جهان غرب به سادگی نمی تواند بسیاری از محصولاتی را که چین اکنون به آن صادر می کند، تولید کند، البته به قیمتی که مصرف کنندگان آنها می خواهند و به آن عادت کرده اند! بنابراین، راه جایگزین برای شرکتهای غربی این است که به مکانهایی بروند که بیشترین چیزی را که چین میتواند (یعنی هزینه پایین) ارائه دهند.
2⃣به غیر از سود بردن از سرمایه گذاری های جدید بالقوه منحرف شده از چین، بازارهای نوظهور و در حال توسعه می توانند از شرکت های غربی در حال حاضر در چین نیز بهره مند شوند که به دلایل استراتژیک (استراتژی "چین + ١") می خواهند تاسیسات توسعه ای جدیدی را در خارج از این کشور قرار دهند. ایده این است که تاسیسات فعلی چین را حفظ کنیم، اما توسعه جدید را به خارج منتقل کنیم. هدف هم؛ تنوع بخشی برای کاهش خطر شوک های زنجیره تامین که در اوایل سال جاری تجربه شد و همچنین به حداقل رساندن خطرات ژئوپلیتیکی فزاینده است. قبلاً شرکت هایی مانند اپل، مونتاژ چندین محصول را به ویتنام و هند منتقل کرده اند. با توجه به حجم عظیم تعهدات میان چین و غرب که در حال حاضر وجود دارد، سرریز سرمایه گذاری ناشی از استراتژی "چین + ١" می تواند برای بازارهای نوظهور، عظیم باشد.
📌چین + ١ که به سادگی بهعنوان Plus One یا C+1 نیز شناخته میشود، استراتژی تجاری برای جلوگیری از سرمایهگذاری فقط در چین و تنوع بخشیدن به تجارت در کشورهای دیگر است.
3⃣سومین منبع سرمایه گذاری بالقوه میتواند از سوی شرکتهای چینی باشد که به دنبال کاهش تعرفه ها و سایر محدودیتها بر روی محصولات با منشأ چین هستند!
از آنجایی که کار و کسب هایی مانند شرکتهای چندملیتی، زنجیره های تامین کنونی خود را با محوریت چین تنظیم مجدد میکنند، بازارهای نوظهور و در حال توسعه میتوانند از هر دو طرف فرآیند جدا شدن (غرب از چین) سود ببرند؛ هم دریافت کننده سرمایه گذاریهای جدید که از چین منحرف شده اند باشند و هم دریافت کنندگان سرمایه گذاریهای خروجی از چین، زیرا شرکتهای چندملیتی به دنبال محافظت از قرار گرفتن در معرض چین از مسیر استراتژی چین + ١ می باشند.
🗓آخرین باری که اتفاق مشابهی رخ داد با "توافق پلازا" در سال ١٩٨۵ تسریع شد. در آن زمان، این توافق ارزی با هدف اصلاح عدم تعادل تجاری از طریق تنظیم مجدد نرخهای ارز، توسط غرب به ژاپن و ببرهای آسیایی تحمیل شد. از آنجایی که ژاپن و ببرهای آسیایی مجبور شدند تولید خود را به دلیل افزایش نرخ ارزهایشان تغییر مکانی دهند، یک تغییر تکتونیکی و جغرافیایی در ظرفیت تولید جهانی اتفاق افتاد. بازارهای نوظهور - به ویژه آنهایی که در "آسه آن" وجود دارند؛ مانند مالزی، تایلند، اندونزی و ویتنام، با رونق سرمایه گذاری مستقیم خارجی تقویت شدند و با شکستن رکوردهای جهانی سریعترین نرخ رشد تولید ناخالص داخلی را ثبت کردند.
این بار اما با توجه به بزرگی اعداد و ارقام، مزایای بالقوه می تواند بسیار بزرگتر باشد. گستره جغرافیایی جابجایی ها نیز میتواند بسیار گسترده تر از تمرکز قبلی یعنی "آسه آن" باشد.
✅به کشورهای در حال توسعه ای که مشتاق بخشی از این کیک هستند، توصیه می شود که رویکردی پیشدستانه داشته باشند. سیاست انتظار و انفعالی ممکن است کارساز نباشد. کشورهای مشتاق، بیش از اینکه صرفاً موقعیت خود را به نمایش بگذارند، باید نوع صنعت متناسب با نیازهایشان و بازیگرانی را که ممکن است بخواهند جابه جا شوند را شناسایی کرده و با بسته های تشویقی مناسب به آنها دسترسی پیدا کنند.
از آنجایی که مهارت و استعداد نیروی کار چین، بیش از هزینه کم، چیزی است که شرکتهای غربی را به خود جذب میکند، یارانه دادن جهت تدارک مهارت نیروی کار مناسب در راستای رفع نیازهای خاص سرمایه گذاران توصیه می گردد.
🔴خلاصه کلام اینکه، جدایی غرب از چین سه منبع فوق العاده درآمدی را برای اقتصادهای نوظهور و در حال توسعه فراهم می نماید:
👈اولین آنها از محل فعالیت شرکت های غربی است که از چین جابجا می شوند،
👈دومین؛ از محل سرمایه گذاری های جدید غربی ها در قالب راهبرد چین +١ در خارج از چین و،
👈سومین هم از محل شرکت های چینی خواهد بود که برای اجتناب از عوارض گمرکی و تحریم ها تولید خود را به خارج از چین منتقل می کنند!
که البته به نظر می رسد با توجه به شرایط کنونی و پیش رو قرار نیست لقمه ای دهن گیر از این کیک عظیم، نصیب اقتصاد ایران بشود!
👈و درسی که از تجربه چین می آموزیم این است که برای تسلط بر فن آوری های روز دنیا، قدم اول این است که درهای تجارت کشور باید بروی جهان باز باشد و هرگز در شرایط تحریم نمی توان به مزیت های رقابتی در بازی تجارت بین الملل دست یافت!
👈و دیگر اینکه در تجارت جهانی، اولویت هر اقتصاد؛ منافع ملی آن است و هیچ عقد اخوت و شراکت مادم العمری در این بازی وجود ندارد!
⭕️✍عبیدالله عصمت پاشا
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت 👈
@ThinkThenMove
2⃣به غیر از سود بردن از سرمایه گذاری های جدید بالقوه منحرف شده از چین، بازارهای نوظهور و در حال توسعه می توانند از شرکت های غربی در حال حاضر در چین نیز بهره مند شوند که به دلایل استراتژیک (استراتژی "چین + ١") می خواهند تاسیسات توسعه ای جدیدی را در خارج از این کشور قرار دهند. ایده این است که تاسیسات فعلی چین را حفظ کنیم، اما توسعه جدید را به خارج منتقل کنیم. هدف هم؛ تنوع بخشی برای کاهش خطر شوک های زنجیره تامین که در اوایل سال جاری تجربه شد و همچنین به حداقل رساندن خطرات ژئوپلیتیکی فزاینده است. قبلاً شرکت هایی مانند اپل، مونتاژ چندین محصول را به ویتنام و هند منتقل کرده اند. با توجه به حجم عظیم تعهدات میان چین و غرب که در حال حاضر وجود دارد، سرریز سرمایه گذاری ناشی از استراتژی "چین + ١" می تواند برای بازارهای نوظهور، عظیم باشد.
📌چین + ١ که به سادگی بهعنوان Plus One یا C+1 نیز شناخته میشود، استراتژی تجاری برای جلوگیری از سرمایهگذاری فقط در چین و تنوع بخشیدن به تجارت در کشورهای دیگر است.
3⃣سومین منبع سرمایه گذاری بالقوه میتواند از سوی شرکتهای چینی باشد که به دنبال کاهش تعرفه ها و سایر محدودیتها بر روی محصولات با منشأ چین هستند!
از آنجایی که کار و کسب هایی مانند شرکتهای چندملیتی، زنجیره های تامین کنونی خود را با محوریت چین تنظیم مجدد میکنند، بازارهای نوظهور و در حال توسعه میتوانند از هر دو طرف فرآیند جدا شدن (غرب از چین) سود ببرند؛ هم دریافت کننده سرمایه گذاریهای جدید که از چین منحرف شده اند باشند و هم دریافت کنندگان سرمایه گذاریهای خروجی از چین، زیرا شرکتهای چندملیتی به دنبال محافظت از قرار گرفتن در معرض چین از مسیر استراتژی چین + ١ می باشند.
