اندیشه و حرکت – Telegram
اندیشه و حرکت
1.86K subscribers
68 photos
20 videos
27 files
135 links
کانالی برای دریافت اندیشه های انگیزشی در حوزه های اقتصادی، مالی، مدیریتی و کارآفرینی
ادمین: @AmirabbasZinatbakhsh
MBA(Finance)&Chartered Islamic Finance Professional

مشاور توسعه کاروکسب، نویسنده و سخنران

amirabbaszinatbakhsh.blogfa.com/posts
Download Telegram
همانطور که در مورد همه مسائل اقتصادی، انتخاب یک گزینه مستلزم سبک سنگین کردن و مصالحه می باشد، نرخ های ارز میخکوب شده یا ثابت، ضامن ثبات واحد پول داخلی در برابر ارزی که به آن میخکوب شده می گردد، اما هزینه آن؛ از دست دادن استقلال پولی داخلی خواهد بود و به عبارتی؛ باید تسلیم تصمیمات خارج از کشور بود وهرگونه تلاش برای استقلال پولی مشکلات جدی ایجاد خواهد کرد همانگونه که در مورد آرژانتین و در سال 2002 اتفاق افتاد. در نقطه مقابل؛ نرخ ارز شناور آزاد؛ به معنی تغییرات جزئی دائمی در نرخ ارز و استقلال کامل سیاست پولی می باشد.

به جای انتخاب یکی از دو سوی سیاست پولی یعنی ثابت یا شناور، نرخ های شناور مدیریت شده سعی می کنند کمی از هر دو را داشته باشند؛ هم به نحوی ثبات نرخ ارز و هم کمی از استقلال سیاست پولی. این امر از طریق مدیریت ارز داخلی برای شناور شدن در محدوده بالا و پایین یک پهنه انجام می شود. مدیریت بازار هر زمان که نرخ ارز از محدوده مورد نظر خارج شود ، مداخله می کند و هرچه پهنه نوسان عریض تر باشد ، انعطاف پذیری سیاست های پولی بیشتر است و بالعکس.

اگرچه این روزها کمتراز آن سخن گفته می شود، از زمان فروپاشی برتون وودز؛ نیاز به یک معماری جدید مالی برای جهان امری ضروری به نظر می رسد؛ آن هم معماری که در هسته خود یک رژیم جدید نرخ ارز داشته باشد.
با این حال چرا پس از نیم قرن هنوز چنین چیزی عملیاتی نشده و نمی شود؟ در پاسخ به این سوال، به سه دلیل عمده اشاره می گردد.

اولاً ، تجربه در حوزه تنظیم نرخ ارز موفق نبوده است. حداقل سه سیستم مبتنی بر طلا در تاریخ اخیر سقوط کرده است. زیرا هر بار، دولتی که ارز آن لنگر شده، مانند ایالات متحده تحت سیستم برتون وودز، در قوانین تقلب کرده است. حتی ترتیبات ارزی منطقه ای مانند سیستم پولی اروپا (EMS) که پیش از این اتحادیه ارزی، یورو وجود داشت ، با درگیری بین اعضا از هم پاشید. بحران استرلینگ 1993 و خروج بریتانیا از EMS به دنبال نزاع با آلمان را به یاد بیاورید؛ وقایعی که مستقیماً منجر به حمله مفتضحانه سفته بازان به پوند و ضررهای هنگفت بانک انگلستان شد.

دلیل دوم این واقعیت است که چنین ترتیبی همواره مستلزم تسلیم اولویت های داخلی به دستورات خارجی است که برای اکثر دولتهای معاصر، از نظر اقتصادی و سیاسی خوشایند نبوده و نخواهد بود.
دلیل سوم مربوط به تغییرات در فناوری است که باعث شده جریان و سایز سرمایه های فرامرزی سریعتر و بسیار بزرگتر از زمانهای قبل باشد. یک معضل معروف در ادبیات مالی بین المللی وجود دارد که حکم می کند نرخ ثابت ارز و استقلال سیاست پولی در حضور جریان سرمایه آزاد به سادگی امکان پذیر نیست.

در اینجا مناسب است به یک قانون هم در اقتصاد پولی اشاره کنیم. "تثلیث غیرممکن" یا "Trilemma" که می گوید: یک بانک مرکزی نمی تواند به طور همزمان به هر سه هدف زیر دسترسی پیدا کند:

گردش آزاد سرمایه با سایر بازارها (Free Capital Flow)

رژیم نرخ ارز ثابت ( Fixed Exchange Rate Regime)

سیاست پولی مستقل (Independent/Sovereign Monetary Policy)

بلکه در یک زمان می تواند تنها به دو هدف رسیده و یک هدف را باید فدا کند!
بنابر این اگر هدف بانک مرکزی گردش آزاد سرمایه و نرخ ارز ثابت باشد، استقلال سیاست پولی خود را از دست می دهد!
و یا اگر هدف آن، استقلال سیاست پولی و گردش آزاد سرمایه با بازارهای جهانی باشد، دیگر نظام نرخ ارز ثابت را نمی تواند داشته باشد.
و یا اگر هدف آن استقلال سیاست پولی و تثبیت نرخ ارز باشد، دیگر گردش آزاد سرمایه با سایر بازارها را نمی تواند داشته باشد!

ما حصل کلام اینکه رژیم های نرخ ارز ثابت، حتی رژیم های دارای پشتوانه طلا؛ علاج کار نیستند. لازم به ذکر است که برخی از بزرگترین حملات سفته جویانه تحت سیستم های ارزی ثابت یا انواع آن مانند شناورهای مدیریت شده بوده است. انگلستان 1993 ، بحران ارز آسیایی 1997/98 و آرژانتین 2002 ، نمونه های اخیر آن هستند. در چنین سیستم هایی حتی انحرافات کوچک در سیاست ، می تواند به مرور زمان باعث ایجاد ناهمترازی (انحراف نرخ واقعی ارز از سطح تعادلی آن) جدی شود و چنین ناهمترازی هایی است که دلالان به دنبال سوء استفاده از آن هستند. به یاد داشته باشیم که نرخ ارز ثابت یا هدف گذاری شده، عملاً یک گزینه یک طرفه ی حق اختیار فروش با ریسک نزولی کم به سفته بازان ارائه می کند. از سوی دیگر؛ طرفداران سیستم های برابری طلا با نرخ ارز ثابتممکن است استدلال کنند که با ارزهای فیات (پول بدون پشتوانه) و کاهش محدودیت انتشار پول برای دولت ها، کنترل کمی می توان روی کاهش ارزش پول ملی یک اقتصاد داشت که در پاسخ به آنها باید گفت؛ توانایی بازار برای نظم بخشیدن به دولتها را نباید نادیده انگاشت. اگرچه ممکن است فوری نباشد اما نظم بخشیدن بازار به بدرفتاری دولت ها می تواند بسیار خشن هم باشد. بحران استرلینگ ، آرژانتین ، یونان ، بحران مالی آسیا و حتی بحران مالی جهانی؛ نمونه های اخیر آن هستند. تاریخ بارها و بارها نشان داده است که وقتی سیاست های بد منجر به تعادل بد می شوند ، نیروهای نظم دهنده ای در بازار به راه می افتند که حتی قدرتمندترین کشورها را می توان به زانو در آورند.

💢کانال اندیشه و حرکت👈

@ThinkThenMove

https://www.donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%D9%88%D9%84-%D8%A7%D8%B1%D8%B2-116/3807685-%DA%AF%D8%B0%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%B1%D8%AE-%D8%A7%D8%B1%D8%B2-%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA
Forwarded from اندیشه و حرکت
⭕️حکمت های سهامی!

اگه قصد ورود به بازار سهام دارید و یا تازه وارد شده اید یادتون باشه "بازار سهام پره از آدمایی که قیمت همه چیو میدونن و ارزش هیچ چیو نمیدونن! 👤وارن بافت

اگه ریسک پذیر نیستید، بهتره وارد نشید!
در شرایط عادی، قیمت یه سهم؛ منعکس کننده اوضاع یه بیزینس واقعیه و یه بیزینس واقعی، آپ اند داون و نوسان داره و قرار نیست همش سود بده چونMother Nature تا بوده، همین بوده...خشکسالی و تر سالی، تابستون و زمستون داره... و یادمون باشه؛ ابزار مالی که در هر شرایطی تضمین سود میده دیگه سهام نیست و البته ابزاری خطرناک و بحران آفرینه چون با Mother Nature سر نبرد داره! و شغلی که همیشه درآمد داره، کارمندیه نه کارآفرینی!
👈تا زمانی که چنین آدمی نیستید که اگه پورتفوی شما 50 درصد ریخت و وحشت زده نشدید، نباید توی بازار سهام باشید! 👤وارن بافت

اینقدر به توصیه های این و اون گوش ندید!
👈اگه به توصیه های شبکه مالی CNBC گوش داده بودم، الان باید یه میلیون دلار پول میداشتم...به شرطی که با چند صد میلیون دلار شروع کرده بودم!👤جان استوارت

نگاهت به شاخص کل و هموزن نباشه!
شاخص میره بالا میخره، میاد پایین میفروشه! اینجوری سهم رو بالا میخره و وقتی ریخت، پایین میفروشه!
👈بازی رو اونایی میبرن که روی زمین بازی زوم میکنن نه تابلو امتیازات!👤وارن بافت
📌یکی از چیزای خنده دار درباره بازار سهام اینه که هر بار یکی میفروشه یکی دیگه میخره و هردوشون خودشون رو زیرک میدونن!👤ویلیام فیدر

