آنچه بیل گرلی پس از بزرگترین اشتباه خود در سرمایه گذاری نکردن روی گوگل آموخت.
بیل گرلی یکی از مشهورترین سرمایه گذاران دنیا و از سرمایه گذاران OpenTable و اوبر است. گرلی اخیرا در مصاحبه با فایرساید از بزگترین اشتباهش در حوزه سرمایه گذاری گفته است...
بزرگترین اشتباهی که تا به حال مرتکب شدم این بود که لری پیج و سرگئی برین را زمانی که آنها 25 کارمند در گوگل داشتند، ملاقات کردم و ما آن را دنبال نکردیم و سعی نکردیم روی آن سرمایه گذاری کنیم.
بیل گرلی آنچه را که از این موضوع آموخته است را اینگونه بیان میکند:
بسیاری از مردم در مورد اشتباهاتی که سرمایه گذاری خطرپذیر داشته اند صحبت می کنند، اما شما بازدهی نامتقارن دارید. شما ممکن است فرصتی به اندازه 1 برابر پول خود را از دست بدهید، اما در موضوع گوگل 10000 برابر پول خود را از دست خواهید داد.....
یک چیز جالب در مورد سرمایه گذاری این است که سرمایه گذاری یک کار خطی نیست بلکه سیستم پیچیده است و هیچ قاعده ای در آن وجود ندارد
من اغلب در مورد سرمایه گذاری اینگونه فکر می کنم:
شما مجموعه ای از قوانین برای تشخیص الگو را ایجاد می کنید که اگر با گروهی از افراد در این کار مشارکت کنید، قوانین تان بهبود مییابد چرا که هرکسی قواعد خود را دارد.
سپس شما مثلا 10 قانون سست (Loose rules) دارید که با دیدن یک شرکت آن قواعد را روی آن اعمال می کنید. اما بسیاری از اوقات که یک سرمایهگذاری عالی انجام میدهید، به این دلیل است که تصمیم میگیرید یکی دو تا از این قوانین را کنار بگذارید
بیل گرلی تاکید می کند که گوگل در آن زمان به وضوح برنده نبود و مشکلات زیادی هم داشت.
سهام یاهو به عنوان یک شرکت سهامی عام از 82 دلار به 10 دلار کاهش یافته بود. اکسایت در حال ورشکستگی بود. اینها دیگر شرکت های فعال در حوزه جستجوگر در آن زمان بودند. لری و سرگی هر دو می خواستند مدیر عامل شوند و آنها دانشجوی دکترا در استنفورد بودند. دانشجویان دکتری Co-CEO در چک لیست ما نکته مثبتی نبود. و آنها قیمت واقعاً بالایی می خواستند.
اما آنچه که بیل بسیار جالب میداند این است که دو تن از سرمایهگذاران بزرگ دوران ما توانستند فرصت پشت این مشکلات را ببینند:
دو تن از بهترین سرمایه گذاران خطرپذیر در تمام دوران - جان دوئر و مایک موریتز - این معامله را انجام دادند. بنابراین در آن شرایط چارچوب ذهنی بهتری داشتند و بسیاری از قوانین را زیر پا گذاشتند.
چیز دیگر این بود که آنها معامله را با قیمت بسیار بالایی بستند، بنابراین مالکیت سهام آنها بسیار کمتر از آنچه به طور سنتی دریافت می کردند بود. اما آنها در آن زمان می دانستند که باید این قانون را بشکنند.
منبع: https://www.youtube.com/watch?v=7PkWc-IDTHk
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
بیل گرلی یکی از مشهورترین سرمایه گذاران دنیا و از سرمایه گذاران OpenTable و اوبر است. گرلی اخیرا در مصاحبه با فایرساید از بزگترین اشتباهش در حوزه سرمایه گذاری گفته است...
بزرگترین اشتباهی که تا به حال مرتکب شدم این بود که لری پیج و سرگئی برین را زمانی که آنها 25 کارمند در گوگل داشتند، ملاقات کردم و ما آن را دنبال نکردیم و سعی نکردیم روی آن سرمایه گذاری کنیم.
بیل گرلی آنچه را که از این موضوع آموخته است را اینگونه بیان میکند:
بسیاری از مردم در مورد اشتباهاتی که سرمایه گذاری خطرپذیر داشته اند صحبت می کنند، اما شما بازدهی نامتقارن دارید. شما ممکن است فرصتی به اندازه 1 برابر پول خود را از دست بدهید، اما در موضوع گوگل 10000 برابر پول خود را از دست خواهید داد.....
یک چیز جالب در مورد سرمایه گذاری این است که سرمایه گذاری یک کار خطی نیست بلکه سیستم پیچیده است و هیچ قاعده ای در آن وجود ندارد
من اغلب در مورد سرمایه گذاری اینگونه فکر می کنم:
شما مجموعه ای از قوانین برای تشخیص الگو را ایجاد می کنید که اگر با گروهی از افراد در این کار مشارکت کنید، قوانین تان بهبود مییابد چرا که هرکسی قواعد خود را دارد.
سپس شما مثلا 10 قانون سست (Loose rules) دارید که با دیدن یک شرکت آن قواعد را روی آن اعمال می کنید. اما بسیاری از اوقات که یک سرمایهگذاری عالی انجام میدهید، به این دلیل است که تصمیم میگیرید یکی دو تا از این قوانین را کنار بگذارید
بیل گرلی تاکید می کند که گوگل در آن زمان به وضوح برنده نبود و مشکلات زیادی هم داشت.
سهام یاهو به عنوان یک شرکت سهامی عام از 82 دلار به 10 دلار کاهش یافته بود. اکسایت در حال ورشکستگی بود. اینها دیگر شرکت های فعال در حوزه جستجوگر در آن زمان بودند. لری و سرگی هر دو می خواستند مدیر عامل شوند و آنها دانشجوی دکترا در استنفورد بودند. دانشجویان دکتری Co-CEO در چک لیست ما نکته مثبتی نبود. و آنها قیمت واقعاً بالایی می خواستند.
اما آنچه که بیل بسیار جالب میداند این است که دو تن از سرمایهگذاران بزرگ دوران ما توانستند فرصت پشت این مشکلات را ببینند:
دو تن از بهترین سرمایه گذاران خطرپذیر در تمام دوران - جان دوئر و مایک موریتز - این معامله را انجام دادند. بنابراین در آن شرایط چارچوب ذهنی بهتری داشتند و بسیاری از قوانین را زیر پا گذاشتند.
چیز دیگر این بود که آنها معامله را با قیمت بسیار بالایی بستند، بنابراین مالکیت سهام آنها بسیار کمتر از آنچه به طور سنتی دریافت می کردند بود. اما آنها در آن زمان می دانستند که باید این قانون را بشکنند.
منبع: https://www.youtube.com/watch?v=7PkWc-IDTHk
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👏5👍2❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فیلم کامل مصاحبه بیل گرلی
نکات جالب زیادی در این مصاحبه وجود دارد که اگر به موضوعات استارتاپی و اکوسیستم کارآفرینی علاقه دارید ارزش دیدن داره
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
نکات جالب زیادی در این مصاحبه وجود دارد که اگر به موضوعات استارتاپی و اکوسیستم کارآفرینی علاقه دارید ارزش دیدن داره
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
❤2👍2🔥2
کار سیاستمداران ابداع اسامی جدید برای چیزهایی است که مردم از اسامی قدیمی آنها متنفر شده اند.
