- چرا هرکسی رو که من دیدم روانی بوده، روانشناسی خونده؟
+ قیدت چیه؟
- بیشتروقتها؟
+ درسته. نتیجه میگیریم بیشتر وقتها یک سری افراد توسط بقیه، خصوصا خانواده به جنون درموندگی رسیدن و میٱفتن دنبال راه چاره تا بفهمن چطوری از اون بخش روانی خودشون جدا بشن. یا بخشهایی که بقیه انگشتنماش کردن رو درمان کنن.
- حالا جدا میشن؟
+ نه. یاد میگیرن با استفاده از همون بخش بقیه رو درمان کنن.
+ قیدت چیه؟
- بیشتروقتها؟
+ درسته. نتیجه میگیریم بیشتر وقتها یک سری افراد توسط بقیه، خصوصا خانواده به جنون درموندگی رسیدن و میٱفتن دنبال راه چاره تا بفهمن چطوری از اون بخش روانی خودشون جدا بشن. یا بخشهایی که بقیه انگشتنماش کردن رو درمان کنن.
- حالا جدا میشن؟
+ نه. یاد میگیرن با استفاده از همون بخش بقیه رو درمان کنن.
دلم میسوزد برای زخمهایی که خونَش روانتر از رود است، اما دیده نمیشود.
با اگر، اما و شاید راه ننداز کارت رو. توی این نقطه «بایدیه» تو باید انجامش بدی.
- الان چی میچسبه؟
+ چایی؟
- آفرین. بعد چایی چی میچسبه؟
+ سیگار؟
- آره ولی بعد سیگار چی میچسبه؟
+ چایی؟
- بین سیگار و چایی، خواب برات جایگاهی نداره؟
+ برای یه جغدِ شبزندهدار، نه.
+ چایی؟
- آفرین. بعد چایی چی میچسبه؟
+ سیگار؟
- آره ولی بعد سیگار چی میچسبه؟
+ چایی؟
- بین سیگار و چایی، خواب برات جایگاهی نداره؟
+ برای یه جغدِ شبزندهدار، نه.
- شبزندهداری یا از ترس کابوس نمیخوابی؟
+ فرق زیادی نداره، فقط اینبار توی کابوس موردعلاقهت بیداری.
+ فرق زیادی نداره، فقط اینبار توی کابوس موردعلاقهت بیداری.
- بعد از ما که دنیا به آخر نمیرسه اما من بعد از "ما" تموم شدم.