چرا هند از نقشه طبقه متوسط جهانی حذف شد
در سال ۱۹۸۰، نه چین و نه هند نماینده زیادی در «طبقه متوسط جهانی» نداشتند - افرادی که نه به نیمه پایینی توزیع درآمد تعلق دارند و نه در بین ۱۰٪ بالای جهان قرار دارند. تقریباً نیم قرن بعد، اوضاع تغییر کرده است - اما به طرق بسیار متفاوت. چین اکنون سهم قابل توجهی از افراد مرفه با درآمد متوسط را تشکیل میدهد، در حالی که به نظر میرسد هند از اهمیت نسبی آن کاسته شده است.
این یافته که در گزارش سالانه نابرابری جهانی آمده است، یک معما است. به هر حال، اعتقاد بر این است که تنها دو کشور با جمعیت بیش از یک میلیارد نفر، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، با پذیرش سرمایهداری و گشودن اقتصاد خود به خوبی عمل کردهاند. چین به کارخانه جهان تبدیل شد؛ هند به دفتر کار آن تبدیل شد. پس چرا باید نتایج برای شهروندان آنها تا این حد متفاوت باشد؟
https://www.bloomberg.com/opinion/articles/2025-12-18/why-india-fell-off-the-global-middle-class-map
در سال ۱۹۸۰، نه چین و نه هند نماینده زیادی در «طبقه متوسط جهانی» نداشتند - افرادی که نه به نیمه پایینی توزیع درآمد تعلق دارند و نه در بین ۱۰٪ بالای جهان قرار دارند. تقریباً نیم قرن بعد، اوضاع تغییر کرده است - اما به طرق بسیار متفاوت. چین اکنون سهم قابل توجهی از افراد مرفه با درآمد متوسط را تشکیل میدهد، در حالی که به نظر میرسد هند از اهمیت نسبی آن کاسته شده است.
این یافته که در گزارش سالانه نابرابری جهانی آمده است، یک معما است. به هر حال، اعتقاد بر این است که تنها دو کشور با جمعیت بیش از یک میلیارد نفر، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، با پذیرش سرمایهداری و گشودن اقتصاد خود به خوبی عمل کردهاند. چین به کارخانه جهان تبدیل شد؛ هند به دفتر کار آن تبدیل شد. پس چرا باید نتایج برای شهروندان آنها تا این حد متفاوت باشد؟
https://www.bloomberg.com/opinion/articles/2025-12-18/why-india-fell-off-the-global-middle-class-map
Bloomberg.com
Why India Fell Off the Global Middle-Class Map
In 1980, neither China nor India had much representation in the “global middle class” — people who neither belong to the bottom half of the income distribution nor rank among the top 10% worldwide. Almost a half-century later, things have changed — but in…
TMS
چرا هند از نقشه طبقه متوسط جهانی حذف شد در سال ۱۹۸۰، نه چین و نه هند نماینده زیادی در «طبقه متوسط جهانی» نداشتند - افرادی که نه به نیمه پایینی توزیع درآمد تعلق دارند و نه در بین ۱۰٪ بالای جهان قرار دارند. تقریباً نیم قرن بعد، اوضاع تغییر کرده است - اما…
طبقه متوسط گمشده هند: جامعهای بدون ارزشها نمیتواند رفاه ایجاد کند
غیبت هند از نقشه طبقه متوسط جهانی یک ناهنجاری آماری نیست - بلکه پیامد منطقی جامعهای است که هرگز بر اساس اصول، ارزشها یا نهادهایی که رفاه را حفظ میکنند، ساخته نشده است.
تحلیل اخیر بلومبرگ به درستی به حضور رو به زوال هند در گروه درآمد متوسط جهانی اشاره میکند. اما حقیقت عمیقتر این است: هند نه تنها نابرابر است؛ بلکه از نظر ساختاری قادر به ایجاد یک طبقه متوسط نیست.
