بـازمــانده – Telegram
بـازمــانده
10.1K subscribers
53 photos
5 videos
1 file
5 links
Download Telegram
جواب‌ جلوی‌ چشم‌هاته، اطرافت‌ رو‌ نگرد.
بعد از تو‌ چیزی‌ درست‌ نشد‌، فقط‌ من‌ بی‌خیال‌تر‌ ادامه‌ دادم‌. طوری‌ که‌ انگار‌ هیچ‌وقت‌ وجود‌ نداشتی‌.
حالا این‌روزها که‌ با هم‌ غریبه‌ایم‌ حالت‌ چطوره، مسافر؟
- من خیلی احمقم؟
+ چرا؟
- می‌دونم رفته. می‌دونم بهش گفتم: «برو جایی که حالت خوب باشه.» ولی مگه قرار نبود من اون "جایی" باشم که بهش پناه می‌بره و حالش خوب می‌شه؟
این منصفانه‌ست؟
هی تمام راه‌های رفته و نرفته رو چک می‌کنم، هی از پنجره به در نگاه می‌کنم، هی خیره می‌شم به صفحه‌ی گوشیم تا اسمش ظاهر بشه و به‌خاطرش حس کنم قلبم می‌خواد بایسته،
که شاید بعد تمام این یک‌ سال برگشت و گفت: «ببخشید که وقتی بهم نیاز داشتی نبودم، می‌تونیم یه شروع دیگه داشته باشیم؟» ولی نمیاد.
- حالا احمقم؟
+ احتمالا...
- تو هیچ‌وقت درک نمی‌کنی که انتظار کشیدن چقدر حماقت نیاز داره.
+ و تو هم یاد نمی‌گیری کی رها کنی وقتی همه‌چیز «رها‌شده» از قبل.
- ولی این منصفانه نیست.
+ زندگی این‌طوری پیش می‌ره.
طوری باهات رفتار می‌کنن انگار قلب نداری.
تو‌ که‌ نیستی‌ هیچ‌کس‌ ازم‌ مراقبت‌ نمی‌کنه.
من پیرِ این غمم.
- ته‌داستان‌ما‌چی‌می‌شه؟
+ نهنگ‌ها‌خودکشی‌می‌کنن.
خسته‌ شدم‌ از‌ فکر‌ به‌ این‌که‌ لیاقتت‌ رو‌ ندارم.
این‌بار خودت رو انتخاب کن.
تو می‌دونستی چیزی که می‌خوام رو نمی‌تونی بهم بدی، چرا قبولش کردی؟
چیزی که داشتیم واقعی بود یا تمامش فقط توی ذهنم اتفاق افتاده بود؟
- چرا ازش مراقبت می‌کنی؟
+ چون ازم مراقبت نشد. و من می‌دونم نداشتن کسی‌ که بخوای بهش تکیه کنی، چقدر سختگیرانه بزرگت می‌کنه.
- اما تو داری آسیب می‌بینی...
+ تا وقتی‌ که اون آسیب نبینه، من خوبم.
متاسفم‌ که‌ به‌خاطر‌ من‌‌ از‌ جهنم‌ گذشتی‌ و ارزشش‌ رو‌ نداشتم.
حلش نکردم، نادیده گرفتم.
برای پناهی که نداری اشک می‌ریزم.
انتخاب نبود.
مجبور بودم یاد بگیرم که کنار بیام.
اندازه‌ی‌ یک‌‌ بازدم‌ وقت‌‌ گرفت‌ تا لبخند، تبدیل‌ به‌ غم‌ بشه.
دلتنگیم تمومی نداره.
زیرِ یک سقف؛ قصه‌های متفاوت، اشتباهاتِ تکراری.