🗓آخرین باری که اتفاق مشابهی رخ داد با "توافق پلازا" در سال ١٩٨۵ تسریع شد. در آن زمان، این توافق ارزی با هدف اصلاح عدم تعادل تجاری از طریق تنظیم مجدد نرخهای ارز، توسط غرب به ژاپن و ببرهای آسیایی تحمیل شد. از آنجایی که ژاپن و ببرهای آسیایی مجبور شدند تولید خود را به دلیل افزایش نرخ ارزهایشان تغییر مکانی دهند، یک تغییر تکتونیکی و جغرافیایی در ظرفیت تولید جهانی اتفاق افتاد. بازارهای نوظهور - به ویژه آنهایی که در "آسه آن" وجود دارند؛ مانند مالزی، تایلند، اندونزی و ویتنام، با رونق سرمایه گذاری مستقیم خارجی تقویت شدند و با شکستن رکوردهای جهانی سریعترین نرخ رشد تولید ناخالص داخلی را ثبت کردند.
این بار اما با توجه به بزرگی اعداد و ارقام، مزایای بالقوه می تواند بسیار بزرگتر باشد. گستره جغرافیایی جابجایی ها نیز میتواند بسیار گسترده تر از تمرکز قبلی یعنی "آسه آن" باشد.
✅به کشورهای در حال توسعه ای که مشتاق بخشی از این کیک هستند، توصیه می شود که رویکردی پیشدستانه داشته باشند. سیاست انتظار و انفعالی ممکن است کارساز نباشد. کشورهای مشتاق، بیش از اینکه صرفاً موقعیت خود را به نمایش بگذارند، باید نوع صنعت متناسب با نیازهایشان و بازیگرانی را که ممکن است بخواهند جابه جا شوند را شناسایی کرده و با بسته های تشویقی مناسب به آنها دسترسی پیدا کنند.
از آنجایی که مهارت و استعداد نیروی کار چین، بیش از هزینه کم، چیزی است که شرکتهای غربی را به خود جذب میکند، یارانه دادن جهت تدارک مهارت نیروی کار مناسب در راستای رفع نیازهای خاص سرمایه گذاران توصیه می گردد.
🔴خلاصه کلام اینکه، جدایی غرب از چین سه منبع فوق العاده درآمدی را برای اقتصادهای نوظهور و در حال توسعه فراهم می نماید:
👈اولین آنها از محل فعالیت شرکت های غربی است که از چین جابجا می شوند،
👈دومین؛ از محل سرمایه گذاری های جدید غربی ها در قالب راهبرد چین +١ در خارج از چین و،
👈سومین هم از محل شرکت های چینی خواهد بود که برای اجتناب از عوارض گمرکی و تحریم ها تولید خود را به خارج از چین منتقل می کنند!
که البته به نظر می رسد با توجه به شرایط کنونی و پیش رو قرار نیست لقمه ای دهن گیر از این کیک عظیم، نصیب اقتصاد ایران بشود!
👈و درسی که از تجربه چین می آموزیم این است که برای تسلط بر فن آوری های روز دنیا، قدم اول این است که درهای تجارت کشور باید بروی جهان باز باشد و هرگز در شرایط تحریم نمی توان به مزیت های رقابتی در بازی تجارت بین الملل دست یافت!
👈و دیگر اینکه در تجارت جهانی، اولویت هر اقتصاد؛ منافع ملی آن است و هیچ عقد اخوت و شراکت مادم العمری در این بازی وجود ندارد!
⭕️✍عبیدالله عصمت پاشا
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت 👈
@ThinkThenMove
Forwarded from فردای اقتصاد
فرصت چین برای اقتصادهای نوظهور
💢پروفسور عبیدالله عصمت پاشا و دکتر امیرعباس زینتبخش، تحلیلگران بازارهای مالی در یادداشتی برای «فردای اقتصاد»، فرصت جدایی غرب از چین برای اقتصادهای نوظهور را واکاوی کردهاند.
🔻در بخشی از این یادداشت آمده:
▪️حداقل برای دو دهه گذشته، حضور در چین توسط شرکتهای غربی بهعنوان یک مزیت رقابتی متمایز نسبت به همتایان خود تلقی میشد.
▪️اکنون به نظر میرسد همه چیز در حال تغییر است. بدگمانی آمریکا و اروپا نسبت به چین در حالی افزایش یافته است که چین به دنبال کنترل سرنوشت فناوری خود است. تا زمانیکه چین یک تولیدکننده کمهزینه و با ارزش افزوده کم کالاهای اساسی بود، با نیازهای غرب برای تولید محصولات مصرفی ارزان هماهنگ بود، اما زمانیکه چین زنجیره ارزش را افزایش داد و قصد خود را برای تسلط و بومیسازی فناوری پیشرفته تحت سیاست ساخت چین ٢٠٢۵ اعلام کرد، واکنشهای غرب را به دنبال داشت.
▪️چینی که به دنبال برابری فناوری با غرب است، بهویژه در صنایع کلیدی مانند هوش مصنوعی، G5 نیمههادیها، هوافضا و بیوفناوری؛ برای سیاستگذاران غربی بهسادگی قابل قبول نبود. آنچه با اعمال تعرفهها آغاز شد، به تحریمهای آشکار بهویژه علیه غولهای فناوری چینی مانند ZTE و هواوی تبدیل شد.
▪️استیو بنن، استراتژیست سابق دونالد ترامپ بود که در سال ٢٠١٨ اعلام کرد از آنجاییکه ایالات متحده بیش از حد به تجارت با چین وابسته است، باید به دنبال "جدا شدن" باشد. امروز با افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی، روایت جدایی از چین با پیوستن اروپاییها به گروه کُر آمریکا، جان تازهای به خود گرفته است.
▪️برای بازارهای نوظهور جهان، این جداسازی اگر کشش پیدا کند، نویدبخش تغییرات تکتونیکی (تغییرات اقلیمی) و ژئوپولیتیک است. اعداد و ارقام و در نتیجه سهمها، بسیار بزرگ است.
برای مطالعه مشروح این تحلیل کلیک کنید
#اندیشکده
@Feghtesad
💢پروفسور عبیدالله عصمت پاشا و دکتر امیرعباس زینتبخش، تحلیلگران بازارهای مالی در یادداشتی برای «فردای اقتصاد»، فرصت جدایی غرب از چین برای اقتصادهای نوظهور را واکاوی کردهاند.
🔻در بخشی از این یادداشت آمده:
▪️حداقل برای دو دهه گذشته، حضور در چین توسط شرکتهای غربی بهعنوان یک مزیت رقابتی متمایز نسبت به همتایان خود تلقی میشد.
▪️اکنون به نظر میرسد همه چیز در حال تغییر است. بدگمانی آمریکا و اروپا نسبت به چین در حالی افزایش یافته است که چین به دنبال کنترل سرنوشت فناوری خود است. تا زمانیکه چین یک تولیدکننده کمهزینه و با ارزش افزوده کم کالاهای اساسی بود، با نیازهای غرب برای تولید محصولات مصرفی ارزان هماهنگ بود، اما زمانیکه چین زنجیره ارزش را افزایش داد و قصد خود را برای تسلط و بومیسازی فناوری پیشرفته تحت سیاست ساخت چین ٢٠٢۵ اعلام کرد، واکنشهای غرب را به دنبال داشت.
▪️چینی که به دنبال برابری فناوری با غرب است، بهویژه در صنایع کلیدی مانند هوش مصنوعی، G5 نیمههادیها، هوافضا و بیوفناوری؛ برای سیاستگذاران غربی بهسادگی قابل قبول نبود. آنچه با اعمال تعرفهها آغاز شد، به تحریمهای آشکار بهویژه علیه غولهای فناوری چینی مانند ZTE و هواوی تبدیل شد.
▪️استیو بنن، استراتژیست سابق دونالد ترامپ بود که در سال ٢٠١٨ اعلام کرد از آنجاییکه ایالات متحده بیش از حد به تجارت با چین وابسته است، باید به دنبال "جدا شدن" باشد. امروز با افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی، روایت جدایی از چین با پیوستن اروپاییها به گروه کُر آمریکا، جان تازهای به خود گرفته است.
▪️برای بازارهای نوظهور جهان، این جداسازی اگر کشش پیدا کند، نویدبخش تغییرات تکتونیکی (تغییرات اقلیمی) و ژئوپولیتیک است. اعداد و ارقام و در نتیجه سهمها، بسیار بزرگ است.
برای مطالعه مشروح این تحلیل کلیک کنید
#اندیشکده
@Feghtesad
👈در استغراق چنان بود که مریدی داشت که بیست سال بودتا از وی جدا نشده بود. هر روز که شیخ او را خواندی گفتی: ای پسر! نام تو چیست؟
مرید گفت: ای شیخ! مرا افسوس میکنی! بیست سال است در خدمت تو میباشم و هر روز نام من میپرسی؟
شیخ گفت: ای پسر! استهزا نمیکنم. لکن نام او (الله) آمده و همه نامها از دل من برده، نام تو یاد میگیرم و باز فراموش میکنم!
