تورق – Telegram
تورق
608 subscribers
61 photos
8 videos
7 files
159 links
خرده نظراتی در باب استارتاپ، کسب و کار و اقتصاد دیجیتال

ارتباط با من:
@ahmadkhalily
Download Telegram
بازار فقط جای مبادله کالا و خدمات نیست!

برخی از ساختارها در زندگی ما دارای ابعاد انسانی گسترده‌ای هستند که در سایه کارکرد اصلی آن‌ها مغفول مانده است. بازار یکی از همین پدیده‌ها است. ما معمولا از بازارها برای خرید کالاهای مورد نیاز خودمان و یا فروش تولیدات استفاده می‌کنیم. اقتصاددانان هم معمولا بازارها را ابزار یا ساز و کاری برای تخصیص می‌دانند. به عبارت دیگر بازارها راهی برای دریافت کالا و خدمات از تامین‌کنندگانی که آنها را به قیمت مناسب به مشتریان تقاضا کننده می‌فروشند در نظر گرفته می‌شوند. در این مدل بازارها راهکاری برای برآوردن نیازهای اساسی ما به غذا، پوشاک و مسکن هستند. این نوع نگاه به بازار و تجارت واقعا خطرناک است. چرا که ابعاد انسانی بازارها را به کلی نادیده می‌گیرد و کارکردهای بازار برای برآوردن نیازهای سطح بالای هرم مازلو مانند خودشکوفایی، تعلق و احترام را نادیده می‌گیرد.

در واقع مردم اقتصاد را علاوه بر محلی برای دریافت کالا و کسب پول، منبع مهمی برای هویت نیز می‌دانند. تولید و خرید و فروش چیزها مسئولیت‌هایی به دنبال دارد: حفظ کیفیت ، پایبندی به قرارداد و رساندن محصول در زمان موعود که این موارد تعیین کننده هویت افراد و راهکاری برای کسب احترام است. در واقع وقتی مسئولیت‌ها به درستی انجام شود، این راه و رسم احترام به بار میآورد. بنابراین اگر چه در بازارها کالاها و خدمات میان خریداران و فروشندگان دست به دست می‌شود، اما همین بازارها پشتوانه فردیت و ابراز وجود افراد نیز هستند.

طبق این دیدگاه بازار صرفا وسیله ای برای رسیدن به یک هدف نیست بلکه خودش هدفی است که عاملیت، هدفمندی و رضایت از زندگی را به ارمغان می آورد. با این نگاه بازار نه تنها پدیده منفی و منفعت طلبانه‌ای نیست که اتفاقا یکی از ابزارهای بسیاری موثر برای شکوفایی جامعه است و سرکوب آن و یا تلاش برای کنترل حداکثری آن از طریق حذف بازار و تخصیص مستقیم و به ظاهر کارای منابع منجر به نابودی روحیه اجتماعی و سرمایه اجتماعی خواهد شد.

به نظر باید ارزش بازار پر رونق را به شکلی عمیق‌تر و انسانی تر درک کنیم.

منبع: اقتصادهای نابهنجار، ریچارد دیویس، انتشارات ترجمان

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍1👌1
سلام.
یه سوالی بعضاً پیش آمده که آیا در کانال فقط بریده مطالب کتابها ذکر میشه و این منابعی که نوشته میشه دقیقا همین مطلب در اونجا نوشته شده؟

جوابش خیر هست.

معمولا سعی میکنم اگر حتی یک خط از یک کتاب یا مقاله استفاده شده است منبع رو اعلام کنم. مثلا ممکن است یک داستان اونجا ذکر شده باشه، ایده ای مطرح شده باشه و ...
با اینکار هم حق مولف محفوظ میماند و هم امکان مطالعه برای دوستان علاقه مند فراهم میشه.
ارادتمند🙏
3👍3
چطور خیلی سریع اولویت‌ها رو مشخص کنیم؟

این چند روز دو تا مکالمه تقریبا پشت سر هم در مورد اولویت بندی کارها برام پیش آمد. با توجه به اینکه که خیلی از تیم‌ها در ابتدای مسیر (و بعدها در همه طول ادامه مسیر😂) با مشکل اولویت بندی مواجه میشن به ذهنم رسید یکی این مکالمه‌ها رو مکتوب کنم که شاید به درد دیگران هم بخوره.

در کل سرعت تصمیم‌گیری یکی از کلیدی‌ترین قابلیت‌های هر کسب و کاری هست و تشخیص خیلی سریع منجر به توسعه سریعتر محصول و بازار خواهد شد و شانس موفقیت استارتاپ را افزایش خواهد داد. یکی از روش‌هایی که به مدیران استارتاپ‌ها برای تصمیم‌گیری سریعتر کمک می‌کند، طراحی سوالات یا قوانین ساده و پایه‌ای برای تصمیم‌گیری است. به عنوان مثال خیلی از تیم‌ها در ابتدای مسیر درگیر اقداماتی مثل طراحی لوگو، طراحی برند، تغییر نام و ... می‌شوند که بعضا منجر به اتلاف شدید منابع (مالی و زمانی) برایشان می‌شود. در اینجا معیار پایه‌ای برای تصمیم‌گیری وجود دارد که می‌تواند تا حدی کارهای اولویت‌دار را مشخص کند.

1. کاری که قصد انجام آن را داریم یا باید به سرعت رساندن ارزش پیشنهادی به مشتری نهایی ربط داشته باشه. یعنی همین حالا و در سریعترین حالت ممکن ارزش پیشنهادی رو به مشتری نهایی برسونه یا در آینده کمک کنه سریعتر ارزش به مشتری دلیور بشه. پس هر زمان میخواهیم کاری را شروع کنیم باید ببینیم این اقدام باعث رسیدن ارزش پیشنهادی به مشتری نهایی و در سریعترین حالت می‌شود و یا اینکه کمک می‌کند ما بتوانیم از اینجا به بعد سریعتر ارزش پیشنهادی را به کاربر برسانیم؟ فرض کنید ما در حال ایجاد یا زیرساخت یا محصولی هستیم که باعث شود کل اعضای تیم بتوانند سریعتر از قبل کار خود را انجام دهند یا زیرساختی برای توسعه محصولات آینده درست میکنیم. در این سناریوها به نظر میرسد تصمیم درستی گرفته‌ایم. توجه داشته باشید که البته ایجاد زیرساخت قبل از تایید ارزش پیشنهادی اشتباه است و مخالف رساندن سریع ارزش پیشنهادی به مشتری نهایی است.

2. کاری که میخواهیم آن را انجام دهیم به درک کاربر نهایی از ارزش پیشنهادی ربط داشته باشه. به عبارتی کاری که قصد انجام آن را دارید باید باعث شود کاربر بهتر بفهمد شما در حال انجام چه کاری هستید. یعنی باعث فهمیده شدن ارزش پیشنهادی توسط کاربر شود. مثلا جمله معرفی کسب و کارتان، طراحی فرایندهایی برای آشنایی کاربر با ارزش پیشنهادی و هر اقدامی که به کاربر کمک میکند بهتر ارزش پیشنهادی شما را درک کند. یا باید به استارتاپ شما کانالی برای ارتباط و صحبت در مورد ارزش پیشنهادی در آینده بدهد. بنابراین برای اولویت‌بندی باید بررسی کنید که آیا کاری که قصد انجام آن را دارید به کدامیک از این موارد ربط دارد. باعث می‌شود کاربر بهتر ارزش پیشنهادی را بفهمد یا در آینده کانال ارتباطی اختصاصی برای شما خواهد ساخت که بتوانید پیام‌هایتان را با او برسانید؟

اما آیا تغییر در اسم و لوگو به کاربر کمک میکند ارزش پیشنهادی بهتری دریافت کنه یا درک بهتری از ارزش پیشنهادی شما پیدا کند؟ درست است اسم خوب باعث میشه کاربر اعتمادش بیشتر شود. برند بهتری بعدها ساخته شود. استارتاپ بهتر در ذهن کاربر بماند. اما اینها کمک به فرایندهای مارکتینگ و فروش و ... هست که زمانی که ارزش پیشنهادی ساخته شد و توسط کاربر درک شد ارزشمند خواهند شد.

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
پدیده Filter bubble یا اثر حباب فیلتر رسانه های اجتماعی چیست؟

امروز این اصطلاح رو دیدم. قبلا در موردش صحبت کرده بودم ولی این عبارت رو نشنیده بودم. این عبارت نشان دهنده وضعیت انزوای فکر است که در اثر نتایج جستجوی شخصی سازی شده در اینترنت پدید می‌آید. در این حالت، الگوریتم پلتفرم، آنچه کاربر انتظار دیدنش را دارد را حدس می‌زند و نتایج دلخواهش را به طور گزینشی نمایش می‌دهد.

در نتیجه، کاربر در حبابهایی که به لحاظ فرهنگی و ایدئولوژیک با سلیقه و ذائقه او همخوانی دارند محبوس می‌شود و امکان برخورداری از نتایجی که با دیدگاههای او مغایرت دارند، را از دست می‌دهد.

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👌4👍2🔥1👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پیش‌بینی مدیرعامل مایکروسافت از احتمال پایان Saas

ساتیا نادلا، مدیرعامل مایکروسافت که میگه احتمالا Saas که بزرگترین مدل بیزنسی در اینترنت هست با وجود عامل (Agent)های AI از بین خواهد رفت و احتمالا بیزینس مدل فراگیرتری به نام Agentic یا مبتنی بر عامل‌های AI سرویس‌هایی که امروزه توسط Saasها ارائه میشه رو بهتر، تخصصی‌تر و ارزون‌تر انجام خواهند داد.

پی‌نوشت: این ویدئو رو اولین بار در کانال اینوست فاند دیدم که کانال جذابی برای علاقه مندان این حوزه است.

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👌31
🔹 چرا در عصر VUCA سرعت از کیفیت مهم‌تر است؟ 🔹

📚 رید هافمن در کتاب Blitzscaling توضیح می‌دهد که در دنیای پر از ناپایداری، عدم قطعیت، پیچیدگی و ابهام (VUCA)، گاهی وقت‌ها سرعت اهمیت بیشتری نسبت به کیفیت دارد.

💡 دلایل این اولویت:
1️⃣ اول بودن در بازار: اگر سریع‌تر عمل کنید، سهم بیشتری از بازار را تصاحب می‌کنید.

2️⃣ تسخیر منابع محدود: فرصت‌ها و منابع مثل مشتریان یا سرمایه‌گذاران محدود هستند؛ حرکت سریع یعنی استفاده بهتر از این منابع.

3️⃣ یادگیری از بازار: با ورود سریع، بازخورد بیشتری می‌گیرید و محصول خود را بهبود می‌دهید.

4️⃣ فرار از خطر از دست دادن فرصت‌ها: منتظر ماندن برای محصول بی‌نقص، ممکن است شما را از بازی حذف کند.

منبع: بازنشر از کانال خلاصه مطالعات فناوری

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍4
سلام.

امروز جلسه پایانی درس تجارت الکترونیک مقطع ارشد دانشگاه شریف رو برگزار کردیم. این ترم مطالبی رو از منابع مختلف مرور کردیم تا بتونیم با مفاهیم اولیه برای راه اندازی و مدیریت کسب و کارهای اینترنتی آشنا بشیم. لازم میدانم از عزیزانی که در شکل گیری این فرصت و برگزاری بهترش کمک کردند تشکر ویژه کنم.

- دکتر فیض بخش و گروه دانشگاه صنعتی شریف که به بنده اعتماد کردند.

- علی امینیان و امیرعلی صبوری که به عنوان مهمان دعوت بنده رو قبول کردند و تجربه خودشون رو به عنوان مدیران اسنپ گروسری با ما در میان گذاشتند.

- ابوالفضل ساجدی که در یک جلسه به سوالات ما در مورد تولد و رشد پذیرش۲۴ پاسخ دادند و تجربه خودشون از رشد استارتاپ بدون تبلیغات سنگین رو به ما منتقل کردند.

و از همه مهمتر از دانشجویان عزیز که یک ترم تحمل کردند و هم مسیر این درس بودند.

البته عکس برای جلسه قبل هست😊
13👍6
چرا در بروزرسانی مدلهای ذهنیمان ناتوانیم!

مدل ذهنی تقریبا در تمام ارکان زندگی افراد اثرگذار است. مدلهای ذهنی تعیین می‌کنند که افراد چگونه به اهداف خود نزدیک می‌شوند، چگونه در چالش‌ها تصمیم می‌گیرند، با مشکلات کنار می‌آیند و از پتانسیلهای خود آگاهی می‌یابند.

اما تغییر مدلهای ذهنی کاری بسیار پیچیده است. به دلیل اینکه عملا زاویه نگاه ما متاثر از این مدلهای ذهنی است، این موضوع در نقطه کور قرار میگرد و دسترسی به آن و کنکاش در مورد آن معمولا با شکست مواجه می‌شود.

شکست‌های ما در به‌روزرسانی مدل‌های ذهنی‌مان هنگام تعامل با جهان، عمدتاً از سه عامل ناشی می‌شود: نداشتن دید مناسب (perspective)، انکار ناشی از خودخواهی (ego)، و فاصله گرفتن از پیامدهای تصمیمات‌مان (distance). بیایید به طور خلاصه این نقص‌ها را بررسی کنیم:

نقص اول: شکست در دیدگاه (پرسپکتیو)
ما در دیدن سیستمی که بخشی از آن هستیم، مشکل داریم. ما فکر می‌کنیم زاویه دید ما درست است و تنها زاویه دید ممکن هم هست.

اگر واقعاً می‌خواهیم نتایج اقدامات خود را درک کنیم، باید نسبت به دیدگاه‌های دیگر باز باشیم و به صورت پویا شنونده دیدگاههای متفاوت باشیم. پذیرش دیدگاه‌های دیگر همچنین کلید برقراری روابط سازنده با دیگران است.

نقص دوم: خودخواهی (ایگو)
ایگو بخشی از وجود ماست که می‌ترسد و دائما در حال رقابت است و به راحتی تحریک می‌شود. بسیاری از ما تمایل داریم بیش از حد به نظر خودمان در مورد جهان وابسته باشیم. اما ناتوانی ما در یادگیری از جهان به دلیل ایگو، دلایل زیادی دارد که دو مورد آن را در اینجا به اختصار بررسی میکنیم.

- اول، ما اغلب آن‌قدر از حرف‌های دیگران درباره خودمان می‌ترسیم که از مطرح کردن ایده‌هایمان و قرار دادن آن‌ها در معرض انتقاد خودداری می‌کنیم؛ این‌طوری همیشه می‌توانیم حق به جانب باشیم.

- دوم، اگر ایده‌هایمان را مطرح کنیم و مورد انتقاد قرار گیرند، ایگو وارد عمل می‌شود تا از ما محافظت کند و ما به جای شنیدن و ارتقای ایده‌هایمان، به دفاع از خودمان می‌پردازیم که این موضوع مخالف رشد است.

نقص سوم: فاصله از نتایج
هر چه از نتایج تصمیمات‌مان فاصله بیشتری داشته باشیم، حفظ دیدگاه‌های فعلی‌مان آسان‌تر از به‌روزرسانی آن‌ها است. وقتی دست خود را روی اجاق داغ می‌گذارید، به سرعت نتیجه طبیعی این کار را یاد می‌گیرید. از این به بعد هم قبل از لمس اجاق، بررسی می‌کنید که آیا داغ است یا نه. یعنی یک قاعده کلی را استخراج می‌کنید که به شما می‌گوید قبل از لمس هر چیزی که ممکن است داغ باشد، آن را بررسی کنید.

اما سازمان‌های بزرگ اغلب ما را از پیامدهای مستقیم تصمیمات‌مان دور می‌کنند. وقتی تصمیماتی می‌گیریم که دیگران اجرا می‌کنند، یک یا چند سطح از پیامدهای آن‌ها فاصله داریم و نمی‌توانیم بلافاصله درک خود را به‌روز کنیم. در واقع هر چه از بازخورد تصمیمات‌مان فاصله بیشتری داشته باشیم، راحت‌تر می‌توانیم خود را متقاعد کنیم که حق با ماست و از چالش و درد به‌روزرسانی دیدگاه‌هایمان اجتناب کنیم.

در سطح کلان، فریب دادن خودمان که حق با ماست آسان‌تر است. در سطح خرد ما فورا پیامدهای تصمیمات خود را می‌بینیم. اما در سطح کلان ایگو وارد عمل می‌شود. ما روایتی ایجاد میکنیم که با آنچه می‌خواهیم باور کنیم سازگار باشد، نه آنچه واقعاً اتفاق افتاده است.

منبع: مدلهای ذهنی، Shane parrish

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍31👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زیبایی خیره کننده شفق قطبی از نگاه ایستگاه فضایی بین المللی

این تصویر خیلی تخیلی به نظر میرسه. حتی آدم شک می‌کنه که واقعیه یا با هوش مصنوعی ساختنش.

ولی فارغ از تلاش برای بیرون کشیدن اندیشه های پند آموز (شفق قطبی درونت رو بشناس😁 ). از دیدنش به وجد آمدم.

منبع: کانال اقتصاد آنلاین

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عجیبترین تجربه شما از شکایت مشتریان چی بوده؟

مجری از برایان چسکی مدیرعامل Airbnb میپرسه عجیبترین شکایت مشتری از شما چی بوده؟ و مدیرعامل Airbnb میگه:

یه مشتری زنگ زد و درخواست بازگشت وجه کل پول رزرو خونه رو داشت و گفت چون روح تو خونه است😱

تیم پشتیبانی زنگ میزنن به صاحب خانه و منتظر بودن وجود روح رو تکذیب کنه و  تمام بشه. چون تصویری هم برای اثبات ماجرا نبوده دیگه.

ولی صاحب خونه تایید کرده که خونه روح داره😂. گفته تو توضیحات صفحه نوشتم که خونه روح داره و اسمش استنلی هست.

تیم پشتیبانی هم چک می‌کنه و واقعا در صفحه رزرو نوشته بوده که یه روح به اسم استنلی در خانه است.

با مشتری تماس میگیرن. مشتری هم میگه من توضیحات رو مطالعه کرده بودم و دلیل رزرو خونه همین بوده

فقط مشکل اینه که استنلی کل شب اذیت می‌کنه و نمی‌ذاره بخوابیم.

به جز طنز ماجرا برایان چسکی میگه در اقتصادهای جدید که مبتنی بر اعتماد شکل میگیره. شما باید این چنین اتفاقاتی رو متصور باشید و نسخه از پیش آماده (playbook) هم براش نیست.

پی‌نوشت: به نظرم یک حلقه مفقوده مهم در کشور ما همین اعتماد متقابل بین مشتری و کسب و کارها است.

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
😁4👍3
تمام داده های بشر برای آموزش هوش مصنوعی مصرف شده است!

ایلان ماسک در مصاحبه ای گفته است تمام داده های موجود برای آموزش هوش مصنوعی به اتمام رسیده است.

ماسک پیشنهاد داده است که از داده های تولید شده توسط هوش مصنوعی(synthetic data) برای آموزش مدلهای هوش مصنوعی استفاده شود و به نوعی چرخه خود آموزشی داخل این مدلها راه اندازی شود.

سوال این جاست که آیا این چرخه ها در نهایت منجر به فاصله گرفتن این مدلها از واقعیت نخواهد شد؟

برخی معتقد هستند این چرخه منجر به افتادن مدلهای هوش مصنوعی به ورطه توهم و تخیل خواهد شد. با توجه به هزینه پایین و سرعت بالای تولید داده مصنوعی ممکن است این داده ها به صورت افراطی مورد استفاده قرار گیرند و چون در دنیای واقعی ما به ازای مشخصی ندارد پس از مدتی باعث انحراف و ضعف مدلها شوند.

اما گروهی هم معتقد هستند تفاوتی بین اینکه یک انسان چیزی را بر اساس مشاهداتش از دنیای واقعی تولید کند با اینکه یک مدل هوش مصنوعی این کار را انجام دهد وجود نخواهد داشت.

اگر کسی اطلاعات بیشتری دارد ممنون میشم با من و بقیه گروه نظرش رو به اشتراک بگذاره.

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍5🔥1
سر سفره علی باباها رو دعا کنید.
10
بازی موازی: روشی کودکانه برای توسعه مدلهای کسب و کار پیچیده


توسعه محصول در بازارهای نوظهور یا ناشناخته از پیچیدگی زیادی برخوردار است که ممکن است منجر به شکست استارتاپها شود. یکی از روش‌هایی که برای توسعه مدل کسب و کار در این شرایط پیشنهاد شده است استفاده از روش بازی موازی (parallel play) است.

روش بازی موازی مکانیزمی برای یادگیری و نوآوری است که به کارآفرین اجازه می‌دهد تا ناشناخته ها را کشف کند، ایده ها را آزمایش کند و به تدریج و بدون فشار رقابت مستقیم مدل کسب و کار خود را بهبود دهد.

بازی موازی که از حوزه روانشناسی رشد بر گرفته شده است زمانی اتفاق می‌افتد که کودکان خردسال در کنار یکدیگر اما نه با یکدیگر بازی می‌کنند! آن‌ها فعالیت‌های مشابهی انجام می‌دهند، یکدیگر را مشاهده می‌کنند و گاهی از هم تقلید می‌کنند، اسباب بازی هم را قرض می‌گیرند، به طور مختصر تعامل دارند، اما تمرکز اصلی آن‌ها روی بازی فردی خودشان است.

در بازارهای نوظهور که قواعد بازار و ترجیحات مشتریان به وضوح تعریف نشده‌اند و عدم قطعیت بالا است، استارت‌آپ‌ها باید بین تقلید (یادگیری از دیگران) و نوآوری (ایجاد ارزش‌های منحصر به فرد) تعادل برقرار کنند تا بتوانند مدل‌های کسب‌وکار موفقی طراحی کنند. به عبارتی همانند مدل بازی موازی در کنار سایرین اما مستقل عمل کنند.

از جمله نکات این روش می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱. نوآوری متمرکز بر خود: به جای رقابت بر ساخت و اصلاح مدل‌های کسب‌وکار خود تمرکز کنید.
۲. مشاهده و تقلید: به فعالیت سایرین توجه کنید و ایده‌هایی را قرض بگیرید یا استراتژی‌هایتان را با دیگران تطبیق دهید.
۳. آزمایش و خطا: مانند کودکان که اسباب‌بازی‌های مختلف و رویکردهای مختلف را امتحان کنید تا به مدل صحیح برسید.
۴. تأمل و تکرار: کاهی مکث کنید تا پیشرفت خود را ارزیابی کنید و تغییرات لازم را انجام دهید.
۵. عدم رقابت مستقیم: مثل کودکان کمتر نگران رقابت با همتایان خود باشید و بیشتر بر درک بازار و مدل خود تمرکز کنید.

منبع:
Parallel Play: Startups, Nascent Markets, and Effective Business model Design

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍31
وقتی دنیا دیگر نیازی به ما ندارد: هوش مصنوعی و بحران معنا در زندگی

نگرانی ناشی از بیکار شدن بشر به دلیل رشد هوش مصنوعی در مقالات زیادی مورد بحث قرار گرفته است. همچنین مطالب زیادی در مورد تکنیکهای یادگیری استفاده از هوش مصنوعی منتشر شده است. این مطالب را می‌توان به نوعی تکنیک‌هایی دفاعی برای بیکار نشدن در این عصر دانست.

اما مسأله در واقع تنها بی پول شدن و بیکار شدن انسان در اثر رشد فناوری نیست! بری شوارتز در کتاب «چرا کار میکنیم» انگیزه هایی فراتر از درآمد را برای کار کردن ذکر می‌کند. به گفته بری شوارتز احساس رضایت شخصی، معنادار بودن کار و فرصت مشارکت در جامعه از جمله انگیزه های اصلی افراد برای کار کردن است.

در تصویر بالا رابرت شیلر نوبلیست اقتصاد روایت عمیق‌تری را از رشد فناوری ارائه می‌دهد. به گفته او ما با مسأله ای تدریجی مواجه هستیم که هویت ما را در طول زمان سلب می‌کند. بنابراین ترس از آینده بیشتر ترس وجودی است. ترس از این که دیگر به ما توجهی نشود، دیده نشویم و به نوعی دیگر به ما نیازی در این دنیا نباشد.

منبع: اقتصاد روایی، رابرت جی شیلر

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
5
حقیقت به تنهایی نمی‌تواند جلوی روایت‌های دروغ ایستادگی کند!

شبکه‌های مجازی بستر انتشار داستان‌ها و روایت‌های مختلفی هستند که وضعیت روانی و اقتصادی ما را تحت تاثیر اساسی قرار می‌دهند. بسیاری از افراد و حتی رسانه‌ها بر این باور هستند که اطلاعات درست می‌تواند جلوی نشر داستان‌های دروغ را بگیرد. اما بر اساس مطالعه‌ای که سروش وثوقی در سال 2018 انجام داده‌ است، به نظر می‌رسد موضوع پیچیده‌تر از این باشد و حقیقت به تنهایی شاید نتواند جلوی روایت‌های دروغ را بگیرد. مساله اساسی این است که داستان‌های دروغین راحت‌تر مسری (Viral) می‌شوند. به بیان دیگر این داستان‌های دروغ راحتتر می‌توانند توجه طرف مقابل را جلب کنند و روی او تاثیر بگذارند!

وثوقی در مطالعه خود بر روی 126000 داستان منتشر شده در توئیتر که بیش از 4.5 میلیون بار بازنشر شده‌اند به نتایج جالب توجهی دست یافته است. بر اساس نتایج این مقاله اخبار دروغ با احتمال 70% بیشتر بازنشر خواهند یافت. همچنین نرخ بازنشر اخبار دروغ 6 برابر بیشتر از اخبار واقعی است. به گفته مقاله اخبار واقعی به حدود 6 برابر زمان بیشتر برای رسیدن به دست 1500 نفر نیاز دارد.

اما یافته جالب توجه این پژوهش مربوط به محتوا و ساختار محتوای جعلی است. بر اساس این مقاله اخبار جعلی معمولا تازگی (Novelty) بیشتری دارد و واکنش‌های احساسی قوی‌تری (مانند ترس، انزجار یا شگفتی) را در مخاطب ایجاد می‌کند که باعث می‌شود افراد بیشتری آن‌ها را به اشتراک بگذارند. همچنین اخبار جعلی در حوزه‌ی سیاسی سریع‌تر و گسترده‌تر از سایر حوزه‌ها مانند تروریسم، بلایای طبیعی، علم و افسانه‌های شهری پخش می‌شوند.

شاید بتوان گفت که مسری شدن نتیجه تمایل شدید مردم به شگفت زده کردن دیگران با اطلاعات جدید است. به همین دلیل است که داستان جدیدی که قرار است داستان دروغی را تصحیح کند به اندازه خود داستان دروغ مسری نمی‌شود و این یعنی ممکن است یک روایت دروغ حتی مدت‌ها پس از تصحیح شدن هم تاثیر شگرفی داشته باشد چرا که روایت درست امکان رقابت با روایت دروغی که پیشتر منتشر شده است را ندارد. بر اساس این یافته‌ها به نظر می‌رسد برای مقابله با اخبار جعلی و روایت‌های دروغ مسیر بسیار پر چالشی پیش رو است و برای مقابله با اخبار جعلی نیاز به درک روانشناسی انسان و بهبود طراحی سیستم‌های شبکه‌های اجتماعی داشته داریم.

منبع: اقتصاد روایی، رابرت جی شیلر و The Spread of True and False News Online
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍41
مقاله وثوقی در انتشار اخبار دروغ.pdf
894.9 KB
فایل مقاله انتشار اخبار صحیح و دروغ برای دوستانی که علاقه‌مند به مطالعه کامل مقاله هستند. این مقاله در مجله ساینس منتشر شده است
👍1
آنچه بسیاری از مردم را از شروع کار باز می دارد تنبلی نیست، بلکه ترس است.

بی عملی نشخوار فکری را پرورش می‌دهد و تغذیه کننده اضطراب است. در عوض عمل کردن باعث ایجاد شتاب(مومنتوم) و تقویت اعتماد به نفس می شود.

برخی از ایده ها کار نمی کنند. برخی افراد خواهند گفت نه. اما در دراز مدت، شکست خوردن بهتر از شکست در تلاش کردن است.

منبع: توئیتر آدام گرانت (مطلب برداشت شده از کانال Dailywisdomhub است که خلاصه مطالب مفید توئیتر رو ارائه میکند و به زحمت دکتر فرجی عزیز اداره میشه.)

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍43🔥1
شرکت چینی 1 تریلیون دلار سهام در وال استریت را دود کرد!

شرکت چینی (Deepseek) توانسته با یک مدل بسیار ارزان قیمت، عملکردی بهتر از Chatgpt آمریکایی داشته باشد. همین موضوع باعث ریزش سهام فناوری آمریکا شده است به طوریکه Ndivia به تنهایی با کاهش ۶۰۰ میلیارد دلاری ارزش بازار مواجه شده است.

چند ماه گذشته در جلسات مختلف و کلاس دانشگاه گفته بودم تصور اینکه آینده صنعت هوش مصنوعی قطعا در گرو صنعت سخت افزار است اشتباهی مهلک است. چرا که هر لحظه ممکن است مدلی به بازار بیابد که بتواند با حجم داده بسیار کم و یا با سرعت بسیار بالاتر آموزش داده شود و در اینصورت محدودیت سخت افزاری بسیار کم رنگ می‌شود.

اگر بخواهیم مهمترین عوامل اثرگذار بر توسعه صنعت هوش مصنوعی را نام ببریم شاید بتوان چهار عامل را مشخص کرد.

۱. سخت افزار به معنای توان پردازشی
۲. نرم افزار به معنی مدل‌
۳. داده رفتاری کاربران و بازخوردهای آنها به مدل
۴. داده عمومی موجود و در دسترس

به نظرم داده رفتاری کاربران استراتژیک ترین دارایی در آینده صنعت است و در بلند مدت توان پردازشی کمترین نقش را خواهد داشت.

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍5🔥2
اگر دوست دارید دقیقتر داستان Deepseek رو مطالعه کنید میتونید از این رشتو اطلاعات بیشتری به دست بیارید.

دیپسیک نمونه سوگیری پیدا نکردن به وضع موجود می‌تونه باشه! استانداردهای مرسوم رو نپذیرفته و تهش تونسته با یه تیم کوچک و پول اندک به جنگ رقبای آمریکایی بره.

منبع: https://x.com/morganb/status/1883686162709295541?s=35


https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍3
توصیه بسیار مهم از پاول گراهام

راه پیدا کردن ایده‌های استارت‌آپی این نیست که سعی کنید به ایده‌های استارت‌آپی فکر کنید.
بلکه باید به دنبال مشکلات بگردید، ترجیحاً مشکلاتی که خودتان دارید.

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍42🔥1
آنچه بیل گرلی پس از بزرگترین اشتباه خود در سرمایه گذاری نکردن روی گوگل آموخت.

بیل گرلی یکی از مشهورترین سرمایه گذاران دنیا و از سرمایه گذاران OpenTable و اوبر است. گرلی اخیرا در مصاحبه با فایرساید از بزگترین اشتباهش در حوزه سرمایه گذاری گفته است...

بزرگترین اشتباهی که تا به حال مرتکب شدم این بود که لری پیج و سرگئی برین را زمانی که آنها 25 کارمند در گوگل داشتند، ملاقات کردم و ما آن را دنبال نکردیم و سعی نکردیم روی آن سرمایه گذاری کنیم.

بیل گرلی آنچه را که از این موضوع آموخته است را اینگونه بیان می‌کند:

بسیاری از مردم در مورد اشتباهاتی که سرمایه گذاری خطرپذیر داشته اند صحبت می کنند، اما شما بازدهی نامتقارن دارید. شما ممکن است فرصتی به اندازه 1 برابر پول خود را از دست بدهید، اما در موضوع گوگل 10000 برابر پول خود را از دست خواهید داد.....

یک چیز جالب در مورد سرمایه گذاری این است که سرمایه گذاری یک کار خطی نیست بلکه سیستم پیچیده است و هیچ قاعده ای در آن وجود ندارد

من اغلب در مورد سرمایه گذاری اینگونه فکر می کنم:

شما مجموعه ای از قوانین برای تشخیص الگو را ایجاد می کنید که اگر با گروهی از افراد در این کار مشارکت کنید، قوانین تان بهبود می‌یابد چرا که هرکسی قواعد خود را دارد.

سپس شما مثلا 10 قانون سست (Loose rules) دارید که با دیدن یک شرکت آن قواعد را روی آن اعمال می کنید. اما بسیاری از اوقات که یک سرمایه‌گذاری عالی انجام می‌دهید، به این دلیل است که تصمیم می‌گیرید یکی دو تا از این قوانین را کنار بگذارید

بیل گرلی تاکید می کند که گوگل در آن زمان به وضوح برنده نبود و مشکلات زیادی هم داشت.

سهام یاهو به عنوان یک شرکت سهامی عام از 82 دلار به 10 دلار کاهش یافته بود. اکسایت در حال ورشکستگی بود. اینها دیگر شرکت های فعال در حوزه جستجوگر در آن زمان بودند. لری و سرگی هر دو می خواستند مدیر عامل شوند و آنها دانشجوی دکترا در استنفورد بودند. دانشجویان دکتری Co-CEO در چک لیست ما نکته مثبتی نبود. و آنها قیمت واقعاً بالایی می خواستند.

اما آنچه که بیل بسیار جالب می‌داند این است که دو تن از سرمایه‌گذاران بزرگ دوران ما توانستند فرصت پشت این مشکلات را ببینند:

دو تن از بهترین سرمایه گذاران خطرپذیر در تمام دوران - جان دوئر و مایک موریتز - این معامله را انجام دادند. بنابراین در آن شرایط چارچوب ذهنی بهتری داشتند و بسیاری از قوانین را زیر پا گذاشتند.
چیز دیگر این بود که آنها معامله را با قیمت بسیار بالایی بستند، بنابراین مالکیت سهام آنها بسیار کمتر از آنچه به طور سنتی دریافت می کردند بود. اما آنها در آن زمان می دانستند که باید این قانون را بشکنند.

منبع: https://www.youtube.com/watch?v=7PkWc-IDTHk

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👏5👍21