#گزارش_تصویری از سی و یکمین نشست شاهنامه خوانی در دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل.
🔸 سی و یکمین نشست شاهنامهخوانی در سال تحصیلی جدید ( 25 آذر ) با حضور صمیمانە دانشجویان علاقهمند و استقابل عزیزان، برگزار شد.
نشست این هفتە با وفات منوچهر و جابجایی تاج شاهی به نوذر آغاز شد و در میان لشکرکشی تورانیان به ایران زمین و نبرد لشکر افراسیاب و قارن به پایان رسید
🔹با سپاس و همراهی شما عزیزان، به امید نشستهای پرشورتر.❤️
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل🖋✨
📚✍️ @Sher_nit
🔸 سی و یکمین نشست شاهنامهخوانی در سال تحصیلی جدید ( 25 آذر ) با حضور صمیمانە دانشجویان علاقهمند و استقابل عزیزان، برگزار شد.
نشست این هفتە با وفات منوچهر و جابجایی تاج شاهی به نوذر آغاز شد و در میان لشکرکشی تورانیان به ایران زمین و نبرد لشکر افراسیاب و قارن به پایان رسید
🔹با سپاس و همراهی شما عزیزان، به امید نشستهای پرشورتر.❤️
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل🖋✨
📚✍️ @Sher_nit
👏7❤4
ما به استقبال غم، کشور به کشور میرویم
چون ز پا محروم میمانیم، با سر میرویم
صد ره این ره رفتهایم و بار دیگر میرویم
العطشگویان به استقبال ساغر میرویم
چون به پا رفتن میسر نیست ما را سوی دوست
نامه میگردیم و با بال کبوتر میرویم
#طالب_آملی
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل🖋✨
📚✍️ @Sher_nit
چون ز پا محروم میمانیم، با سر میرویم
صد ره این ره رفتهایم و بار دیگر میرویم
العطشگویان به استقبال ساغر میرویم
چون به پا رفتن میسر نیست ما را سوی دوست
نامه میگردیم و با بال کبوتر میرویم
#طالب_آملی
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل🖋✨
📚✍️ @Sher_nit
❤17👏1
کاش چون پاییز بودم...
کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز خاموش و ملالانگیز بودم
برگهای آرزوهایم یکایک زرد میشد
آفتاب دیدگانم سرد میشد
آسمان سینهام پردرد میشد
ناگهان طوفان اندوهی به جانم چنگ میزد
اشکهایم همچو باران، دامنم را رنگ میزد
وه...چه زیبا بود اگر پاییز بودم
وحشی و پرشور و رنگآمیز بودم
شاعری در چشم من میخواند...شعری آسمانی
در کنار قلب عاشق شعله میزد،
در شرار آتش دردی نهانی
نغمهی من...
همچو آوای نسیم پر شکسته
عطر غم میریخت بر دلهای خسته
پیش رویم،
چهرهی تلخ زمستان جوانی
پشت سر،
آشوب تابستان عشقی ناگهانی
سینهام،
منزلگه اندوه و درد و بدگمانی
کاش چون پاییز بودم...
کاش چون پاییز بودم
#فروغ_فرخزاد
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل🖋✨
📚✍️ @Sher_nit
کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز خاموش و ملالانگیز بودم
برگهای آرزوهایم یکایک زرد میشد
آفتاب دیدگانم سرد میشد
آسمان سینهام پردرد میشد
ناگهان طوفان اندوهی به جانم چنگ میزد
اشکهایم همچو باران، دامنم را رنگ میزد
وه...چه زیبا بود اگر پاییز بودم
وحشی و پرشور و رنگآمیز بودم
شاعری در چشم من میخواند...شعری آسمانی
در کنار قلب عاشق شعله میزد،
در شرار آتش دردی نهانی
نغمهی من...
همچو آوای نسیم پر شکسته
عطر غم میریخت بر دلهای خسته
پیش رویم،
چهرهی تلخ زمستان جوانی
پشت سر،
آشوب تابستان عشقی ناگهانی
سینهام،
منزلگه اندوه و درد و بدگمانی
کاش چون پاییز بودم...
کاش چون پاییز بودم
#فروغ_فرخزاد
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل🖋✨
📚✍️ @Sher_nit
❤15👏1
می حرام محتسب بادا که بیما میخورد!
دارد آب زندگی چون خضر و تنها میخورد
گر نسیمی بر بساط عشرت ما بگذرد
شیشهها بر یکدگر چون موج دریا میخورد
میشوم مست از در میخانه هرگه بگذرم
همچو شاخ گل، دلم آب از کف پا میخورد
از پریشانی نباشد اضطراب عاشقان
شعله گر لرزد، نپنداری که سرما میخورد!