صبور تر بودن؛ مهمتر از باهوش تر بودنه!
مهمترین کاراکتر یه سرمایه گذار حرفه ای در بازار بورس اینه که خیلی منضبط و با دیسیپلینه! اونی که به خلق و خوی خودش مسلطه و در مقابل وسوسه خرید و فروش های پی در پی مقاومت میکنه نه اونی که نسبت به دیگری فقط آی کیو بالاتری داره! نه اونی که هر روز ده بار پورتفوشو نگاه میکنه!
👈بزرگترین مشکل و حتی بدترین دشمن یه سرمایه گذار، خودشه!👤گراهام
👈وال استریت با خرید و فروشهای پی در پی شما پول در میاره و شما با خرید و فروش نکردن!
👈اگه برنامت این نیست که یه سهم رو برا ده سال نگه داری، به مالکیتش حتی برا ده دقیقه هم فکر نکن!
👈نامیدن کسی که فعالانه در بازار خرید و فروش میکنه به عنوان سرمایه گذار، مثل این میمونه یکیو که هر روز با یکی دوست میشه رو عاشق بنامیم!👤وارن بافت
👈سرمایه گذاری بیشتر باید مثل تماشای درب رنگ شده تا خشک شدنش و یا علف تا بزرگ شدنش باشه! اگه دنبال هیجان هستی، 800 دلار بردار برو لاس وگاس👤پاول سموئلسون
👈اگه سرمایه گذاری برات یه تفریحه و داری باهاش حال میکنی، احتمالا پولی در نمیاری...سرمایه گذاری خوب، ملال آوره!👤جورج سوروس

واقع گرا باش
👈سرمایه گذار باهوش؛ یه واقع گراست که به خوش بین میفروشه و از بدبین میخره!👤وارن بافت

اینقدر پورتفوت رو متنوع نکن!
👈تنوع بخشی به پورتفو وقتی لازمه که سرمایه گذار نمیدونه داره چیکار میکنه!👤وارن بافت

🔴و سخن آخر اینکه چهار کلمه بسیار خطرناک در سرمایه گذاری اینا هستن: این دفعه فرق می کنه!👤تمپلتون

⭕️امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈

@ThinkThenMove
⭕️👤ایلان ماسک ٣٠٢ میلیارد دلاری

بر مبنای شاخص میلیاردرهای بلومبرگ، پنجشنبه گذشته، ثروت جناب ایلان؛ سلطان خودروهای برقی جهان‌ با برند Teslaو همچنین موسسSpaceX و NeuralinkوOpenAIو...؛ به ٣٠٢ میلیارد دلار رسید و همون روز، در چارچوب بسته سیاستی داخلی دولت بایدن صحبت از اخذ مالیات ویژه از ٧٠٠ میلیاردر آمریکا مطرح شد(در صورت تصویب، او باید ۵٠ میلیارد دلار بده!)که واکنشش این بود:
🤛فراموشش(ولش) کن! برنامه من اینه که با این پول، مردم رو ببرم مریخ تا نور آگاهی حفظ بشه!☝️

📌در این کارزار، اونی که هم و غم و تمرکزش روی کندنه؛ هرگز حریف طرفی نمیشه که تمرکز و هدفش، کندن مردم از زمین و بردنشون به فضا و رشد دادنشونه! ☝️
اولی ته آرزوش ۵٠میلیارد دلاره و دومی آرزوش ته نداره و ۵٠میلیارد دلار خمس مالشم نمیشه!
اولی تمرکزش روی کمبوده و دومی تمرکزش روی فراوانی و وفور نعمته!
اولی از کسری بودجه و خوردن کفگیر به ته دیگ می‌ترسه و دومی ترس در وجودش نیست و میگه کل مالم رو برای اهدافم بدم و صفر بشم مهم نیست... دوباره بهترشو میسازم!
اولی هدفش پوله و دومی پول در خدمت هدفشه!

⭕️امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈

@ThinkThenMove
https://www.donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A8%D9%88%D8%B1%D8%B3-6/3820006-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%AF%D9%87%DB%8C-%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D8%B3%D9%87%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%86-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF


✍️وقتی بدهی، حجاب سهام به تن می کند!

📖یادداشت بنده و پروفسور عصمت پاشا در روزنامه دنیای اقتصاد؛ امروز یکشنبه ٧ آذر ١۴٠٠

📌با عبور بازار بدهی جهانی از مرزهای متعارف و نزدیک شدن مقیاس آن به حجم 300 تریلیون دلار (حدود 5/3 برابر تولید ناخالص داخلی) که بیش از 3 برابر اندازه بازار سهام جهان است، این سوال مطرح می‌شود که چرا تا این حد انتشار اوراق قرضه و وام مورد استقبال قرار گرفته و نسبت به سهام، بیشتر مورد استقبال ناشران است. در این خصوص می‌توان به 4دلیل عمده آن اشاره کرد.

1️⃣عدم‌رقیق‌‏‌شدگی مالکیت

بزرگ‌ترین مزیت وام و اوراق قرضه نسبت به سهام برای قرض‌‏‌گیرنده این است که موجب رقیق‌شدگی (Dilution) مالکیت و درآمدهای آتی نمی‌شود. به همین جهت شرکت‌هایی که دارایی‌‏‌های متمرکز فراوان دارند، تمایل به اهرم مالی بالاتر داشته و به همین دلیل است که شرکت‌ها برای تامین مالی پروژه‌‏‌هایی با ریسک پایین و سود بالا از وام یا اوراق قرضه استفاده کرده و برای پروژه‌‏‌های با ریسک بالا اوراق سهام منتشر می‌کنند، چراکه سهام به جهت دائمی بودن و نداشتن سررسید، موجب رقیق‌‏‌شدگی دائمی مالکیت سهامداران (تا انحلال شرکت) شده و سهامداران؛ مالک دارایی‌‏‌های آزاد و دور از دسترس سایر طلبکاران هستند. این در حالی است که در اوراق قرضه یا وام، میزان مطالبه قرض‌‏‌دهنده و زمان مطالبه ثابت و از پیش تعیین شده است.

2️⃣پشتیبانی نظام مالیاتی

اوراق قرضه از حمایت نظام مالیاتی بهره می‌‏‌برند. همان‌طور که اشاره شد، به جهت عدم‌مشارکت در ریسک پروژه، اوراق قرضه ارزان‌‏‌تر است. اما تنها ارزان‌‏‌تر بودن، آنها را مطلوب نمی‌‏‌کند. در حقیقت مطلوبیت آنها زمانی‌‏‌ است که مالیات وارد معادله شده و اوراق بدهی معاف از مالیات راه خود را از اوراق سهام جدا می‌کنند. اهرم شرکت‌های قرض‌گیرنده به منظور برخورداری از چتر حمایتی مالیاتی دولت‌‏‌ها یک آربیتراژ مالیاتی ایجاد می‌کند که در آن دولت‌‏‌ها مالیات اخذ شده را به آنها باز می‌‏‌گردانند. به همین جهت است که در تئوری مدیگلیانی و میلر (Modigliani & Miller or MM) ارزش شرکت‌هایی که اوراق قرضه منتشر می‌کنند به جهت برخورداری از حمایت مالیاتی دولت، بالا می‌رود. در تحلیل MM تفاوت ارزش شرکت دارای اهرم یا بدون اهرم؛ منوط به ارزش کنونی مقدار حمایت و معافیت مالیاتی آینده است.

3️⃣افزایش نرخ بازدهی حقوق صاحبان سهام

یکی دیگر از دلایل استفاده شرکت‌ها از اوراق بدهی یا وام این است که اهرم مالی موجب بالا رفتن نرخ بازده حقوق صاحبان سهام یا ROE می‌شود. دلیل آن این‌‏‌ است که سهامداران در عایدی و درآمد کل دارایی‌‏‌های شرکت حتی آن دارایی‌‏‌هایی که با قرض تامین مالی شده‌‏‌اند، سهیم هستند. بنابراین ROE شرکتی که دارای اهرم مالی است، از شرکتی که دارای اهرم مالی نیست، بالاتر است. البته شرکتی که دارای اهرم مالی بالاتر است، از ریسک بالاتری نیز برخوردار بوده و سهامداران در کنار کسب سود بیشتر، متعهد و مجبور به دقت در عملیات پروژه و نیز پرداختن دیون و بدهی‌‏‌ها در زمان‌‏‌های مقرر هستند.