👈گفت: مرید را حلاوت طاعت دهند، چون بدان خرم شود؛ شادی او حجاب قرب او گردد!
👈و گفت: توبه از معصیت یکی است و از طاعت هزار. یعنی عجب در طاعت بدتر از گناه!
👈و گفت: یگانگی او بسیار مردان مرد را عاجز گرداند و بسی عاجزان را به مردی رساند!
👈نقل است که گبری بود در عهد شیخ گفتند: مسلمان شو!
گفت: اگر مسلمانی این است که بایزید میکند، من طاقت ندارم. و اگر این است که شما میکنید، آرزو نمیکنم!
👈و یک روز شیخ میرفت. جوانی قدم بر قدم شیخ نهاد و میگفت: قدم بر قدم مشایخ چنین نهند. و پوستینی در بر شیخ بود. گفت: یا شیخ پاره ای از این پوستین به من ده تا برکت تو به من رسد.
شیخ گفت: اگر تو پوست بایزید در خود کشی سودت ندارد تا عمل بایزید نکنی!☝️
👈و گفت سوار دل باش و پیاده تن☝️
مرید گفت: ای شیخ! مرا افسوس میکنی! بیست سال است در خدمت تو میباشم و هر روز نام من میپرسی؟
شیخ گفت: ای پسر! استهزا نمیکنم. لکن نام او (الله) آمده و همه نامها از دل من برده، نام تو یاد میگیرم و باز فراموش میکنم!
👈گفت: مرید را حلاوت طاعت دهند، چون بدان خرم شود؛ شادی او حجاب قرب او گردد!
👈و گفت: توبه از معصیت یکی است و از طاعت هزار. یعنی عجب در طاعت بدتر از گناه!
👈و گفت: یگانگی او بسیار مردان مرد را عاجز گرداند و بسی عاجزان را به مردی رساند!
👈نقل است که گبری بود در عهد شیخ گفتند: مسلمان شو!
گفت: اگر مسلمانی این است که بایزید میکند، من طاقت ندارم. و اگر این است که شما میکنید، آرزو نمیکنم!
👈و یک روز شیخ میرفت. جوانی قدم بر قدم شیخ نهاد و میگفت: قدم بر قدم مشایخ چنین نهند. و پوستینی در بر شیخ بود. گفت: یا شیخ پاره ای از این پوستین به من ده تا برکت تو به من رسد.
شیخ گفت: اگر تو پوست بایزید در خود کشی سودت ندارد تا عمل بایزید نکنی!☝️
👈و گفت سوار دل باش و پیاده تن☝️
Forwarded from اندیشه و حرکت
⭕️✍من "فرآورده بین" هستم یا "فرآیند بین"؟
✅اگر "فرآورده" یا محصول را حد آخرِ یک "فرآیند" یا پروسه بدانیم؛ آنگاه به انسان هم می توان دو نگاه داشت: "فرآورده بین" و "فرآیند بین"☝️
👈فرآورده بین؛ انسان ها و منجمله خود را همچون محصولاتی نهایی و غیر قابل تغییر می بیند.
✔️بنابراین؛ فرد خطاکار را برای همیشه خطاکار می بیند و او را در لیست سیاه خود می گذارد چرا که بدنبال پیدا کردن "بی عیب" ها و "بی نقص" ها است و با دیدن کوچک ترین عیب و نقصی در هر کس، از او فاصله می گیرد.
همچنین از سوی دیگر، از انسان های خوب بت می سازد، بسیار اعتماد می کند و هر نوع انتقادی را درباره آنها رد می کند!
👈فرآیند بین؛ نه تنها انسان ها را همچون محصولاتی نهایی نمی بیند؛ بلکه آنها را دائما در حال تغییر و قابل اصلاح می بیند.
✔️بنابراین؛ فرد خطاکار را برای لحظه ای خطاکار و او را قابل برگشتن و اصلاح می بیند چرا که عیب و نقص را ملازم همه آدمها دانسته، با آن کنار آمده و سعی می کند مشابه آن عیب و نقص ها را در خود کمتر نماید.
از سوی دیگر او هرگز از انسان های خوب بت نمی سازد و دیدن اشتباه و خطای آنها برای او امری طبیعی است.
📌اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی، فردا به آن چشم نگاهش مکن، شاید سحر توبه کرده باشد!👤امام علی (ع)
If you hate a person, you hate something in him that is part of yourself. What isn't part of ourselves doesn't disturb us.👤Hermann Hesse
📌وقتی از یکی متنفر هستید، شما از چیزی در او که جزئی از وجود خودتان است؛ متنفرید! چیزی که جزئی از وجود ما نیست؛ ما را آزار نمی دهد!
✅در نتیجه، انسان تا زنده است همچون یک "فرآیند"؛ قابل تغییر است و تنها پس از پایان حیات، همچون یک "فرآورده"؛ غیر قابل تغییر می شود!
نه انسانی که خوب است را می توان تا آخر خوب دانست و نه انسانی که بد است را می توان تا آخر بد دانست.
بلعم باعورا اسم اعظم می دانست و در آخر علیه موسی (ع) به فرعونیان پیوست و فرآورده ای فرعونی شد و حر ابن یزید هم در صف یزیدیان بود و آخر به حسین (ع) پیوست و فرآورده ای حسینی شد!
👈فرآورده بین؛ کمال طلب است و به آن نمی رسد!
👈فرآیند بین؛ تعالی طلب است و به آن می رسد!
Perfection is not attainable, but if we chase perfection we can catch excellence!👤Vince Lombardi
کمال؛ دست نیافتنی است، اما اگر آنرا دنبال کنیم می توانیم به تعالی برسیم!
The pursuit of excellence is gratifying and healthy. The pursuit of perfection is frustrating, neurotic, and a terrible waste of time!👤Edwin Bliss
تعقیب تعالی؛ کاری خشنود کننده و سالم است؛
(حال آنکه) تعقیب کمال؛ خسته کننده، اعصاب خورد کن، و به طرز وحشتناکی تلف کردن زمان است!
👈فرآورده بین؛ ذهن خود را با "است" ها و "نیست" ها، احکام قطعی و قضاوت ها نظیر: این فرد بد است، اوضاع و انسانها خوب نیستند،... پر کرده و آنرا خسته، منفعل و جهت دار می کند.
👈فرآیند بین؛ ذهن خود را با "است" ها و "نیست" ها، احکام قطعی و قضاوت ها پر نمی کند و با رویکرد "شاید اینگونه باشد/نباشد"؛ دارای ذهنی آزاد، فعال و خلاق است.
✔️...و بالاخره اینکه
👈فرآورده بین؛ به محض برخورد با موانع، به آخر خط رسیده و تسلیم می شود.
👈فرآیند بین؛ به محض برخورد با موانع، تازه به اول خط رسیده و تلاش خود را دو چندان می کند.
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
✅اگر "فرآورده" یا محصول را حد آخرِ یک "فرآیند" یا پروسه بدانیم؛ آنگاه به انسان هم می توان دو نگاه داشت: "فرآورده بین" و "فرآیند بین"☝️
👈فرآورده بین؛ انسان ها و منجمله خود را همچون محصولاتی نهایی و غیر قابل تغییر می بیند.
✔️بنابراین؛ فرد خطاکار را برای همیشه خطاکار می بیند و او را در لیست سیاه خود می گذارد چرا که بدنبال پیدا کردن "بی عیب" ها و "بی نقص" ها است و با دیدن کوچک ترین عیب و نقصی در هر کس، از او فاصله می گیرد.
همچنین از سوی دیگر، از انسان های خوب بت می سازد، بسیار اعتماد می کند و هر نوع انتقادی را درباره آنها رد می کند!
👈فرآیند بین؛ نه تنها انسان ها را همچون محصولاتی نهایی نمی بیند؛ بلکه آنها را دائما در حال تغییر و قابل اصلاح می بیند.
✔️بنابراین؛ فرد خطاکار را برای لحظه ای خطاکار و او را قابل برگشتن و اصلاح می بیند چرا که عیب و نقص را ملازم همه آدمها دانسته، با آن کنار آمده و سعی می کند مشابه آن عیب و نقص ها را در خود کمتر نماید.
از سوی دیگر او هرگز از انسان های خوب بت نمی سازد و دیدن اشتباه و خطای آنها برای او امری طبیعی است.