حرف با حرف آشنا گر شد، جدل در کار نیست
دستبوسی کن به یاران، پا چو بر پا میخورد
دیده بودی هرگز ای زاهد می گلگون به خواب؟
هرکه با ما میشود همراه، اینها میخورد
بس که افتادهست در کار جهان کاهل سلیم
میکند امروز می در جام و فردا میخورد
#سلیم_تهرانی
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل🖋✨
📚✍️ @Sher_nit
دارد آب زندگی چون خضر و تنها میخورد
گر نسیمی بر بساط عشرت ما بگذرد
شیشهها بر یکدگر چون موج دریا میخورد
میشوم مست از در میخانه هرگه بگذرم
همچو شاخ گل، دلم آب از کف پا میخورد
از پریشانی نباشد اضطراب عاشقان
شعله گر لرزد، نپنداری که سرما میخورد!
حرف با حرف آشنا گر شد، جدل در کار نیست
دستبوسی کن به یاران، پا چو بر پا میخورد
دیده بودی هرگز ای زاهد می گلگون به خواب؟
هرکه با ما میشود همراه، اینها میخورد
بس که افتادهست در کار جهان کاهل سلیم
میکند امروز می در جام و فردا میخورد
#سلیم_تهرانی
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل🖋✨
📚✍️ @Sher_nit
❤10👏1👌1
چه خلاف سر زد از ما که در سراي بستي
بر دشمنان نشستي، دل دوستان شکستي
سر شانه را شکستم به بهانه تطاول
که به حلقه حلقه زلفت نکند درازدستي
ز تو خواهش غرامت نکند تني که کشتي
ز تو آرزوي مرهم نکند دلي که خستي
کسي از خرابه دل نگرفته باج هرگز
تو بر آن خراج بستي و به سلطنت نشستي
به قلمروي محبت در خانهاي نرفتي
که به پاکياش نرفتي و به سختياش نبستي
به کمال عجز گفتم که به لب رسيد جانم
ز غرور ناز گفتي که مگر هنوز هستي
ز طواف کعبه بگذر، تو که حق نميشناسي
به در کنشت منشين تو که بت نميپرستي
تو که ترک سر نگفتي ز پيش چگونه رفتي
تو که نقد جان ندادي ز غمش چگونه رستي
اگرت هواي تاج است ببوس خاک پايش
که بدين مقام عالي نرسي مگر ز پستي
مگر از دهان ساقي مددي رسد وگرنه
کس از اين شراب باقي نرسد به هيچ مستي
مگر از عذار سر زد خط آن پسر فروغي
که به صد هزار تندي ز کمند شوق جستي
#فروغی_بسطامی
#از_طرف_شما
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل🖋✨
📚✍️ @Sher_nit
بر دشمنان نشستي، دل دوستان شکستي
سر شانه را شکستم به بهانه تطاول
که به حلقه حلقه زلفت نکند درازدستي
ز تو خواهش غرامت نکند تني که کشتي
ز تو آرزوي مرهم نکند دلي که خستي
کسي از خرابه دل نگرفته باج هرگز
تو بر آن خراج بستي و به سلطنت نشستي
به قلمروي محبت در خانهاي نرفتي
که به پاکياش نرفتي و به سختياش نبستي
به کمال عجز گفتم که به لب رسيد جانم
ز غرور ناز گفتي که مگر هنوز هستي
ز طواف کعبه بگذر، تو که حق نميشناسي
به در کنشت منشين تو که بت نميپرستي
تو که ترک سر نگفتي ز پيش چگونه رفتي
تو که نقد جان ندادي ز غمش چگونه رستي
اگرت هواي تاج است ببوس خاک پايش
که بدين مقام عالي نرسي مگر ز پستي
مگر از دهان ساقي مددي رسد وگرنه
کس از اين شراب باقي نرسد به هيچ مستي
مگر از عذار سر زد خط آن پسر فروغي
که به صد هزار تندي ز کمند شوق جستي
#فروغی_بسطامی
#از_طرف_شما
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل🖋✨
📚✍️ @Sher_nit
❤12👏1
منشین با من، با من منشین
تو چه دانی که چه افسونگر و بی پا و سرم؟
تو چه دانی که پس هر نگه سادهٔ من
چه جنونی، چه نیازی، چه غمی ست؟
یا نگاه تو، که پر عصمت و ناز
بر من افتد، چه عذاب و ستمی ست
دردم این نیست ولی
دردم این است که من بی تو دگر
از جهان دورم و بی خویشتنم
پوپکم! آهوکم
تا جنون فاصلهای نیست از اینجا که منم