4️⃣کاهش تعارض منافع و هزینه نمایندگی

در حاکمیت شرکتی مدرن، مالکیت از مدیریت شرکت‌ها جدا شده و مالکان با استخدام افراد متبحر و با تجربه، عنان مدیریت شرکت خود را به دست آنها سپرده و هر کسی به ایفای نقش تخصصی و قانونی خود می‌‏‌پردازد. مساله تعارض منافع (Conflict of Interest) و مشکل نمایندگی (Agency Problem) از همین نقطه آغاز می‌شود. در شرکت‌های بدون اهرم یا دارای اهرم مالی کم، جریان نقدینگی آزاد زیادتری (نسبت به شرکت‌های دارای اهرم) در دسترس مدیران قرار می‌گیرد و به جهت عدم‌تعهدات مالی نسبت به قرض‌‏‌دهندگان خارج از شرکت، دست آنها در مصرف منابع نقدی بازتر است و احتمال سوءاستفاده از آن بالاتر می‌رود. سهامداران این شرکت‌ها، برای کنترل و کاهش ریسک تخلفات و اتلاف منابع مالی توسط مدیران اجرایی، از تامین مالی توسط اوراق قرضه یا وام و متعهد کردن مدیران به پرداخت اصل و سود، بهره می‌‏‌گیرند. از طرف دیگر، شرکت‌هایی که دارای اهرم مالی بالا هستند، همچنان تمایل به افزایش اهرم مالی دارند چراکه علاوه بر ایجاد محدودیت برای مدیران اجرایی، میزان ریسک ضرر آنها محدود به میزان سرمایه و سهم آنها در شرکت بوده و از طرف دیگر در سود کل دارایی‌ها از جمله آنهایی که با اوراق قرضه تامین مالی شده‌اند، سهیم هستند.
👈با توجه به موارد فوق؛ طبیعی است که اولا رشد بازار بدهی ادامه‌‏‌دار باشد و همچنان سیطره و استیلای این بازار بر بازار سهام برقرار باشد و دوم اینکه در چنین شرایطی؛ توسعه هر نوع ابزار مالی؛ چه با پسوند و چه بدون پسوند اسلامی مبتنی بر تسهیم ریسک در ساختارهای شبیه سهام، کاری چالشی خواهد بود!
در این میان؛ نظام مالی اسلامی هم می‌تواند راهی برای برون‌رفت از مشکلات کنونی ناشی از بحران بدهی به جهان ارائه دهد. قراردادهای مشارکت در ریسک یعنی مضاربه و مشارکت؛ جایگزین‌‏‌های مناسبی برای تامین مالی با بدهی ارائه می‌کنند. نظام مالی متعارف بر دو رکن اصلی، بدهی و سهام استوار است. در حالی که مالی اسلامی با فلسفه زیربنایی تامین مالی با ابزار سهام که در واقع تسهیم ریسک است، مشکلی ندارد، اما بدهی که در آن ریسک کار و کسب به وام‌گیرنده منتقل می‌شود و بازده آن به عنوان سود ثابت و مستقل از بازده کار و کسب از پیش تعیین شده است، ناعادلانه و ممنوع تلقی می‌شود. با این حال، با نگاهی به آنچه در حال انجام است، اینکه بگوییم مالی اسلامی از ابزارهای بدهی‌محور اجتناب می‌کند، دشوار است. بانکداری اسلامی مدت‌‏‌هاست به دلیل اتکا به قراردادهای بدهی برای تامین مالی مورد انتقاد قرار گرفته است، اما به نظر می‌رسد این موضوع در فضای بازار سرمایه نیز صادق است.
صکوک؛ ابزارهای بازار سرمایه منطبق با شریعت بوده که در واقع گواهی سرمایه‌گذاری هستند. صکوک بر اساس قراردادهایی مانند اوراق مرابحه و اجاره از اوراق قرضه تقلید می‌کند. یک صکوک اجاره با نرخ ثابت و با قیمت بازخرید از پیش تعیین شده می‌تواند یک جریان نقدی دقیقا مشابه یک اوراق قرضه که اصل و سود آن تضمین می‌شود و در فواصل مشخص کوپن می‌‏‌پردازد، داشته باشد. با این حال، یک صکوک که بر اساس قراردادهای تسهیم ریسک مانند مضاربه یا مشارکت ساختار یافته است، از ساختار سهام تقلید می‌کند؛ با این تفاوت که به لحاظ انقضا، پایان‌‏‌پذیر است، در حالی که سهام، تاریخ انقضا یا سررسید ندارد.
به‌رغم وجود گزینه‌‏‌های جایگزین، اکثریت قریب‌ به اتفاق صکوک تسویه نشده متعلق به دسته بدهی است. با توجه به موارد چهارگانه که در ابتدای این نوشتار ذکر شد و همچنین به دلیل پذیرش بازار، سهولت ساختار، سهولت در قیمت‌گذاری، سهولت در رتبه‌‏‌بندی و...، این نوع صکوک در بازار بر سایر ساختارها غلبه کرده است. چیزی که واقعا ناراحت‌‏‌کننده است این است که حتی اگر انتشار صکوک مبتنی بر تسهیم ریسک حداقل است، آنها اغلب دارای ویژگی‌‏‌هایی هستند که تسهیم ریسک را از بین می‌‏‌برند یا مانع آن می‌‏‌شوند و به طور موثر آنها را به ابزارهای بدهی مانند تبدیل می‌کنند.
📌یک مطالعه اخیر در دانشگاه بین‌المللی مالی-اسلامی اینسیف مالزی در مورد کلیه صکوک شرکتی صادر شده در این کشور طی یک دوره 15 ساله نشان داد که از 900 مورد، تنها 86 صکوک تحت ساختار مشارکت یا تسهیم ریسک است. در حالی که تمام این صکوک‌‏‌ها از نظر شکل و ظاهر؛ منطبق با شریعت بودند، اینکه آیا آنها واقعا از نظر ماهیت دارای خاصیت تسهیم ریسک هستند یا خیر، هدف مطالعه بود. متاسفانه، با وجود برچسب مضاربه یا مشارکت، حتی یک صکوک هم یافت نشد که واقعا ریسک به اشتراک گذاشته شود.
همه دارای بندهایی بودند که ویژگی اشتراک ریسک را از بین می‌‏‌برد و ویژگی‌‏‌هایی را معرفی می‌کرد که محدودیت‌های الزام‌آور بدهی را داشت. به عنوان مثال، از طریق استفاده از الزامات بازپرداخت سرمایه ثابت از جمله ارزش اسمی، مشخص کردن پیش‌پرداخت سود، استفاده از حساب‌‏‌های ذخیره برای هموارسازی پرداخت‌‏‌ها و ارائه وثیقه؛ منجر به این می‌شود که ابزار تسهیم ریسک همچون ابزار بدهی رفتار کند. حدود 97‌درصد آنها ناشر را ملزم به بازخرید صکوک به ارزش اسمی آن در سررسید می‌کردند، دقیقا مانند اوراق قرضه!
آشکارترین مورد؛ استفاده از ویژگی موسوم به تنازل بود که به موجب آن سرمایه‌گذاران صکوک موافقت می‌کنند از بازدهی بالاتر از آستانه از پیش تعیین‌‏‌شده چشم‌‏‌پوشی کرده و در ازای آن، ناشر متعهد شد که هرگونه کسری سود زیر آستانه مورد انتظار را جبران کند. 93‌درصد صکوک نمونه بررسی شده دارای این ویژگی تنازل بود. چنین پیکربندی مجددی، با منطق شرع مبنی بر اینکه بازده باید وابسته به درآمد کسب‌وکار اصلی باشد و نباید از آن جدا باشد، در تعارض است.

⁉️پس چرا این اتفاق می‌افتد؟ توضیح اینکه چرا یک صکوک باید بر اساس یک قرارداد مبتنی بر ساختار سهام (مضاربه/ مشارکت) ساخته شود، تا پس از آن تحت محدودیت‌هایی قرار گیرد که آن را شبیه بدهی می‌کند، دشوار است.
از دیدگاه ذی‌نفعان، توجیه کمی وجود دارد. ممکن است استدلال شود که برای سرمایه‌گذاران، صکوک اطمینان از جریان نقدینگی، ریسک و در نتیجه بازده موردنیاز آنها را کاهش می‌دهد. از سوی دیگر، این به نوبه خود منجر به کاهش هزینه وجوه برای ناشران صکوک می‌شود. اما همین نتایج را می‌توان با صدور صکوک مرابحه یا اجاره به روشی کارآمدتر و ارزان‌‏‌تر به دست آورد. هر شرکت‌کننده آگاه در بازار باید بتواند ناسازگاری ساختار را ببیند. به خاطر داشته باشیم که اگرچه بدهی واقعا ارزان‌‏‌تر است، اما هزینه‌‏‌هایی نیز به همراه دارد. اهرم مالی ناشر افزایش می‌‏‌یابد، جریان‌‏‌های نقدی آن بی‌‏‌ثبات‌‏‌تر می‌شود و در برابر شوک‌‏‌های خارجی بسیار آسیب‌‏‌پذیرتر است. همان‌طور که شرکت‌ها بدهکارتر می‌‏‌شوند، هزینه‌‏‌های ناشی از خطرات سیستمی بالقوه برای جامعه وجود دارد.
همه اینها این سوال را مطرح می‌کند که چرا مقامات ناظر این اجازه را می‌دهند و دقیقا چه چیزی به دست می‌‏‌آید زمانی که اجازه داده می‌شود یک ابزار بدهی زیر حجاب سهام پنهان شود؟ شاید آنها بخواهند تنوع در ساختارهای صکوک را ببینند، اما این تنوع در برچسب‌‏‌گذاری است نه در ماهیت. موافقت مقرراتی با این رویه مانع از نوآوری و ارائه ابزارهای واقعی برای اشتراک‌‏‌گذاری ریسک می‌شود. به عنوان مثال، یک صکوک واقعا مبتنی بر مضاربه؛ دارای مشخصات ریسک - بازدهی است که انعطاف‌‏‌پذیری سهام را ارائه می‌کند، اما با کاهش زمان مشخص و محدودیت در سود و مالکیت. چنین مشخصات منحصربه‌فرد ریسک-بازده به طور معناداری به پرتفوی دارایی کمک می‌کند زیرا بازده صکوک همبستگی بسیار کمی با ابزارهای بدهی و حساسیت کمی به نرخ بهره دارد. برای جهانی که در بدهی غرق شده است، تامین مالی مبتنی بر تسهیم ریسک راهی است که باید پیموده شود. گزارش گروه 30 (G30 گروه مشاوره‌‏‌ای در امور اقتصاد بین‌الملل و پولی) در مورد احیای اقتصادهای پس از کووید، توصیه می‌کند که سیاستگذاران از بدهی اجتناب کنند و در عوض از سهام یا ابزارهای شبه سهام برای کمک به کسب و کارها و صنایع جهت خروج از باتلاق فعلی استفاده کنند. صکوک اشتراک ریسک مبتنی بر عقد مضاربه دقیقا با چنین نیازهایی مطابقت دارد. مالی اسلامی ابزارهایی را در اختیار دارد که به جهان کمک کند از مشکلات بدهی خود خارج شود. آنچه لازم است رویکرد، تفکر و آینده‌نگری به‌ویژه از سوی سیاستگذاران است تا ناشران را در جهت استفاده از آنها به جای بدهی سوق دهد.

✍️امیرعباس زینت بخش
✍️عبیدالله عصمت پاشا
⭕️نقش آفرینی اسپک ها در توسعه استارت آپ ها و رونق بورس

👈در اخبار بورس نیویورک، هفته پیش اعلام شد؛ سهام شرکت هواپیمایی Joby Aviation Inc با نماد JOBY پس از ادغام با یک "شرکت به مقصد خاص تصاحب" یا Special Purpose Acquisition Company یا SPAC با جهش ٢٠ درصدی به ١٠.۶٢ دلار رسید.

تاکسی های برقی هوایی عمودپرواز یا eVTOL این شرکت قادر به حمل ۴ مسافر و یک خلبان و به مسافت ٢۴٠ کیلومتر با هر بار شارژ و با سرعت ٣٢٠ کیلومتر در ساعت می باشد.
📌بویینگ، ایرباس، هیوندای و تویوتا؛ بازیگران و رقیبان اصلی این صنعت می باشند که سهام این شرکت ها به جهت سرمایه گذاری آنها در صنعت eVTOL مورد استقبال سرمایه گذاران قرار گرفته است.
📌نا گفته نماند که شرکت آمازون هم هواپیماهای ترابری برقی عمودپرواز یا eVTOL خود را با نام Alia توسعه داده که ادعا می کند خیلی زودتر از عمومی شدن تاکسی های eVTOL؛ تجاری و عمومی شوند. این کارگوهای هوایی تماما برقی و شارژی قادر خواهند بود تا وزن ۵٧٠ کیلوگرم بار را تا مسافت ٣٢٠ کیلومتر و با سرعت ۴٠٠ کیلومتر در ساعت جابجا کنند!

