تانگ لیسی: لیو یان، تو واقعاً فکر میکنی توی این هفت سال دوستیمون هرروز و هرروز داشتم تظاهر میکردم؟
لیو یان: برای بقیه شاید انجامش غیرممکن باشه اما برای تو، تانگ لیسی، حتماً ممکنه!
تانگ لیسی: شاید الان بتونم ولی تانگ لی سیِ اون زمان قطعاً نمیتونست.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😭43❤5
تانگ لیسی جونش رو دست لیو یان سپرد و پایین گودال رفت تا بتونن نجات پیدا کنن و لیو یان از همون فاصله دور متوجه شد که نوای فلوتش ضعیفه و باید دوئتی رو اجرا کنن که فقط با اعتماد نوازندهها بهم میتونست قدرتشون رو چندین برابر کنه. احتمالا کسی باورش نمیشه که تانگ لیسی و لیو یان که فقط مرگ همدیگه رو میخوان بتونن این قطعه رو اجرا کنن چون اونا هیچ اعتمادی بهم ندارن اما....
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💘28😭8❤🔥4
🤍 🌸 یه مو، وقتی به عالم فانی اومد مثل یه گل یاسِ سفید، پاک بود ولی بعد از اینکه بدنش سه شبانه روز سوخت تبدیل به یی چوئه یین یانگ، یه گلِ سمی و آدمخوار شد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤30💔7😭6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
طبیب شویدو: من نمیخوام نجاتت بدم. من فقط گفتم این دارو واسه ساخت درمانته. هیچوقت نگفتم قراره نجاتت بدم. من با چشم خودم دیدم که شاهدخت، بهخاطر یه لحظه دلسوزی برای یی چوئه یین یانگ باعث رنج مردم شد. تو و اون از یه ریشهاین حتی اگه الان دل پاکی داشته باشی ولی هیچ تضمینی نیست، یه روزی افکارت آلوده نشن و خودت یی چوئه یین یانگِ دوم نشی. من نمیذارم همچین اتفاقی بیفته. بهعلاوه تو بین نجات دادن بقیه و خودت دودل شدی،مگه نه؟
تانگ لیسی: فکرش رو نمیکردم دنیا به جایی برسه که اگه یکی بخواد جون خودش رو نجات بده بشه یه کار اشتباه. ارشد، شما یه طبیب حاذقی یه عالمه موجود دیدی که با مرگ دست و پنجه نرم کردن. من فکر میکردم میل به زنده بودن یه غریزهست یا نکنه همه حق زندگی دارن به جز من؟... نه فقط از شما ارشد، من از خودم هم پرسیدم نکنه من واقعا لیاقت زنده بودن رو ندارم؟ ولی وقتی اون تیکههای خاطره رو دیدم فهمیدم چقدر اشتباه فکر میکردم، من باید زنده بمونم حتی یه موی هم اون موقع باید زنده میموند
طبیب شویدو: یی چوئه یین یانگ آتش آسمانی آورد و پادشاهی گومو رو نابود کرد. میخوای ازش دفاع کنی؟
تانگ لیسی: من فقط دارم میگم خوششانستر از یه مو بودم چون یه مو توی پادشاهی گومو متولد شد واسه همین بهعنوان یی چوئه یین یانگ دیگه بهدنیا اومد ولی من خوششانس بودم که فانگ جوو من رو به عمارت جو دی برد؛ برای همین هنوز میتونم همون تانگ لی سی باشم!
طبیب شویدو: فقط میخوای بگی تو با اون فرق داری!
تانگ لیسی: اونا مستحق مرگ نبودن، درسته؟ اما واقعیت اینه که اونا خودشون یی جوئه یین یانگ رو بهوجود آوردن!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔30😭5👍3
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💘30😍3🍓3💅2
🏡 🎀 وقتی تانگ لیسی به "خونه" فکر میکرد، خاطرات عمارت جو دی روی ذهنش زنده شد!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤28💔7😭4
🤍 بزرگترین ضربه روحی که چی یون خورد:شوئه فو مرغ نیست! شوئه فو، شوئه فوـه!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😭33🍓8
پو جو: ارباب تانگ این وسواست ممکنه بهت صدمه بزنه. امیدوارم بتونی گذشته رو رها کنی!