مگرم سوی تو راهی باشد
چون فروغ نگهت
ورنه دیگر به چه کار آیم من
بی تو؟ چون مردهٔ چشم سیهت
منشین اما با من، منشین
تکیه بر من مکن، ای پردهٔ طناز حریر
که شراری شدهام
پوپکم! آهوکم
گرگ هاری شدهام
#مهدی_اخوان_ثالث
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل🖋✨
📚✍️ @Sher_nit
تو چه دانی که چه افسونگر و بی پا و سرم؟
تو چه دانی که پس هر نگه سادهٔ من
چه جنونی، چه نیازی، چه غمی ست؟
یا نگاه تو، که پر عصمت و ناز
بر من افتد، چه عذاب و ستمی ست
دردم این نیست ولی
دردم این است که من بی تو دگر
از جهان دورم و بی خویشتنم
پوپکم! آهوکم
تا جنون فاصلهای نیست از اینجا که منم
مگرم سوی تو راهی باشد
چون فروغ نگهت
ورنه دیگر به چه کار آیم من
بی تو؟ چون مردهٔ چشم سیهت
منشین اما با من، منشین
تکیه بر من مکن، ای پردهٔ طناز حریر
که شراری شدهام
پوپکم! آهوکم
گرگ هاری شدهام
#مهدی_اخوان_ثالث
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل🖋✨
📚✍️ @Sher_nit
❤13👏1
گاهی وانمود میکنند تو آدم نادرستی هستی تا برای نادرستیهایی که در حقت کردند احساس گناه نکنند.
#رابرت_گرین | چهل و هشت قانون قدرت
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل🖋✨
📚✍️ @Sher_nit
💔9❤3👌3👏1🕊1🍾1
از خانه بیرون میزنم اما کجا امشب!
شاید تو میخواهی مرا در کوچهها امشب
پشت ستون سایهها روی درخت شب
میجویم اما نیستی در هیچجا امشب
میدانم آری نیستی اما نمیدانم
بیهوده میگردم به دنبالت چرا امشب؟
هر شب تو را بیجستجو مییافتم اما
نگذاشت بیخوابی به دست آرم تو را امشب
ها… سایهای دیدم! شبیهات نیست اما حیف!
ای کاش میدیدم به چشمانم خطا امشب
هر شب صدای پای تو میآمد از هر چیز
حتی ز برگی هم نمیآید صدا امشب
امشب ز پشت ابرها بیرون نیامد ماه
بشکن قرق را ماه من، بیرون بیا امشب
گشتم تمام کوچهها را یک نفس هم نیست
شاید که بخشیدند دنیا را به ما امشب
طاقت نمیآرم تو که میدانی از دیشب
باید چه رنجی برده باشم بیتو تا امشب
ای ماجرای شعر و شبهای جنون من
آخر چگونه سر کنم بیماجرا امشب؟
#محمدعلی_بهمنی
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل🖋✨
📚✍️ @Sher_nit
شاید تو میخواهی مرا در کوچهها امشب
پشت ستون سایهها روی درخت شب
میجویم اما نیستی در هیچجا امشب
میدانم آری نیستی اما نمیدانم
بیهوده میگردم به دنبالت چرا امشب؟
هر شب تو را بیجستجو مییافتم اما
نگذاشت بیخوابی به دست آرم تو را امشب
ها… سایهای دیدم! شبیهات نیست اما حیف!
ای کاش میدیدم به چشمانم خطا امشب
هر شب صدای پای تو میآمد از هر چیز
حتی ز برگی هم نمیآید صدا امشب
امشب ز پشت ابرها بیرون نیامد ماه
بشکن قرق را ماه من، بیرون بیا امشب
گشتم تمام کوچهها را یک نفس هم نیست
شاید که بخشیدند دنیا را به ما امشب
طاقت نمیآرم تو که میدانی از دیشب
باید چه رنجی برده باشم بیتو تا امشب
ای ماجرای شعر و شبهای جنون من
آخر چگونه سر کنم بیماجرا امشب؟
#محمدعلی_بهمنی
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل🖋✨
📚✍️ @Sher_nit
❤13💔1
#افسانه
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل🖋✨
📚✍️ @Sher_nit
🎄 ''کالی کانتزاروی ها'' در فولکلور یونانی، موجوداتی قدکوتاه و قوزدار با پوست های تیره و چشم های براق بودند.#جان_کاتبرت_لاوسون | فولکور یونان مدرن
🎄موجوداتی شیطنت آمیز و فریبنده. آنها تمام سال در زیرِ زمین زندگی میکنند و کار آنها بریدن درخت جهان، که زمین را نگه داشته است.
