احتمالا وقتی -Likely when
او و دوستانش - he and his friends
احتمالا وقتی از درد میافتی رو زانوت،
من خیلی دور از توام؛
روی زانوی خودم.
من خیلی دور از توام؛
روی زانوی خودم.
امیدوارم اینکه هرکی از درمیاد و نمیشناستم و بعد کلی حرف زدن میگه عه تویی؟، بخاطر زیبایی زیادم باشه نه پف چشمام و بینیم و قرمزی صورتم.
زن من هرجای زندگیم کم میاوردم برگشتم به تو نگاه میکردم و پامیشدم ادامه میدادم. پاشو توروخدا. من دارم میافتم.
اگه یه وقت نتونستم دستاتو بگیرم و اینو بهت بگم، همیشه یادت باشه که تو قویترین انسانی هستی که میشناسم و بهت افتخار میکنم عزیزکم.
من نمیدونم دنیا بعد تو چه رنگی میشه؛ اما الان هرثانیه همهچیز داره کمرنگ میشه. اگه نبودی و سیاه سفید شد، چیکار کنم؟
این تنها باریه که دلم میخواد "اون دنیا" وجود داشته باشه تا بتونم محکمتر از همیشه بغلت کنم.
بابا ولم کنید. یعنی چی یکی چای با قند میخواد، یکی خرما، یکی میکادو؟ نوکر پدرتونم مگه؟ تسلیتتو بگو برو گمشو دیگه.
ببخشید، من منظورم پذیرایی عادی نیست. منظورم دستورهاییه که صادر میکنن برات تا برای شکم اونا تو مراسم ختم، خم و راست بشی 🙏🏼.