👈سهام رقیب شرکت جابی؛ یعنی آرکر یا Archer Aviation Inc هم پس از انجام معامله با یک اسپک در ماه سپتامبر امسال در بورس نیویورک با نماد ACHR لیست گردید.

⁉️اسپک چیست؟
اسپک ها یا شرکت های چک سفید (به این جهت که سرمایه گذاران، ایده ای در خصوص اینکه سرمایه آنها در چه شرکتی بکار گرفته خواهد شد) در بورس ها به منظور تصاحب یا ادغام با یک استارت آپ، توسط افراد خبره در یک حوزه، تاسیس و در بورس عرضه اولیه و لیست می شوند و به محض انجام موفق معاملات، شرکت های ادغام یا تصاحب شده؛ در واقع عرضه اولیه می شوند! موسسان و بانیان اسپک ها، در ابتدا شرکت هایی را برای تصاحب یا ادغام مد نظر دارند اما به منظور عدم افشای اطلاعات محرمانه در فرایند عرضه اولیه، در خصوص اهداف مورد نظر، نامی اعلام نمی کنند.
❗️نکته قابل توجه اینکه ​SPAC ها بیش از سه دهه است که در بازارها وجود دارند اما اخیرا تعداد آنها به شکل فزاینده ای رو به گسترش می باشد.
👈به عنوان مثال؛ در سال ٢٠١٠ تنها ٢ اسپک وارد بازار شدند و در سال ٢٠٢٠ تعداد ٢۴٧ اسپک وارد عرصه شده اند و توانسته اند ٨٠ میلیارد دلار سرمایه گذاری جذب کنند و تنها در فصل اول ٢٠٢١ تعداد ٢٩۵ اسپک توانسته اند ٩۶ میلیارد دلار سرمایه جذب نمایند!
⛔️اسپک ها هیچ عملیات اجرایی ندارند و همانگونه که گفته شد، در خصوص شرکت مورد هدف هم هیچ اظهار نظر علنی و رسمی صورت نمی گیرد!
💰رنج سرمایه گذاران در این شرکت ها؛ از پی ای ها (Private Equities) گرفته تا سرمایه گذاران خرد می باشند.
پس از تامین مالی، اسپک ها نهایتا ٢ سال فرصت دارند تا وجوه بدست آمده را برای ادغام یا تصاحب استفاده کنند و طی این دو سال و قبل از سرمایه گذاری، وجوه را در حساب سپرده سرمایه گذاری کرده (سود بدست آمده می تواند به عنوان سرمایه در گردش آنها بکار گرفته شود) و در صورت عدم انجام معامله، وجوه را به سرمایه گذاران بر می گردانند.

🟢🎯در پایان ذکر سه نکته حائز اهمیت است:

1⃣اولا؛ دوران نفت و انرژی های فسیلی به سرعت در حال اتمام است و هر کشوری بتواند از این تله خارج شده و پارادایم شیفت درستی به سمت انرژی های جایگزین و مبتنی بر فن آوری های نوین داشته باشد، خواهد توانست در عرصه تجارت بین الملل، سهم مناسبی داشته باشد. اینکه عمده توان مدیریتی کشور صرف فروش نفت و چانه زنی برای بدست آوردن پول آن می شود؛ زمانی نه چندان دور دیگر سالبه به انتفاء موضوع خواهد شد!
2⃣عمده نوآوری ها و پیشرفت های فن آوری جهان، مدیون استارت آپ ها و شرکت های خطرپذیر می باشد و راه های سرمایه گذاری سنتی با انتظار دریافت سود ثابت؛ جز به ترویج بانک ها و موسسات مالی شکننده در مقابل سیکل های رونق و رکود اقتصادی و عقب افتادن سرمایه از تورم و نقش آفرینی در رشد و توسعه نمی انجامد!
3⃣استارت آپ ها بدون تبادل فن آوری ها و مزیت های رقابتی بین المللی؛ نمی توانند منجر به جهش اقتصادی پایدار و کسب سهم در بازارهای بین المللی گردند.

... و در پایان اینکه امید است به زودی شاهد لانچ شدن اولین اسپک در بورس تهران باشیم.

⭕️امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈

@ThinkThenMove

🧷منتشر شده در پایگاه خبری بازار سرمایه ایران

https://sena.ir/news/75850/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%BE%DA%A9-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A2%D9%BE-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%82-%D8%A8%D9%88%D8%B1%D8%B3
⭕️داستان یک بهشت مالی

👈طبق آمار جامعه دارندگان مدرک CFA سنگاپور؛ ٣۶۶۵ نفر از ٢٠١۴٠٠ فعال بازار مالی این بازار، داری این مدرک حرفه ای هستند!

👈صندوق توسعه ملی سنگاپور یا GIC؛ ٧۴۴ میلیارد دلار دارایی تحت مدیریت دارد که ٨٠ درصد آن از داخل کشور مدیریت می‌شود و البته این اقتصاد، یک صندوق سرمایه گذاری دولتی دیگر هم دارد بنام هلدینگ Temasek با ۴٠۵ میلیارد دلار دارایی تحت مدیریت.
📌یعنی این دولت شهر کوچک که یک دو هزار و سیصدم ایران است، برای آینده جمعیت ۵.٧ میلیون نفری خود؛ فعلا ١.١۵ تریلیون دلار سرمایه گذاری و پس انداز کرده است!
📌ماموریت این صندوق‌؛ حفظ و رشد قدرت خرید ذخایر مالی کشور با هدف رسیدن به بازدهی بالاتر از تورم جهانی طی یک افق ٢٠ ساله می باشد. این صندوق با ١۵٠٠ پرسنل در ١٠ مرکز مهم سرمایه ای جهان از آمریکا گرفته تا استرالیا و چین و ژاپن، دفاتر فعال دارد.

👈در حال حاضر بالغ بر ۴.٧ تریلیون دلار دارایی در جهان توسط مدیران مستقر در سنگاپور مدیریت می شود!

👈درآمد سرانه این اقتصاد ٣۴٠ میلیارد دلاری؛ حدود ۶٠ هزار دلار است.
📌ثروت ٢٧٠ هزار نفر بین ١ تا ۵٠ میلیون دلار و ١٣۶١ نفر بالای ۵٠ میلیون دلار دارند که ثروت ۶٠ نفر از آنها بیش از ١ میلیارد دلار می باشد.

👈سنگاپور به لحاظ سهولت انجام کاروکسب؛ در جایگاه دوم جهان و به لحاظ سلامت اداری در میان ١٨٠ کشور جهان در جایگاه چهارم است.

👈رتبه اعتباری بین المللی سنگاپور؛ AAA یعنی امن ترین بازار و بورس آن یعنی SGX؛ با بنچ مارک شاخص های سهام چین و هند و ژاپن و آ سه آن؛ نقد ترین بازار جهانی محسوب می گردد.
📌در SGX که پیشرفته ترین بازار بورس آسیا‌ می باشد؛ کلیه عملیات لیست کردن، معامله، تسویه، سپرده گذاری و خدمات داده و اطلاعات برای ۴٠ درصد شرکت های لیست شده و ٨٠ درصد اوراق قرضه خارج از این بازار، به وقوع می پیوندد!

... و حرف آخر اینکه همانگونه که در اول متن آمد؛ سرمایه انسانی با کیفیت و ذهنیت عالی؛ اول و آخر داستان این بهشت مالی در جهان است!

✍️امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈

@ThinkThenMove
VID-20220723-WA0013 (1).mp4
13.4 MB
⭕️زیباترین ساختمان و سازه جهان در دوبی
👈نمایشگاه موزه آینده

📌این سازه هفت طبقه که به شکل چشم (سمبل دیدن آینده) طراحی شده، توسط بنیاد آینده دوبی ساخته شده و سه جمله عربی از جملات حاکم دوبی شیخ محمد بن راشد آل مکتوم روی آن‌ نقش بسته است:

We may not live for hundreds of years, but the products of our creativity can leave a legacy long after we are gone.
ما ممکنه برای صدها سال زندگی نکنیم، اما محصولات خلاقیت ما میتونن مدتها بعد از رفتن ما؛ از خود میراثی بجا بذارن!

The future belongs to those who can imagine it, design it and execute it.
👈آینده متعلق به اوناییه که میتونن اونو تصور کنن، طراحی کنن و اجرا کنن!

The future does not wait. The future can be designed and built today.
👈آینده منتظر نمیمونه! آینده میتونه امروز طراحی و ساخته بشه! 👌

🔴اینجا خوبه یادی کنیم از جمله معروف بنیان گذار مدیریت مدرن؛ جناب پیتر دراکر:

The best way to predict the future is to create it!
👈بهترین راه پیش‌بینی آینده اینه که (همین امروز) خلقش کنیم!

💢کانال اندیشه و حرکت👈

@ThinkThenMove
✍️بازی متناهی یا بازی نامتناهی؟!

در تئوری بازی؛ دو نوع بازی داریم: بازی متناهی و بازی نامتناهی!

در بازی متناهی؛ بازیگران مشخص، قوانین ثابت، و روی اهداف از قبل توافق می گردد. مثل بازی بیس بال.
👈در بازی بیس بال توافق می کنیم که قوانین چه هستند و در پایان ٩ دوره یا ست بازی؛ هر کسی که دویدن بیشتری داشته باشد، برنده اعلام شده و بازی تمام می شود.
هیچ کس نمی گوید صبر کن صبر کن صبر کن! اگر بتوانیم ٣ ست دیگر بازی کنیم، می‌دانم که می‌توانیم پیروز شویم.
این اتفاق نمی افتد! ما در بازی بیس بال یا یک بازی متناهی؛ برنده و بازنده داریم.