داستان رشد توخالی
دهههاست که هند به عنوان "بازار بزرگ بعدی" مورد تجلیل قرار گرفته است. اقتصاددانان و سرمایهگذاران، افزایش پایگاه مصرفکننده، سود جمعیتی و یک دموکراسی پویا را پیشبینی کردهاند. با این حال، واقعیت کاملاً متفاوت است. اقتصاد هند بین یک نخبه کوچک و یک طبقه زیرین گسترده قطبی شده است. طبقه به اصطلاح متوسط، یک سراب است - شکننده، متزلزل و وابسته به حمایت به جای شایستگی.
برخلاف چین که کارخانهها، زیرساختها و نهادهای منظمی را برای رساندن صدها میلیون نفر به وضعیت درآمد متوسط ساخت، هند به شعارها، یارانهها و رانتخواری متکی بوده است. نتیجه، اقتصادی است که در آن مراکز خرید لوکس برای نخبگان رونق میگیرد، در حالی که اکثریت برای امرار معاش تلاش میکنند. هیچ تقاضای گستردهای وجود ندارد، هیچ مصرفکننده با درآمد متوسط پایداری وجود ندارد و هیچ نردبان واقعی برای تحرک رو به بالا وجود ندارد.
چرا نابرابری ریشه دوانده است
نابرابری هند صرفاً اقتصادی نیست - بلکه فرهنگی و نهادی است.
- کاست و قبیلهگرایی: سلسله مراتب اجتماعی همچنان سفت و سخت است. شایستهسالاری توسط امتیاز کاست، خویشاوندسالاری و جانبداری سیاسی خفه شده است.
- فساد به عنوان فرهنگ: قوانین نقض میشوند، قراردادها نادیده گرفته میشوند و فساد عادی میشود. در هند، عدم صداقت یک استثنا نیست - این اصل عملیاتی است.
- فقدان ارزشهای مدنی: جوامعی که طبقه متوسط را حفظ میکنند بر اساس اعتماد، پاسخگویی و احترام به قانون ساخته شدهاند. هند هیچ یک از این موارد را ندارد. نهادها توخالی هستند، اعمال قانون خودسرانه است و فرصتطلبی تنها اخلاق است.
- سیاست حمایتگرایانهای که تولیدکنندگان و برندهای خارجی را به دلیل موفقیت در بازار هند و جرات رقابت موفقیتآمیز با قهرمانان محلی مجازات میکند. هند معمولاً از رویههای مالیاتی و گمرکی برای آزار و اذیت این شرکتهای خارجی استفاده میکرد.
چرا ارزش و اصول برای یک جامعه مهم است؟ بدون ارزشها، نابرابری ریشه میگیرد. بدون اصول، نهادها به فساد فرو میریزند. و بدون نهادها، طبقه متوسطی نمیتواند وجود داشته باشد.
سراب دموکراسی
مدافعان هند به دموکراسی آن به عنوان یک محافظ اشاره میکنند. اما دموکراسی بدون ارزشها صرفاً پوپولیسم است. انتخابات از طریق محاسبات طبقاتی، کمکهای مالی و دستکاری به دست میآید. سیاست واکنشی، نامنسجم و برای جلب رضایت جناحها به جای ایجاد نهادها طراحی شده است. طبقه متوسط، که در جوامع دیگر به عنوان یک نیروی تثبیتکننده عمل میکند، برای ایفای این نقش در هند بسیار ضعیف است. در عوض، سیاست، تفرقه را تقویت میکند و نابرابری را تثبیت میکند.
پیامدهای جهانی
ناکامی هند در ایجاد طبقه متوسط، پیامدهایی فراتر از مرزهای آن دارد.
- شکنندگی اقتصادی: بدون پایه قوی درآمد متوسط، داستان رشد هند ناپایدار است. تقاضای داخلی همچنان قطبی، آسیبپذیر در برابر شوکها و ناتوان از هدایت بازارهای جهانی خواهد بود.
- ضعف ژئوپلیتیکی: هند نمیتواند به طور معتبری ادعا کند که با چین رقابت میکند، در حالی که فاقد پایههای اجتماعی و اقتصادی طبقه متوسط است.
