه کنن گفتم واقعا حواسم این بخشش نبود
خلاصه خیلی صحنهی بدی بود
میگفت اینجوری گفتی مادر دختر نزدیک بود گریه کنن گفتم واقعا حواسم این بخشش نبود
خلاصه خیلی صحنهی بدی بود
🤡8
یه آقایی با خانمش اومد تازه ازدواج کرده بودن بعد خانوم درمورد یه چیزی نظر داد آقا گفت نه اون سلیقه نداره منم گفتم سلیقه ایشون شما بودین دیگه خانمه گفت جوابت رو گرفتی؟ یارو هم خندید گفت دستش درد نکنه داغونم کرد
بعد که رفتن رییسم گفت چرا اینجوری گفتی؟ با یه جمله از رو طفلک رد شدی گفتم منظور بدی نداشتم میگفت ولی بد گفتی
بعد که رفتن رییسم گفت چرا اینجوری گفتی؟ با یه جمله از رو طفلک رد شدی گفتم منظور بدی نداشتم میگفت ولی بد گفتی
🔥8🗿1
Zee
یکی از هموناست با بی کیفیت ترین عکس و زشت ترین قیافه
شبیه یه نون کره ای فرانسوی هستی میخورمت
Forwarded from ⸼ ۪۫ 𝑁𝑒𝑐𝑡𝑎𝑟 𝐷𝑒𝑠 𝑁𝑢𝑖𝑡𝑠 o̶ ۪۫ ⸼ (هـ• ــــارا)
باب اسفنجی پیشنهاد ارین بود...
چند قرن پیش دو مرد یه کتاب نوشتن به اسم چکش جادوگران یه کتاب معمولی درمورد اینکه چطور تشخیص بدن کی جادوگره، جادو چطور به وجود میاد و چطور باید یه جادوگر رو کشت
بین قرن ۱۵ تا ۱۸ یعنی چیزی حدود سیصد سال این کتاب یه استناد توی دادگاه کلیسا بود
توش نوشته شده بود زن ها به خاطر شهوت زیادشون بیشتر امکان داره با شیطان ارتباط بگیرن و رحمشون راه رسیدن شیطان به زمینه
برای همین زنی که کتاب میخوند، بیوه بود، پیر بود یا ازدواج نکرده بود همیشه اولین گزینه برای جادوگر بودن شناخته میشد و بدون بازجویی یا دادگاه زنده زنده سوزانده میشد
یعنی دو مرد با این اعتقاد که زن دروازهی جهنم به زمینه توی سیصد سال ده ها هزار زن بیگناه رو کشتن
توش نوشته شده بود زن ها به خاطر شهوت زیادشون بیشتر امکان داره با شیطان ارتباط بگیرن و رحمشون راه رسیدن شیطان به زمینه
برای همین زنی که کتاب میخوند، بیوه بود، پیر بود یا ازدواج نکرده بود همیشه اولین گزینه برای جادوگر بودن شناخته میشد و بدون بازجویی یا دادگاه زنده زنده سوزانده میشد
یعنی دو مرد با این اعتقاد که زن دروازهی جهنم به زمینه توی سیصد سال ده ها هزار زن بیگناه رو کشتن
Zee
بین قرن ۱۵ تا ۱۸ یعنی چیزی حدود سیصد سال این کتاب یه استناد توی دادگاه کلیسا بود توش نوشته شده بود زن ها به خاطر شهوت زیادشون بیشتر امکان داره با شیطان ارتباط بگیرن و رحمشون راه رسیدن شیطان به زمینه برای همین زنی که کتاب میخوند، بیوه بود، پیر بود یا ازدواج…
این قضیهی رحم زن ها هم خیلی چیز جالبیه
از قرن هجده به بعد که لطف کردن و دیگه کسی رو به جرم جادوگر بودن نکشتن، مرد ها با خودشون فکر کردن خب چیکار کنیم که زن ها رو بردهی خودمون کنیم؟ آفرین بهشون برچسب دیوونه بزنیم
از قرن هجده به بعد که لطف کردن و دیگه کسی رو به جرم جادوگر بودن نکشتن، مرد ها با خودشون فکر کردن خب چیکار کنیم که زن ها رو بردهی خودمون کنیم؟ آفرین بهشون برچسب دیوونه بزنیم
پزشک ها اعتقاد داشتن که زن اگه رابطهی جنسی نداشته باشه و ازدواج نکنه، رحمش توی بدنش حرکت میکنه باعث به وجود اومدن بیماری های روانی و جسمی میشه مثل غش کردن، گریه کردن، پرخاشگری و...
و خب اگه دختری هم بدون ازدواج رابطهی جنسی داشت کاملا طرد میشد و مایهی سرافکندگی خاندان بود پس تنها راه فرار از بیماری هیستری فقط و فقط ازدواج بود
و خب اگه دختری هم بدون ازدواج رابطهی جنسی داشت کاملا طرد میشد و مایهی سرافکندگی خاندان بود پس تنها راه فرار از بیماری هیستری فقط و فقط ازدواج بود