You ever listen to someone talk and be like yeah, i'm glad i don't tell you shit anymore.
چون قلبت میسوزه دلیل بر این نیست که بمیری، فقط یاد میگیری چطوری حین آتیش گرفتن زندگی کنی.
«چرا فکر کردی زندگیش توی بهترین حالته؟ چون فقط همیشه لبخند میزنه؟ آه عزیزم، حتی یه رزِسفید هم یه سایهی تیره داره.»
دیگه مثل آدم نمیتونم زندگی کنم. همهچیز من رو یاد تو میندازه.
- گرمای قلبِ کسی بودن چه حسی ممکنه داشته باشه؟
+ نمیدونم، تو چه حسی داری؟
+ نمیدونم، تو چه حسی داری؟
بعد از تو چیزی درست نشد، فقط من بیخیالتر ادامه دادم. طوری که انگار هیچوقت وجود نداشتی.