- هشدار به سرمایهگذاران: برای سرمایه جهانی، هند فرصتهایی را در بالا و پایین هرم ارائه میدهد - اما بازار مصرف گستردهای که سرمایهگذاری بلندمدت را حفظ کند، وجود ندارد.
نتیجهگیری
ناپدید شدن طبقه متوسط در هند یک عقبگرد موقت نیست - بلکه نتیجه اجتنابناپذیر جامعهای است که هرگز ارزشهای انصاف، شایستگی یا پاسخگویی را نپذیرفته است. تا زمانی که هند با اختلال عملکرد فرهنگی و نهادی خود مقابله نکند، همچنان یک جامعه عمیقاً نابرابر باقی خواهد ماند و قادر به ایجاد رفاه برای اکثریت مردم خود نیست.
غیبت هند از نقشه طبقه متوسط جهانی یک ناهنجاری آماری نیست - بلکه پیامد منطقی جامعهای است که هرگز بر اساس اصول، ارزشها یا نهادهایی که رفاه را حفظ میکنند، ساخته نشده است.
تحلیل اخیر بلومبرگ به درستی به حضور رو به زوال هند در گروه درآمد متوسط جهانی اشاره میکند. اما حقیقت عمیقتر این است: هند نه تنها نابرابر است؛ بلکه از نظر ساختاری قادر به ایجاد یک طبقه متوسط نیست.
داستان رشد توخالی
دهههاست که هند به عنوان "بازار بزرگ بعدی" مورد تجلیل قرار گرفته است. اقتصاددانان و سرمایهگذاران، افزایش پایگاه مصرفکننده، سود جمعیتی و یک دموکراسی پویا را پیشبینی کردهاند. با این حال، واقعیت کاملاً متفاوت است. اقتصاد هند بین یک نخبه کوچک و یک طبقه زیرین گسترده قطبی شده است. طبقه به اصطلاح متوسط، یک سراب است - شکننده، متزلزل و وابسته به حمایت به جای شایستگی.
برخلاف چین که کارخانهها، زیرساختها و نهادهای منظمی را برای رساندن صدها میلیون نفر به وضعیت درآمد متوسط ساخت، هند به شعارها، یارانهها و رانتخواری متکی بوده است. نتیجه، اقتصادی است که در آن مراکز خرید لوکس برای نخبگان رونق میگیرد، در حالی که اکثریت برای امرار معاش تلاش میکنند. هیچ تقاضای گستردهای وجود ندارد، هیچ مصرفکننده با درآمد متوسط پایداری وجود ندارد و هیچ نردبان واقعی برای تحرک رو به بالا وجود ندارد.
چرا نابرابری ریشه دوانده است
نابرابری هند صرفاً اقتصادی نیست - بلکه فرهنگی و نهادی است.
- کاست و قبیلهگرایی: سلسله مراتب اجتماعی همچنان سفت و سخت است. شایستهسالاری توسط امتیاز کاست، خویشاوندسالاری و جانبداری سیاسی خفه شده است.
- فساد به عنوان فرهنگ: قوانین نقض میشوند، قراردادها نادیده گرفته میشوند و فساد عادی میشود. در هند، عدم صداقت یک استثنا نیست - این اصل عملیاتی است.
- فقدان ارزشهای مدنی: جوامعی که طبقه متوسط را حفظ میکنند بر اساس اعتماد، پاسخگویی و احترام به قانون ساخته شدهاند. هند هیچ یک از این موارد را ندارد. نهادها توخالی هستند، اعمال قانون خودسرانه است و فرصتطلبی تنها اخلاق است.
- سیاست حمایتگرایانهای که تولیدکنندگان و برندهای خارجی را به دلیل موفقیت در بازار هند و جرات رقابت موفقیتآمیز با قهرمانان محلی مجازات میکند. هند معمولاً از رویههای مالیاتی و گمرکی برای آزار و اذیت این شرکتهای خارجی استفاده میکرد.
