🏡 🎀 وقتی تانگ لیسی به "خونه" فکر میکرد، خاطرات عمارت جو دی روی ذهنش زنده شد!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤28💔7😭4
🤍 بزرگترین ضربه روحی که چی یون خورد:شوئه فو مرغ نیست! شوئه فو، شوئه فوـه!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😭33🍓8
پو جو: ارباب تانگ این وسواست ممکنه بهت صدمه بزنه. امیدوارم بتونی گذشته رو رها کنی!
تانگ لیسی: نکنه داری بهم اهمیت میدی؟ ولی شاید من به این وسواس نیاز دارم تا تبدیل به یه روح سرگردون نشم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥30😭5🍓2
تانگ لیسی: ارباب فانگ باید از خواب بیدار بشی؛ نمیتونی گذشته رو تغییر بدی. همونطور که از اسمش پیداست"رویای وارونه" فقط یه بخش از خواب گذشته است. پافشاری بیش از حد روی رویا چیزی جز توهم نیست.
👌27😭5❤3
°❀‿ "رویای وارون" روی تانگ لیسی یه رویا نبود، یه تله بزرگ بود!
🤩 🤩 🤩 🤩 🤩 🤩 🤩
🤩 🤩 🤩 🤩 🤩 🤩 🤩
🤍 توضیح رویای وارون و اتفاقاتی که افتاد:
رویای وارون به زبان ساده یه "ماشین زمان" بود که با طومار تولد فعال میشد و فانگ پینگجای برای برگشت به گذشته دنبال گرفتن طومار تولد بود. تانگ لیسی رویای وارون رو فعال میکنه تا پوجو و پینگجای واردش بشن اما خودش هم به داخلش کشیده میشه و هوشیاریش وارد بدن ییچوئه یینیانگ میشه که در حال نبرد با بزرگترین تهذیبگرهای اون زمانه و داره برنده مبارزه میشه اما تانگ لیسی که تقریباً وارد بدن ییچوئه یینیانگ شده جلوی حمله به فانگ جو رو میگیره و باعث میشه که تهذیبگرها شکستش بدن.
با این وجود، مشخصه که گذشته تغییر کرد؛ بدون این دخالت، ییچوئه یینیانگ داشت میبرد و همه چیز تموم بود، اما حالا فانیها برنده شدن و همین تغییر باعث شد جهان فعلی سریال (از قسمت ۱ تا الان) وجود داشته باشه: فانگ جو زنده موند، تانگ لیسی رو نجات داد و بقیه داستان پیش رفت.
— حالا چرا تانگ لیسی گفت رویای وارون یه تله برای خودش بوده؟
ییچوئه یینیانگ از خیلی قبلتر تانگ لیسی رو زیر نظر داشته. وقتی تانگ لیسی داشت از قلمرو آسمانی فرار میکرد و با اژدهای نگهبان جنگید، ییچوئه یینیانگ از دور داشت تماشا میکرد و منتظر بود که تانگ لیسی بیفته پایین تا بدن خاص و کاملش رو بدزده چون اگه خاطرتون باشه بدن خودش سه شبانه روز سوخته بود و آسیب زیادی دیده بود و قرار بود با رویای وارون هوشیاری تانگ لیسی و ییچوئه یینیانگ بهم نزدیک و بعد جابهجا بشه تا ییچوئه یینیانگ بتونه بدن تانگ لیسی رو تسخیر کنه. به زبان ساده میخواست ذهن و روح خودش رو به تانگ لیسی نزدیک کنه مثل یه ویروس که اول وارد ذهن میشه و بعد بدن رو کنترل میکنه. این خیلی ترسناکتر از تعویض ساده بدنه، چون تانگ لیچی ممکنه یه روز بیدار بشه و ببینه دیگه کاملاً خودش نیست!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤯30👍7😭1
تانگ لیسی: فانگ جو، اگه مرگ کسی بقیه رو نجات بده، اون آدم باید بمیره؟
فانگ جو: آ لی هرکسی حق زندگی داره، فرقی نداره کی باشه!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤27💘4😭3
تانگ لیسی تصمیم گرفت خودش رو فدا کنه تا فانگ جو به زندگی برگرده و جلوی ییچوئه یینیانگ رو بگیره. این فداکاری به نظرم خیلی جذابه چون نشون داد یه تصمیم فداکاری لزوماً نباید به آرمانهای بزرگ و حماسی ربط داشته باشه، میتونه فقط از یه وسواس شخصی، یه دلتنگی برای یه آدم شروع بشه و به نجات دنیا منجر بشه. دیدم یه نفر میگفت: تانگ لیسی اصلاً نمیخواد قهرمان بشه، فقط میخواد اون هفت سالهایی که قولش رو به فانگ جو داد عملی بشن، حتی اگه به قیمت جون خودش تموم بشه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤25💔5😭4
تانگ لیسی: من و یی چوئه یین یانگ از یه جا میایم و دقیقا مثل یی چوئه یین یانگ، منم احساسات رو درک نمیکنم!
جونگ چونجی: چطور ممکنه تو شبیه اون باشی؟
تانگ لیسی: میتونم زندگی و مرگ رو کامل بذارم کنار، چون برام مهم نیست. آدمها رو نجات میدم چون کار راحتیه.
جونگ چونجی: ولی تو به چی یون اهمیت میدی، به همه و به ما اهمیت میدی.
تانگ لیسی: از بعد فانگ جو این قضیه رو فهمیدم ولی فانگ جو هیچوقت بهم یاد نداد چطوری یه نفر رو دوست داشته باشم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😭33💔3❤2
🤍 🌟 🎀 زخمها ترسناک نیستن؛ چیزی که آدما رو میترسونه، درده ولی نمیشه بهخاطر درد، بیخیالِ درمان شد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😭31💔5
اعتراف جون چونجی و جوابی که از نگاه به چشمهای تانگ لیسی گرفت به نظرم واقعاً آیکانیک و تکرار نشدنیـه💘
💘27😭4🤝1
جدیترین شیپر تانگ لیسی و آ شی، شیائو شی بود که میخواست صاحب مامان و بابا بشه🤩
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💘33🍓4😭4
احتمالا با جشنواره فانوس آشنا هستید که جزو جشنهاش سال جدید چینی محسوب میشه و خانواده دور هم جمع میشن و روی فانوسها آرزوشون رو مینویسن تا برآورده بشه. توی قسمت ۲۹، این جشن برای تانگ لیسی یه جور خداحافظی با دنیا و عزیزانشه. با دقت به تک تکشون نگاه میکنه، به آ شی میگه برای "خودش" آرزو کنه ولی خودش هیچ آرزویی روی فانوس نمینویسه چون تصمیم گرفته خودش رو فدا کنه و دیگه هیچ آرزویی توی قلبش نیست چون امیدی به ادامه زندگی نداره. روی پل، مجسه آ شی رو بهش میده و مجسمه فانگ جو هم دیگه تکمیل شده. حالا تانگ لیسی تمام عزیزانش رو حکاکی کرده و یادگاریها رو به دستشون رسونده. در آخر فانوسهایی که توی رودخونه خاموش میشن، دوباره روشن میکنه که انگار اشاره میکنه تانگ لیسی همیشه نجاتدهندهست حتی وقتی خودش توی تاریکی گیر افتاده.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😭34💔6