بازی دیگر، بازی نامتناهی است. در این بازی؛ هم بازیکنان شناخته و هم ناشناخته تعریف می شوند، قوانین قابل تغییر هستند و هدف؛ حفظ بازی، و بازی برای تداوم یا ادامه بازی است!
👈وقتی یک بازیکن محدود را در مقابل یک بازیکن محدود قرار می دهیم، سیستم پایدار است مانند بازی بیس بال.
👈وقتی یک بازیکن نامحدود را در مقابل یک بازیکن نامحدود قرار می دهیم، سیستم باز پایدار است؛ مانند جنگ سرد! زیرا هیچ برنده یا بازنده ای وجود ندارد. بنابراین، ما آنرا حفظ می کنیم و به بازی ادامه می دهیم تا آن را پایدار نگه داریم.
از آنجایی که در یک بازی نامحدود هیچ برنده یا بازنده ای وجود ندارد، اتفاقی که می افتد این است که بازیکنان وقتی اراده یا منابع لازم برای بازی را تمام می کنند، آنرا ترک می کنند. سپس، آنها توسط بازیکنان دیگر جایگزین می شوند و از زمانی که بازیکنان تغییر می کنند و جایگزین می شوند، بازی تداوم می یابد. (مثل بازی تجارت بین الملل که با حذف چند کشور، متوقف نمی شود و به راحتی، بازیکن جایگزین شروع به بازی می کند.)
مشکل زمانی پیش می‌آید که شما یک بازیکن محدود را در مقابل یک بازیکن نامحدود قرار می‌دهید! زیرا بازیکن محدود برای بردن بازی می‌کند و بازیکن نامتناهی برای ماندن در بازی! بازیکن محدود، همیشه ناامید می شود زیرا خود را در باتلاق و اوضاع بسیار دشوار می بیند. به عنوان مثال، ایالات متحده در جنگ ویتنام؛ ایالات متحده برای پیروزی می جنگید، ویتنامی ها برای زنده ماندن برای زندگی خود و برای مردم خود! نمونه دیگر؛ اتحاد جماهیر شوروی در جنگ افغانستان است! اتحاد جماهیر شوروی برای شکست دادن مجاهدین می جنگید، در حالی که مجاهدین تا زمانی که برای مردمش لازم بود می جنگیدند!

حالا بیایید به بازی تجارت نگاه کنیم. بازی تجارت طبق تعریف خود یک بازی نامتناهی است. قبل از اینکه هر شرکتی در این سیاره وجود داشته باشد، از قبل وجود داشته است و از تمام شرکت‌های روی این سیاره هم بیشتر خواهد بود.
اما اگر به حرف‌های اکثر شرکت‌ها گوش دهید، آنها نمی‌دانند در چه بازی ای هستند آنها فقط می گویند که می خواهند شماره یک باشند. بر اساس چه معیارهایی؟ بر اساس کدام چارچوب زمانی؟ درآمد؟ سهم بازار؟ متر مربع؟ تعداد کارکنان؟ بر اساس چه مدت زمانی؟ یک فصل؟ یک سال؟ ۵٠ سال؟ چه کسی با آن استانداردها موافقت کرده؟ شما نمی توانید ناگهان خودسرانه بگویید "ما شماره یک هستیم" در حالی که هیچ کس دیگری با آن استانداردها موافقت نکرده است!
شکست دادن رقبا بی معنی است! برخی از شرکت ها رقبای خود را مطالعه می کنند و سعی می کنند از آنها پیشی بگیرند. با این حال، ما هرگز از شرکتی نشنیده ایم که توسط رقبایی که می شناسند، سقوط کرده باشد. آنها همیشه توسط رقبایی که نمی شناسند از بین می روند.
⁉️آیا فکر می کنید شرکت مای اسپیس می دانست که فیس بوک وجود دارد؟ آن موقع نگران فرندستر بودند!
شما نمی توانید با مطالعه رقبای خود تصمیمات استراتژیک بگیرید بلکه می توانید تصمیمات تاکتیکی بگیرید. به همین دلیل است که وقتی به روشی که اکثر شرکت ها بازی می کنند گوش می دهید، آنها در بازی اشتباه هستند. به همین دلیل ناامید می شوند!

سازمان های بزرگ می دانند که برای ماندن در بازی، بازی می کنند. به عنوان مثال، جیمز دی سینگال، یکی از بنیانگذاران و مدیر عامل سابق Costco؛ یک زنجیره خرده فروشی بین المللی، گفت که وال استریت در حال کسب و کاری است که یک فصل از سال را می سازد، اما ما در کسب و کار ساختن شرکت برای ۵٠ سال آینده هستیم.

👈درک این موضوع که بدانید در چه بازی ای هستید (متناهی یا متناهی)، نوع تصمیم گیری شما و نوع نگاه شما به جهان را به شدت تغییر می دهد. این یک ساختار و اصل فوق العاده قطعی است.

@ThinkThenMove

ادامه... 👇
⭕️بازی متناهی یا بازی نامتناهی؟!

... ادامه

👈بگذارید یک داستان واقعی برای شما تعریف کنم. من در یک اجلاس آموزشی برای مایکروسافت سخنرانی کردم. همچنین در اجلاس آموزشی برای اپل سخنرانی کردم.
در اجلاس آموزشی مایکروسافت (در زمان استیو بالمر)، می‌توانم بگویم که ٧٠ درصد از مدیران حدود ٧٠ درصد از سخنرانی‌های خود را صرف صحبت در مورد چگونگی شکست دادن اپل کردند.
در اجلاس آموزشی اپل، ١٠٠ درصد از مدیران آنها ١٠٠ درصد از سخنرانی های خود را صرف صحبت در مورد چگونگی کمک به معلمان در تدریس و نحوه کمک به دانش آموزان در یادگیری کردند!
👈یکی متناهی و دیگری نامتناهی بازی می کند. حدس بزن! کدام یک ناامید می شود؟
در پایان صحبت من در مایکروسافت، آنها به من هدیه دادند. آنها مایکروسافت Zune جدید خود را به من هدیه دادند. و اجازه دهید به شما بگویم! چیز فوق العاده ای بود! زیباترین تکه فناوری بود که تا به حال استفاده کرده بودم! رابط کاربری باورنکردنی بود، طراحی عالی بود، من کاملا آن را دوست داشتم! استفاده از آن آسان بود، پر جلوه و زرق و برق دار بود! شگفت آور بود! در حالی که در صندلی عقب تاکسی با یکی از مدیران ارشد اجرایی اپل نشسته بودم گفتم: می دانید که مایکروسافت Zune جدید خود را به من داده است. خیلی بهتر از آی پاد تاچ شما! آن مرد رو به من کرد و گفت: شک ندارم! گفتگو تمام شد!

بازیکن نامتناهی می فهمد که گاهی جلوتر هستید، گاهی اوقات عقب هستید. گاهی اوقات، محصول شما بهتر است، گاهی اوقات، بدتر! هدف این نیست که هر روز بهترین باشید، هدف این نیست که هر روز از رقبای خود پیشی بگیرید. این حرفها مال یک بازی محدود است!

📌 ⁉️رقیب اصلی من کیست؟
https://news.1rj.ru/str/ThinkThenMove/134

اگر در آن زمان به مایکروسافت می‌گفتم که آی‌پاد تاچ جدید را دریافت کردم، بسیار بهتر از Zune شماست، آنها می‌گفتند: آیا می‌توانیم آن را ببینیم؟ چه کاری انجام می‌دهد؟ و به شکل بی وقفه به واکنش خود ادامه می دادند!
👈بازیکنان محدود، بازی می کنند تا شرط بندی شوند تا افراد اطراف خود را شکست دهند. بازیکنان نا محدود، برای بهتر بودن از خودشان بازی می کنند.
آنها هر روز از خواب بیدار می شوند و می گویند که چگونه ما شرکت خود را امروز نسخه ای بهتر از دیروز آن کنیم؟ چگونه می توانیم محصولی را در این هفته ایجاد کنیم که بهتر از محصول هفته گذشته مان باشد؟ ما هم باید بازی نامتناهی را انجام دهیم.
موضوع؛ رتبه یکم بودن نیست. مهم این نیست که در توییتر فالوورهای بیشتری نسبت به دوستان خود داشته باشید. موضوع؛ پشت سر گذاشتن دیگران نیست! موضوع؛ در مورد چگونگی پیشی گرفتن از خود است! موضوع، فروش کتاب های بیشتر یا دریافت بازدیدهای TED بیشتر از دیگران نیست، بلکه این است که چگونه مطمئن شوید آثاری که تولید می کنید بهتر از کارهایی است که قبلا تولید کرده اید. شما رقیب خود هستید! و این چیزی است که تضمین می کند که شما در بازی، طولانی ترین مدت بمانید و این همان چیزی است که باعث می شود شادی پیدا کنید! زیرا
شادی ها نه از مقایسه، بلکه از پیشرفت حاصل می شود!

🎙سایمون سینک‌؛ کوچ بیزنس، نویسنده و سخنران انگیزشی
✍️امیرعباس زینت بخش

💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
✍️درس های آموخته شده و آموخته نشده از بحران مالی آسیا

٢۵ سال پیش‌؛ یک ماه قبل، شرق آسیا با بدترین بحران مالی خود روبرو شد. چندین کشور به ویژه مالزی، تایلند، اندونزی، کره جنوبی و فیلیپین مورد حمله قرار گرفتند. آنچه در ژوئیه ١٩٩٧ به عنوان یک حمله سفته جویانه به بات تایلند آغاز شد، به سرعت به سایر کشورها سرایت کرد.
در دوره سه ماهه از جولای تا اکتبر ١٩٩٧، بات ۴٠درصد، رینگیت مالزی و پزو فیلیپین حدود ٢٧ درصد، روپیه حدود ۴٠ درصد و وون ٣۵ درصد در برابر دلار آمریکا کاهش یافتند.
این یک ضربه جدی برای کشورهایی بود که به آنها لقب "اقتصادهای معجزه گر" داده شده بود.
بحران ارزی به سرعت به چیزی تبدیل شد که اقتصاددانان آن را «بحران دوقلو» نامیدند. در اصل، افت ارزها (در مقابل دلار) و پاسخ سیاست دفاع از آنها از طریق افزایش نرخ بهره، یک بحران بانکی داخلی را به وجود آورد.
📌اصطلاح بحران دوقلو یا twin crisis اولین بار توسط دو اقتصاددان بنامهای کامینسکی و رینهارت در اواخر دهه نود میلادی بکار برده شد.
📌البته در این نوع بحران، هر جا نمی توان ارتباط علی معلولی و مستقیمی میان بحران ارزی و بانکی برقرار کرد به نحوی که به شکل قاطع بگوییم بحران ارزی منجر به بحران بانکی می شود، این رابطه می تواند بر عکس هم باشد و یا حتی  می تواند ارتباط مستقیمی میان دو بحران وجود نداشته باشد.