📌اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی، فردا به آن چشم نگاهش مکن، شاید سحر توبه کرده باشد!👤امام علی (ع)
If you hate a person, you hate something in him that is part of yourself. What isn't part of ourselves doesn't disturb us.👤Hermann Hesse
📌وقتی از یکی متنفر هستید، شما از چیزی در او که جزئی از وجود خودتان است؛ متنفرید! چیزی که جزئی از وجود ما نیست؛ ما را آزار نمی دهد!
✅در نتیجه، انسان تا زنده است همچون یک "فرآیند"؛ قابل تغییر است و تنها پس از پایان حیات، همچون یک "فرآورده"؛ غیر قابل تغییر می شود!
نه انسانی که خوب است را می توان تا آخر خوب دانست و نه انسانی که بد است را می توان تا آخر بد دانست.
بلعم باعورا اسم اعظم می دانست و در آخر علیه موسی (ع) به فرعونیان پیوست و فرآورده ای فرعونی شد و حر ابن یزید هم در صف یزیدیان بود و آخر به حسین (ع) پیوست و فرآورده ای حسینی شد!
👈فرآورده بین؛ کمال طلب است و به آن نمی رسد!
👈فرآیند بین؛ تعالی طلب است و به آن می رسد!
Perfection is not attainable, but if we chase perfection we can catch excellence!👤Vince Lombardi
کمال؛ دست نیافتنی است، اما اگر آنرا دنبال کنیم می توانیم به تعالی برسیم!
The pursuit of excellence is gratifying and healthy. The pursuit of perfection is frustrating, neurotic, and a terrible waste of time!👤Edwin Bliss
تعقیب تعالی؛ کاری خشنود کننده و سالم است؛
(حال آنکه) تعقیب کمال؛ خسته کننده، اعصاب خورد کن، و به طرز وحشتناکی تلف کردن زمان است!
👈فرآورده بین؛ ذهن خود را با "است" ها و "نیست" ها، احکام قطعی و قضاوت ها نظیر: این فرد بد است، اوضاع و انسانها خوب نیستند،... پر کرده و آنرا خسته، منفعل و جهت دار می کند.
👈فرآیند بین؛ ذهن خود را با "است" ها و "نیست" ها، احکام قطعی و قضاوت ها پر نمی کند و با رویکرد "شاید اینگونه باشد/نباشد"؛ دارای ذهنی آزاد، فعال و خلاق است.
✔️...و بالاخره اینکه
👈فرآورده بین؛ به محض برخورد با موانع، به آخر خط رسیده و تسلیم می شود.
👈فرآیند بین؛ به محض برخورد با موانع، تازه به اول خط رسیده و تلاش خود را دو چندان می کند.
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
📌اندیشه و حرکت
👈کانالی برای دریافت اندیشه های انگیزشی در حوزه های اقتصادی، مالی، مدیریتی و کارآفرینی
👤✍ادمین: امیرعباس زینت بخش
🔵مشاور توسعه کاروکسب، نویسنده و سخنران
📎لینک کانال جهت عضویت و یا معرفی به دوستان و همکاران گرامی👈
https://news.1rj.ru/str/ThinkThenMove
@ThinkThenMove
👈کانالی برای دریافت اندیشه های انگیزشی در حوزه های اقتصادی، مالی، مدیریتی و کارآفرینی
👤✍ادمین: امیرعباس زینت بخش
🔵مشاور توسعه کاروکسب، نویسنده و سخنران
📎لینک کانال جهت عضویت و یا معرفی به دوستان و همکاران گرامی👈
https://news.1rj.ru/str/ThinkThenMove
@ThinkThenMove
Telegram
اندیشه و حرکت
کانالی برای دریافت اندیشه های انگیزشی در حوزه های اقتصادی، مالی، مدیریتی و کارآفرینی
ادمین: @AmirabbasZinatbakhsh
MBA(Finance)&Chartered Islamic Finance Professional
مشاور توسعه کاروکسب، نویسنده و سخنران
amirabbaszinatbakhsh.blogfa.com/posts
ادمین: @AmirabbasZinatbakhsh
MBA(Finance)&Chartered Islamic Finance Professional
مشاور توسعه کاروکسب، نویسنده و سخنران
amirabbaszinatbakhsh.blogfa.com/posts
Forwarded from اندیشه و حرکت
⭕️✍استاد مراسم چایی
یک پروفسور آمریکایی که زمان زیادی را روی مطالعه مراسم چایی ژاپنی صرف کرده بود، درباره پیرمردی شنید که ساکن ژاپن بوده و استاد مراسم چایی یا "چادو" است.
📌"چادو" یا "سادو" یا همان مراسم و تشریفات چایی ژاپنی همچنین معروف به "راه چایی"؛ یکی از مراسم فرهنگی مردم ژاپن است که در طی آن چای سبز طبق اصولی خاص از (ماتچا) یا پودر چای سبز تهیه و ارائه میشود.
او تصمیم گرفت به ژاپن سفر کرده و متخصص چایی را ملاقات کند که بالاخره استاد را در یک خانه کوچک در حومه توکیو پیدا کرد و نشست تا با همدیگر چایی بخورند.
پروفسور فورا شروع کرد به صحبت از مراسم چایی، مطالعات خود، همه چیزهایی که درباره چایی بلد شده و اینکه چقدر مشتاق بود که آموخته های خود را با پیرمرد به اشتراک بگذارد...
پیرمرد که هیچ حرفی نمی زد شروع کرد به ریختن چایی در فنجان پروفسور!
در حالی که پروفسور صحبت می کرد، پیرمرد همینطور به ریختن چایی ادامه داد. فنجان تا لب پر از چایی شد و پیرمرد همچنان به ریختن چایی ادامه داد تا اینکه از فنجان سر رفت و بیرون ریخت و روانه کف اتاق شد!
پروفسور: بس کن! تو دیوانه ای! دیگه نمی تونی بیشتر از این در فنجان، چایی بریزی! اون پُره!
پیرمرد: من فقط داشتم تمرین می کردم...تلاش کنم ببینم آیا میشه این آموخته ها را به ذهنی که پُر است، منتقل کرد؟☝
🔴دو درس از این داستان:
1⃣امروزه همه ما با پروفسورهای پر سخن و همه چیز دانی بنام رسانه های اجتماعی سروکار داریم که گفتار و نوشتار آنها در ذهن و زندگی ما طنین می اندازد. آنها بعضا از چیزهایی سخن می گویند که یا می دانیم، یا دانستن آنها نه تنها هیچ گره ای از مشکلات ما باز نمی کنند، بلکه ذهن و زندگی ما را فلج هم می کنند، و در مقابل؛ کمتر حرف های حسابی و گره گشا می گویند!
🎯خوشبختی محصول یک ذهن آرام است و برای آرامش ذهنی در مواجهه با طنین افکار و سخنان پرهیاهو باید به حرفهای خیلی از این پروفسورها گوش نداد و از محضرشان مرخص شد!
2⃣بطور کلی؛ هر کس کاری را خوب می داند و پر از تجربه است کم تر می گوید و بیشتر سروصداها برای خامی ها و ندانستن هاست! مسابقه ای هست بنام ارائه و دفاع پایان نامه در سه دقیقه که پژوهشگر باید ظرف این مدت کوتاه به افرادی که خارج از تخصص و زمینه تحقیقاتی او هستند خیلی روان و شفاف بگوید در این چند صد صفحه چه کرده و به چه رسیده است!
📌اینشتین می گفت:"شما واقعا چیزی را نفهمیده اید مگر اینکه بتوانید آنرا برای مادربزرگتان شرح بدهید"! و خودش وقتی خواست نظریه نسبیتش را (برای مادربزرگش) ساده و مختصر شرح بدهد گفت: "وقتی مردی با دختری زیبا برای یک ساعت می نشیند، این زمان برای او مانند یک دقیقه است! اما اجازه بدهید همین مرد روی یک اجاق داغ برای یک دقیقه بنشیند؛ برای او این زمان بیش از یک ساعت خواهد بود!"
ما؛ یعنی هم دولت و هم ملت باید عادت کنیم به کم، مختصر و ساده گویی و عمل بیشتر که رالف والدو امرسون گفت: صدای حرف زدن کارت آنقدر بلند است که تعریف هایی که ازش میکنی را نمی توانم بشنوم!
کم گوی و به جز مصلحت خویش مگوی
چیزی که نپرسند تو خود پیش مگوی
دادند دو گوش و یک زبان ز آغاز
یعنی دو بشنو و یکی بیش مگوی
👤عطار
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢✍کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
یک پروفسور آمریکایی که زمان زیادی را روی مطالعه مراسم چایی ژاپنی صرف کرده بود، درباره پیرمردی شنید که ساکن ژاپن بوده و استاد مراسم چایی یا "چادو" است.
