خانمی های گربه دار
همایون دیشب رفت بیرون و من همون موقع دور و بر رو گشتم اما نبود و امروز صبحم به محض بیدار شدم هرجایی که فکرش رو میکردم رو گشتم و نبود هنوزم نیومده
بشینم گریه کنم یا به حرف خانواده که میگن خودش میاد گوش بدم؟
همایون دیشب رفت بیرون و من همون موقع دور و بر رو گشتم اما نبود و امروز صبحم به محض بیدار شدم هرجایی که فکرش رو میکردم رو گشتم و نبود هنوزم نیومده
بشینم گریه کنم یا به حرف خانواده که میگن خودش میاد گوش بدم؟
Forwarded from In Crisis ⵓ Freedom ☀️ (𝖲𝗎𝗇)
⚚ به رسم هر ساله، این پیام رو بفرستید خونههاتون براتون فال شب چله بگیرم 🍉🥂
Zee
این بچه یخزده بود تو حیاط و زخمی شده بابام دید ناراحتم میگفت فعلا اینو نگه دار جای همایون تا بیاد
همایون بالاخره اومد به شدت گشنه و اولین کاری که کرد این بود که خودش رو برسونه به این جوجه
🔥5
Forwarded from Better call jess👍🏻 (سِد کفتر)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از زوال عقلی جدیدم بگم که دارم اینارو میبینم و سبز و قرمزه رو شیپ میکنم💅
Better call jess👍🏻
از زوال عقلی جدیدم بگم که دارم اینارو میبینم و سبز و قرمزه رو شیپ میکنم💅
و البته پرنسس آبی و زرد که اعتقاد دارم کاملا تو رابطه ان
Better call jess👍🏻
از زوال عقلی جدیدم بگم که دارم اینارو میبینم و سبز و قرمزه رو شیپ میکنم💅
سبز جدی وایب گوجو میده خیلی کراشه
#challange
این پیام رو فور کنید بهتون بگم میتونید بچهی کدوم یکی از کاپلای بیال/جیال باشید
جوابها
این پیام رو فور کنید بهتون بگم میتونید بچهی کدوم یکی از کاپلای بیال/جیال باشید
جوابها
🔥1
چند وقت پیش توی یه بی ال کره ای دیدم ماکگولی درست کردن از اون موقع تا الان واقعا دلم میخواد یکبار خودم درستش کنم اما هیچ ایده ای ندارم چطوری میشه
کلاس سوم بودم واسه عروسی پسرداییم رفته بودیم تهران اونجا یه کفش مامانم برام خرید قرمز بود بند و گل روش هم زرد خیلی ناز بود و واقعا عاشقش بودم
حتی همیشه هم نمیپوشیدمش گذاشته بودم برای روزای خاص
یه روز با بابام سوار موتور شدیم بریم روستا
قبلا یه کارخونهی کلوچه سازی نزدیکش بود و عادت داشتیم بین راه بابام برام چندتا بگیره و واقعا هم خیلی خوشمزه بودن
حتی همیشه هم نمیپوشیدمش گذاشته بودم برای روزای خاص
یه روز با بابام سوار موتور شدیم بریم روستا
قبلا یه کارخونهی کلوچه سازی نزدیکش بود و عادت داشتیم بین راه بابام برام چندتا بگیره و واقعا هم خیلی خوشمزه بودن
خلاصه بابام کنار یه مغازه نگه داشت بخره برام منم پیاده شدم و یه لحظه حس کردم پام سوخت وقتی پامو بلند کردم دیدم کفش ذوب شده و ساق پامم سوخته خورده بود به اگزوز
آره خلاصه قسمت نشد خیلی اون کفش رو بپوشم و یه سوختگی گنده هم رو پام افتاد
آره خلاصه قسمت نشد خیلی اون کفش رو بپوشم و یه سوختگی گنده هم رو پام افتاد