تانگ لیسی: نکنه داری بهم اهمیت میدی؟ ولی شاید من به این وسواس نیاز دارم تا تبدیل به یه روح سرگردون نشم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥30😭5🍓2
تانگ لیسی: ارباب فانگ باید از خواب بیدار بشی؛ نمیتونی گذشته رو تغییر بدی. همونطور که از اسمش پیداست"رویای وارونه" فقط یه بخش از خواب گذشته است. پافشاری بیش از حد روی رویا چیزی جز توهم نیست.
👌27😭5❤3
°❀‿ "رویای وارون" روی تانگ لیسی یه رویا نبود، یه تله بزرگ بود!
🤩 🤩 🤩 🤩 🤩 🤩 🤩
🤩 🤩 🤩 🤩 🤩 🤩 🤩
🤍 توضیح رویای وارون و اتفاقاتی که افتاد:
رویای وارون به زبان ساده یه "ماشین زمان" بود که با طومار تولد فعال میشد و فانگ پینگجای برای برگشت به گذشته دنبال گرفتن طومار تولد بود. تانگ لیسی رویای وارون رو فعال میکنه تا پوجو و پینگجای واردش بشن اما خودش هم به داخلش کشیده میشه و هوشیاریش وارد بدن ییچوئه یینیانگ میشه که در حال نبرد با بزرگترین تهذیبگرهای اون زمانه و داره برنده مبارزه میشه اما تانگ لیسی که تقریباً وارد بدن ییچوئه یینیانگ شده جلوی حمله به فانگ جو رو میگیره و باعث میشه که تهذیبگرها شکستش بدن.
با این وجود، مشخصه که گذشته تغییر کرد؛ بدون این دخالت، ییچوئه یینیانگ داشت میبرد و همه چیز تموم بود، اما حالا فانیها برنده شدن و همین تغییر باعث شد جهان فعلی سریال (از قسمت ۱ تا الان) وجود داشته باشه: فانگ جو زنده موند، تانگ لیسی رو نجات داد و بقیه داستان پیش رفت.
— حالا چرا تانگ لیسی گفت رویای وارون یه تله برای خودش بوده؟
ییچوئه یینیانگ از خیلی قبلتر تانگ لیسی رو زیر نظر داشته. وقتی تانگ لیسی داشت از قلمرو آسمانی فرار میکرد و با اژدهای نگهبان جنگید، ییچوئه یینیانگ از دور داشت تماشا میکرد و منتظر بود که تانگ لیسی بیفته پایین تا بدن خاص و کاملش رو بدزده چون اگه خاطرتون باشه بدن خودش سه شبانه روز سوخته بود و آسیب زیادی دیده بود و قرار بود با رویای وارون هوشیاری تانگ لیسی و ییچوئه یینیانگ بهم نزدیک و بعد جابهجا بشه تا ییچوئه یینیانگ بتونه بدن تانگ لیسی رو تسخیر کنه. به زبان ساده میخواست ذهن و روح خودش رو به تانگ لیسی نزدیک کنه مثل یه ویروس که اول وارد ذهن میشه و بعد بدن رو کنترل میکنه. این خیلی ترسناکتر از تعویض ساده بدنه، چون تانگ لیچی ممکنه یه روز بیدار بشه و ببینه دیگه کاملاً خودش نیست!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤯30👍7😭1
تانگ لیسی: فانگ جو، اگه مرگ کسی بقیه رو نجات بده، اون آدم باید بمیره؟
فانگ جو: آ لی هرکسی حق زندگی داره، فرقی نداره کی باشه!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤27💘4😭3