📌"چادو" یا "سادو" یا همان مراسم و تشریفات چایی ژاپنی همچنین معروف به "راه چایی"؛ یکی از مراسم فرهنگی مردم ژاپن است که در طی آن چای سبز طبق اصولی خاص از (ماتچا) یا پودر چای سبز تهیه و ارائه میشود.
او تصمیم گرفت به ژاپن سفر کرده و متخصص چایی را ملاقات کند که بالاخره استاد را در یک خانه کوچک در حومه توکیو پیدا کرد و نشست تا با همدیگر چایی بخورند.
پروفسور فورا شروع کرد به صحبت از مراسم چایی، مطالعات خود، همه چیزهایی که درباره چایی بلد شده و اینکه چقدر مشتاق بود که آموخته های خود را با پیرمرد به اشتراک بگذارد...
پیرمرد که هیچ حرفی نمی زد شروع کرد به ریختن چایی در فنجان پروفسور!
در حالی که پروفسور صحبت می کرد، پیرمرد همینطور به ریختن چایی ادامه داد. فنجان تا لب پر از چایی شد و پیرمرد همچنان به ریختن چایی ادامه داد تا اینکه از فنجان سر رفت و بیرون ریخت و روانه کف اتاق شد!
پروفسور: بس کن! تو دیوانه ای! دیگه نمی تونی بیشتر از این در فنجان، چایی بریزی! اون پُره!
پیرمرد: من فقط داشتم تمرین می کردم...تلاش کنم ببینم آیا میشه این آموخته ها را به ذهنی که پُر است، منتقل کرد؟☝
🔴دو درس از این داستان:
1⃣امروزه همه ما با پروفسورهای پر سخن و همه چیز دانی بنام رسانه های اجتماعی سروکار داریم که گفتار و نوشتار آنها در ذهن و زندگی ما طنین می اندازد. آنها بعضا از چیزهایی سخن می گویند که یا می دانیم، یا دانستن آنها نه تنها هیچ گره ای از مشکلات ما باز نمی کنند، بلکه ذهن و زندگی ما را فلج هم می کنند، و در مقابل؛ کمتر حرف های حسابی و گره گشا می گویند!
🎯خوشبختی محصول یک ذهن آرام است و برای آرامش ذهنی در مواجهه با طنین افکار و سخنان پرهیاهو باید به حرفهای خیلی از این پروفسورها گوش نداد و از محضرشان مرخص شد!
2⃣بطور کلی؛ هر کس کاری را خوب می داند و پر از تجربه است کم تر می گوید و بیشتر سروصداها برای خامی ها و ندانستن هاست! مسابقه ای هست بنام ارائه و دفاع پایان نامه در سه دقیقه که پژوهشگر باید ظرف این مدت کوتاه به افرادی که خارج از تخصص و زمینه تحقیقاتی او هستند خیلی روان و شفاف بگوید در این چند صد صفحه چه کرده و به چه رسیده است!
📌اینشتین می گفت:"شما واقعا چیزی را نفهمیده اید مگر اینکه بتوانید آنرا برای مادربزرگتان شرح بدهید"! و خودش وقتی خواست نظریه نسبیتش را (برای مادربزرگش) ساده و مختصر شرح بدهد گفت: "وقتی مردی با دختری زیبا برای یک ساعت می نشیند، این زمان برای او مانند یک دقیقه است! اما اجازه بدهید همین مرد روی یک اجاق داغ برای یک دقیقه بنشیند؛ برای او این زمان بیش از یک ساعت خواهد بود!"
ما؛ یعنی هم دولت و هم ملت باید عادت کنیم به کم، مختصر و ساده گویی و عمل بیشتر که رالف والدو امرسون گفت: صدای حرف زدن کارت آنقدر بلند است که تعریف هایی که ازش میکنی را نمی توانم بشنوم!
کم گوی و به جز مصلحت خویش مگوی
چیزی که نپرسند تو خود پیش مگوی
دادند دو گوش و یک زبان ز آغاز
یعنی دو بشنو و یکی بیش مگوی
👤عطار
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢✍کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
⭕️✍ما جزو کدام دسته از این آدمها هستیم؟
👈حالم خوب نیست؛ پس کاری نمی کنم!
👈کاری انجام می دهم؛ تا حالم خوب شود!
✅شکستن یک قالب ذهنی اشتباه:
👤آنتونی رابینز در این رابطه حرف جالبی می زند:
Motion creates emotion. Changing your physiology means changing your mental state and breaking your negative patterns.
👈حرکت؛ احساس ایجاد می کند. تغییر حالت بدن شما؛ به معنی تغییر حالت ذهنی و شکستن الگوهای منفی تان است.
📌بنابراین؛ فیزیولوژی عالی، منجر به احساسات عالی شده و این یکی از کلیدهای رها شدن از حالات استیصال و درماندگی است.
👈پس با تغییر فیزیولوژی بدن خود می توانیم حالت ذهنی مثبت را ایجاد و تقویت کرده و از گیر کردن در یک شرایط خارج شویم.☝️
به عبارت دیگر؛ اگر احساساتی از قبیل دلگیر بودن، عصبانیت، تنفر، بی حالی، نا امیدی، ...سراغ هر یک از ما بیاید،
🔴✔️چون قالب ذهنی ما این است که اگر حالم خوب باشد حرکت می کنم، پس در نتیجه دست به هیچ کاری نمی زنیم!
👈در واقع این یک قالب و الگوی ذهنی اشتباه است که اکثر آدمها از آن تبعیت می کنند.
✅حالا برای اثبات اشتباه بودن این قالب و الگوی ذهنی و شکستن آن، می توان فقط با تغییر حالت فیزیکی بدن؛ احساسات را تغییر داد.
📌مثلا وقتی قوز کرده و با شانه های افتاده نشسته ایم و غرق در احساسات منفی هستیم، یک مرتبه صاف بنشینیم، یا بلند شویم، راه برویم، سوت بزنیم، نرمش کنیم، آستین ها را بالا بزنیم (آستین بالا زدن؛ انرژی بالایی برای انجام کارها ایجاد میکند! امتحان کنید)، ظرف ها رو بشوییم (شستن ظرف ها و بوی مواد شوینده برای تغییر مود و باز شدن فکر مفید است! امتحان کنید) ، آشپزی کنیم و حین کار آواز بخوانیم، قهوه یا چایی بنوشیم، لباس مرتب بپوشیم و بیرون برویم (مرکز خرید، پارک، کوه، بیابان، جنگل، ...)، یا وقتی اخمو هستیم؛ لبخند بزنیم، یا وقتی ساکت هستیم؛ حرف بزنیم یا آواز بخوانیم، به یکی از اعضای خانواده یا یک رفیق فابریک زنگ بزنیم، و وقتی کوهی از کارهای عقب مانده داریم، با انجام یکی از کوچکترین آنها؛ وارد حس و حال تمام کردن کل آنها شویم...!
A journey of one thousand miles begins with a single step! Chinese Proverb
یک سفر هزار مایلی؛ با یک قدم آغاز می شود.
📌کلمه و اصطلاح Plateau به حالتی گفته می شود که طرف، یک مدتی پیشرفت داشته و الان دچار درجازدگی شده:
A state of little or no change following a period of activity or progress.
یادمان باشد یکی از دلایلی که احساس می کنیم گیر افتاده ایم این است که بیش از حد روی گذشته و یا آینده تمرکز کرده ایم. اما واقع امر این است که فکر کردن بی وقفه به آینده یا گذشته چیزی را تغییر نمی دهد حال آنکه ما واقعاً فقط قدرت تغییر لحظه حال را داریم. که بعضی وقتها یا همین الان است و یا هیچ وقت:
Sometimes there is no next time, no time-outs, no second chances. Sometimes it’s now or never.👤Alan Bennett
👈بنابراین؛ توجه ما باید در اینجا و همین الان باشد. اندیشیدن آرزومندانه در مورد آنچه که میتوانست باشد یا آنچه باید باشد، هرگز برای هیچکس کارساز نبوده و به ما کمک نمیکند از احساس گیر کردن خلاص شویم.
🤏همینجاست که تفاوت فرد کننده و حرف زن مشخص می شود. اولی بدون معطلی با تمرکز روی زمان حال و با تصویرسازی آینده خود و تکرار محکم و مقتدرانه جملات تاکیدی مثبت درباره خود و اوضاع اطراف، وارد عمق داستان شده و دست به اقدامات عملی می زند و رو به جلو حرکت می کند! ☝️
🔵خلاصه اینکه یادمان باشد:
You can't get much done in life if you only work on days when you feel good!