👈این اتفاق در چهار کشور کره جنوبی، تایلند، اندونزی و مالزی رخ داد.

📌بنابراین بحران دوقلو؛ یعنی بحران همزمان ارزی و بانکی، که از آن به عنوان بحران تراز پرداخت نیز یاد می شود.

👈قبل از بحران شرق آسیا؛ بحران دوقلوی ١٩٩۴ مکزیک معروف به تکیلا رخ داد و در سال ١٩٩٨ بحران دوقلو از نوع روسی خود، به وقوع پیوست.

جالب توجه است که متوسط رشد تولید ناخالص داخلی اسمی برای چهار کشور مورد اشاره در دوره هفت ساله قبل از بحران؛ از ١٢ درصد در سال فراتر رفته بود. بنابراین، به شکل مرکّب، هر کشور تولید ناخالص داخلی خود را در سال ١٩٩۶ نسبت به سال ١٩٩٠ بیش از دو برابر کرده بود. 👈از این رو صندوق بین المللی پول اصطلاح پر زرق و برق "اقتصادهای معجزه گر" را در باره آنها به کار برد.
اما چنین رشدی به سادگی پایدار نبود، زیرا با رشد سریع پولی، کسری بزرگ حساب جاری و جریان‌های سرمایه، به‌ویژه از نوع کوتاه‌مدت آن، آغاز شد.

⁉️چندین توضیح جایگزین برای تشریح و توجیه این گونه بحران ها ارائه شده که به طور کلی، به سه مورد اشاره می گردد:

1️⃣ وجود ضعف‌های ساختاری و انحراف از سیاست‌ها؛ در اینجا یعنی سطوح بسیار بالای بدهی مبتنی بر ارزهای خارجی بر اساس نرخ‌های بهره متغیر، کاهش شدید جریان‌های ورودی سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی و نرخ‌های بالای ارز؛
👈از آنجایی که رژیم‌های نرخ ارز عمدتاً با نرخ‌های تعیین‌شده توسط دولت میخکوب یا شبه میخکوب می‌شوند، ارزش‌گذاری‌های (واحد پولی ملی در مقابل دلار) بیش از ارزش ذاتی؛ صرفاً انحراف های ناشی از سیاست‌ها بودند.

2️⃣ مخاطره اخلاقی ناشی از ترکیبی از عدم تقارن اطلاعاتی(Information Asymmetry) ، تضمین های ضمنی و عدم شفافیت.
👈وجود پیوندها یا زد و بندهای سیاسی-تجاری (میان نهادهای عمومی و خصوصی)، مشکلات انتخاب نامطلوب (Adverse Selection) را تشدید کرد و اقتصادهای زیربنایی را آسیب پذیر کرد. این آسیب‌پذیری‌ها تا زمانی که بحران آشکار نشد، پنهان مانده بود.

3️⃣معکوس شدن جریان سرمایه و عدم نقدشوندگی ناشی از آن.
👈هنگامی که بدهی خارجی کوتاه مدت به سرعت افزایش می یابد، زمانی که توانایی یک کشور در تسویه بدهی های کوتاه مدتِ معوق؛ مشکوک به نظر می رسد، ماشه بحران کشیده می شود. اگر شکاف های زیادی در موجودی دارایی های مالی نقد و ذخایر ناخالص وجود داشته باشد در حالی که نرخ ارز میخکوب شده باشد، این مساله؛ آسیب پذیری ایجاد می کند. با توجه به چنین عدم تعادلی، یک شوک ناگهانی می تواند به سرعت ذخایر را تخلیه کرده و نرخ ارز ثابت را ناپایدار کند.

درس هایی که آموخته شد:

برای سیاست‌گذاران، این بحران؛ یک درس عبرت بود. درس‌های زیادی به آنها آموخت و مهم‌تر از آن، فرصتی را برای آنها فراهم کرد تا اصلاحاتی را که می‌دانستند مورد نیاز است اما نخبگان سیاسی حاکم، مقاومت می‌کردند را انجام دهند.

1️⃣اولین درسی که آموخته شد این بود که شفافیت و افشای خوب اطلاعات؛ بهترین پادزهر در برابر حملات سفته جویانه است که از عدم شفافیت و شکاف های اطلاعاتی تغذیه می کند. دوره پس از بحران، شاهد تولید و انتشار اطلاعات مرتبط و به موقع؛ به ویژه در حوزه بانکداری و مالی بود.
2️⃣دومین درس کلیدی که آموخته شد این بود که نرخ‌های ارز ثابت، ناسازگار هستند و می‌توانند برای اقتصادهای در حال توسعه بسیار خطرناک باشند، زیرا همواره منجر به عدم تطابق برابری ارزی می‌شوند و شرکت‌ها را تشویق می‌کنند تا موقعیت‌های محافظت نشده ای بگیرند.👈پس از بحران، تغییری از نرخ های میخکوب شده به شناورهای مدیریت شده وجود داشت.

3️⃣سومین درس آموخته شده این بود که رشد مبتنی بر خلق بدهی؛ سطحی، ناپایدار و مستعد بحران است. "شعار رشد به هر قیمت" کنار گذاشته شد زیرا بحران نشان داد وقتی یک اقتصاد به شدت اهرمی است، آسیب پذیری در برابر شوک های خارجی چقدر می تواند مخرب و پرهزینه باشد.

4️⃣آخرین درس اساسی که آموخته شد، نیاز به بررسی ریسک کردن بیش از حد عوامل و بنگاه های اقتصادی بود که ناشی از شور و شوق، حرص و آز، مخاطره اخلاقی و توانایی برون سپاری ریسک های آنها با امید و اتکا به تضمین های دولتی و کمک های مالی برای نجات آنها یا bail out بود.

👈با فراگرفتن این درس‌ها توسط سیاست‌گذاران، کنترل‌ها و مقررات احتیاطی سخت‌گیرانه‌تری وضع شد و بانک‌ها؛ تامین سرمایه مجدد، تجمیع و ادغام و تقویت شدند و از سوی دیگر؛ بازارهای سرمایه برای دور شدن از سیستم های متمرکز بانکی ذاتاً ناپایدار، توسعه یافتند.

درس هایی که آموخته نشد:

در واقع از درس‌هایی که از این بحران آموخته‌ایم، خیرات زیادی حاصل شد. با ارزیابی سال‌های پس از بحران، برخی از کشورها مانند کره جنوبی و اندونزی، شاید به دلیل هزینه‌های هنگفت سیاسی و انسانی، بیشتر به اصلاحات وفادار بوده‌اند، در حالی که برخی دیگر مانند مالزی کمتر این چنین بوده اند.

👈با توجه به وضعیت کنونی، به نظر می رسد که هنوز درس های مهمی آموخته نشده است.

1️⃣اولین درسی که آموخته نشد، خطرات ناشی از انباشت بدهی است، صرف نظر از اینکه در چه بخشی باشد.
👈با سال ها پول آسان و نرخ های بهره سرکوب شده، سطوح قابل قبول و معقول آستانه های اهرمی؛ اجازه داده شده تا افزایش یابند. برای مثال؛ بخش‌های خصوصی و خانوارها در مالزی ، سطوح عظیمی از بدهی‌ها را انباشته کرده‌اند. اعداد گزارش شده ممکن است حتی شامل بدهی های همتا به همتا یا شخص به شخص و سایر بدهی های غیررسمی نباشد. بنابراین، حباب می تواند بزرگتر از آن چیزی باشد که اعداد نشان می دهند. علاوه بر این، آنچه اغلب نادیده گرفته می شود این است که وقتی مؤسسات، ضعیف و معیوب هستند؛ از اینکه انعطاف پذیرهستند، انعطاف پذیری حتی در سطوح پایین بدهی نیز به خطر می افتد.
به این ترتیب، نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی ممکن است لزوماً منعکس کننده آسیب پذیری واقعی نباشد. به عنوان مثال، بدهی سریلانکا به تولید ناخالص داخلی در سال ٢٠٢١ کمتر از بدهی سنگاپور و ژاپن در همان سال بود. بیش از نسبت بدهی، استقلال و قدرت نهادی مهم است.

2️⃣دومین درس مهمی که آموخته نشد این است که حکمرانی خوب مستلزم آن است که نباید اجازه داد سیاست و تجارت با هم ترکیب شوند. به نظر می رسد که اتهامات بسیاری در طول بحران سرمایه داری رفاقتی (میان بخش خصوصی و دولتی) که ریشه مشکلات مالزی و امثالهم است، جدی گرفته نشده است.
بنابراین، جای تعجب نیست که بدترین و ظالمانه ترین سوء استفاده ها و رسوایی های مالی مالزی پس از وقوع بحران رخ داده است. این گواه روشنی بر سطحی بودن اصلاحات انجام شده است. زمانی که پست های هیئت مدیره و رهبری در شرکت های متصل به دولت یا GLC ها به عنوان غنائمی  برای منافع سیاسی مورد استفاده قرار می گیرند، نمی توان انتظار حکمرانی خوب را داشت.

3️⃣آخرین درس مهمی که آموخته نشد این است که صرف پذیرش قوانین و مقررات، حتی قوانین مبتنی بر بهترین شیوه های بین المللی، بدون اجرا شدن کافی نیست.
همانطور که بسیاری از رسوایی های اخیر نشان داده اند، فقدان مقررات نبود، بلکه نظارت و اجرای ناکافی بود که آنها را ممکن کرد. در بسیاری از موارد، نهادهای نظارتی کلیدی در چرت زدن گرفتار شده اند.

با این حال، به نظر می رسد هیچ مکانیسم و اراده ای برای تنبیه این نهادهای نظارتی به جهت رفتار نا درستشان وجود ندارد. این شکاف‌ها در اجرا و شکست‌های نظارتی است که می‌تواند ما را برای سقوط بعدی آماده کند.