ولی وقتی کریسمس میرسد، زمین باز شده و این موجودات به روی زمین می آیند! وارد خانه ها میشوند، غذا میدزدند و هرکاری که باعث اذیت مردم باشد انجام میدهند! سپس هنگامی که به زیر زمین باز میگردند ، میبینند درخت ترمیم شده و آنها با عصبانیت مجبورند دوباره تا کریسمس بعدی کار بیهوده بریدن درخت زندگی را انجام دهند! 🍃
این چرخه ی تکرارشونده ، نمادی از آشوب موقت و بازگشت نظم در آیین های گذار زمستانی است.❄️
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل🖋✨
📚✍️ @Sher_nit
❤6🔥2👏2🎉1🥴1
اگر برای تو خیری داشت میماند،
اگر دوستت داشت حرف میزد
و اگر مشتاق دیدنت بود می آمد...
#نزار_قبانی
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل🖋✨
📚✍️ @Sher_nit
💔13🔥4👏1
خبرت هست که بیروی تو آرامم نیست؟
طاقت بار فراق این همه ایامم نیست؟
خالی از ذکر تو عضوی چه حکایت باشد؟
سر مویی به غلط در همه اندامم نیست
میل آن دانهٔ خالم، نظری بیش نبود
چون بدیدم ره بیرون شدن از دامم نیست
شب بر آنم که مگر روز نخواهد بودن
بامدادت که نبینم طمع شامم نیست
چشم از آن روز که برکردم و رویات دیدم
به همین دیده، سرِ دیدنِ اقوامم نیست
نازنینا! مکن آن جور که کافر نکند
ور جهودی بکنم، بهره در اسلامم نیست
گو همه شهر به جنگم به درآیند و خلاف
من که در خلوتِ خاصم، خبر از عامم نیست
نه به زرق آمدهام تا به ملامت بروم
بندگی لازم، اگر عزت و اکرامم نیست
به خدا و به سراپای تو، کز دوستیات
خبر از دشمن و اندیشه ز دشنامم نیست
دوستت دارم اگر لطف کنی ور نکنی
به دو چشم تو، که چشم از تو به انعامم نیست
سعدیا! نامتناسب حیَوانی باشد
هر که گوید که دلم هست و دلآرامم نیست
#سعدی
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل🖋✨
📚✍️ @Sher_nit
طاقت بار فراق این همه ایامم نیست؟
خالی از ذکر تو عضوی چه حکایت باشد؟
سر مویی به غلط در همه اندامم نیست
میل آن دانهٔ خالم، نظری بیش نبود
چون بدیدم ره بیرون شدن از دامم نیست
شب بر آنم که مگر روز نخواهد بودن
بامدادت که نبینم طمع شامم نیست
چشم از آن روز که برکردم و رویات دیدم
به همین دیده، سرِ دیدنِ اقوامم نیست
نازنینا! مکن آن جور که کافر نکند
ور جهودی بکنم، بهره در اسلامم نیست
گو همه شهر به جنگم به درآیند و خلاف
من که در خلوتِ خاصم، خبر از عامم نیست
نه به زرق آمدهام تا به ملامت بروم
بندگی لازم، اگر عزت و اکرامم نیست
به خدا و به سراپای تو، کز دوستیات
خبر از دشمن و اندیشه ز دشنامم نیست
دوستت دارم اگر لطف کنی ور نکنی
به دو چشم تو، که چشم از تو به انعامم نیست
سعدیا! نامتناسب حیَوانی باشد
هر که گوید که دلم هست و دلآرامم نیست
#سعدی
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل🖋✨
📚✍️ @Sher_nit
❤11👏2
من را نگاه كن كه دلم شعلهور شود
بگذار در من این هیجان بیشتر شود
قلبم هنوز زیر غزللرزههای توست
بگذار تا بلرزد و زیر و زبر شود
من سعدیام اگر تو گلستان من شوی
من مولوی سماع تو برپا اگر شود
من حافظم اگر تو نگاهم كنی اگر
شیراز چشمهای تو پر شور و شر شود
ترسم كه اشك در غم ما پردهدر شود
وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
آنقدر واضح است غم بی تو بودنم
اصلا بعید نیست كه دنیا خبر شود
دیگر سپردهام به تو خود را كه زندگی
هرگونه كه تو خواستی آنگونه سر شود