👈شما نمی توانید کارهای زیادی انجام دهید، اگر فقط در روزهایی که حال خوبی دارید؛ کار کنید!
👈و دقیقا در سخت ترین اوضاع است که اتفاقات عالی می افتند:
It is during our darkest moments that we must focus to see the light.👤Aristotle Onassis
👈در تاریکترین لحظات است که ما باید روی دیدن نور تمرکز کنیم!
Make your worst day your best day! ✋
🤝بازنشر=انتشار حال خوب!
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinThenMove
https://news.1rj.ru/str/ThinkThenMove
👈حالم خوب نیست؛ پس کاری نمی کنم!
👈کاری انجام می دهم؛ تا حالم خوب شود!
✅شکستن یک قالب ذهنی اشتباه:
👤آنتونی رابینز در این رابطه حرف جالبی می زند:
Motion creates emotion. Changing your physiology means changing your mental state and breaking your negative patterns.
👈حرکت؛ احساس ایجاد می کند. تغییر حالت بدن شما؛ به معنی تغییر حالت ذهنی و شکستن الگوهای منفی تان است.
📌بنابراین؛ فیزیولوژی عالی، منجر به احساسات عالی شده و این یکی از کلیدهای رها شدن از حالات استیصال و درماندگی است.
👈پس با تغییر فیزیولوژی بدن خود می توانیم حالت ذهنی مثبت را ایجاد و تقویت کرده و از گیر کردن در یک شرایط خارج شویم.☝️
به عبارت دیگر؛ اگر احساساتی از قبیل دلگیر بودن، عصبانیت، تنفر، بی حالی، نا امیدی، ...سراغ هر یک از ما بیاید،
🔴✔️چون قالب ذهنی ما این است که اگر حالم خوب باشد حرکت می کنم، پس در نتیجه دست به هیچ کاری نمی زنیم!
👈در واقع این یک قالب و الگوی ذهنی اشتباه است که اکثر آدمها از آن تبعیت می کنند.
✅حالا برای اثبات اشتباه بودن این قالب و الگوی ذهنی و شکستن آن، می توان فقط با تغییر حالت فیزیکی بدن؛ احساسات را تغییر داد.
📌مثلا وقتی قوز کرده و با شانه های افتاده نشسته ایم و غرق در احساسات منفی هستیم، یک مرتبه صاف بنشینیم، یا بلند شویم، راه برویم، سوت بزنیم، نرمش کنیم، آستین ها را بالا بزنیم (آستین بالا زدن؛ انرژی بالایی برای انجام کارها ایجاد میکند! امتحان کنید)، ظرف ها رو بشوییم (شستن ظرف ها و بوی مواد شوینده برای تغییر مود و باز شدن فکر مفید است! امتحان کنید) ، آشپزی کنیم و حین کار آواز بخوانیم، قهوه یا چایی بنوشیم، لباس مرتب بپوشیم و بیرون برویم (مرکز خرید، پارک، کوه، بیابان، جنگل، ...)، یا وقتی اخمو هستیم؛ لبخند بزنیم، یا وقتی ساکت هستیم؛ حرف بزنیم یا آواز بخوانیم، به یکی از اعضای خانواده یا یک رفیق فابریک زنگ بزنیم، و وقتی کوهی از کارهای عقب مانده داریم، با انجام یکی از کوچکترین آنها؛ وارد حس و حال تمام کردن کل آنها شویم...!
A journey of one thousand miles begins with a single step! Chinese Proverb
یک سفر هزار مایلی؛ با یک قدم آغاز می شود.
📌کلمه و اصطلاح Plateau به حالتی گفته می شود که طرف، یک مدتی پیشرفت داشته و الان دچار درجازدگی شده:
A state of little or no change following a period of activity or progress.
یادمان باشد یکی از دلایلی که احساس می کنیم گیر افتاده ایم این است که بیش از حد روی گذشته و یا آینده تمرکز کرده ایم. اما واقع امر این است که فکر کردن بی وقفه به آینده یا گذشته چیزی را تغییر نمی دهد حال آنکه ما واقعاً فقط قدرت تغییر لحظه حال را داریم. که بعضی وقتها یا همین الان است و یا هیچ وقت:
Sometimes there is no next time, no time-outs, no second chances. Sometimes it’s now or never.👤Alan Bennett
👈بنابراین؛ توجه ما باید در اینجا و همین الان باشد. اندیشیدن آرزومندانه در مورد آنچه که میتوانست باشد یا آنچه باید باشد، هرگز برای هیچکس کارساز نبوده و به ما کمک نمیکند از احساس گیر کردن خلاص شویم.
🤏همینجاست که تفاوت فرد کننده و حرف زن مشخص می شود. اولی بدون معطلی با تمرکز روی زمان حال و با تصویرسازی آینده خود و تکرار محکم و مقتدرانه جملات تاکیدی مثبت درباره خود و اوضاع اطراف، وارد عمق داستان شده و دست به اقدامات عملی می زند و رو به جلو حرکت می کند! ☝️
🔵خلاصه اینکه یادمان باشد:
You can't get much done in life if you only work on days when you feel good!
👈شما نمی توانید کارهای زیادی انجام دهید، اگر فقط در روزهایی که حال خوبی دارید؛ کار کنید!
👈و دقیقا در سخت ترین اوضاع است که اتفاقات عالی می افتند:
It is during our darkest moments that we must focus to see the light.👤Aristotle Onassis
👈در تاریکترین لحظات است که ما باید روی دیدن نور تمرکز کنیم!
Make your worst day your best day! ✋
🤝بازنشر=انتشار حال خوب!
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinThenMove
https://news.1rj.ru/str/ThinkThenMove
Telegram
اندیشه و حرکت
کانالی برای دریافت اندیشه های انگیزشی در حوزه های اقتصادی، مالی، مدیریتی و کارآفرینی
ادمین: @AmirabbasZinatbakhsh
MBA(Finance)&Chartered Islamic Finance Professional
مشاور توسعه کاروکسب، نویسنده و سخنران
amirabbaszinatbakhsh.blogfa.com/posts
ادمین: @AmirabbasZinatbakhsh
MBA(Finance)&Chartered Islamic Finance Professional
مشاور توسعه کاروکسب، نویسنده و سخنران
amirabbaszinatbakhsh.blogfa.com/posts
⭕️✍سه داستان و سه درس!☝️
1⃣در قرن ١٨ میلادی یک بیماری در اروپا شیوع پیدا کرد که حتی به آمریکا هم رسید. نام آن تب زایمان؛ Peurperal Fever یا Black Death Childbirth بود به این صورت که زنها ظرف ۴٨ ساعت بعد از زایمان میمردند. این تبدیل به یک بیماری ویرانگر در قاره اروپا شد و هر روز اوضاع بدتر و بدتر میشد تا جایی که در برخی بیمارستان ها تا ٨٠ درصد زنان به علت زایمان فوت می کردند! اما این اتفاق مصادف بود با رونسانس و انقلاب علمی و فرهنگی و اصلاحات مذهبی که دیگر نمیشد آنرا با مذهب و عرفان و ماوراء طبیعه حل کرد و دکترها باید با عقل و دانش و داده های تجربی خود علت موضوع را کشف می کردند.
روال کار پزشکان این بود که صبح ها در آزمایشگاه ها مشغول نمونه گیری و... بودند و بعد از ظهرها به کار زایمان زنان مشغول می شدند. تا اینکه در اواسط قرن ١٨ دکتر اولیور وِندل هولمز؛ قاضی القضات آمریکا به این نکته پی برد که دکترها بعد از آزمایشگاه دست های خود را نمی شویند و در واقع متوجه علت اصلی ماجرا شد و به آنها گفت: مشکل خود شما هستید! آنها او را نادیده گرفته و تا ٣٠ سال دیوانه اش خواندند. تا اینکه نهایتا یکی از خودشان؛ بنام دکتر ایگناتس زملوایس به این حقیقت پی برد که اگر قبل از عمل زایمان دست پزشکان شسته و وسایلشان استریلیزه شود، مرگ و میر زنها هم متوقف می شود! که دقیقا همین شد و مشکل حل شد!
✅👈بعضی وقت ها مشکل خود شما هستید. این درس را در بحرانهای مالی تجربه می کنیم؛ اساتید اقتصاد و مالی که خود را باهوش تر از ما میدانند، همه چیز را ویران کرده و همه چیز و همه کس به جز خودشان را سرزنش می کنند در حالی که مشکل؛ خودشان هستند! در صورتی می توانید همه کارهایی که درست انجام شده را به اسم خودتان تمام کنید که برای همه اشتباهات خود هم مسئولیت پذیر باشید!☝️
2⃣یکی از مسئولان سابق وزارت دفاع (آمریکا) برای سخنرانی در یک کنفرانس که در آن بیش از هزار نفر حضور داشتند دعوت به سخنرانی شد. هنگام ارائه پاورپوینت، یک لیوان یکبار مصرف حاوی قهوه در دست داشت و گاهی به آن نگاه می کرد.