چرا ارزش و اصول برای یک جامعه مهم است؟ بدون ارزشها، نابرابری ریشه میگیرد. بدون اصول، نهادها به فساد فرو میریزند. و بدون نهادها، طبقه متوسطی نمیتواند وجود داشته باشد.
سراب دموکراسی
مدافعان هند به دموکراسی آن به عنوان یک محافظ اشاره میکنند. اما دموکراسی بدون ارزشها صرفاً پوپولیسم است. انتخابات از طریق محاسبات طبقاتی، کمکهای مالی و دستکاری به دست میآید. سیاست واکنشی، نامنسجم و برای جلب رضایت جناحها به جای ایجاد نهادها طراحی شده است. طبقه متوسط، که در جوامع دیگر به عنوان یک نیروی تثبیتکننده عمل میکند، برای ایفای این نقش در هند بسیار ضعیف است. در عوض، سیاست، تفرقه را تقویت میکند و نابرابری را تثبیت میکند.
پیامدهای جهانی
ناکامی هند در ایجاد طبقه متوسط، پیامدهایی فراتر از مرزهای آن دارد.
- شکنندگی اقتصادی: بدون پایه قوی درآمد متوسط، داستان رشد هند ناپایدار است. تقاضای داخلی همچنان قطبی، آسیبپذیر در برابر شوکها و ناتوان از هدایت بازارهای جهانی خواهد بود.
- ضعف ژئوپلیتیکی: هند نمیتواند به طور معتبری ادعا کند که با چین رقابت میکند، در حالی که فاقد پایههای اجتماعی و اقتصادی طبقه متوسط است.
- هشدار به سرمایهگذاران: برای سرمایه جهانی، هند فرصتهایی را در بالا و پایین هرم ارائه میدهد - اما بازار مصرف گستردهای که سرمایهگذاری بلندمدت را حفظ کند، وجود ندارد.
نتیجهگیری
ناپدید شدن طبقه متوسط در هند یک عقبگرد موقت نیست - بلکه نتیجه اجتنابناپذیر جامعهای است که هرگز ارزشهای انصاف، شایستگی یا پاسخگویی را نپذیرفته است. تا زمانی که هند با اختلال عملکرد فرهنگی و نهادی خود مقابله نکند، همچنان یک جامعه عمیقاً نابرابر باقی خواهد ماند و قادر به ایجاد رفاه برای اکثریت مردم خود نیست.
دخالت مستقیم دولت آمریکا در عرضه و قیمت گذاری دارو
نه شرکت بزرگ داروسازی روز جمعه با ترامپ توافق کردند که در ازای معافیت سه ساله از تعرفههای دارویی برنامهریزیشده، داوطلبانه قیمت داروها را کاهش دهند.
این شرکتها عبارتند از: Merck، Bristol Myers Squibb، Amgen، Gilead، GSK، Sanofi، SNY، Novartis، Roche’s Genentech و Boehringer Ingelheim.
به همراه توافقات قبلی Eli Lilly، Novo Nordisk، Pfizer و AstraZeneca، ۱۴ شرکت از ۱۷ شرکت بزرگ داروسازی اکنون این توافق را امضا کردهاند. انتظار میرود Johnson & Johnson JNJ هفته آینده امضا شود.
تعهدات کلیدی:
Bristol Myers Squibb داروی Eliquis، داروی رقیقکننده خون پرفروش خود را به صورت رایگان به Medicaid ارائه خواهد داد.
Sanofi تخفیفهای تقریباً ۷۰ درصدی برای برخی داروها ارائه خواهد داد.
شرکت مرک سه داروی دیابت را با تقریباً ۷۰٪ تخفیف به بیمارانی که پول نقد پرداخت میکنند، ارائه خواهد داد.
شرکتها همچنین موافقت کردند که داروها را در وبسایت مستقیم ترامپ به مصرفکننده، TrumpRx، که در ژانویه راهاندازی میشود، فهرست کنند.
ترامپ: «این نشان دهنده بزرگترین پیروزی برای مقرون به صرفه بودن بیمار در تاریخ مراقبتهای بهداشتی آمریکا است.»
