Zee – Telegram
113 subscribers
1.61K photos
550 videos
6 files
160 links
I'm gonna wait 'til the stars come out
And see that twinkle in your eyes
Download Telegram
No
Megan Trainor
Zee
Zee
Megan Trainor – No
عاشق این اهنگم جدی اون دوره که ترند بود خیلی خاطرات جالبی داشت برام
My challenge 🪽
𝑾𝒉𝒂𝒕 𝒃𝒆𝒍𝒐𝒏𝒈𝒔 𝒕𝒐 𝒚𝒐𝒖, 𝑾𝒊𝒍𝒍 𝒂𝒍𝒘𝒂𝒚𝒔 𝒇𝒊𝒏𝒅 𝒊𝒕𝒔 𝒘𝒂𝒚 𝒕𝒐 𝒚𝒐𝒖!
از کلیت این جواب این رو فهمیدم که توی دید تو من آدم کنجکاو، دنبال درک و جوابم و یه ذهن خیلی شلوغی دارم اما شلوغیش با نظمه 😂
قبلا یکم درموردش حرف زده بودی و خیلی مشتاقش بودم اما دیدن واقعا جذاب تره و جدی جدا جدا عاشق همشونم و جوری که از دید تو خودم رو میبینم حقیقتا چرا بقیه برای به دست آوردنم با هم نمیجنگن؟ آخه من خیلی خوبم واقعا
متن پایین و جوری که بی ربط ترین موضوع ها رو به هم وصل کردی و به زیبایی یه تصویر ساختی ازشون نشون میده خودت چه انسان خوش ذوق و باهوشی هستی و باعث شد این جواب برام باارزش تر بشه
🔥1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جدی عاشق این دخترم و جوری که میرینه به بقیه
پسر خوشگله‌ی مورد نظر
🔥12
کتاب بادبادک باز رو نمی‌دونم خوندین یا نه اما برای من یکی از تاثیرگذارترین کتاب هایی بود که تا الان خوندم و بارها و بارها از اول خوندمش و به همه هم پیشنهاد دادم
نمی‌دونم چرا انقدر یهویی یادش افتادم ولی خب اگه نخوندین حتی اگه اهل کتاب خوندن هم نیستین بذارین اول لیست
این نوجوون پرحاشیه چرا به یه جوون خونه خراب کن تبدیل شده
اوکی الان یادم اومد واسه مصاحبه‌ی کاری رفته بودم یه شرکت ساخت و ساز توی یه ساختمون لاکچری و با اعتماد به نفس نشستم جلوی رییسش و چون توی رزومه‌ام نوشته بودم نویسندگی هم بلدم گفت چه داستانی می‌نویسی و من اون لحظه به حدی هول شده بودم که نتونستم یکی از سناریو های آدم وارانه و درست حسابیم رو براش تعریف کنم نشستم سناریوی یکی از فن فیک هام رو بهش گفتم
وای یادم میاد چطور نگام کرد وقتی داشتم درمورد یاکوزایی که برای انتقام رفته کره تا قاتل های پدرخونده اش رو بکشه میگفتم می‌خوام آب بشم
من واقعا آدم این موقعیت های جدی نیستم
بعد الان یادم نمیاد برای چه بخشی نیرو می‌خواستن فکر کنم مربوط به فوتوشاپ بود اما اون بخش نویسندگی توی رزومه خیلی نظرش رو جلب کرده بود 😐😂
اینجوری بودم
یاکوزا............ می‌خواست........... انتقام بگیره.......... ببخشید من خیلی هول شدم انتظار نداشتم سناریوی رمانم رو براتون تعریف کنم
وای چرا لال نمیشم و خودم رو در چنین موقعیت خجالت آوری قرار دادم؟
اصلا نمی‌فهمم من چرا باید اون لحظه بشینم جلوی یه مرد پنجاه ساله یه سناریوی اسمات رمنس بی ال تعریف کنم
ساعت چهار صبح با یادآوری این دچار فروپاشی روانی شدم
وای بعد میدونین چیش خیلی بده؟ آخر وقت بود نیم ساعت هم دیر رسیدم به مصاحبه یارو قشنگ زد تو صورتم که اره من خیلی منتظرتون موندم واقعا دیر اومدین
و طرف نیم ساعت منتظر مونده تا یه بچه بشینه جلوش درمورد سناریوی یه فن فیکشن از استری کیدز حرف بزنه
🤡5
وقتشه چاپش کنم تو سطح شهر پخش کنم
👍13
ویدیوی جدید مرجان رو دیدم که یه دختر ۱۷ ساله سر پسر دوستش رو مسموم کرد و یه ماجرایی یادم اومد