ناگهان گفت پارسال که به عنوان یک مقام رسمی وزارتخانه به همین کنفرانس دعوت شده بودم، من را با تشریفات و کلاس بیزینس آوردند. به فرودگاه که رسیدم، یکی منتظرم بود تا مرا به هتل ببرد...اتاقم را به من تحویل دادند و فردا صبح، فرد دیگری در لابی منتظرم بود و مرا به پشت همین سالن آورد و وارد اتاقی سبز شدیم و به من یک قهوه در یک فنجان لوکس سرامیکی داد. الان که دیگر در وزارتخانه نیستم، خودم به فرودگاه آمدم، با اتوبوس به هتل آمدم و خودم اتاقم را تحویل گرفتم و فرداش با تاکسی به محل اجلاس آمدم...هنگام ورود درخواست قهوه کردم و دستگاه قهوه ساز را نشانم دادند که در همین لیوان یکبار مصرف، قهوه را ریختم و وارد سالن شدم! فنجان سرامیکی هرگز برای خود من نبود بلکه برای مقامی بود که داشتم! من استحقاق همین لیوان یکبارمصرف را داشتم!
✅👈یادتان باشد، هرچه شهرت، مقام و ثروت بیشتری بدست می آورید، احترامتان بیشتر می شود و وقتی آدمها درها را برایتان باز می کنند، برایتان قهوه سرو می کنند و...هیچکدام از اینها برای خود شما نیست بلکه برای عناوین شماست! "خود شمای منهای آن عناوین" استحقاق همان لیوان یکبار مصرف را دارید!☝️
📌ملا نصرالدین با لباسهای ژنده وارد یک ضیافت شد و او را درجا بیرون انداختند. رفت یک دست کت و شلوار شیک پوشید. وقتی برگشت او را به صدر مجلس بردند...غذا را که آوردند قاشق قاشق توی جیبهای داخل کتش میریخت و می گفت بخورید، بخورید غذا را برای شما آورده اند!
3⃣در حوزه رهبری، نلسون ماندلا یک مورد خاص است چرا که او را در سراسر جهان بلااستثناء به عنوان یک رهبر عالی می شناسند. او در واقع پسر رئیس یک قبیله بود!
یک روز از او پرسیدند مهارت این سبک رهبری را از کجا آموختی؟ در پاسخ گفت وقتی با پدرش به جلسات قبیله ای می رفته و در این جلسات که پدرش با افراد مسن تر از خود می نشسته دو چیز را به یاد می آورد: اول اینکه آنها همیشه دایره وار می نشستند، دوم اینکه پدرش همیشه آخرین نفری بود که صحبت می کرد!
✅👈در تمام عمر به ما می گویند باید یاد بگیریم خوب گوش بدهیم اما مهمتر از آن این است که باید یاد بگیریم همیشه آخرین نفر صحبت کنیم. خیلی وقتها در جلسات می بینیم افرادی که در رهبری نسبتا خوب هستند وارد یک جلسه می شوند و بدون مقدمه شروع به حرف زدن می کنند که مشکل آن است و راه حل این است! مهارت نگه داشتن نظر خود تا تمام شدن سخن همه؛ دو کار می کند! اول اینکه همه حس می کنند که شنیده می شوند و در جلسه نقشی ایفا کرده اند، دوم اینکه قبل از ابراز نظر خود از شنیدن نقطه نظرات دیگران بهره مند شده و نظرتان قبل از بیان، پخته تر می شود! تمرین کنید آخرین نفری باشید که سخن می گوید!☝️
🎙سایمون سینک
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
1⃣در قرن ١٨ میلادی یک بیماری در اروپا شیوع پیدا کرد که حتی به آمریکا هم رسید. نام آن تب زایمان؛ Peurperal Fever یا Black Death Childbirth بود به این صورت که زنها ظرف ۴٨ ساعت بعد از زایمان میمردند. این تبدیل به یک بیماری ویرانگر در قاره اروپا شد و هر روز اوضاع بدتر و بدتر میشد تا جایی که در برخی بیمارستان ها تا ٨٠ درصد زنان به علت زایمان فوت می کردند! اما این اتفاق مصادف بود با رونسانس و انقلاب علمی و فرهنگی و اصلاحات مذهبی که دیگر نمیشد آنرا با مذهب و عرفان و ماوراء طبیعه حل کرد و دکترها باید با عقل و دانش و داده های تجربی خود علت موضوع را کشف می کردند.
روال کار پزشکان این بود که صبح ها در آزمایشگاه ها مشغول نمونه گیری و... بودند و بعد از ظهرها به کار زایمان زنان مشغول می شدند. تا اینکه در اواسط قرن ١٨ دکتر اولیور وِندل هولمز؛ قاضی القضات آمریکا به این نکته پی برد که دکترها بعد از آزمایشگاه دست های خود را نمی شویند و در واقع متوجه علت اصلی ماجرا شد و به آنها گفت: مشکل خود شما هستید! آنها او را نادیده گرفته و تا ٣٠ سال دیوانه اش خواندند. تا اینکه نهایتا یکی از خودشان؛ بنام دکتر ایگناتس زملوایس به این حقیقت پی برد که اگر قبل از عمل زایمان دست پزشکان شسته و وسایلشان استریلیزه شود، مرگ و میر زنها هم متوقف می شود! که دقیقا همین شد و مشکل حل شد!
✅👈بعضی وقت ها مشکل خود شما هستید. این درس را در بحرانهای مالی تجربه می کنیم؛ اساتید اقتصاد و مالی که خود را باهوش تر از ما میدانند، همه چیز را ویران کرده و همه چیز و همه کس به جز خودشان را سرزنش می کنند در حالی که مشکل؛ خودشان هستند! در صورتی می توانید همه کارهایی که درست انجام شده را به اسم خودتان تمام کنید که برای همه اشتباهات خود هم مسئولیت پذیر باشید!☝️
2⃣یکی از مسئولان سابق وزارت دفاع (آمریکا) برای سخنرانی در یک کنفرانس که در آن بیش از هزار نفر حضور داشتند دعوت به سخنرانی شد. هنگام ارائه پاورپوینت، یک لیوان یکبار مصرف حاوی قهوه در دست داشت و گاهی به آن نگاه می کرد.
ناگهان گفت پارسال که به عنوان یک مقام رسمی وزارتخانه به همین کنفرانس دعوت شده بودم، من را با تشریفات و کلاس بیزینس آوردند. به فرودگاه که رسیدم، یکی منتظرم بود تا مرا به هتل ببرد...اتاقم را به من تحویل دادند و فردا صبح، فرد دیگری در لابی منتظرم بود و مرا به پشت همین سالن آورد و وارد اتاقی سبز شدیم و به من یک قهوه در یک فنجان لوکس سرامیکی داد. الان که دیگر در وزارتخانه نیستم، خودم به فرودگاه آمدم، با اتوبوس به هتل آمدم و خودم اتاقم را تحویل گرفتم و فرداش با تاکسی به محل اجلاس آمدم...هنگام ورود درخواست قهوه کردم و دستگاه قهوه ساز را نشانم دادند که در همین لیوان یکبار مصرف، قهوه را ریختم و وارد سالن شدم! فنجان سرامیکی هرگز برای خود من نبود بلکه برای مقامی بود که داشتم! من استحقاق همین لیوان یکبارمصرف را داشتم!
✅👈یادتان باشد، هرچه شهرت، مقام و ثروت بیشتری بدست می آورید، احترامتان بیشتر می شود و وقتی آدمها درها را برایتان باز می کنند، برایتان قهوه سرو می کنند و...هیچکدام از اینها برای خود شما نیست بلکه برای عناوین شماست! "خود شمای منهای آن عناوین" استحقاق همان لیوان یکبار مصرف را دارید!☝️
📌ملا نصرالدین با لباسهای ژنده وارد یک ضیافت شد و او را درجا بیرون انداختند. رفت یک دست کت و شلوار شیک پوشید. وقتی برگشت او را به صدر مجلس بردند...غذا را که آوردند قاشق قاشق توی جیبهای داخل کتش میریخت و می گفت بخورید، بخورید غذا را برای شما آورده اند!
3⃣در حوزه رهبری، نلسون ماندلا یک مورد خاص است چرا که او را در سراسر جهان بلااستثناء به عنوان یک رهبر عالی می شناسند. او در واقع پسر رئیس یک قبیله بود!