تالران، دیپلمات ارشد ناپلئون
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
تالران، دیپلمات ارشد ناپلئون
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
Telegram
تورق
خرده نظراتی در باب استارتاپ، کسب و کار و اقتصاد دیجیتال
ارتباط با من:
@ahmadkhalily
ارتباط با من:
@ahmadkhalily
👍1😁1🤔1💔1
فرصتهای آینده در سایه سه مگاترند: سالخوردگی، دیجیتالیشدن و نابرابری
در سفری که به اسلاش داشتم یک استارتاپ حوزه سالمندان به عنوان بهترین استارتاپ معرفی شد. فنلاند یکی از پیرترین کشورهای جهان است و احتمالا ترکیب جمعیتی سالخورده فنلاند در انتخاب بهترین استارتاپ این ایونت بی تاثیر نبوده است. این مگاترندها معمولا از دید تکنولوژیستها و استارتاپها غافل میمانند. در حالی که روندهای اصلی عملا نشان دهنده فرصتهای آتی و بازارهای آینده جهان هستند. در این بخش به چند روند مهم که به نظرم ارزش بررسی دارند اشاره میکنم:
۱. ساخوردگی جمعیت:
تصور کنید تأثیر سالمندی بر ارکان زندگی ما چقدر وسیع خواهد بود. از تغییر بافت شهری و نیاز به طراحی فضاهای مناسب برای سالمندان، تا فشار بر سیستمهای درمانی و صندوقهای بازنشستگی، تغییر در روابط بینفردی و ساختار خانوادهها نیز تحت تأثیر این پدیده قرار خواهند گرفت و دنیایی از فرصت پیش روی استارتاپها باز خواهد کرد.
۲. دیجیتال شدن:
توسعه سریع هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و فناوریهای نوین، تعامل ما با جهان اطراف را به کلی دگرگون خواهد کرد. از روشهای جدید شرکتداری و مدیریت شهری گرفته تا تغییر در شیوههای ارتباطی و فضای کار نیازمند طراحی هستند. مسائل مختلفی مثل زیرساخت فنی و حریم خصوصی و امنیت داده از جمله فرصتهای بیشمار پیش روی ما در این حوزه هستند.
۳. نابرابری فزاینده:
هزینه نهایی صفر در بسیاری از فناوریهای جدید، اگرچه دسترسی به برخی خدمات را آسانتر کرده، اما به افزایش شکاف درآمدی و نابرابری اجتماعی دامن زده است. این نابرابری میتواند تأثیرات عمیقی بر جامعه بگذارد؛ از تضعیف روابط بین افراد و کاهش امنیت فردی تا ایجاد تنشهای سیاسی و اقتصادی. طراحی راهکارهایی که این نابرابریها را کاهش دهد به نظر میتواند برای آحاد جامعه بسیار جذاب باشد.
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
در سفری که به اسلاش داشتم یک استارتاپ حوزه سالمندان به عنوان بهترین استارتاپ معرفی شد. فنلاند یکی از پیرترین کشورهای جهان است و احتمالا ترکیب جمعیتی سالخورده فنلاند در انتخاب بهترین استارتاپ این ایونت بی تاثیر نبوده است. این مگاترندها معمولا از دید تکنولوژیستها و استارتاپها غافل میمانند. در حالی که روندهای اصلی عملا نشان دهنده فرصتهای آتی و بازارهای آینده جهان هستند. در این بخش به چند روند مهم که به نظرم ارزش بررسی دارند اشاره میکنم:
۱. ساخوردگی جمعیت:
تصور کنید تأثیر سالمندی بر ارکان زندگی ما چقدر وسیع خواهد بود. از تغییر بافت شهری و نیاز به طراحی فضاهای مناسب برای سالمندان، تا فشار بر سیستمهای درمانی و صندوقهای بازنشستگی، تغییر در روابط بینفردی و ساختار خانوادهها نیز تحت تأثیر این پدیده قرار خواهند گرفت و دنیایی از فرصت پیش روی استارتاپها باز خواهد کرد.
۲. دیجیتال شدن:
توسعه سریع هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و فناوریهای نوین، تعامل ما با جهان اطراف را به کلی دگرگون خواهد کرد. از روشهای جدید شرکتداری و مدیریت شهری گرفته تا تغییر در شیوههای ارتباطی و فضای کار نیازمند طراحی هستند. مسائل مختلفی مثل زیرساخت فنی و حریم خصوصی و امنیت داده از جمله فرصتهای بیشمار پیش روی ما در این حوزه هستند.
۳. نابرابری فزاینده:
هزینه نهایی صفر در بسیاری از فناوریهای جدید، اگرچه دسترسی به برخی خدمات را آسانتر کرده، اما به افزایش شکاف درآمدی و نابرابری اجتماعی دامن زده است. این نابرابری میتواند تأثیرات عمیقی بر جامعه بگذارد؛ از تضعیف روابط بین افراد و کاهش امنیت فردی تا ایجاد تنشهای سیاسی و اقتصادی. طراحی راهکارهایی که این نابرابریها را کاهش دهد به نظر میتواند برای آحاد جامعه بسیار جذاب باشد.
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
Telegram
تورق
خرده نظراتی در باب استارتاپ، کسب و کار و اقتصاد دیجیتال
ارتباط با من:
@ahmadkhalily
ارتباط با من:
@ahmadkhalily
❤4👍1🔥1
تغییرات دنیا از نگاه آیکونها
تغییراتی که در طراحی آیکونها در طول ۳۰ سال گذشته اتفاق افتاده به نوعی نشون دهنده تغییرات تکنولوژی و بلوغ سیستمها است.
در این تصویر تغییرات جالبی رو میشه دید. مثلا save از روی فلاپی که جزو اولین روشهای ذخیره سازی بود اومده روی کلود که برای ذخیره کردن ابری است.
دکمه share این طوری بود که قدیم برای چند نفر میفرستادی. انگار اون ۳ تا دایره friends and family رو شامل این میشه این ایکون جدید این طوری هست که میزنی و میره و برای تعداد خیلی بیشتری از افراد.
آیکون filter انگار پیامش مثل قیف بود که داده رو کم کنه یا یه خروجی بده ولی این ایکون جدید Filter انگار داره میگه هر کاری دلت میخواد بکن و مثل دکمه دستگاه اکولایزر هست که میتونی هر صدایی ازش بگیری
منبع: لینکداین شایان شلیله
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
تغییراتی که در طراحی آیکونها در طول ۳۰ سال گذشته اتفاق افتاده به نوعی نشون دهنده تغییرات تکنولوژی و بلوغ سیستمها است.
در این تصویر تغییرات جالبی رو میشه دید. مثلا save از روی فلاپی که جزو اولین روشهای ذخیره سازی بود اومده روی کلود که برای ذخیره کردن ابری است.
دکمه share این طوری بود که قدیم برای چند نفر میفرستادی. انگار اون ۳ تا دایره friends and family رو شامل این میشه این ایکون جدید این طوری هست که میزنی و میره و برای تعداد خیلی بیشتری از افراد.
آیکون filter انگار پیامش مثل قیف بود که داده رو کم کنه یا یه خروجی بده ولی این ایکون جدید Filter انگار داره میگه هر کاری دلت میخواد بکن و مثل دکمه دستگاه اکولایزر هست که میتونی هر صدایی ازش بگیری
منبع: لینکداین شایان شلیله
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍3👎1
نرم افزاری مقیاس پذیر است که تا حد امکان ساده باشد
این توییت را باید بالای سر هر موسس استارتاپ و هر مدیر محصولی زد. بر اساس این توئیت:
1. هر کلیک یک اصطکاک است. هر کلیک اضافی نیازمند زمان و تلاش از سوی کاربر است و ممکن است باعث ناراحتی یا انصراف کاربر شود.
۲. هر مدل ذهنی جدید اصطکاک است. یاد گرفتن چیز جدید برای استفاده از محصول سخت و زمان بر است و باعث نارضایتی کاربران خواهد شد.