و سخن پایانی اینکه، اگرچه بحران دوقلو و درس های آن در حوزه شرق آسیا مورد بررسی قرار گرفت، با این حال به نظر می رسد اقتصاد ایران که برای سالیان متمادی در حال تجربه چنین بحرانی است، نیازمند آموختن و و از آن مهمتر، بکار بردن درس های آن می باشد که به قول ناپلئون هیل:
Knowledge is only potential power. It becomes power only when, and if, it is organized into definite plans of action, and directed to a definite end.
👈دانش یک قدرت بالقوه است. دانش فقط زمانی و به شرطی تبدیل به قدرت (بالفعل) می شود، که در برنامه های عملی قطعی، سازماندهی شده و به سوی یک هدف مشخص هدایت شود.☝️
Forwarded from اندیشه و حرکت
⭕️کارهایی که انجام داده ایم یا کارهایی که انجام نداده ایم؟ کدام مهمترند؟

در بیشتر مواقع وقتی می خواهیم از رموز موفقیت یک قهرمان در ورزش، کارآفرینی، کنکور، تحصیلات و...بدانیم سوال کلیشه ای که می پرسیم این است که: "لطفا برای ما توضیح دهید که برای رسیدن به این مقام و موفقیت چه کارهایی انجام داده اید؟"
👈وقهرمان ما هم پاسخ می دهد: "روزی 18 ساعت تمرین،کار، مطالعه کردم و این کار و آن کار را انجام دادم..."

✔️در حالی که سوال درست تر این است که: " لطفا برای ما توضیح دهید که برای رسیدن به این مقام و موفقیت چه کارهایی انجام نداده اید؟"
👈که در پاسخ خواهیم شنید: "فلان غذاها و نوشیدنی ها را نخوردم، با خیلی آدم هایی که در راستای اهداف و ارزش هایم نبودند معاشرت نکردم، با دوستانم به سینما نرفتم، به میهمانی ها و گَده هایی که شب ها تا نیمه شب برگزار می شود نرفتم و..." که مجموعه ای از کارهای انجام نشده است!

📌امام علی (ع) در پاسخ به سوال کننده ای که پرسید: "چگونه به این جایگاه رفیعی که هستی رسیدی" پاسخ داد: "دروازه بان قلبم بودم!"... یعنی اجازه ندام خیلی از احساسات، افکار، ایده ها و اندیشه ها وارد قلب و فکرم شوند!

🎯بنابراین؛ پشت سر هر کار موفق و دست آورد ارزشمندی؛ ده ها، صدها و شاید هزاران کار است که انجام نشده است!
و انسان های موفق بی رحمانه و بدون تعارف به بسیاری از پیشنهادها ، ایده ها، و کارهایی که در راستای اهداف و ارزش هایشان نیست محکم "نه" می گویند!
همان گونه که استیو جابز؛ اسطوره خلاقیت و کارآفرینی می گوید:
People think focus means saying yes to the thing you’ve got to focus on. But that’s not what it means at all. It means saying no to the hundred other good ideas that there are. You have to pick carefully. I’m proud of many of the things we haven’t done as the things we have done. Innovation is saying ‘no’ to thosand things.👤Steve Jobs
👈آدمها فکر می کنند تمرکز یعنی "بله" گفتن به کاری است که باید روی آنها تمرکز کنید. اما این معنی تمرکز نیست بلکه معنی آن "نه" گفتن به صد تا ایده خوب دیگر می باشد! باید با دقت از میان آنها انتخاب کنید.
✔️من به خیلی از کارهایی که انجام نداده ایم به همان اندازه افتخار می کنم که به کارهایی که انجام داده ایم!
نو آوری به معنی "نه" گفتن به هزار تا کار است!☝️

جالب این است که وارن بافت؛ سلطان بازار سهام هم می گوید:
The difference between successful people and really successful people is that really successful people say no to almost everything.👤Warren Buffett
👈تفاوت میان "مردمان موفق" و "مردمان واقعا موفق" این است که "مردمان واقعا موفق" تقریبا به همه چیز "نه" می گویند!

پس وقتی جک ما؛ رئیس علی بابا می گوید:
You should learn from your competitor, but never copy. Copy and you die.👤Jack Ma
👈باید از رقیبتان بیاموزید اما هرگز کپی نکنید. کپی کنید و نابود شوید!

🔴دقیقا به این نکته توجه کرده که در کپی کردن؛ نهایت موفقیت کپی کننده؛ دیدن کارهای انجام شده است و چون نمی تواند کارهای انجام نشده را ببیند، در عرصه رقابت محکوم به فناست!

⭕️امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
Forwarded from اندیشه و حرکت
⭕️✍️قانون کلاسیک بزرگترین سرمایه گذار "خلاف گرای" بازار سهام جهان

🔵در سال 1963 قیمت سهام شرکت اَمریکن اکسپرس (AXP) پس از اینکه معلوم شد پشتوانه وثیقه وام های پرداختی اش به شرکت Allied Crude Vegetable Oil وجود خارجی نداشت، فروریخت. ماجرا از این قرار بود که وثیقه وام ها مبتنی بر 1.8 میلیون پوند (816.5 هزار کیلو) روغن سالاد بود که تاجر کالا آقای آنتونی دِ انجلیس با مخلوط کردن آب و 1.1 میلیون پوند روغن (که طبیعتا روغن به دلیل چگالی کمتر روی سطح آب قرار می گیرد) ماموران بازرسی را فریب داده بود و کشف آن بیش از 50 میلیون دلار خسارت به شرکت وارد کرد. به محض سقوط 40 درصدی سهام AXP و سلب اعتماد بازار از نجات یافتن آن، وارن بافت که پس از مرور و بررسی مدل کاروکسب شرکت متوجه شد که مزیت رقابتی (moat) اش به واسطه این رخداد نمی تواند ضربه بخورد و ارزش آنرا بیش از ارزش حسابداری می دانست، آماده خریدن سهام شرکت شد و اقدام به سرمایه گذاری 40 درصد پولهای مشارکتی خود در این سهام کرد. بله! پیش بینی و محاسبات او درست از آب در آمد و ظرف 5 سال ارزش سهام AXP 5 برابر شد!

🔴"وقتی همه حریص هستند تو ترسو باش و زمانی که همه ترسو هستند تو حریص باش!"☝️ این قانون کلاسیک وارن بافتِ خلاف گرایی است که برخلاف روند بازار سهام خرید و فروش می کند با این منطق که وقتی همه حریص هستند؛ قیمت ها حباب پیدا کرده و متورم می شود و در نتیجه سود سرمایه گذاری کم می شود و زمانی که همه ترسو هستند و سرعت انجام معاملات کند می شود؛ فرصت مناسبی است برای خرید کردن همراه با ارزش!

📌از مایکل شوماخر درباره رمز موفقیت او پرسیدند و گفت: وقتی همه رقبا ترمز می کنند من گاز میدهم!

🔗تفاوت میان "قیمت" و "ارزش"
...وارن در ادامه با تاکید بر این نکته که هدف؛ کسب ارزش است و فرق است میان قیمت و ارزش می گوید: "قیمت آن چیزی است که می پردازی و ارزش؛ آن چیزی است که بدست می آوری!" که اگر یک سهم یا دارایی را با قیمت مناسب بخری؛ طی زمان به ارزشی که بدست می آوری، افزوده می شود. در مورد AXP هم داستان این بود که قیمت سهام فروریخت اما از ارزش ذاتی شرکت چیزی کاسته نشده بود!

It is much better to buy a wonderful business at a good price than a good business at a wonderful price!👤Warren Buffett
📌خیلی بهتره که یه شرکت فوق العاده رو با قیمت خوب بخری تا یه شرکت خوب رو با قیمت فوق العاده!

✔️یک نمونه دیگر
🔵در سال 1976 شرکت GEICO به دلیل تغییر مدل کاروکسب؛ یعنی پوشش بیمه ای برای رانندگان پرخطر تا مرز ورشکستگی پیش رفت و سهام آن سقوط کرد. وارن که از ارزش ذاتی و مزیت رقابتی شرکت اطلاع داشت، با اخذ تعهد از مدیر ارشد اجرایی شرکت؛ آقای دیوید بِرن مبنی بر بازگرداندن شرکت به مدلی اصلی کاروکسب و عدم پوشش رانندگان پر خطر 4.1 میلیون دلار در آن شرکت سرمایه گذاری کرد که طی 5 سال ارزش این سرمایه گذاری به 30 میلیون دلار رسید که اکنون یکی از شرکت های تابع برکشایر هثوی (BRKB) جناب بافت و شرکای اوست.

🔴🎯جمع بندی و سخن آخر اینکه سرمایه گذاری موفق در بازار سهام و هر زمینه دیگر، آن هم در شرایطی که ترس بر یک بازار و اقتصاد حاکم می شود و به قول وارن؛ آنی، فراگیر، شدید و ضربه زننده و غلبه بر آن در حرف؛ آسان تر است از عمل؛ کاملا از مقوله صبر و حوصله است! چرا که خرید سهم؛ یعنی شراکت در یک کاروکسب واقعی که با هزاران خطر و چالش مواجه است و برای کسب ارزش باید مهلت داد! بنابراین؛ عجله در سایه ترس یعنی انتقال سریع سرمایه بازار به جیب افرادی که حریصانه سهم ها و دارایی ها را ارزان خریده و صبورانه منتظر چیدن میوه های سرمایه گذاری خود در آینده می باشند!

⭕️✍️امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈

@ThinkThenMove
Forwarded from اندیشه و حرکت
⭕️آی بی سی شانگهای و توسعه زیرساخت های ایران

خبر مهم این روزها؛ عضویت کشورمان در سازمان همکاری های شانگهای است که از امروز ٢۶ شهریور ١۴٠٠؛ ایران رسما نهمین عضو اصلی این سازمان راهبردی سیاسی، اقتصادی و امنیتی گردید.
این دستاورد مهم که حاصل سالیان متمادی مذاکرات و نهایتا یک توافق جامع میان ایران و عمدتا غول های اقتصادی آسيا یعنی هند و چین و روسیه می باشد، می تواند قدرت چانه زنی کشورمان که چالش اصلی آن مسائل اقتصادی و مالی است را بالا ببرد تا از این فرصت عضویت برای جذب اعتماد بین المللی برای سرمایه گذاری در پروژه های زیرساختی خود بهره ببرد.