#نجمه_زارع
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل🖋✨
📚✍️ @Sher_nit
بگذار در من این هیجان بیشتر شود
قلبم هنوز زیر غزللرزههای توست
بگذار تا بلرزد و زیر و زبر شود
من سعدیام اگر تو گلستان من شوی
من مولوی سماع تو برپا اگر شود
من حافظم اگر تو نگاهم كنی اگر
شیراز چشمهای تو پر شور و شر شود
ترسم كه اشك در غم ما پردهدر شود
وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
آنقدر واضح است غم بی تو بودنم
اصلا بعید نیست كه دنیا خبر شود
دیگر سپردهام به تو خود را كه زندگی
هرگونه كه تو خواستی آنگونه سر شود
#نجمه_زارع
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل🖋✨
📚✍️ @Sher_nit
❤13👏1
دو قدم مانده که پاییز به یغما برود
این همه رنگ قشنگ از کف دنیا برود
هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد
دل تنها به چه شوقی پی یلدا برود؟
#فرامرز_عربعامری
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل🖋✨
📚✍️ @Sher_nit
این همه رنگ قشنگ از کف دنیا برود
هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد
دل تنها به چه شوقی پی یلدا برود؟
#فرامرز_عربعامری
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل🖋✨
📚✍️ @Sher_nit
💔14🕊4❤2
🍎🌙جشن شب یلدا ٤٠٤🍉❄️
✨کانون شعر و ادبیات با همکاری
کانون های فرهنگی برگزار میکند✨
*بلندترین شب سال با طعم و بوی دانشجویی*
همراە با :
•● حافظ خوانی اساتید
●• اجرای زندە موسیقی
•● مشاعرە
●• مسابقات مهیج بە همراە جوایز ویژە
🗓 زمان : سەشنبە ٢ دی ماە
🕒ساعت ٢:٤٥
📍مکان : آمفی تئاتر دانشگاە صنعتی نوشیروانی بابل
✨ ورود برای همگی آزاد و رایگان است
بە امید دیدار شما عزیزان و با
آرزوی موفقیت و سلامتی 🌝🌱
📚✍@Sher_nit
✨کانون شعر و ادبیات با همکاری
کانون های فرهنگی برگزار میکند✨
*بلندترین شب سال با طعم و بوی دانشجویی*
همراە با :
•● حافظ خوانی اساتید
●• اجرای زندە موسیقی
•● مشاعرە
●• مسابقات مهیج بە همراە جوایز ویژە
🗓 زمان : سەشنبە ٢ دی ماە
🕒ساعت ٢:٤٥
📍مکان : آمفی تئاتر دانشگاە صنعتی نوشیروانی بابل
✨ ورود برای همگی آزاد و رایگان است
بە امید دیدار شما عزیزان و با
آرزوی موفقیت و سلامتی 🌝🌱
📚✍@Sher_nit
🔥17❤2👏1
برای عاشق شدن، نباید یک شخصیت متفاوت را دوست داشت! برای عاشق شدن، باید یک شخصیت عادی را متفاوت دوست داشت.
#میلان_کوندرا | زندگی جای دیگریست
کانون شعر و ادبیات دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل🖋✨
📚✍️ @Sher_nit
❤12👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰فردا ساعت ٢:٤٥ در آمفی تئاتر دانشگاە
صنعتی نوشیروانی بابل منتظر حضور گرمتون هستیم.
✨🍉جشن شب یلدا ٤٠٤🍉✨
☁️با آرزوی سلامتی ، کانون شعر و ادبیات
🆔
@sher_nit
@kanonhonar_nit
@film_theater_nit
@RedCrescent_nit
@kanonresane_nit
@Ketab_Noshirvani
@nit_environment
@gardeshgari_nit
@nit_charity
صنعتی نوشیروانی بابل منتظر حضور گرمتون هستیم.
✨🍉جشن شب یلدا ٤٠٤🍉✨
☁️با آرزوی سلامتی ، کانون شعر و ادبیات
🆔
@sher_nit
@kanonhonar_nit
@film_theater_nit
@RedCrescent_nit
@kanonresane_nit
@Ketab_Noshirvani
@nit_environment
@gardeshgari_nit
@nit_charity
❤18🔥5👍1
برنامه در حال برگزاری هست منتظر حضور پر شور شما هستیم❤️🔥❤️🔥
❤13👍1