۳. هر جزئی در قیمتگذاری اصطکاک است. قیمتگذاری باید شفاف، ساده و قابل درک باشد. قیمت گذاری نامشخص، پیچیده یا همراه هزینه های پنهان باعث ریزش کاربران خواهد شد.
3. هر سوال درباره اعتماد یا امنیت اصطکاک است. سوالات یا نگرانیهای مربوط به اعتماد و امنیت باعث میشوند کاربران مکث کنند، بیشتر فکر کنند یا حتی فرآیند را متوقف کنند.
هر چیزی که برای ساختن انتخاب کرده اید، معمولا ساده ترین نرمافزار برنده است.
پینوشت ۱ : اصطکاک در حوزه توسعه محصول به هر عاملی گفته میشود که استفاده از محصول را برای کاربر دشوار، زمانبر یا ناخوشایند میکند.
پینوشت۲: ممنون از مهندس حمیدی برای ارسال این توییت
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
این توییت را باید بالای سر هر موسس استارتاپ و هر مدیر محصولی زد. بر اساس این توئیت:
1. هر کلیک یک اصطکاک است. هر کلیک اضافی نیازمند زمان و تلاش از سوی کاربر است و ممکن است باعث ناراحتی یا انصراف کاربر شود.
۲. هر مدل ذهنی جدید اصطکاک است. یاد گرفتن چیز جدید برای استفاده از محصول سخت و زمان بر است و باعث نارضایتی کاربران خواهد شد.
۳. هر جزئی در قیمتگذاری اصطکاک است. قیمتگذاری باید شفاف، ساده و قابل درک باشد. قیمت گذاری نامشخص، پیچیده یا همراه هزینه های پنهان باعث ریزش کاربران خواهد شد.
3. هر سوال درباره اعتماد یا امنیت اصطکاک است. سوالات یا نگرانیهای مربوط به اعتماد و امنیت باعث میشوند کاربران مکث کنند، بیشتر فکر کنند یا حتی فرآیند را متوقف کنند.
هر چیزی که برای ساختن انتخاب کرده اید، معمولا ساده ترین نرمافزار برنده است.
پینوشت ۱ : اصطکاک در حوزه توسعه محصول به هر عاملی گفته میشود که استفاده از محصول را برای کاربر دشوار، زمانبر یا ناخوشایند میکند.
پینوشت۲: ممنون از مهندس حمیدی برای ارسال این توییت
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍9
عید نیمه شعبان بر همه عزیزان مبارک
کجاست آنکه برای برکندن ریشۀ ظالمان و ستمگران عالم مهیّا گردید کجاست آنکه منتظریم اختلاف و کج رفتاریها را به راستی اصلاح کند
منبع: فرازی از دعای ندبه
کجاست آنکه برای برکندن ریشۀ ظالمان و ستمگران عالم مهیّا گردید کجاست آنکه منتظریم اختلاف و کج رفتاریها را به راستی اصلاح کند
منبع: فرازی از دعای ندبه
❤11
بازار یک دموکراسی بیرحمانه است!
بازار یکی از جذابترین ابداعات بشر است که مزایای متعددی را به ارمغان آورده است. در نگاه نخست بازار محلی برای خرید و فروش کالا و خدمات به نظر میرسد. اما اگر عمیقتر به بازار بیاندیشید میتوانید مزایای بسیار زیادی را برای آن بیابید. به عنوان نمونه بازار یک مکانیزم رایدهی هم هست. یعنی هر مشتری از طریق مخارج خودش «رای» میدهد و از این طریق اثر کنترل کننده وسیعی را خلق میکند.
این سیستم رایدهی برخلاف رایگیری سیاسی، بهصورت لحظهای و غیرمتمرکز عمل میکند، بهطوری که هر انتخاب مصرفی، تا حد زیادی بازتاب مستقیم ترجیحات افراد است.
برخلاف نظامات دموکراتیک که مشارکت محدود به دورههای انتخاباتی است، در بازار هر خرید کوچک یا بزرگ، نوعی مشارکت فعال محسوب میشود و هیچ فردی خارج از این چرخه تصمیمگیری قرار نمیگیرد.
این ویژگی باعث میشود تا «رأی بازاری» نه تنها فراگیرتر باشد، بلکه اطلاعات دقیقتری از خواستههای جمعی را در قالب قیمتها و تقاضاها بهصورت خودکار منتقل کند.
اگر بخواهیم از همین نگاه در توسعه کسب و کار و یا ساخت محصول استفاده کنیم میتوانیم به موارد زیر اشاره کنیم:
1. رای مشتریان راهنمای توسعه محصول است. در فرآیند توسعه محصول هر خرید یا استفاده از محصول، در واقع یک «رای» از سوی مشتری است که نشاندهنده رضایت او از محصول یا خدمت ارائه شده است. این رایها به شما کمک میکند تا نیازها و ترجیحات بازار را بهتر درک کنید.
2 . مشتریان حتما به یک گزینه رای میدهند. مشارکت در بازار به صورت مداوم و بدون وقفه است. یعنی افراد نمیتوانند مکرر و بی وقفه رای ندهند چرا که در این صورت چیزی به دست نمیآورند. بنابراین دقت داشته باشید که اگر مشتریان به محصول شما رای نمیدهند (از آن استفاده نمیکنند)، حتما در حال رای دادن به یک گزینه دیگر برای رفع نیازشان هستند.
3. نرخ مشارکت مشتریان بسیار بالا است. مشتریان در همه حال در حال رایدهی بازاری هستند و این یعنی صاحبان کسب و کار میتوانند به صورت مستمر از رفتار و انتخابهای مشتریان یاد بگیرند.
در نتیجه دقت داشته باشید که شما به عنوان یک کسب و کار در معرض رای دادن مستمر و لحظه ای از سوی کاربران هستید و اگر مشاهدهگر خوبی باشید و رابطه مستمری با مشتریان خود داشته باشید میتوانید از علت رای آنها به خودتان یا به رقیبان مطلع شوید و با بهبود طراحی محصولتان تبدیل به گزینه مطلوب مشتریان شوید.
منبع: نظام بازار، نوشته چارلز لیندبلوم
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
بازار یکی از جذابترین ابداعات بشر است که مزایای متعددی را به ارمغان آورده است. در نگاه نخست بازار محلی برای خرید و فروش کالا و خدمات به نظر میرسد. اما اگر عمیقتر به بازار بیاندیشید میتوانید مزایای بسیار زیادی را برای آن بیابید. به عنوان نمونه بازار یک مکانیزم رایدهی هم هست. یعنی هر مشتری از طریق مخارج خودش «رای» میدهد و از این طریق اثر کنترل کننده وسیعی را خلق میکند.
این سیستم رایدهی برخلاف رایگیری سیاسی، بهصورت لحظهای و غیرمتمرکز عمل میکند، بهطوری که هر انتخاب مصرفی، تا حد زیادی بازتاب مستقیم ترجیحات افراد است.
برخلاف نظامات دموکراتیک که مشارکت محدود به دورههای انتخاباتی است، در بازار هر خرید کوچک یا بزرگ، نوعی مشارکت فعال محسوب میشود و هیچ فردی خارج از این چرخه تصمیمگیری قرار نمیگیرد.
این ویژگی باعث میشود تا «رأی بازاری» نه تنها فراگیرتر باشد، بلکه اطلاعات دقیقتری از خواستههای جمعی را در قالب قیمتها و تقاضاها بهصورت خودکار منتقل کند.
اگر بخواهیم از همین نگاه در توسعه کسب و کار و یا ساخت محصول استفاده کنیم میتوانیم به موارد زیر اشاره کنیم:
1. رای مشتریان راهنمای توسعه محصول است. در فرآیند توسعه محصول هر خرید یا استفاده از محصول، در واقع یک «رای» از سوی مشتری است که نشاندهنده رضایت او از محصول یا خدمت ارائه شده است. این رایها به شما کمک میکند تا نیازها و ترجیحات بازار را بهتر درک کنید.
2 . مشتریان حتما به یک گزینه رای میدهند. مشارکت در بازار به صورت مداوم و بدون وقفه است. یعنی افراد نمیتوانند مکرر و بی وقفه رای ندهند چرا که در این صورت چیزی به دست نمیآورند. بنابراین دقت داشته باشید که اگر مشتریان به محصول شما رای نمیدهند (از آن استفاده نمیکنند)، حتما در حال رای دادن به یک گزینه دیگر برای رفع نیازشان هستند.
3. نرخ مشارکت مشتریان بسیار بالا است. مشتریان در همه حال در حال رایدهی بازاری هستند و این یعنی صاحبان کسب و کار میتوانند به صورت مستمر از رفتار و انتخابهای مشتریان یاد بگیرند.
در نتیجه دقت داشته باشید که شما به عنوان یک کسب و کار در معرض رای دادن مستمر و لحظه ای از سوی کاربران هستید و اگر مشاهدهگر خوبی باشید و رابطه مستمری با مشتریان خود داشته باشید میتوانید از علت رای آنها به خودتان یا به رقیبان مطلع شوید و با بهبود طراحی محصولتان تبدیل به گزینه مطلوب مشتریان شوید.
منبع: نظام بازار، نوشته چارلز لیندبلوم
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍5
از دیپ سیک (هوش مصنوعی چینی Deepseek.com) یه سوال در مورد بورس ایران پرسیدم و غلط جواب داد. بهش گفتم به نظرم جوابی که دادی غلط بود و دوباره بررسی کن. وقتی میخواست پاسخ رو اصلاح کنه و جواب درست رو بده یک فرایندی رو طی کرد که به نظرم جالب اومد. این شیوه فکر کردن و شیوه بیان پاسخ میتونه برای ما آموزنده باشه. در ادامه فرایند فکر کردن دیپ سیک رو خلاصه و به فارسی آوردم:
1. کاربر گفته که اشتباه کردم
2. باید جواب قبلی رو چک کنم
3. شاید کاربر درست گفته باشه و این موضوع رو اشتباه فهمیده باشم
4. احتمالا علت اشتباهم این است که .... یا به این علت اشتباه کردم که ...........
5. باید عذرخواهی کنم و جواب درست رو به کاربر بگم
6. باید اشتباهم رو بپذیرم و از کاربر برای بیان این اشتباهم تشکر کنم
7. باید مطمئن بشم که بقیه اطلاعات درست است و بقیه رو دوباره چک کنم
8. باید به کاربر منابع معتبری رو معرفی کنم که بتونه اطلاعات رو راستی آزمایی کنه
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
1. کاربر گفته که اشتباه کردم
2. باید جواب قبلی رو چک کنم
3. شاید کاربر درست گفته باشه و این موضوع رو اشتباه فهمیده باشم
4. احتمالا علت اشتباهم این است که .... یا به این علت اشتباه کردم که ...........
5. باید عذرخواهی کنم و جواب درست رو به کاربر بگم
6. باید اشتباهم رو بپذیرم و از کاربر برای بیان این اشتباهم تشکر کنم
7. باید مطمئن بشم که بقیه اطلاعات درست است و بقیه رو دوباره چک کنم
8. باید به کاربر منابع معتبری رو معرفی کنم که بتونه اطلاعات رو راستی آزمایی کنه
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
Telegram
تورق
خرده نظراتی در باب استارتاپ، کسب و کار و اقتصاد دیجیتال
ارتباط با من:
@ahmadkhalily
ارتباط با من:
@ahmadkhalily
👍9
آیا هوش مصنوعی باعث کاهش ترافیک ورودی سایت خواهد شد؟
هوش مصنوعی در حال متحول کردن تجربه جستجوی کاربران است. بر اساس مطالعات بیش از 70% از جستجوهای انجامشده در گوگل، بدون کلیک بر روی حتی یکی از لینکها به پایان میرسند که نشان دهنده کفایت پاسخ ارائه شده توسط هوش مصنوعی برای کاربران است. این نوع تجربه کاربری که در اصطلاح جستجوی صفر کلیک (Zero-click search) نام دارد باعث میشود کاربران بدون نیاز به کلیک بر روی نتایج، پاسخ خود را مستقیماً از گوگل یا ابزارهای هوش مصنوعی مثل chatgpt، Deepseek یا perplexity دریافت کنند.
همچنین ابزارهای هوش مصنوعی مانند Perplexity که نسل جدید ابزارهای جستجو محسوب میشوند، رشد 42% استفاده کاربران را شاهد بودهاند. این نشان میدهد ابزارهای هوش مصنوعی و LLMها به عنوان پدیدههای در حال ظهوری هستند که در آینده نزدیک دنیای جستجوی آنلاین را متحول خواهند کرد. تخمین زده میشود این ابزارهای جدید میتواند تا 25% ترافیک ورودی ارگانیک سایتها را کاهش دهد! که لزوم بازنگری در روشهای توسعه محصول و تولید محتوا را به صاحبان کسب و کارها گوشزد میکند.
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
هوش مصنوعی در حال متحول کردن تجربه جستجوی کاربران است. بر اساس مطالعات بیش از 70% از جستجوهای انجامشده در گوگل، بدون کلیک بر روی حتی یکی از لینکها به پایان میرسند که نشان دهنده کفایت پاسخ ارائه شده توسط هوش مصنوعی برای کاربران است. این نوع تجربه کاربری که در اصطلاح جستجوی صفر کلیک (Zero-click search) نام دارد باعث میشود کاربران بدون نیاز به کلیک بر روی نتایج، پاسخ خود را مستقیماً از گوگل یا ابزارهای هوش مصنوعی مثل chatgpt، Deepseek یا perplexity دریافت کنند.
همچنین ابزارهای هوش مصنوعی مانند Perplexity که نسل جدید ابزارهای جستجو محسوب میشوند، رشد 42% استفاده کاربران را شاهد بودهاند. این نشان میدهد ابزارهای هوش مصنوعی و LLMها به عنوان پدیدههای در حال ظهوری هستند که در آینده نزدیک دنیای جستجوی آنلاین را متحول خواهند کرد. تخمین زده میشود این ابزارهای جدید میتواند تا 25% ترافیک ورودی ارگانیک سایتها را کاهش دهد! که لزوم بازنگری در روشهای توسعه محصول و تولید محتوا را به صاحبان کسب و کارها گوشزد میکند.
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍3❤1
شش اصل برای ساختن چیزهای جدید
پل گراهام در مقالهای درباره تجربه مشابه خود در راهاندازی چند استارتاپ صحبت کرده است. به گفته او، واکنش اولیه تقریباً همیشه یکسان بوده و همین موضوع باعث شده الگویی در شیوه تفکر خود برای ساخت محصولات جدید کشف کند.
پل گراهام میگوید:
“واکنش اولیه به Y Combinator هم تقریباً مشابه بود. در آن زمان، تأمین مالی استارتاپها معمولاً به معنای جذب سرمایه سری A بود: میلیونها دلار که به تعداد کمی استارتاپ اختصاص مییافت—شرکتهایی که توسط افراد شناختهشده تأسیس شده بودند و سرمایه پس از ماهها جلسات جدی و بر اساس شرایط مندرج در اسناد چندصفحهای پرداخت میشد. در چنین فضایی، Y Combinator بیاهمیت به نظر میرسید.”
پس از شرح این تجربیات، پل گراهام روش خود برای ساخت محصولات جدید را اینگونه توضیح میدهد:
او ادامه میدهد:
وقتی برای اولین بار این اصول را به صراحت بیان کردم، نکات جالبی را فهمیدم: این تقریباً دستور العملی برای ایجاد یک واکنش اولیه تحقیرآمیز است. اگرچه راه حلهای ساده بهتر هستند، اما به اندازه راه حلهای پیچیده چشمگیر به نظر نمیرسند. مشکلات نادیده گرفته شده طبق تعریف مشکلاتی هستند که بیشتر مردم آنها را بی اهمیت میدانند. ارائه راه حلها به روشی غیررسمی به این معنی است که مردم به جای قضاوت در مورد چیزی از روی نحوه ارائه آن، باید آن را درک کنند، که زحمت بیشتری میطلبد. شروع با یک نسخه خام اولیه به این معنی است که تلاش اولیه شما همیشه کوچک و ناقص است.
این تکنیک شبیه مدل سرمایه گذاران بر خلاف جریان است که در بلندمدت موفق است زیرا به شما تمام مزایایی را میدهد که دیگران با تلاش برای مشروع به نظر رسیدن از آن چشمپوشی میکنند. اگر روی مشکلات نادیده گرفته شده کار کنید، به احتمال زیاد چیزهای جدیدی کشف میکنید، زیرا رقبای کمتری دارید. اگر راه حلها را به طور غیررسمی ارائه دهید، (الف) تمام تلاشی را که باید برای چشمگیر نشان دادن آنها صرف میکردید، صرفهجویی میشود، و (ب) از خطر فریب دادن خود و مخاطبان خود نیز جلوگیری میکنید. و اگر یک نسخه خام اولیه را منتشر کنید و سپس تکرار کنید میتوانید از تخیل طبیعت استفاده کنید که قدرتمندتر از تخیل شما است.
پل گراهام Reddit را به عنوان یک مثال کلاسیک بیان میکند. به گفته پل گراهام وقتی Reddit برای اولین بار راهاندازی شد، به نظر میرسید که ایده خاصی در آن وجود ندارد. برای افراد ناآشنا به گرافیک، طراحی مینیمالیستی عمدی آن اصلاً طراحی به نظر نمیرسید. اما Reddit مشکل واقعی را حل کرد، که به مردم بگوید چه چیزهایی جدید هستند و در نتیجه، به طرز چشمگیری موفق شد. اکنون که ایدههای مرسوم به آن رسیدهاند، بدیهی به نظر میرسد. مردم به Reddit نگاه میکنند و فکر میکنند که بنیانگذاران خوششانس بودهاند اما در واقع بنیانگذاران آن آنقدر در خلاف جریان فشار آوردند که آن را معکوس کردند.
بنابراین وقتی به چیزی مانند Reddit نگاه میکنید و فکر میکنید "کاش میتوانستم به ایدهای مانند آن فکر کنم"، به یاد داشته باشید: ایدههایی مانند آن در اطراف شما وجود دارند. اما شما آنها را نادیده میگیرید زیرا اشتباه به نظر میرسند.
منبع: https://paulgraham.com/newthings.html
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
پل گراهام در مقالهای درباره تجربه مشابه خود در راهاندازی چند استارتاپ صحبت کرده است. به گفته او، واکنش اولیه تقریباً همیشه یکسان بوده و همین موضوع باعث شده الگویی در شیوه تفکر خود برای ساخت محصولات جدید کشف کند.
پل گراهام میگوید:
“واکنش اولیه به Y Combinator هم تقریباً مشابه بود. در آن زمان، تأمین مالی استارتاپها معمولاً به معنای جذب سرمایه سری A بود: میلیونها دلار که به تعداد کمی استارتاپ اختصاص مییافت—شرکتهایی که توسط افراد شناختهشده تأسیس شده بودند و سرمایه پس از ماهها جلسات جدی و بر اساس شرایط مندرج در اسناد چندصفحهای پرداخت میشد. در چنین فضایی، Y Combinator بیاهمیت به نظر میرسید.”
پس از شرح این تجربیات، پل گراهام روش خود برای ساخت محصولات جدید را اینگونه توضیح میدهد:
من دوست دارم (الف) راهحلهای ساده (ب) برای مشکلات نادیدهگرفتهشده (ج) که واقعاً نیاز به حل دارند پیدا کنم، (د) آنها را تا جای ممکن به شکل غیررسمی ارائه دهم، (ه) با یک نسخه اولیه بسیار خام شروع کنم، و سپس (و) به سرعت مراحل بهبود را تکرار کنم.
او ادامه میدهد:
وقتی برای اولین بار این اصول را به صراحت بیان کردم، نکات جالبی را فهمیدم: این تقریباً دستور العملی برای ایجاد یک واکنش اولیه تحقیرآمیز است. اگرچه راه حلهای ساده بهتر هستند، اما به اندازه راه حلهای پیچیده چشمگیر به نظر نمیرسند. مشکلات نادیده گرفته شده طبق تعریف مشکلاتی هستند که بیشتر مردم آنها را بی اهمیت میدانند. ارائه راه حلها به روشی غیررسمی به این معنی است که مردم به جای قضاوت در مورد چیزی از روی نحوه ارائه آن، باید آن را درک کنند، که زحمت بیشتری میطلبد. شروع با یک نسخه خام اولیه به این معنی است که تلاش اولیه شما همیشه کوچک و ناقص است.
این تکنیک شبیه مدل سرمایه گذاران بر خلاف جریان است که در بلندمدت موفق است زیرا به شما تمام مزایایی را میدهد که دیگران با تلاش برای مشروع به نظر رسیدن از آن چشمپوشی میکنند. اگر روی مشکلات نادیده گرفته شده کار کنید، به احتمال زیاد چیزهای جدیدی کشف میکنید، زیرا رقبای کمتری دارید. اگر راه حلها را به طور غیررسمی ارائه دهید، (الف) تمام تلاشی را که باید برای چشمگیر نشان دادن آنها صرف میکردید، صرفهجویی میشود، و (ب) از خطر فریب دادن خود و مخاطبان خود نیز جلوگیری میکنید. و اگر یک نسخه خام اولیه را منتشر کنید و سپس تکرار کنید میتوانید از تخیل طبیعت استفاده کنید که قدرتمندتر از تخیل شما است.
پل گراهام Reddit را به عنوان یک مثال کلاسیک بیان میکند. به گفته پل گراهام وقتی Reddit برای اولین بار راهاندازی شد، به نظر میرسید که ایده خاصی در آن وجود ندارد. برای افراد ناآشنا به گرافیک، طراحی مینیمالیستی عمدی آن اصلاً طراحی به نظر نمیرسید. اما Reddit مشکل واقعی را حل کرد، که به مردم بگوید چه چیزهایی جدید هستند و در نتیجه، به طرز چشمگیری موفق شد. اکنون که ایدههای مرسوم به آن رسیدهاند، بدیهی به نظر میرسد. مردم به Reddit نگاه میکنند و فکر میکنند که بنیانگذاران خوششانس بودهاند اما در واقع بنیانگذاران آن آنقدر در خلاف جریان فشار آوردند که آن را معکوس کردند.
بنابراین وقتی به چیزی مانند Reddit نگاه میکنید و فکر میکنید "کاش میتوانستم به ایدهای مانند آن فکر کنم"، به یاد داشته باشید: ایدههایی مانند آن در اطراف شما وجود دارند. اما شما آنها را نادیده میگیرید زیرا اشتباه به نظر میرسند.
منبع: https://paulgraham.com/newthings.html
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
Telegram
تورق
خرده نظراتی در باب استارتاپ، کسب و کار و اقتصاد دیجیتال
ارتباط با من:
@ahmadkhalily
ارتباط با من:
@ahmadkhalily
👌2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توصیه مهم خالق جیمیل: یه چیزی بساز که واقعاً یه عده رو دیوونهی خودش کنه!
استارتاپها از لحظه تاسیس به دنبال رسیدن به مقیاس میلیونی هستند. فلذا وقتی به آنها گفته میشود فقط بر یک گروه خاص مشتری تمرکز کنند، احساس میکنند منتور آشنایی کافی با مقیاس پذیری ندارد.
پاول بوکهایت خالق جیمیل در این ویدئو به این سوال پاسخ داده است.
ایشون میگه:
باید یه چیزی بسازی که عده ای رو دیوانه خودش کنه. حتی اگر اون عده خیلی کم باشن. اگه بتونی یه گروه کوچیک رو طوری جذب کنی که عاشق محصولت بشن و نتونن ازش دل بکنن، رشد دادن اون گروه خیلی راحتتر میشه.
همیشه آدمایی هستن که لب مرزن، اگه محصولت یه ذره بهتر بشه، میان توی اون گروه و میشن استفاده کننده محصولت.
بنابراین اینکه اول یه چیز خاص و جذاب بسازی و بعد کمکم گسترشش بدی، خیلی آسونتر از این هست که یه چیز معمولی بسازی و بعد بخوای آدمای بیتفاوت رو به عاشقای پروپاقرص محصولت تبدیل کنی.
منبع: لینک ویدیو در یوتیوب
پینوشت: به عنوان مکمل این بحث میتوانید مطلب نگران مرگ استارتاپت به خاطر خاص بودنش نباش! که در همین کانال منتشر شده است را مطالعه کنید.
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
استارتاپها از لحظه تاسیس به دنبال رسیدن به مقیاس میلیونی هستند. فلذا وقتی به آنها گفته میشود فقط بر یک گروه خاص مشتری تمرکز کنند، احساس میکنند منتور آشنایی کافی با مقیاس پذیری ندارد.
پاول بوکهایت خالق جیمیل در این ویدئو به این سوال پاسخ داده است.
ایشون میگه:
باید یه چیزی بسازی که عده ای رو دیوانه خودش کنه. حتی اگر اون عده خیلی کم باشن. اگه بتونی یه گروه کوچیک رو طوری جذب کنی که عاشق محصولت بشن و نتونن ازش دل بکنن، رشد دادن اون گروه خیلی راحتتر میشه.
همیشه آدمایی هستن که لب مرزن، اگه محصولت یه ذره بهتر بشه، میان توی اون گروه و میشن استفاده کننده محصولت.
بنابراین اینکه اول یه چیز خاص و جذاب بسازی و بعد کمکم گسترشش بدی، خیلی آسونتر از این هست که یه چیز معمولی بسازی و بعد بخوای آدمای بیتفاوت رو به عاشقای پروپاقرص محصولت تبدیل کنی.
منبع: لینک ویدیو در یوتیوب
پینوشت: به عنوان مکمل این بحث میتوانید مطلب نگران مرگ استارتاپت به خاطر خاص بودنش نباش! که در همین کانال منتشر شده است را مطالعه کنید.
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👌4❤2👏1
Forwarded from خبرگزاری هوش مصنوعی
خبر مهم برای عاشقان هوش مصنوعی و تکنولوژی!
دو قابلیت پیشرفته Copilot که قبلاً فقط برای کاربران پولی بود، الان برای همه رایگان شد!
چی رایگان شده؟
خبر خوب دیگه:
این قابلیتها روی ویندوز 11، مرورگر Edge و حتی اپلیکیشن موبایل Copilot فعال شده!
یعنی چه روی کامپیوتر، چه با گوشی، میتونی از این امکانات استفاده کنی.
چرا مهمه؟
چون دیگه لازم نیست برای امکانات حرفهای حتماً پول بدی. مایکروسافت داره Copilot رو به یه دستیار همیشگی و رایگان برای همه تبدیل میکنه.
دانلود اپلیکیشن Copilot برای موبایل:
اندروید
آیفون
@AI_Newsssss
دو قابلیت پیشرفته Copilot که قبلاً فقط برای کاربران پولی بود، الان برای همه رایگان شد!
چی رایگان شده؟
۱️⃣ Copilot Voice: دستیار صوتی هوشمند که میتونی باهاش حرف بزنی و کارهات رو انجام بدی.
۲️⃣ Think Deeper: تحلیل عمیق و حرفهای متن و داده، با کمک هوش مصنوعی پیشرفته.
خبر خوب دیگه:
این قابلیتها روی ویندوز 11، مرورگر Edge و حتی اپلیکیشن موبایل Copilot فعال شده!
یعنی چه روی کامپیوتر، چه با گوشی، میتونی از این امکانات استفاده کنی.
چرا مهمه؟
چون دیگه لازم نیست برای امکانات حرفهای حتماً پول بدی. مایکروسافت داره Copilot رو به یه دستیار همیشگی و رایگان برای همه تبدیل میکنه.
دانلود اپلیکیشن Copilot برای موبایل:
اندروید
آیفون
@AI_Newsssss
👏3👍2
نباید پلهای پشت سرت رو از طلا بسازی تا دلت نیاد خرابشون کنی!
منبع: لینکداین (نتونستم نویسنده رو پیدا کنم)
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
منبع: لینکداین (نتونستم نویسنده رو پیدا کنم)
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
Telegram
تورق
خرده نظراتی در باب استارتاپ، کسب و کار و اقتصاد دیجیتال
ارتباط با من:
@ahmadkhalily
ارتباط با من:
@ahmadkhalily
👍4❤1
این مطلب رو چند سال قبل در کانال منتشر کردم. مطلب در مورد توصیه پاول گراهام در مورد فرهنگ شرکت به برایان چسکی هست. توصیه میکنم اگر قبلا این مطلب رو مطالعه نکردید وقت بذارید و بخونیدش
Forwarded from تورق (ahmad khalili)
فرهنگ را خراب نکنید!
برایان چسکی مدیرعامل Airbnb چند سال قبل ایمیلی را به اعضای شرکت در مورد فرهنگ ارسال کرده است که نکات بسیار مهمی در آن وجود دارد. برایان چسکی میگوید بعد از جذب سرمایه 150 میلیون دلاری از پل گراهام برای بازدید از شرکت دعوت کردم و در خلال بازدید از او پرسیدم که مهمترین توصیه تو برای ما چیست؟ و در جواب پل گراهام می گوید:
فرهنگ را خراب نکنید(Don’t fuck up culture)
پل گراهام به برایان چسکی گفته بود که تنها دلیلی که من روی شما سرمایه گذاری کردم فرهنگ شما بود. اما شرکتها در فرایند رشد مجبور میشوند فرهنگ خود را خراب کنند مگر آنکه تمرکز جدی روی فرهنگ بگذارند.
برایان میگوید من با خودم فکر کردم: چند مدیرعامل روی فرهنگ بیش از همه چیز تمرکز دارند؟ آیا این چیزی است که آنها بیشتر ساعات خود را در هفته صرف آن می کنند؟ برایان میگوید به نظرم فرهنگ صرفاً راهی مشترک برای انجام کاری با اشتیاق است.
برایان چسکی میگوید فرهنگ اساس و زیربنای شرکت است. ممکن است 100 سال بعد کسی خیلی ما را به یاد نیاورد. حتی اگر شرکت 100 سال بعد وجود داشته باشد، مطمئنا سایت رزرو خانه نخواهد بود (ناگفته نماند که بچه های 100 سال آینده از پدربزرگها و مادربزرگهای خود خواهند پرسید که وب سایت چیست؟) چیزی که برای 100 سال ماندگار خواهد بود، فرهنگ است. فرهنگ چیزی است که پایه و اساس همه نوآوری های آینده را ایجاد می کند. اگر فرهنگ را خراب کنید، ماشینی که محصولات شما را ایجاد می کند، خراب کردهاید.
پس چگونه فرهنگ را بسازیم؟
برایان میگوید فرهنگ با زندگی کردن ارزشها ساخته میشود. با حفظ ارزش های کلیدی خود در هر کاری که انجام می دهیم. فرهنگ زندگی کردن ارزشهای کلیدی شما در هنگامی که استخدام می کنید، وقتی ایمیل می نویسید؛ وقتی روی یک پروژه کار می کنید؛ وقتی در سالن راه می روید و ... است.
اما چرا فرهنگ برای یک کسب و کار بسیار مهم است؟ در اینجا یک راه ساده برای مدل کردن و پاسخ به این سوال وجود دارد. هر چه فرهنگ قوی تر باشد، شرکت به فرآیندهای شرکتی کمتری نیاز دارد. وقتی فرهنگ قوی باشد، می توانید به همه اعتماد کنید که کار درست را انجام دهند. در این حالت کارکنان می توانند مستقل و خودمختار باشند. آنها می توانند کارآفرین باشند و اگر شرکتی داشته باشیم که روحیه کارآفرینی داشته باشد، میتوانیم «سفر به ماه» دیگری را آغاز کنیم. آیا تا به حال متوجه شده اید که چگونه خانواده ها یا قبیله ها به فرآیند زیادی نیاز ندارند؟ به این دلیل که اعتماد و فرهنگ قوی وجود دارد که جایگزین هر فرآیندی می شود. در سازمانها (یا حتی در جامعهای) که فرهنگ ضعیف است، به قوانین و فرآیندهای سنگین و دقیق نیاز دارید.
همچنین توجه داشته باشید ما روزانه با مسائل مختلفی مواجه هستیم. روزهایی وجود دارد که فشار انتظار سرمایهگذاران برای رشد را روی خودمان احساس میکنیم. روزهای دیگر نیاز به رساندن محصول داریم. برخی دیگر با موضوع روابط دولت سروکار داریم. همه اینها بسیار مهم هستند. اما در مقایسه با فرهنگ، نسبتا کوتاه مدت هستند. این مشکلات می آیند و می روند. اما فرهنگ جاودانه است.
منبع: Don’t Fuck Up the Culture
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
برایان چسکی مدیرعامل Airbnb چند سال قبل ایمیلی را به اعضای شرکت در مورد فرهنگ ارسال کرده است که نکات بسیار مهمی در آن وجود دارد. برایان چسکی میگوید بعد از جذب سرمایه 150 میلیون دلاری از پل گراهام برای بازدید از شرکت دعوت کردم و در خلال بازدید از او پرسیدم که مهمترین توصیه تو برای ما چیست؟ و در جواب پل گراهام می گوید:
فرهنگ را خراب نکنید(Don’t fuck up culture)
پل گراهام به برایان چسکی گفته بود که تنها دلیلی که من روی شما سرمایه گذاری کردم فرهنگ شما بود. اما شرکتها در فرایند رشد مجبور میشوند فرهنگ خود را خراب کنند مگر آنکه تمرکز جدی روی فرهنگ بگذارند.
برایان میگوید من با خودم فکر کردم: چند مدیرعامل روی فرهنگ بیش از همه چیز تمرکز دارند؟ آیا این چیزی است که آنها بیشتر ساعات خود را در هفته صرف آن می کنند؟ برایان میگوید به نظرم فرهنگ صرفاً راهی مشترک برای انجام کاری با اشتیاق است.
برایان چسکی میگوید فرهنگ اساس و زیربنای شرکت است. ممکن است 100 سال بعد کسی خیلی ما را به یاد نیاورد. حتی اگر شرکت 100 سال بعد وجود داشته باشد، مطمئنا سایت رزرو خانه نخواهد بود (ناگفته نماند که بچه های 100 سال آینده از پدربزرگها و مادربزرگهای خود خواهند پرسید که وب سایت چیست؟) چیزی که برای 100 سال ماندگار خواهد بود، فرهنگ است. فرهنگ چیزی است که پایه و اساس همه نوآوری های آینده را ایجاد می کند. اگر فرهنگ را خراب کنید، ماشینی که محصولات شما را ایجاد می کند، خراب کردهاید.
پس چگونه فرهنگ را بسازیم؟
برایان میگوید فرهنگ با زندگی کردن ارزشها ساخته میشود. با حفظ ارزش های کلیدی خود در هر کاری که انجام می دهیم. فرهنگ زندگی کردن ارزشهای کلیدی شما در هنگامی که استخدام می کنید، وقتی ایمیل می نویسید؛ وقتی روی یک پروژه کار می کنید؛ وقتی در سالن راه می روید و ... است.
اما چرا فرهنگ برای یک کسب و کار بسیار مهم است؟ در اینجا یک راه ساده برای مدل کردن و پاسخ به این سوال وجود دارد. هر چه فرهنگ قوی تر باشد، شرکت به فرآیندهای شرکتی کمتری نیاز دارد. وقتی فرهنگ قوی باشد، می توانید به همه اعتماد کنید که کار درست را انجام دهند. در این حالت کارکنان می توانند مستقل و خودمختار باشند. آنها می توانند کارآفرین باشند و اگر شرکتی داشته باشیم که روحیه کارآفرینی داشته باشد، میتوانیم «سفر به ماه» دیگری را آغاز کنیم. آیا تا به حال متوجه شده اید که چگونه خانواده ها یا قبیله ها به فرآیند زیادی نیاز ندارند؟ به این دلیل که اعتماد و فرهنگ قوی وجود دارد که جایگزین هر فرآیندی می شود. در سازمانها (یا حتی در جامعهای) که فرهنگ ضعیف است، به قوانین و فرآیندهای سنگین و دقیق نیاز دارید.
همچنین توجه داشته باشید ما روزانه با مسائل مختلفی مواجه هستیم. روزهایی وجود دارد که فشار انتظار سرمایهگذاران برای رشد را روی خودمان احساس میکنیم. روزهای دیگر نیاز به رساندن محصول داریم. برخی دیگر با موضوع روابط دولت سروکار داریم. همه اینها بسیار مهم هستند. اما در مقایسه با فرهنگ، نسبتا کوتاه مدت هستند. این مشکلات می آیند و می روند. اما فرهنگ جاودانه است.
منبع: Don’t Fuck Up the Culture
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
Telegram
تورق
خرده نظراتی در باب استارتاپ، کسب و کار و اقتصاد دیجیتال
ارتباط با من:
@ahmadkhalily
ارتباط با من:
@ahmadkhalily
👍9❤4👌3👏1
۷ نشانه که هنوز آماده رهبری نیستید
۱. به جای اثرگذاری، برای کارایی بهینه سازی میکنید
پربازده بودن شما رو تبدیل به رهبر نمیکنه. شکل دادن به تصمیمات و الهامبخشی برای اقدامات کار رهبری است. اگر به جای هدایت تیم، صرفاً روی تکمیل کارها و وظایف تمرکز دارید، هنوز مانند یک فرد اجرایی فکر میکنید، نه یک رهبر.
۲. به نتایج فوری معتاد هستید
رهبری، یک بازی بلندمدت است. اگر انتظار دارید ایدههایتان بلافاصله تأیید شوند، یا وقتی رشد زمان میبرد عصبانی میشوید، یا از مسیرهای نامطمئن پرهیز میکنید، شما آمادگی صبر کردن به اندازهای که رهبری نیاز دارد را ندارید.
۳. از سکوت فرار میکنید
رهبران عجله ندارند تا هر خلاء را با حرف یا عمل خودشون پر کنند. اگر سکوت کردن در جلسات شما را آزار میدهد یا احساس میکنید باید همواره ارزشمندی خود را ثابت کنید، شما از جایگاه ترس عمل میکنید، نه از جایگاه یک رهبر.
۴. فکر میکنید رهبری یعنی اعتماد به نفس
اعتماد به نفس پیامد رهبری است، نه پیش نیاز آن. اگر منتظرید تا حس «آمادگی» کنید و بعد اقدام کنید، همیشه در لحظات حساس تعلل خواهید کرد. رهبران حتی با وجود تردیدها، حرکت میکنند.
۵. روی مشکلات تمرکز دارید، نه الگوها
اگر فقط به رفع خرابیها واکنش نشان میدهید و الگوهایی که باعث تکرار مشکلات میشوند را نمیبینید، در حال تدافعی عمل کردن هستید و نه رهبری کردن. رهبران فقط مشکلات را حل نمیکنند، بلکه سیستمها را تغییر میدهند تا مشکلات تکرار نشوند.
۶. برای بازدهی به ساختار نیاز دارید
اگر عملکرد شما به برنامهریزی بینقص، دستورالعملهای شفاف یا انگیزههای بیرونی وابسته است، هنوز ذهنیت یک پیرو را دارید. رهبران از آشوب، نظم میسازند و منتظر نمیمانند تا همه چیز مرتب شود.
۷. رهبری را پاداش میدانید، نه مسئولیت
اگر رهبری را نماد جایگاه یا یک مرحله شغلی میبینید، به خودتان فکر میکنید، نه افرادی که قرار است هدایتشان کنید. رهبری یعنی خدمت، تحمل فشار، و گرفتن تصمیمهای سخت در زمانی که هیچکس دیگری نیست.
پینوشت: توجه داشته باشید این متن در مورد سبکهای رهبری موثر نیست و فقط به برخی نشانههای عدم آمادگی برای رهبری پرداخته است. همانطور که مهدی کیانی هم در بازنشر متن اصلی ذکر است این موارد میتواند برایمان تلنگری باشد. بنابراین برای مطالعه در مورد شیوه رهبری موثر باید تحقیق بیشتری کرد.
منبع: لینکداین دکتر مهدی کیانی
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
۱. به جای اثرگذاری، برای کارایی بهینه سازی میکنید
پربازده بودن شما رو تبدیل به رهبر نمیکنه. شکل دادن به تصمیمات و الهامبخشی برای اقدامات کار رهبری است. اگر به جای هدایت تیم، صرفاً روی تکمیل کارها و وظایف تمرکز دارید، هنوز مانند یک فرد اجرایی فکر میکنید، نه یک رهبر.
۲. به نتایج فوری معتاد هستید
رهبری، یک بازی بلندمدت است. اگر انتظار دارید ایدههایتان بلافاصله تأیید شوند، یا وقتی رشد زمان میبرد عصبانی میشوید، یا از مسیرهای نامطمئن پرهیز میکنید، شما آمادگی صبر کردن به اندازهای که رهبری نیاز دارد را ندارید.
۳. از سکوت فرار میکنید
رهبران عجله ندارند تا هر خلاء را با حرف یا عمل خودشون پر کنند. اگر سکوت کردن در جلسات شما را آزار میدهد یا احساس میکنید باید همواره ارزشمندی خود را ثابت کنید، شما از جایگاه ترس عمل میکنید، نه از جایگاه یک رهبر.
۴. فکر میکنید رهبری یعنی اعتماد به نفس
اعتماد به نفس پیامد رهبری است، نه پیش نیاز آن. اگر منتظرید تا حس «آمادگی» کنید و بعد اقدام کنید، همیشه در لحظات حساس تعلل خواهید کرد. رهبران حتی با وجود تردیدها، حرکت میکنند.
۵. روی مشکلات تمرکز دارید، نه الگوها
اگر فقط به رفع خرابیها واکنش نشان میدهید و الگوهایی که باعث تکرار مشکلات میشوند را نمیبینید، در حال تدافعی عمل کردن هستید و نه رهبری کردن. رهبران فقط مشکلات را حل نمیکنند، بلکه سیستمها را تغییر میدهند تا مشکلات تکرار نشوند.
۶. برای بازدهی به ساختار نیاز دارید
اگر عملکرد شما به برنامهریزی بینقص، دستورالعملهای شفاف یا انگیزههای بیرونی وابسته است، هنوز ذهنیت یک پیرو را دارید. رهبران از آشوب، نظم میسازند و منتظر نمیمانند تا همه چیز مرتب شود.
۷. رهبری را پاداش میدانید، نه مسئولیت
اگر رهبری را نماد جایگاه یا یک مرحله شغلی میبینید، به خودتان فکر میکنید، نه افرادی که قرار است هدایتشان کنید. رهبری یعنی خدمت، تحمل فشار، و گرفتن تصمیمهای سخت در زمانی که هیچکس دیگری نیست.
پینوشت: توجه داشته باشید این متن در مورد سبکهای رهبری موثر نیست و فقط به برخی نشانههای عدم آمادگی برای رهبری پرداخته است. همانطور که مهدی کیانی هم در بازنشر متن اصلی ذکر است این موارد میتواند برایمان تلنگری باشد. بنابراین برای مطالعه در مورد شیوه رهبری موثر باید تحقیق بیشتری کرد.
منبع: لینکداین دکتر مهدی کیانی
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👏8👍1
1741049141830.pdf
7.2 MB
7 نشانه که هنوز آماده رهبری نیستید.
فایل اصلی متن بالا برای دوستانی که نیاز به فایل اصلی دارند
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
فایل اصلی متن بالا برای دوستانی که نیاز به فایل اصلی دارند
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
❤1🎃1
دایرهالمعارف گونه گفتن مسائل نقطه مقابل شفاف اندیشی است!
حتما برای شما هم اتفاق افتاده است که در جلسات شرکت یا فایلهای ارائه با یک رویکرد دایره المعارفی مواجه شوید. رویکرد دایره المعارفی در ظاهر نشان دهنده جامعیت، نگاه تفصیلی و ساختارمند است. اگر چه این ارائهها در بیشتر موارد سودمند هستند، اما به عنوان یک ابزار برای انتقال مفاهیم، آنقدر که باید دقیق و مختصر نیستند.
به نظرم اغلب اوقات سخنان یا نوشته های دایرهالمعارفگونه نشاندهنده ابهام در موارد زیر هستند:
۱. به صورت شفاف نمیدانند چه میخواند بگویند و ادعای دقیقی ندارند.
۲. به صورت شفاف از اصول زیربنایی و فرایند رسیدن به ادعایی که دارند، آگاه نیستند.
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
حتما برای شما هم اتفاق افتاده است که در جلسات شرکت یا فایلهای ارائه با یک رویکرد دایره المعارفی مواجه شوید. رویکرد دایره المعارفی در ظاهر نشان دهنده جامعیت، نگاه تفصیلی و ساختارمند است. اگر چه این ارائهها در بیشتر موارد سودمند هستند، اما به عنوان یک ابزار برای انتقال مفاهیم، آنقدر که باید دقیق و مختصر نیستند.
به نظرم اغلب اوقات سخنان یا نوشته های دایرهالمعارفگونه نشاندهنده ابهام در موارد زیر هستند:
۱. به صورت شفاف نمیدانند چه میخواند بگویند و ادعای دقیقی ندارند.
۲. به صورت شفاف از اصول زیربنایی و فرایند رسیدن به ادعایی که دارند، آگاه نیستند.
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
Telegram
تورق
خرده نظراتی در باب استارتاپ، کسب و کار و اقتصاد دیجیتال
ارتباط با من:
@ahmadkhalily
ارتباط با من:
@ahmadkhalily
❤5