گرامر را آسان یاد بگیرید – Telegram
گرامر را آسان یاد بگیرید
14.3K subscribers
471 photos
723 videos
38 files
2.38K links
ارتباط با ما t.me/L_e_c
لیست کامل مجموعه های مدرسه مکالمه
https://news.1rj.ru/str/addlist/X6DPUv8XjvY2MWRk
Download Telegram
بررسی تفاوت و جایگاه های کاربردی Sometime , Sometimes , Some time در زبان انگلیسی :
این سه واژه از لحاظ شنیداری مشابه یکدیگر هستند . ولی دقت داشته باشید در نوشتار شما ملزم به رعایت جایگاه صحیح و کاربرد دقیق این سه کلمه غیر مترادف و ناهم معنا می باشید . پس نکات زیر را به دقت به خاطر بسپارید :

Sometimes به معنای گاه گاهی ، بعضی اوقات می باشد .
_ I Sometimes wonder weather I should give up my jib and just travel

اما Sometime به معنی وقتی ، زمانی ( که درباره آن تصمیم جدی گرفته نشده و قرار است در آینده بیاید و یا در گذشته اتفاق افتاده ) می باشد .
_ I knew I had met her Sometime , but I couldn ‌t remember when .

و هنگامی که دو واژه جداگانه نوشته شد Some time به معنی یک مدت زمان ، یک بازه زمانی می باشد .
_ I will take some time to finish the project today .


Sometime, Sometimes, and Some Time
Brittney Ross
Brittney Ross
· Grammar
Sometime means “at some point.”
As an adjective, sometime also means “former.”
Some time means “a period of time”—usually a long period of time.
Sometimes means “occasionally.”

برای اینکه بیشتر بدانید اینجا کلیک کنید
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#مهم #مهم
#مهم #مهم
◽️دوستان عزیز میخام فوت کوزگری یادگیری مکالمه رو یادتون بدم
🔹به جای کلمات انگلیسی، کالوکیشن یاد بگیرید
🔹 اگر نمیدانید کالوکیشن چیست این منابع را ببینید
کالوکیشن چیست👉

کالوکیشن هایget👉

کالوکیشن هایdo و make👉

کلمات هم‌صدا یا هم‌آوا (Homophone)👉

کالوکیشن👉

احتمالا شما هم مانند بسیاری از زبان‌آموزان، یادگیری کلمات انگلیسی و افزایش دایره لغات را مهمترین بخش یادگیری زبان میدانید خیلی هم عالی اما شما با دایره لغات زیاد باز هم توانایی مکالمه را ندارید.

قطعا یادگیری یک زبان جدید نیازمند یادگیری کلمات آن زبان است اما آیا خواندن این کتابها و حفظ کردن لغات آنها، مسیری بی نقص است؟
🔹باید از یادگیری کلمات به تنهایی یعنی خارج از جمله و عبارت اجتناب کنیم. لازم است بدانیم که هیچ کلمه‌ای یتیم نیست و هر کلمه با تعدادی کلمه دیگر معمولاً با هم می‌آیند و در نتیجه با بسیاری کلمات دیگر با هم نمی‌آیند.

🔹فقط یک مثال میزنم که تا تهش برید.
دارید در مورد دوش گرفتن مکالمه میکنید وقتی کالوکیشن بلدی می‌دونی take برای این جمله بکار می‌ره بدون فکر کردن. برای ازدواج get و....
Take a shower دوش گرفتن
Take a break استراحت کردن
Get married ازدواج کردن
Make Love عشق ورزیدن



فعل “Get” در زبان انگلیسی کاربردهای بسیار زباد و معانی مختلفی دارد. در این مقاله به بررسی دقیق معانی مختلف get و ۳۰ کاربرد رایج آن می پردازیم.



GET + adjective (get+ صفت)👇

ادامه دارد 👇
👍2
🔹1. get married ازدواج کردن
We’re getting married next year – the wedding will be in August.

ما سال آینده ازدواج خواهیم کرد- عروسی در ماه آگوست خواهد بود.



2. get divorced طلاق گرفتن
Brenda got divorced ten years ago, and she hasn’t seen her ex-husband since!

بِرِنا ۱۰ سال پیش طلاق گرفت و از اون موقع تا بحال شوهر سابقش رو ندیده.

33.get angry عصبانی شدن
My sister gets really angry when I borrow her clothes without telling her.

خواهرم وقتی بدون هماهنگی لباسهاشو قرض می گیرم به شدت عصبانی می شه.

ادامه دارد 👇
1
🔹4. get tired خسته شدن
It’s late and I’m getting tired. Let’s go home.

الان دیر وقته و من هم خسته شدم. بیا بریم خونه.



5. get dark تاریک شدن
The theater’s getting dark – I think the movie is starting!

سینما داره تاریک میشه- فکر کنم فیلم داره شروع می شه.

6. get lost گم شدن
Philip got lost in the NYC subway and had to ask for directions to Times Square.

فیلیپ در مترو نیویورک گم شد و مجبور شدن مسیرهای منتهی به سمت تایم اسکوار رو سوال کنه.

ادامه دارد 👇
👍1
🔹GET + comparative (get+تفضیلی صفت)

7. get better بهتر شدن
Larissa’s getting better at dancing. She practices every day.

رقص لاریسا داره بهتر می شه. او هر روز داره تمرین میکنه.



8. get worse بدتر شدن
If your headache gets worse, you should see a doctor.

اگر سر درد شما بدتر شد باید پیش دکتر برید.



9. get more expensive گران تر شدن
It’s getting more and more expensive to buy an apartment in Rio de Janeiro.

قیمت آپارتمان در ریو دژنرو داره گران و گرانتر می شه.

ادامه دارد 👇
🔹10. get safer ایمن تر شدن
Buying things online has gotten safer with tools like PayPal.

با استفاده از ابزارهایی مثل پی پل، خریدهای اینترنتی مطمن تر شده است.



11. get more important مهم تر شدن
It’s getting more important to speak multiple languages in today’s globalized world.

در دهکده جهانی امروزی صحبت کردن به چند زبان داره اهمیت بیشتری پیدا می کنه.

12. get deeper عمیق تر شدن
Be careful – the water gets deeper quickly on that side of the pool.

مراقب باش- آب در آن سمت استخر به سرعت عمیق می شه.

ادامه دارد 👇
🔹GET + preposition (phrasal verbs) get + عبارتهای فعلی) حرف اضافه)

13. get up بیدار شدن
My alarm clock goes off at 6:30, but I don’t get up until 7:15.

ساعت ۶:۳۰ ساعتم زنگ می زنه، اما من تا ساعت ۷:۱۵ بیداره نمی شم.



14. get along with کنار آمدن با
I get along really well with my colleagues. They’re a pleasure to work with.

من خیلی خوب با همکارانم کنار میام. کار کردن با آنها خیلی لذت بخشه..


ادامه دارد 👇
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
15. get into داخل شدن به
How did the dog get into the house? He’s supposed to stay outside!

این سگ چطوری داخل خونه شده؟ قرار بود بیرون بمونه!



16. get out بیرون آمدن از
Randall got out of the car to check the tires.

رندل از اتومبیل بیرون آمد تا تایرها رو چک کنه.
ادامه دارد 👇
. get around گشتن اطرافِ
It’s very easy to get around Berlin – there’s a great subway system.

خیلی راحت می شه اطراف برلین رو گشت- چون سیستم مترو خیلی فوق العاده ای هست.



18. get together دور هم جمع شدن
My family always gets together for major holidays like Christmas and New Year’s.

خانواده من همیشه در تعطیلات مهمی مثل کریسمس و سال نو دور هم جمع می شن.

ادامه دارد 👇
 (get+ رسیدن =یک مکان )

19. get to the office             رسیدن به دفتر کار
My boss always gets to the office by 7:30 AM.

رییسم همیشه تا ساعت ۷:۳۰ به دفتر کار میرسه.

 

20. get home         رسیدن به خانه    
I had to work overtime, so I didn’t get home until midnight.

مجبور به اضافه کار بودم، به همین خاطر نصفه شب به خونه رسیدم.

 

ادامه دارد 👇
. get to the train station رسیدن به ایستگاه قطار
When they got to the train station, they realized they’d left their tickets at home.

وقتی آنها به ایستگاه قطار رسیدن متوجه شدن که بلیطها رو در خانه جا گذاشتن.



22. get there رفتن به آنجا
I don’t know exactly where the post office is. Could you tell me how to get there?

دقیقا اداره پست رو بلد نیستم. میشه بهم بگید چطوری اونجا برم؟

ادامه دارد 👇
GET + a place = arrive (get+ رسیدن =یک مکان )

19. get to the office رسیدن به دفتر کار
My boss always gets to the office by 7:30 AM.

رییسم همیشه تا ساعت ۷:۳۰ به دفتر کار میرسه.



20. get home رسیدن به خانه
I had to work overtime, so I didn’t get home until midnight.

مجبور به اضافه کار بودم، به همین خاطر نصفه شب به خونه رسیدم.
ادامه دارد 👇
. get to the train station رسیدن به ایستگاه قطار
When they got to the train station, they realized they’d left their tickets at home.

وقتی آنها به ایستگاه قطار رسیدن متوجه شدن که بلیطها رو در خانه جا گذاشتن.



22. get there رفتن به آنجا
I don’t know exactly where the post office is. Could you tell me how to get there?

دقیقا اداره پست رو بلد نیستم. میشه بهم بگید چطوری اونجا برم؟

ادامه دارد 👇
GET = receive (get =دریافت کردن )

23. get an e-mail ایمیل دریافت کردن
Did you get my e-mail?

آیا ایمیل من رو دریافت کردید؟



24. get a present کادو گرفتن
I got lots of presents for my birthday this year.

امسال برای تولدم یه عالمه کادو گرفتم.



25. get grades نمره گرفتن
If you get good grades in high school, you can get into a good college.

اگه در دبیرستان نمرات خوب بگیری میتونی وارد یه دانشگاه خوب بشی.

ادامه دارد 👇
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
. get a certification مدرک- گواهینامه
I got my scuba diving certification last year.

پارسال مدرک غواصی ام را گرفتم.



27. get an award جایزه گرفتن
Ted got an award for being the best salesperson in the company.

تِد به عنوان بهترین فروشنده شرکت جایزه گرفت.

ادامه دارد 👇
◽️GET = buy / obtain (get = خریدن/ گیرآوردن)

28. get a job شغل گیر آوردن
Tanya moved to Los Angeles because she got a job there.

تانیا به لس آنجلس رفت چون در اونجا یه شغل گیر آورد.



29. get an apartment آپارتمان خریدن/ گیر آوردن
“Have you found a place to live?”

جایی برای زندگی گیر آوردی/ خریدی؟

 

“Yeah, I just got a great apartment right in the city center!”

آره، یه آپارتمان عالی درست در مرکز شهر گیر آوردم/ خریدم.

 

30. get [something] for a good price    به قیمت خوب خریدن
We got this TV for a good price during the spring sale.

این تلویزیون رو در حراج بهاره به قیمت خوبی خریدیم.

ادامه دارد
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM