Forwarded from امبیتیآی دیلی. (Mahtab)
اگه Infj کرکتر اصلی یه سریال بود، یه فرد عادی ولی مرموز میشد.
اون بچگی خوبی رو نگذرونده بود. همیشه دنبال محبت از طرف پدرش بود و هیچوقت نصیبش نشده بود. برای همین توی بزرگی همیشه روابط تاکسیک رو انتخاب میکرد.
نمیتونست وفادار بمونه و معمولا توی رابطه بود و باز هم سیری نداشت.
یکی از روزهایی که برای انتشار یکی از نوشته هاش به دفتر روزنامه رفت بود با یه فرد قد بلند آشنا شد. کسی که جذبه زیادی داشت و معلوم بود هوش بالایی داره. Infj همونجا به خودش گفت که باید این آدم رو به دست بیاره.
اون آدم، Intp بود. Infj به راحتی تونست به خواسته اش برسه و چیزی نگذشت که اونا باهم وارد رابطه شدن. Intp شیفته Infj شده بود و رسما اون رو عشق اول خودش میدونست. Infj اولین کسی بود که اون بهش توجه کرده بود و دلش رو بهش باخته بود.
رابطه شون واقعاً خوب بود ولی برای Infj کم بود. اون بیشتر از این حرفا میخواست.
برای همین تصمیم گرفت همدست Entj بشه، چون به نظرش خیلی جذاب تر از Intp میومد.
و خوب میدونست که Intp انقدری غرق عشق شده که هرگز بهش شک نمیکنه. پس اول از همه باید از Intp میخواست که به Entj یه فرصت خوب برای آزادی بده. مثلا اگه رئیس باند رو لو بده!
اون یه نقشه بی نقص برای آزادی Entj کشید که بعدش خودش مالکش بشه.
یه فیلم ۱ و نیم ساعته که به شدت قراره موقع دیدنش وایب بد بچ بگیرید. تهش هم خوب تموم میشه. هیچکس نمیتونه دست Entj و Infj رو بخونه.
اون بچگی خوبی رو نگذرونده بود. همیشه دنبال محبت از طرف پدرش بود و هیچوقت نصیبش نشده بود. برای همین توی بزرگی همیشه روابط تاکسیک رو انتخاب میکرد.
نمیتونست وفادار بمونه و معمولا توی رابطه بود و باز هم سیری نداشت.
یکی از روزهایی که برای انتشار یکی از نوشته هاش به دفتر روزنامه رفت بود با یه فرد قد بلند آشنا شد. کسی که جذبه زیادی داشت و معلوم بود هوش بالایی داره. Infj همونجا به خودش گفت که باید این آدم رو به دست بیاره.
اون آدم، Intp بود. Infj به راحتی تونست به خواسته اش برسه و چیزی نگذشت که اونا باهم وارد رابطه شدن. Intp شیفته Infj شده بود و رسما اون رو عشق اول خودش میدونست. Infj اولین کسی بود که اون بهش توجه کرده بود و دلش رو بهش باخته بود.
رابطه شون واقعاً خوب بود ولی برای Infj کم بود. اون بیشتر از این حرفا میخواست.
برای همین تصمیم گرفت همدست Entj بشه، چون به نظرش خیلی جذاب تر از Intp میومد.
و خوب میدونست که Intp انقدری غرق عشق شده که هرگز بهش شک نمیکنه. پس اول از همه باید از Intp میخواست که به Entj یه فرصت خوب برای آزادی بده. مثلا اگه رئیس باند رو لو بده!
اون یه نقشه بی نقص برای آزادی Entj کشید که بعدش خودش مالکش بشه.
یه فیلم ۱ و نیم ساعته که به شدت قراره موقع دیدنش وایب بد بچ بگیرید. تهش هم خوب تموم میشه. هیچکس نمیتونه دست Entj و Infj رو بخونه.
امبیتیآی دیلی.
اگه Infj کرکتر اصلی یه سریال بود، یه فرد عادی ولی مرموز میشد. اون بچگی خوبی رو نگذرونده بود. همیشه دنبال محبت از طرف پدرش بود و هیچوقت نصیبش نشده بود. برای همین توی بزرگی همیشه روابط تاکسیک رو انتخاب میکرد. نمیتونست وفادار بمونه و معمولا توی رابطه بود و…
۸۰ درصد عالی :) xntj ها واقعا جذابن
تو یک انسان مهربون، مفید، حس خوب دهنده و فوق العادهای، داری برای زندگیت تلاش میکنی و هنوزم دووم آوردی و خیلی خوب هم جلو اومدی. تو اصلاً مزخرف نیستی.
Forwarded from 𝗌𝗍𝖺𝗋 𝖻ɘ𝖺𝗍 .
𝐍𝖾𝗐 𝐂𝗁𝖺𝗅𝗅𝖾𝗇𝗀𝖾 ☁️ 𖥻 ִ ۫ ּ
─ 𝗍𝗈𝗉𝗂𝖼 : 𝗍𝗁𝗂𝗌 𝗈𝗋 𝗍𝗁𝖺𝗍 ─
¹- سگ یا گربه؟
²- کیک یا شکلات؟
³- گوشی یا لپتاب؟
⁴- کوهنوردی یا شنا؟
⁵- فوتبال یا بسکتبال؟
⁶- سیب یا موز؟
⁷- زامبی یا خون اشام؟
⁸- کشتی یا هواپیما؟
⁹- فرشته یا پری دریایی؟
¹⁰- پیتزا یا همبرگر؟
¹¹- لاک یا رژ لب؟
¹²- پروانه یا کفشدوزک؟
¹³- تک شاخ یا اسب؟
¹⁴- ماه یا خورشید؟
¹⁵- نودل یا سوشی؟
─ 𝗍𝗈𝗉𝗂𝖼 : 𝗍𝗁𝗂𝗌 𝗈𝗋 𝗍𝗁𝖺𝗍 ─
¹- سگ یا گربه؟
²- کیک یا شکلات؟
³- گوشی یا لپتاب؟
⁴- کوهنوردی یا شنا؟
⁵- فوتبال یا بسکتبال؟
⁶- سیب یا موز؟
⁷- زامبی یا خون اشام؟
⁸- کشتی یا هواپیما؟
⁹- فرشته یا پری دریایی؟
¹⁰- پیتزا یا همبرگر؟
¹¹- لاک یا رژ لب؟
¹²- پروانه یا کفشدوزک؟
¹³- تک شاخ یا اسب؟
¹⁴- ماه یا خورشید؟
¹⁵- نودل یا سوشی؟