💰کنسرسیوم بین بانکی سازمان همکاری های شانگهای
👈این کنسرسیوم که از آن به شکل خلاصه SCO IBC نام برده می شود؛ یک پلتفرم است برای سرمایه گذاری مشترک اعضا در پروژه های توسعه ای یکدیگر. ماموریت اصلی این کنسرسیوم که ١۶ سال پیش توسط شورای سران‌ این سازمان تاسیس گردید؛ این است که تحت "پیمان همکاری بین بانکی در محدوده کشورهای عضو" با ایجاد مکانیسم های مناسب، به لحاظ مالی از پروژه های کشورهای عضو حمایت کرده و به ارائه خدمات از جمله مشاوره و آموزش تکنیکی پرسنل نهادهای مالی اعضا پرداخته و همچنین با نهادهای مالی اعضای ناظر و شریک مانند قطر، ترکیه، مصر و عربستان در قالب شورای بیزینس سازمان‌ به گفتگو و مذاکره بپردازد.

📌💵بانک های عضو این کنسرسیوم:
👈بانک توسعه قزاقستان
👈بانک آر اس کی قرقیزستان
👈شرکت تامین مالی زیرساخت هند
👈بانک توسعه چین
👈شرکت دولتی توسعه روسیه (رئیس کنسرسیوم)
👈بانک پس انداز جمهوری تاجیکستان
👈بانک ملی ازبکستان برای امور اقتصادی خارجی
👈بانک حبیب پاکستان

📌💴بانک های شریک سازمان
👈بانک توسعه اوراسیا
👈بانک پس انداز بلاروس
👈بانک توسعه مغولستان

🧷به نظر می رسد گام مورد انتظار بعدی ایران، معرفی یک بانک به این کنسرسیوم و ایجاد یک لینک مالی رسمی با ٨ عضو دیگر سازمان و همچنین اعضای ناظر و شرکای محاوره ای سازمان باشد.
⁉️البته با توجه به اینکه ٨٨ درصد تسویه حساب های تجارت جهانی با دلار آمریکا و ٧۵ درصد ذخایر بانک های مرکزی جهان به این واحد پولی می باشد، عملیاتی شدن و نتيجه بخش بودن این مکانیسم را کماکان با مسائل جدی مواجه کند که امید است با اهرم عضویت و مذاکرات حرفه ای بتوان مقدمتا و نقدا از فرصت خدمات آموزشی کنسرسیوم بهره مند شد و در قدم بعدی، شرکا را مجاب به ورود به سرمایه‌ گذاری در اقتصاد ملی نمود.
📍در این میان؛ با توجه به قرارداد ٢۵ ساله ایران و چین و همچنین بلندپروازی های چین در طرح جهانی یک کمربند یک جاده یا OBOR و تفاهم های متعددی که میان دو دولت به ویژه با کمیسیون اصلاح و توسعه چین یا NDRC برای فایننس طرح های زیرساختی ایران معلق مانده، شاید الحاق مالی ایران به این کنسرسیوم، فرصت‌های جدی تری را برای این دو عضو فراهم آورد.
👈و در پایان اشاره به جمله معروف جک ما؛ موسس علی بابا شایان ذکر است...
📌Wars Start when trade stops!
هرکجا تجارت متوقف شود، جنگ آغاز می شود...
👈و به عبارت دیگر؛ بهترین راه امنیت و پایداری یک اقتصاد، درگیر و سهیم کردن اقتصادهای دیگر با اقتصاد خود است...☝️

⭕️امیرعباس زینت بخش
💢کانال‌اندیشه و حرکت👈

@ThinkThenMove
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⭕️٧ کاری که فقرا انجام می دهند اما ثروتمندان انجام نمی دهند...

پای درس Dan Lok👤کارآفرین سریالی* و نویسنده ١٠ کتاب پرفروش بین المللی بیزینس

1⃣فقرا تلویزیون تماشا می کنن و ثروتمندان کتاب می خونن!
2⃣فقرا بر اساس ساعت کاریشون پول می گیرن و ثروتمندان بر اساس نتیجه ای که بدست میاد!
3⃣فقرا دیگران (اقتصاد، دولت، رئیس، همسایه...) رو مقصر بدبختیاشون میدونن و ثروتمندان میگن خودمون مسئول شکست هامون هستیم!
4⃣فقرا روی پس انداز تمرکز می کنن و ثروتمندان روی سرمایه گذاری!
5⃣فقرا فکر می کنن همه چیز رو می دونن و ثروتمندان دائم در حال یادگیری هستن!
6⃣فقرا اعتقاد دارن پول سرچشمه همه شرارت هاس و ثروتمندان اعتقاد دارن فقر ریشه همه شرارت هاس!
7⃣فقرا ذهنیت برنده شدن در بخت آزمایی دارن و ثروتمندان ذهنیت مبتنی بر اقدام و عمل!

🔴*کارآفرین سریالی کسی است که مرتب با ایده های جدید، بیزینس های جدید راه اندازی کرده و مسئولیت آنرا به فرد دیگری می سپارد.
📕آخرین کتاب Dan Lok👤
در سال ٢٠١٩: قفل آنرا باز کن 👈Unlock it
The Master Key to Wealth, Success, and Significance
می باشد.

⭕️امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈

@ThinkThenMove
Forwarded from اندیشه و حرکت
⭕️✍️رقیب اصلی من کیست؟!؟

"...در واقع کسانی که خود را در حال مسابقه با دیگران می‌بینند، به این امر توجه ندارند که زمانی که عده‌ای با هم مسابقه می‌دهند در لحظه‌ای که سوت داور به صدا در می‌آید در یک مکان ایستاده‌اند؛ و در واقع مسابقه‌ها، به این معنا مسابقه‌اند که آغاز مسابقه، هم به لحاظ زمانی، و هم به لحاظ مکانی از یك جا شروع شود.
به عنوان مثال اگر فرض کنیم که در مسابقه‌ای شخصی صد متر جلوتر ایستاده باشد و شخص دیگری یک کیلومتر عقبتر، این که مسابقه نمی‌شود؛ و مسئله بر سر این است که ما انسانها زمانی که بدنیا می‌آییم در یک جایگاه نایستاده‌ایم. ما نه به لحاظ جسمانی در شرایط واحدی بدنیا می‌آییم و نه به لحاظ ذهنی در شرایط واحدی بدنیا می‌آییم و نه به لحاظ روانی. بنابراین هر گاه من خود را با شما مقایسه کنم، چون در بدو تولد در یک نقطه نایستاده بوده‌ایم، نتیجه مسابقه هر چه باشد به ضرر من خواهد بود؛ و دلیل این امر این است كه اگر من خودم را با شما مقایسه كنم و شما از لحاظ موقعیتی از من عقبتر باشید، جلوتر بودن خود را حمل بر تلاش و كوششم تلقی خواهم كرد، كه نادرست است و از طرف دیگر هم، اگر در هنگام مقایسه من از شما عقبتر باشم، عقب‌ماندگی خود را بر اثر كاهلی خود می‌گذارم، كه این هم نادرست است.
انسانهایی كه از لحاظ جسمانی، ذهنی و روانی در یك مختصات قرار نگرفته‌اند، نمی‌توانند خود را با دیگران مقایسه كنند، و نكته در اینجا است كه هیچ دو انسانی در مختصات جسمانی، ذهنی، روانی یكسان یافت نمی‌شود. بنابراین تنها انسانی كه می‌توانیم با خودمان مقایسه كنیم خودمان است. بدین ترتیب كه در هر لحظه به خودمان بگوییم، آیا می‌توانم از این موقعیتی كه در آن قرار دارم و از این چیزی كه هستم، جلوتر و بهتر باشم یا نه، و اگر می‌توانم به آن سمت حركت كنم."👤استاد مصطفی ملکیان

👈پس می توان گفت که این "رقابت با خود" نه "با دیگران" است که رمز "بهبود مستمر" در حال و روز انسان می باشد:
I am in competition with no one. I run my own race. I have no desire to play the game of being better than anyone, in any way, shape or form. I just aim to improve, to be better than I was before. That’s me and I am free.👤Jenny G. Perry
من در رقابت با هیچکس نیستم. من با خودم مسابقه میدهم! من به "بازی بهتر بودن از دیگران" به هر فرم و شکلی که باشد، هیچ علاقه ای ندارم. هدف من فقط بهبود و بهتر بودن از گذشته ام است. این منم و من آزادم!

👈👤بیل گیتس هم مقایسه خود با دیگران؛ که ریشه رقابت با آنهاست را توهین به خود می داند:
Don't compare yourself with anyone in this world...if you do so, you are insulting yourself!
و در ادامه می گوید:
I am not in competition with anyone but myself. My goal is to improve myself continuously.
من با هیچکس جز خودم در رقابت نیستم! هدفم بهبود مستمر خودم می باشد!

👈و در نظر👤مارک تواین؛ مقایسه خود با دیگران یعنی مرگ لذت!
Comparison is the death of joy!☝️

👈علاوه بر همه، خوب میدانیم اوّل کسی که خودش را با دیگری مقایسه کرد و به رقابت پرداخت؛شیطان بود که گفت: من ازآتش خلق شده ام وانسان ازگِلی لجن...من بر او سجده نمیکنم!☝️

کار پاکان را قیاس از خود مگیر
گرچه باشد در نبشتن شیر و شیر
👤مولانا

بنابراین وقتی👤مردان خدا می گفتند:
One whose two days are equal is a loser!
هرکس دو روزش مساوی باشد، کلاه سرش رفته؛
اصل رقابت را میان انسان و خود او می دانسته اند!
پس رقیب اصلی من؛ خود دیروزی من است!

🎯و سخن آخر اینکه انسان های فوق العاده موفق؛ با تمرکز روی شناخت درست از استعدادها و ظرفیت های خود، و صرفه جویی در هدر دادن انرژی برای رقابت و مسابقه با دیگران، حسادت، خود بزرگ بینی و یا خود کم بینی؛ همیشه با خود دیروزشان در رقابت بوده و بهترین هایشان را به نمایش می گذارند.✌️

Always remember that you are absolutely unique! Just like everyone else!👤Margaret Mead

⭕️✍️امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove