تورق – Telegram
تورق
608 subscribers
61 photos
8 videos
7 files
159 links
خرده نظراتی در باب استارتاپ، کسب و کار و اقتصاد دیجیتال

ارتباط با من:
@ahmadkhalily
Download Telegram
وقتی دنیا دیگر نیازی به ما ندارد: هوش مصنوعی و بحران معنا در زندگی

نگرانی ناشی از بیکار شدن بشر به دلیل رشد هوش مصنوعی در مقالات زیادی مورد بحث قرار گرفته است. همچنین مطالب زیادی در مورد تکنیکهای یادگیری استفاده از هوش مصنوعی منتشر شده است. این مطالب را می‌توان به نوعی تکنیک‌هایی دفاعی برای بیکار نشدن در این عصر دانست.

اما مسأله در واقع تنها بی پول شدن و بیکار شدن انسان در اثر رشد فناوری نیست! بری شوارتز در کتاب «چرا کار میکنیم» انگیزه هایی فراتر از درآمد را برای کار کردن ذکر می‌کند. به گفته بری شوارتز احساس رضایت شخصی، معنادار بودن کار و فرصت مشارکت در جامعه از جمله انگیزه های اصلی افراد برای کار کردن است.

در تصویر بالا رابرت شیلر نوبلیست اقتصاد روایت عمیق‌تری را از رشد فناوری ارائه می‌دهد. به گفته او ما با مسأله ای تدریجی مواجه هستیم که هویت ما را در طول زمان سلب می‌کند. بنابراین ترس از آینده بیشتر ترس وجودی است. ترس از این که دیگر به ما توجهی نشود، دیده نشویم و به نوعی دیگر به ما نیازی در این دنیا نباشد.

منبع: اقتصاد روایی، رابرت جی شیلر

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
5
حقیقت به تنهایی نمی‌تواند جلوی روایت‌های دروغ ایستادگی کند!

شبکه‌های مجازی بستر انتشار داستان‌ها و روایت‌های مختلفی هستند که وضعیت روانی و اقتصادی ما را تحت تاثیر اساسی قرار می‌دهند. بسیاری از افراد و حتی رسانه‌ها بر این باور هستند که اطلاعات درست می‌تواند جلوی نشر داستان‌های دروغ را بگیرد. اما بر اساس مطالعه‌ای که سروش وثوقی در سال 2018 انجام داده‌ است، به نظر می‌رسد موضوع پیچیده‌تر از این باشد و حقیقت به تنهایی شاید نتواند جلوی روایت‌های دروغ را بگیرد. مساله اساسی این است که داستان‌های دروغین راحت‌تر مسری (Viral) می‌شوند. به بیان دیگر این داستان‌های دروغ راحتتر می‌توانند توجه طرف مقابل را جلب کنند و روی او تاثیر بگذارند!

وثوقی در مطالعه خود بر روی 126000 داستان منتشر شده در توئیتر که بیش از 4.5 میلیون بار بازنشر شده‌اند به نتایج جالب توجهی دست یافته است. بر اساس نتایج این مقاله اخبار دروغ با احتمال 70% بیشتر بازنشر خواهند یافت. همچنین نرخ بازنشر اخبار دروغ 6 برابر بیشتر از اخبار واقعی است. به گفته مقاله اخبار واقعی به حدود 6 برابر زمان بیشتر برای رسیدن به دست 1500 نفر نیاز دارد.

اما یافته جالب توجه این پژوهش مربوط به محتوا و ساختار محتوای جعلی است. بر اساس این مقاله اخبار جعلی معمولا تازگی (Novelty) بیشتری دارد و واکنش‌های احساسی قوی‌تری (مانند ترس، انزجار یا شگفتی) را در مخاطب ایجاد می‌کند که باعث می‌شود افراد بیشتری آن‌ها را به اشتراک بگذارند. همچنین اخبار جعلی در حوزه‌ی سیاسی سریع‌تر و گسترده‌تر از سایر حوزه‌ها مانند تروریسم، بلایای طبیعی، علم و افسانه‌های شهری پخش می‌شوند.

شاید بتوان گفت که مسری شدن نتیجه تمایل شدید مردم به شگفت زده کردن دیگران با اطلاعات جدید است. به همین دلیل است که داستان جدیدی که قرار است داستان دروغی را تصحیح کند به اندازه خود داستان دروغ مسری نمی‌شود و این یعنی ممکن است یک روایت دروغ حتی مدت‌ها پس از تصحیح شدن هم تاثیر شگرفی داشته باشد چرا که روایت درست امکان رقابت با روایت دروغی که پیشتر منتشر شده است را ندارد. بر اساس این یافته‌ها به نظر می‌رسد برای مقابله با اخبار جعلی و روایت‌های دروغ مسیر بسیار پر چالشی پیش رو است و برای مقابله با اخبار جعلی نیاز به درک روانشناسی انسان و بهبود طراحی سیستم‌های شبکه‌های اجتماعی داشته داریم.

منبع: اقتصاد روایی، رابرت جی شیلر و The Spread of True and False News Online
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍41
مقاله وثوقی در انتشار اخبار دروغ.pdf
894.9 KB
فایل مقاله انتشار اخبار صحیح و دروغ برای دوستانی که علاقه‌مند به مطالعه کامل مقاله هستند. این مقاله در مجله ساینس منتشر شده است
👍1
آنچه بسیاری از مردم را از شروع کار باز می دارد تنبلی نیست، بلکه ترس است.

بی عملی نشخوار فکری را پرورش می‌دهد و تغذیه کننده اضطراب است. در عوض عمل کردن باعث ایجاد شتاب(مومنتوم) و تقویت اعتماد به نفس می شود.

برخی از ایده ها کار نمی کنند. برخی افراد خواهند گفت نه. اما در دراز مدت، شکست خوردن بهتر از شکست در تلاش کردن است.

منبع: توئیتر آدام گرانت (مطلب برداشت شده از کانال Dailywisdomhub است که خلاصه مطالب مفید توئیتر رو ارائه میکند و به زحمت دکتر فرجی عزیز اداره میشه.)

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍43🔥1
شرکت چینی 1 تریلیون دلار سهام در وال استریت را دود کرد!

شرکت چینی (Deepseek) توانسته با یک مدل بسیار ارزان قیمت، عملکردی بهتر از Chatgpt آمریکایی داشته باشد. همین موضوع باعث ریزش سهام فناوری آمریکا شده است به طوریکه Ndivia به تنهایی با کاهش ۶۰۰ میلیارد دلاری ارزش بازار مواجه شده است.

چند ماه گذشته در جلسات مختلف و کلاس دانشگاه گفته بودم تصور اینکه آینده صنعت هوش مصنوعی قطعا در گرو صنعت سخت افزار است اشتباهی مهلک است. چرا که هر لحظه ممکن است مدلی به بازار بیابد که بتواند با حجم داده بسیار کم و یا با سرعت بسیار بالاتر آموزش داده شود و در اینصورت محدودیت سخت افزاری بسیار کم رنگ می‌شود.

اگر بخواهیم مهمترین عوامل اثرگذار بر توسعه صنعت هوش مصنوعی را نام ببریم شاید بتوان چهار عامل را مشخص کرد.

۱. سخت افزار به معنای توان پردازشی
۲. نرم افزار به معنی مدل‌
۳. داده رفتاری کاربران و بازخوردهای آنها به مدل
۴. داده عمومی موجود و در دسترس

به نظرم داده رفتاری کاربران استراتژیک ترین دارایی در آینده صنعت است و در بلند مدت توان پردازشی کمترین نقش را خواهد داشت.

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍5🔥2
اگر دوست دارید دقیقتر داستان Deepseek رو مطالعه کنید میتونید از این رشتو اطلاعات بیشتری به دست بیارید.

دیپسیک نمونه سوگیری پیدا نکردن به وضع موجود می‌تونه باشه! استانداردهای مرسوم رو نپذیرفته و تهش تونسته با یه تیم کوچک و پول اندک به جنگ رقبای آمریکایی بره.

منبع: https://x.com/morganb/status/1883686162709295541?s=35


https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍3
توصیه بسیار مهم از پاول گراهام

راه پیدا کردن ایده‌های استارت‌آپی این نیست که سعی کنید به ایده‌های استارت‌آپی فکر کنید.
بلکه باید به دنبال مشکلات بگردید، ترجیحاً مشکلاتی که خودتان دارید.

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍42🔥1
آنچه بیل گرلی پس از بزرگترین اشتباه خود در سرمایه گذاری نکردن روی گوگل آموخت.

بیل گرلی یکی از مشهورترین سرمایه گذاران دنیا و از سرمایه گذاران OpenTable و اوبر است. گرلی اخیرا در مصاحبه با فایرساید از بزگترین اشتباهش در حوزه سرمایه گذاری گفته است...

بزرگترین اشتباهی که تا به حال مرتکب شدم این بود که لری پیج و سرگئی برین را زمانی که آنها 25 کارمند در گوگل داشتند، ملاقات کردم و ما آن را دنبال نکردیم و سعی نکردیم روی آن سرمایه گذاری کنیم.

بیل گرلی آنچه را که از این موضوع آموخته است را اینگونه بیان می‌کند:

بسیاری از مردم در مورد اشتباهاتی که سرمایه گذاری خطرپذیر داشته اند صحبت می کنند، اما شما بازدهی نامتقارن دارید. شما ممکن است فرصتی به اندازه 1 برابر پول خود را از دست بدهید، اما در موضوع گوگل 10000 برابر پول خود را از دست خواهید داد.....

یک چیز جالب در مورد سرمایه گذاری این است که سرمایه گذاری یک کار خطی نیست بلکه سیستم پیچیده است و هیچ قاعده ای در آن وجود ندارد

من اغلب در مورد سرمایه گذاری اینگونه فکر می کنم:

شما مجموعه ای از قوانین برای تشخیص الگو را ایجاد می کنید که اگر با گروهی از افراد در این کار مشارکت کنید، قوانین تان بهبود می‌یابد چرا که هرکسی قواعد خود را دارد.

سپس شما مثلا 10 قانون سست (Loose rules) دارید که با دیدن یک شرکت آن قواعد را روی آن اعمال می کنید. اما بسیاری از اوقات که یک سرمایه‌گذاری عالی انجام می‌دهید، به این دلیل است که تصمیم می‌گیرید یکی دو تا از این قوانین را کنار بگذارید

بیل گرلی تاکید می کند که گوگل در آن زمان به وضوح برنده نبود و مشکلات زیادی هم داشت.

سهام یاهو به عنوان یک شرکت سهامی عام از 82 دلار به 10 دلار کاهش یافته بود. اکسایت در حال ورشکستگی بود. اینها دیگر شرکت های فعال در حوزه جستجوگر در آن زمان بودند. لری و سرگی هر دو می خواستند مدیر عامل شوند و آنها دانشجوی دکترا در استنفورد بودند. دانشجویان دکتری Co-CEO در چک لیست ما نکته مثبتی نبود. و آنها قیمت واقعاً بالایی می خواستند.

اما آنچه که بیل بسیار جالب می‌داند این است که دو تن از سرمایه‌گذاران بزرگ دوران ما توانستند فرصت پشت این مشکلات را ببینند:

دو تن از بهترین سرمایه گذاران خطرپذیر در تمام دوران - جان دوئر و مایک موریتز - این معامله را انجام دادند. بنابراین در آن شرایط چارچوب ذهنی بهتری داشتند و بسیاری از قوانین را زیر پا گذاشتند.
چیز دیگر این بود که آنها معامله را با قیمت بسیار بالایی بستند، بنابراین مالکیت سهام آنها بسیار کمتر از آنچه به طور سنتی دریافت می کردند بود. اما آنها در آن زمان می دانستند که باید این قانون را بشکنند.

منبع: https://www.youtube.com/watch?v=7PkWc-IDTHk

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👏5👍21
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فیلم کامل مصاحبه بیل گرلی

نکات جالب زیادی در این مصاحبه وجود دارد که اگر به موضوعات استارتاپی و اکوسیستم کارآفرینی علاقه دارید ارزش دیدن داره

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
2👍2🔥2
کار سیاستمداران ابداع اسامی جدید برای چیزهایی است که مردم از اسامی قدیمی آنها متنفر شده اند.

تالران، دیپلمات ارشد ناپلئون
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍1😁1🤔1💔1
فرصت‌های آینده در سایه سه مگاترند: سالخوردگی، دیجیتالی‌شدن و نابرابری

در سفری که به اسلاش داشتم یک استارتاپ حوزه سالمندان به عنوان بهترین استارتاپ معرفی شد. فنلاند یکی از پیرترین کشورهای جهان است و احتمالا ترکیب جمعیتی سالخورده فنلاند در انتخاب بهترین استارتاپ این ایونت بی تاثیر نبوده است. این مگاترندها معمولا از دید تکنولوژیست‌ها و استارتاپ‌ها غافل می‌مانند. در حالی که روندهای اصلی عملا نشان دهنده فرصتهای آتی و بازارهای آینده جهان هستند. در این بخش به چند روند مهم که به نظرم ارزش بررسی دارند اشاره می‌کنم:

۱. ساخوردگی جمعیت: 
تصور کنید تأثیر سالمندی بر ارکان زندگی ما چقدر وسیع خواهد بود. از تغییر بافت شهری و نیاز به طراحی فضاهای مناسب برای سالمندان، تا فشار بر سیستم‌های درمانی و صندوق‌های بازنشستگی، تغییر در روابط بین‌فردی و ساختار خانواده‌ها نیز تحت تأثیر این پدیده قرار خواهند گرفت و دنیایی از فرصت پیش روی استارتاپها باز خواهد کرد.

۲. دیجیتال شدن: 
توسعه سریع هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و فناوری‌های نوین، تعامل ما با جهان اطراف را به کلی دگرگون خواهد کرد. از روش‌های جدید شرکت‌داری و مدیریت شهری گرفته تا تغییر در شیوه‌های ارتباطی و فضای کار نیازمند طراحی هستند. مسائل مختلفی مثل زیرساخت فنی و حریم خصوصی و امنیت داده از جمله فرصتهای بیشمار پیش روی ما در این حوزه هستند.

۳. نابرابری فزاینده: 
هزینه نهایی صفر در بسیاری از فناوری‌های جدید، اگرچه دسترسی به برخی خدمات را آسان‌تر کرده، اما به افزایش شکاف درآمدی و نابرابری اجتماعی دامن زده است. این نابرابری می‌تواند تأثیرات عمیقی بر جامعه بگذارد؛ از تضعیف روابط بین افراد و کاهش امنیت فردی تا ایجاد تنش‌های سیاسی و اقتصادی. طراحی راهکارهایی که این نابرابری‌ها را کاهش دهد به نظر میتواند برای آحاد جامعه بسیار جذاب باشد.

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
4👍1🔥1
تغییرات دنیا از نگاه آیکونها

تغییراتی که در طراحی آیکونها در طول ۳۰ سال گذشته اتفاق افتاده به نوعی نشون دهنده تغییرات تکنولوژی و بلوغ سیستم‌ها است.

در این تصویر تغییرات جالبی رو میشه دید. مثلا save از روی فلاپی که جزو اولین روشهای ذخیره سازی بود اومده روی کلود که برای ذخیره کردن ابری است.

دکمه share این طوری بود که قدیم برای چند نفر میفرستادی. انگار اون ۳ تا دایره friends and family رو شامل این میشه این ایکون جدید این طوری هست که میزنی و میره و برای تعداد خیلی بیشتری از افراد.

آیکون filter انگار پیامش مثل قیف بود که داده رو کم کنه یا یه خروجی بده ولی این ایکون جدید Filter انگار داره میگه هر کاری دلت میخواد بکن و مثل دکمه دستگاه اکولایزر هست که میتونی هر صدایی ازش بگیری

منبع: لینکداین شایان شلیله

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍3👎1
نرم افزاری مقیاس پذیر است که تا حد امکان ساده باشد

این توییت را باید بالای سر هر موسس استارتاپ و هر مدیر محصولی زد. بر اساس این توئیت:

1. هر کلیک یک اصطکاک است. هر کلیک اضافی نیازمند زمان و تلاش از سوی کاربر است و ممکن است باعث ناراحتی یا انصراف کاربر شود.

۲. هر مدل ذهنی جدید اصطکاک است. یاد گرفتن چیز جدید برای استفاده از محصول سخت و زمان بر است و باعث نارضایتی کاربران خواهد شد.

۳. هر جزئی در قیمت‌گذاری اصطکاک است. قیمت‌گذاری باید شفاف، ساده و قابل درک باشد. قیمت گذاری نامشخص، پیچیده یا همراه هزینه های پنهان باعث ریزش کاربران خواهد شد.

3. هر سوال درباره اعتماد یا امنیت اصطکاک است. سوالات یا نگرانی‌های مربوط به اعتماد و امنیت باعث می‌شوند کاربران مکث کنند، بیشتر فکر کنند یا حتی فرآیند را متوقف کنند.

هر چیزی که برای ساختن انتخاب کرده اید، معمولا ساده ترین نرم‌افزار برنده است.

پی‌نوشت ۱ : اصطکاک در حوزه توسعه محصول به هر عاملی گفته می‌شود که استفاده از محصول را برای کاربر دشوار، زمان‌بر یا ناخوشایند می‌کند.

پی‌نوشت۲: ممنون از مهندس حمیدی برای ارسال این توییت

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍9
عید نیمه شعبان بر همه عزیزان مبارک

کجاست آنکه برای برکندن ریشۀ ظالمان و ستمگران عالم مهیّا گردید کجاست آنکه منتظریم اختلاف و کج رفتاریها را به راستی اصلاح کند

منبع: فرازی از دعای ندبه
11
بازار یک دموکراسی بی‌رحمانه است!

بازار یکی از جذابترین ابداعات بشر است که مزایای متعددی را به ارمغان آورده است. در نگاه نخست بازار محلی برای خرید و فروش کالا و خدمات به نظر می‌رسد. اما اگر عمیق‌تر به بازار بیاندیشید میتوانید مزایای بسیار زیادی را برای آن بیابید. به عنوان نمونه بازار یک مکانیزم رای‌دهی هم هست. یعنی هر مشتری از طریق مخارج خودش «رای» می‌دهد و از این طریق اثر کنترل کننده وسیعی را خلق می‌کند.

این سیستم رای‌دهی برخلاف رای‌گیری سیاسی، به‌صورت لحظه‌ای و غیرمتمرکز عمل می‌کند، به‌طوری که هر انتخاب مصرفی، تا حد زیادی بازتاب مستقیم ترجیحات افراد است.

برخلاف نظامات دموکراتیک که مشارکت محدود به دوره‌های انتخاباتی است، در بازار هر خرید کوچک یا بزرگ، نوعی مشارکت فعال محسوب می‌شود و هیچ فردی خارج از این چرخه تصمیم‌گیری قرار نمی‌گیرد.

این ویژگی باعث می‌شود تا «رأی بازاری» نه تنها فراگیرتر باشد، بلکه اطلاعات دقیق‌تری از خواسته‌های جمعی را در قالب قیمت‌ها و تقاضاها به‌صورت خودکار منتقل کند.

اگر بخواهیم از همین نگاه در توسعه کسب و کار و یا ساخت محصول استفاده کنیم میتوانیم به موارد زیر اشاره کنیم:

1. رای مشتریان راهنمای توسعه محصول است. در فرآیند توسعه محصول هر خرید یا استفاده از محصول، در واقع یک «رای» از سوی مشتری است که نشان‌دهنده رضایت او از محصول یا خدمت ارائه شده است. این رای‌ها به شما کمک می‌کند تا نیازها و ترجیحات بازار را بهتر درک کنید.

2 . مشتریان حتما به یک گزینه رای می‌دهند. مشارکت در بازار به صورت مداوم و بدون وقفه است. یعنی افراد نمی‌توانند مکرر و بی وقفه رای ندهند چرا که در این صورت چیزی به دست نمی‌آورند. بنابراین دقت داشته باشید که اگر مشتریان به محصول شما رای نمی‌دهند (از آن استفاده نمی‌کنند)، حتما در حال رای دادن به یک گزینه دیگر برای رفع نیازشان هستند.

3. نرخ مشارکت مشتریان بسیار بالا است. مشتریان در همه حال در حال رای‌دهی بازاری هستند و این یعنی صاحبان کسب و کار می‌توانند به صورت مستمر از رفتار و انتخاب‌های مشتریان یاد بگیرند.

در نتیجه دقت داشته باشید که شما به عنوان یک کسب و کار در معرض رای دادن مستمر و لحظه ای از سوی کاربران هستید و اگر مشاهده‌گر خوبی باشید و رابطه مستمری با مشتریان خود داشته باشید می‌توانید از علت رای آن‌ها به خودتان یا به رقیبان مطلع شوید و با بهبود طراحی محصولتان تبدیل به گزینه مطلوب مشتریان شوید.

منبع: نظام بازار، نوشته چارلز لیندبلوم


https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍5
از دیپ سیک (هوش مصنوعی چینی Deepseek.com) یه سوال در مورد بورس ایران پرسیدم و غلط جواب داد. بهش گفتم به نظرم جوابی که دادی غلط بود و دوباره بررسی کن. وقتی می‌خواست پاسخ رو اصلاح کنه و جواب درست رو بده یک فرایندی رو طی کرد که به نظرم جالب اومد. این شیوه فکر کردن و شیوه بیان پاسخ می‌تونه برای ما آموزنده باشه. در ادامه فرایند فکر کردن دیپ سیک رو خلاصه و به فارسی آوردم:

1. کاربر گفته که اشتباه کردم

2. باید جواب قبلی رو چک کنم

3. شاید کاربر درست گفته باشه و این موضوع رو اشتباه فهمیده باشم

4. احتمالا علت اشتباهم این است که .... یا به این علت اشتباه کردم که ...........

5. باید عذرخواهی کنم و جواب درست رو به کاربر بگم

6. باید اشتباهم رو بپذیرم و از کاربر برای بیان این اشتباهم تشکر کنم

7. باید مطمئن بشم که بقیه اطلاعات درست است و بقیه رو دوباره چک کنم

8. باید به کاربر منابع معتبری رو معرفی کنم که بتونه اطلاعات رو راستی آزمایی کنه

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍9
آیا هوش مصنوعی باعث کاهش ترافیک ورودی سایت خواهد شد؟

هوش مصنوعی در حال متحول کردن تجربه جستجوی کاربران است. بر اساس مطالعات بیش از 70% از جستجوهای انجام‌شده در گوگل، بدون کلیک بر روی حتی یکی از لینک‌ها به پایان می‌رسند که نشان دهنده کفایت پاسخ ارائه شده توسط هوش مصنوعی برای کاربران است. این نوع تجربه کاربری که در اصطلاح جستجوی صفر کلیک (Zero-click search) نام دارد باعث می‌شود کاربران بدون نیاز به کلیک بر روی نتایج، پاسخ خود را مستقیماً از گوگل یا ابزارهای هوش مصنوعی مثل chatgpt، Deepseek یا perplexity دریافت کنند.

همچنین ابزارهای هوش مصنوعی مانند Perplexity که نسل جدید ابزارهای جستجو محسوب می‌شوند، رشد 42% استفاده کاربران را شاهد بوده‌اند. این نشان می‌دهد ابزارهای هوش مصنوعی و LLMها به عنوان پدیده‌های در حال ظهوری هستند که در آینده نزدیک دنیای جستجوی آنلاین را متحول خواهند کرد. تخمین زده می‌شود این ابزارهای جدید می‌تواند تا 25% ترافیک ورودی ارگانیک سایت‌ها را کاهش دهد! که لزوم بازنگری در روش‌های توسعه محصول و تولید محتوا را به صاحبان کسب و کارها گوشزد می‌کند.

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍31
شش اصل برای ساختن چیزهای جدید

پل گراهام در مقاله‌ای درباره تجربه مشابه خود در راه‌اندازی چند استارتاپ صحبت کرده است. به گفته او، واکنش اولیه تقریباً همیشه یکسان بوده و همین موضوع باعث شده الگویی در شیوه تفکر خود برای ساخت محصولات جدید کشف کند.

پل گراهام می‌گوید:

“واکنش اولیه به Y Combinator هم تقریباً مشابه بود. در آن زمان، تأمین مالی استارتاپ‌ها معمولاً به معنای جذب سرمایه سری A بود: میلیون‌ها دلار که به تعداد کمی استارتاپ اختصاص می‌یافت—شرکت‌هایی که توسط افراد شناخته‌شده تأسیس شده بودند و سرمایه پس از ماه‌ها جلسات جدی و بر اساس شرایط مندرج در اسناد چندصفحه‌ای پرداخت می‌شد. در چنین فضایی، Y Combinator بی‌اهمیت به نظر می‌رسید.”

پس از شرح این تجربیات، پل گراهام روش خود برای ساخت محصولات جدید را اینگونه توضیح می‌دهد:

من دوست دارم (الف) راه‌حل‌های ساده (ب) برای مشکلات نادیده‌گرفته‌شده (ج) که واقعاً نیاز به حل دارند پیدا کنم، (د) آن‌ها را تا جای ممکن به شکل غیررسمی ارائه دهم، (ه) با یک نسخه اولیه بسیار خام شروع کنم، و سپس (و) به سرعت مراحل بهبود را تکرار کنم.

او ادامه می‌دهد:

وقتی برای اولین بار این اصول را به صراحت بیان کردم، نکات جالبی را فهمیدم: این تقریباً دستور العملی برای ایجاد یک واکنش اولیه تحقیرآمیز است. اگرچه راه حل‌های ساده بهتر هستند، اما به اندازه راه حل‌های پیچیده چشمگیر به نظر نمی‌رسند. مشکلات نادیده گرفته شده طبق تعریف مشکلاتی هستند که بیشتر مردم آنها را بی اهمیت می‌دانند. ارائه راه حل‌ها به روشی غیررسمی به این معنی است که مردم به جای قضاوت در مورد چیزی از روی نحوه ارائه آن، باید آن را درک کنند، که زحمت بیشتری می‌طلبد. شروع با یک نسخه خام اولیه به این معنی است که تلاش اولیه شما همیشه کوچک و ناقص است.

این تکنیک شبیه مدل سرمایه‌ گذاران بر خلاف جریان است که در بلندمدت موفق است زیرا به شما تمام مزایایی را می‌دهد که دیگران با تلاش برای مشروع به نظر رسیدن از آن چشم‌پوشی می‌کنند. اگر روی مشکلات نادیده گرفته شده کار کنید، به احتمال زیاد چیزهای جدیدی کشف می‌کنید، زیرا رقبای کمتری دارید. اگر راه حل‌ها را به طور غیررسمی ارائه دهید، (الف) تمام تلاشی را که باید برای چشمگیر نشان دادن آن‌ها صرف می‌کردید، صرفه‌جویی می‌شود، و (ب) از خطر فریب دادن خود و مخاطبان خود نیز جلوگیری می‌کنید. و اگر یک نسخه خام اولیه را منتشر کنید و سپس تکرار کنید میتوانید از تخیل طبیعت استفاده کنید که قدرتمندتر از تخیل شما است.

پل گراهام Reddit را به عنوان یک مثال کلاسیک بیان می‌کند. به گفته پل گراهام وقتی Reddit برای اولین بار راه‌اندازی شد، به نظر می‌رسید که ایده خاصی در آن وجود ندارد. برای افراد ناآشنا به گرافیک، طراحی مینیمالیستی عمدی آن اصلاً طراحی به نظر نمی‌رسید. اما Reddit مشکل واقعی را حل کرد، که به مردم بگوید چه چیزهایی جدید هستند و در نتیجه، به طرز چشمگیری موفق شد. اکنون که ایده‌های مرسوم به آن رسیده‌اند، بدیهی به نظر می‌رسد. مردم به Reddit نگاه می‌کنند و فکر می‌کنند که بنیان‌گذاران خوش‌شانس بوده‌اند اما در واقع بنیانگذاران آن آنقدر در خلاف جریان فشار آوردند که آن را معکوس کردند.

بنابراین وقتی به چیزی مانند Reddit نگاه می‌کنید و فکر می‌کنید "کاش می‌توانستم به ایده‌ای مانند آن فکر کنم"، به یاد داشته باشید: ایده‌هایی مانند آن در اطراف شما وجود دارند. اما شما آنها را نادیده می‌گیرید زیرا اشتباه به نظر می‌رسند.

منبع: https://paulgraham.com/newthings.html

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👌21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توصیه مهم خالق جیمیل: یه چیزی بساز که واقعاً یه عده رو دیوونه‌ی خودش کنه!

استارتاپها از لحظه تاسیس به دنبال رسیدن به مقیاس میلیونی هستند. فلذا وقتی به آنها گفته می‌شود فقط بر یک گروه خاص مشتری تمرکز کنند، احساس می‌کنند منتور آشنایی کافی با مقیاس پذیری ندارد.

پاول بوکهایت خالق جیمیل در این ویدئو به این سوال پاسخ داده است.

ایشون میگه:

باید یه چیزی بسازی که عده ای رو دیوانه خودش کنه. حتی اگر اون عده خیلی کم باشن. اگه بتونی یه گروه کوچیک رو طوری جذب کنی که عاشق محصولت بشن و نتونن ازش دل بکنن، رشد دادن اون گروه خیلی راحت‌تر می‌شه.

همیشه آدمایی هستن که لب مرزن، اگه محصولت یه ذره بهتر بشه، میان توی اون گروه و میشن استفاده کننده محصولت.

بنابراین اینکه اول یه چیز خاص و جذاب بسازی و بعد کم‌کم گسترشش بدی، خیلی آسون‌تر از این هست که یه چیز معمولی بسازی و بعد بخوای آدمای بی‌تفاوت رو به عاشقای پروپاقرص محصولت تبدیل کنی.

منبع: لینک ویدیو در یوتیوب

پی‌نوشت: به عنوان مکمل این بحث می‌توانید مطلب نگران مرگ استارتاپت به خاطر خاص بودنش نباش! که در همین کانال منتشر شده است را مطالعه کنید.

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👌42👏1
ماه رمضان بر همگان مبارک
15😁1