نه شرکت بزرگ داروسازی روز جمعه با ترامپ توافق کردند که در ازای معافیت سه ساله از تعرفههای دارویی برنامهریزیشده، داوطلبانه قیمت داروها را کاهش دهند.
این شرکتها عبارتند از: Merck، Bristol Myers Squibb، Amgen، Gilead، GSK، Sanofi، SNY، Novartis، Roche’s Genentech و Boehringer Ingelheim.
به همراه توافقات قبلی Eli Lilly، Novo Nordisk، Pfizer و AstraZeneca، ۱۴ شرکت از ۱۷ شرکت بزرگ داروسازی اکنون این توافق را امضا کردهاند. انتظار میرود Johnson & Johnson JNJ هفته آینده امضا شود.
تعهدات کلیدی:
Bristol Myers Squibb داروی Eliquis، داروی رقیقکننده خون پرفروش خود را به صورت رایگان به Medicaid ارائه خواهد داد.
Sanofi تخفیفهای تقریباً ۷۰ درصدی برای برخی داروها ارائه خواهد داد.
شرکت مرک سه داروی دیابت را با تقریباً ۷۰٪ تخفیف به بیمارانی که پول نقد پرداخت میکنند، ارائه خواهد داد.
شرکتها همچنین موافقت کردند که داروها را در وبسایت مستقیم ترامپ به مصرفکننده، TrumpRx، که در ژانویه راهاندازی میشود، فهرست کنند.
ترامپ: «این نشان دهنده بزرگترین پیروزی برای مقرون به صرفه بودن بیمار در تاریخ مراقبتهای بهداشتی آمریکا است.»
چگونه خودروهای چینی تعرفههای اروپایی را شکست میدهند
وقتی اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۴ تعرفههای خودروهای برقی باتریدار چینی (EV) را افزایش داد، منطق آن ساده بود: قیمتها را افزایش دهید و واردات کاهش خواهد یافت. مطالعهای که توسط موسسه کیل، یک اندیشکده، منتشر شد، تخمین زد که افزایش عوارض باعث میشود صادرات خودروهای چینی ۲۵ درصد کاهش یابد. پس از گذشت بیش از یک سال، این پیشبینی اشتباه است. طبق اعلام سازمان گمرک چین، صادرات خودرو به اروپا در ۱۲ ماه منتهی به نوامبر به نزدیک به ۱.۲ میلیون دستگاه افزایش یافته است که نسبت به سال قبل ۲۶ درصد افزایش داشته است. دادهها نشان میدهد که شکست اروپا در جلوگیری از افزایش خودروهای ساخت چین، کمتر به دلیل تعرفههای ضعیف و بیشتر به دلیل استعداد خودروسازان چینی در دور زدن آنهاست.
https://www.economist.com/graphic-detail/2025/12/18/how-chinese-cars-are-beating-european-tariffs
وقتی اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۴ تعرفههای خودروهای برقی باتریدار چینی (EV) را افزایش داد، منطق آن ساده بود: قیمتها را افزایش دهید و واردات کاهش خواهد یافت. مطالعهای که توسط موسسه کیل، یک اندیشکده، منتشر شد، تخمین زد که افزایش عوارض باعث میشود صادرات خودروهای چینی ۲۵ درصد کاهش یابد. پس از گذشت بیش از یک سال، این پیشبینی اشتباه است. طبق اعلام سازمان گمرک چین، صادرات خودرو به اروپا در ۱۲ ماه منتهی به نوامبر به نزدیک به ۱.۲ میلیون دستگاه افزایش یافته است که نسبت به سال قبل ۲۶ درصد افزایش داشته است. دادهها نشان میدهد که شکست اروپا در جلوگیری از افزایش خودروهای ساخت چین، کمتر به دلیل تعرفههای ضعیف و بیشتر به دلیل استعداد خودروسازان چینی در دور زدن آنهاست.
https://www.economist.com/graphic-detail/2025/12/18/how-chinese-cars-are-beating-european-tariffs
The Economist
How Chinese cars are beating European tariffs
Carmakers are adapting to Europe’s EV barriers
Forwarded from SoltaniBusiness
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ماشین پول هوش مصنوعی
چین در سال ۲۰۲۵ نقاط قوت خود را ثابت کرد - و دونالد ترامپ به آن کمک کرد.
سال خوبی برای شی جین پینگ بود.
در نبرد برای برتری ژئوپلیتیکی در قرن بیست و یکم، سال ۲۰۲۵ برای چین یک پیروزی بود. سوال این است که این موضوع ابرقدرتهای جهان را به کجا میرساند.
سر و صدای بزرگ در سال ۲۰۲۵ توسط رئیس جمهور دونالد ترامپ ایجاد شده است. او با راهاندازی رگباری از دستورات اجرایی، آتش خود را به سمت اهداف یکی پس از دیگری نشانه گرفت. او با کمک ایلان ماسک، تلاش کرد تا بوروکراسی فدرال را از بین ببرد. در "روز آزادی" او قوانین تجارت را از نو نوشت. در سراسر جهان، او صلح را تحمیل و جنگ را تهدید کرد.
https://www.economist.com/leaders/2025/12/18/china-proved-its-strengths-in-2025-and-donald-trump-helped?taid=4b59e424-abec-4cdc-a52b-2887e7f64c45&utm_campaign=trueanthem&utm_medium=social&utm_source=twitter
سال خوبی برای شی جین پینگ بود.
در نبرد برای برتری ژئوپلیتیکی در قرن بیست و یکم، سال ۲۰۲۵ برای چین یک پیروزی بود. سوال این است که این موضوع ابرقدرتهای جهان را به کجا میرساند.
سر و صدای بزرگ در سال ۲۰۲۵ توسط رئیس جمهور دونالد ترامپ ایجاد شده است. او با راهاندازی رگباری از دستورات اجرایی، آتش خود را به سمت اهداف یکی پس از دیگری نشانه گرفت. او با کمک ایلان ماسک، تلاش کرد تا بوروکراسی فدرال را از بین ببرد. در "روز آزادی" او قوانین تجارت را از نو نوشت. در سراسر جهان، او صلح را تحمیل و جنگ را تهدید کرد.
https://www.economist.com/leaders/2025/12/18/china-proved-its-strengths-in-2025-and-donald-trump-helped?taid=4b59e424-abec-4cdc-a52b-2887e7f64c45&utm_campaign=trueanthem&utm_medium=social&utm_source=twitter
The Economist
China proved its strengths in 2025—and Donald Trump helped
It was a good year for Xi Jinping
سال اول دوره دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ، سیاستهای داخلی و بینالمللی را کاملاً دگرگون کرد. رئیس جمهور آمریکا را از توافق پاریس در مورد تغییرات اقلیمی خارج کرد، نیروهای مسلح را برای سرکوب مهاجرت در مرزها مستقر کرد، به گارد ملی دستور داد تا برای کمک به دستگیری مهاجران غیرقانونی به شهرها اعزام شوند، تمام برنامههای تنوع نژادی در دولت را لغو کرد، سیاستهای حمایت از انرژیهای تجدیدپذیر را لغو کرد، به قضاتی که با آنها مخالف بود حمله کرد و نام وزارت دفاع را به وزارت جنگ تغییر داد. فضای متشنج در آمریکا با قتل چارلی کرک در ملاء عام در دانشگاهی در یوتا، جایی که دانشجویان برای بحث در مورد سیاستهای محافظهکارانه او آمده بودند، بدتر شد.
https://www.economist.com/the-world-this-week/2025/12/18/the-world-this-year-2025?taid=69487bf5f93d3d00019560e4&utm_campaign=trueanthem&utm_medium=social&utm_source=twitter
https://www.economist.com/the-world-this-week/2025/12/18/the-world-this-year-2025?taid=69487bf5f93d3d00019560e4&utm_campaign=trueanthem&utm_medium=social&utm_source=twitter
The Economist
The world this year 2025 | Dec 20th 2025 Edition
The world this week