یک روز از او پرسیدند مهارت این سبک رهبری را از کجا آموختی؟ در پاسخ گفت وقتی با پدرش به جلسات قبیله ای می رفته و در این جلسات که پدرش با افراد مسن تر از خود می نشسته دو چیز را به یاد می آورد: اول اینکه آنها همیشه دایره وار می نشستند، دوم اینکه پدرش همیشه آخرین نفری بود که صحبت می کرد!
✅👈در تمام عمر به ما می گویند باید یاد بگیریم خوب گوش بدهیم اما مهمتر از آن این است که باید یاد بگیریم همیشه آخرین نفر صحبت کنیم. خیلی وقتها در جلسات می بینیم افرادی که در رهبری نسبتا خوب هستند وارد یک جلسه می شوند و بدون مقدمه شروع به حرف زدن می کنند که مشکل آن است و راه حل این است! مهارت نگه داشتن نظر خود تا تمام شدن سخن همه؛ دو کار می کند! اول اینکه همه حس می کنند که شنیده می شوند و در جلسه نقشی ایفا کرده اند، دوم اینکه قبل از ابراز نظر خود از شنیدن نقطه نظرات دیگران بهره مند شده و نظرتان قبل از بیان، پخته تر می شود! تمرین کنید آخرین نفری باشید که سخن می گوید!☝️
🎙سایمون سینک
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
Forwarded from اندیشه و حرکت
⭕✍️بازی متناهی یا بازی نامتناهی؟!
در تئوری بازی؛ دو نوع بازی داریم: بازی متناهی و بازی نامتناهی!
در بازی متناهی؛ بازیگران مشخص، قوانین ثابت، و روی اهداف از قبل توافق می گردد. مثل بازی بیس بال.
👈در بازی بیس بال توافق می کنیم که قوانین چه هستند و در پایان ٩ دوره یا ست بازی؛ هر کسی که دویدن بیشتری داشته باشد، برنده اعلام شده و بازی تمام می شود.
هیچ کس نمی گوید صبر کن صبر کن صبر کن! اگر بتوانیم ٣ ست دیگر بازی کنیم، میدانم که میتوانیم پیروز شویم.
این اتفاق نمی افتد! ما در بازی بیس بال یا یک بازی متناهی؛ برنده و بازنده داریم.
بازی دیگر، بازی نامتناهی است. در این بازی؛ هم بازیکنان شناخته و هم ناشناخته تعریف می شوند، قوانین قابل تغییر هستند و هدف؛ حفظ بازی، و بازی برای تداوم یا ادامه بازی است!
👈وقتی یک بازیکن محدود را در مقابل یک بازیکن محدود قرار می دهیم، سیستم پایدار است مانند بازی بیس بال.
👈وقتی یک بازیکن نامحدود را در مقابل یک بازیکن نامحدود قرار می دهیم، سیستم باز پایدار است؛ مانند جنگ سرد! زیرا هیچ برنده یا بازنده ای وجود ندارد. بنابراین، ما آنرا حفظ می کنیم و به بازی ادامه می دهیم تا آن را پایدار نگه داریم.
از آنجایی که در یک بازی نامحدود هیچ برنده یا بازنده ای وجود ندارد، اتفاقی که می افتد این است که بازیکنان وقتی اراده یا منابع لازم برای بازی را تمام می کنند، آنرا ترک می کنند. سپس، آنها توسط بازیکنان دیگر جایگزین می شوند و از زمانی که بازیکنان تغییر می کنند و جایگزین می شوند، بازی تداوم می یابد. (مثل بازی تجارت بین الملل که با حذف چند کشور، متوقف نمی شود و به راحتی، بازیکن جایگزین شروع به بازی می کند.)
مشکل زمانی پیش میآید که شما یک بازیکن محدود را در مقابل یک بازیکن نامحدود قرار میدهید! زیرا بازیکن محدود برای بردن بازی میکند و بازیکن نامتناهی برای ماندن در بازی! بازیکن محدود، همیشه ناامید می شود زیرا خود را در باتلاق و اوضاع بسیار دشوار می بیند. به عنوان مثال، ایالات متحده در جنگ ویتنام؛ ایالات متحده برای پیروزی می جنگید، ویتنامی ها برای زنده ماندن برای زندگی خود و برای مردم خود! نمونه دیگر؛ اتحاد جماهیر شوروی در جنگ افغانستان است! اتحاد جماهیر شوروی برای شکست دادن مجاهدین می جنگید، در حالی که مجاهدین تا زمانی که برای مردمش لازم بود می جنگیدند!
✅حالا بیایید به بازی تجارت نگاه کنیم. بازی تجارت طبق تعریف خود یک بازی نامتناهی است. قبل از اینکه هر شرکتی در این سیاره وجود داشته باشد، از قبل وجود داشته است و از تمام شرکتهای روی این سیاره هم بیشتر خواهد بود.
اما اگر به حرفهای اکثر شرکتها گوش دهید، آنها نمیدانند در چه بازی ای هستند آنها فقط می گویند که می خواهند شماره یک باشند. بر اساس چه معیارهایی؟ بر اساس کدام چارچوب زمانی؟ درآمد؟ سهم بازار؟ متر مربع؟ تعداد کارکنان؟ بر اساس چه مدت زمانی؟ یک فصل؟ یک سال؟ ۵٠ سال؟ چه کسی با آن استانداردها موافقت کرده؟ شما نمی توانید ناگهان خودسرانه بگویید "ما شماره یک هستیم" در حالی که هیچ کس دیگری با آن استانداردها موافقت نکرده است!
⛔شکست دادن رقبا بی معنی است! برخی از شرکت ها رقبای خود را مطالعه می کنند و سعی می کنند از آنها پیشی بگیرند. با این حال، ما هرگز از شرکتی نشنیده ایم که توسط رقبایی که می شناسند، سقوط کرده باشد. آنها همیشه توسط رقبایی که نمی شناسند از بین می روند.
⁉️آیا فکر می کنید شرکت مای اسپیس می دانست که فیس بوک وجود دارد؟ آن موقع نگران فرندستر بودند!
شما نمی توانید با مطالعه رقبای خود تصمیمات استراتژیک بگیرید بلکه می توانید تصمیمات تاکتیکی بگیرید. به همین دلیل است که وقتی به روشی که اکثر شرکت ها بازی می کنند گوش می دهید، آنها در بازی اشتباه هستند. به همین دلیل ناامید می شوند!
✅سازمان های بزرگ می دانند که برای ماندن در بازی، بازی می کنند. به عنوان مثال، جیمز دی سینگال، یکی از بنیانگذاران و مدیر عامل سابق Costco؛ یک زنجیره خرده فروشی بین المللی، گفت که وال استریت در حال کسب و کاری است که یک فصل از سال را می سازد، اما ما در کسب و کار ساختن شرکت برای ۵٠ سال آینده هستیم.
👈درک این موضوع که بدانید در چه بازی ای هستید (متناهی یا متناهی)، نوع تصمیم گیری شما و نوع نگاه شما به جهان را به شدت تغییر می دهد. این یک ساختار و اصل فوق العاده قطعی است.
@ThinkThenMove
ادامه... 👇
در تئوری بازی؛ دو نوع بازی داریم: بازی متناهی و بازی نامتناهی!
در بازی متناهی؛ بازیگران مشخص، قوانین ثابت، و روی اهداف از قبل توافق می گردد. مثل بازی بیس بال.
👈در بازی بیس بال توافق می کنیم که قوانین چه هستند و در پایان ٩ دوره یا ست بازی؛ هر کسی که دویدن بیشتری داشته باشد، برنده اعلام شده و بازی تمام می شود.
هیچ کس نمی گوید صبر کن صبر کن صبر کن! اگر بتوانیم ٣ ست دیگر بازی کنیم، میدانم که میتوانیم پیروز شویم.
این اتفاق نمی افتد! ما در بازی بیس بال یا یک بازی متناهی؛ برنده و بازنده داریم.
بازی دیگر، بازی نامتناهی است. در این بازی؛ هم بازیکنان شناخته و هم ناشناخته تعریف می شوند، قوانین قابل تغییر هستند و هدف؛ حفظ بازی، و بازی برای تداوم یا ادامه بازی است!
👈وقتی یک بازیکن محدود را در مقابل یک بازیکن محدود قرار می دهیم، سیستم پایدار است مانند بازی بیس بال.
👈وقتی یک بازیکن نامحدود را در مقابل یک بازیکن نامحدود قرار می دهیم، سیستم باز پایدار است؛ مانند جنگ سرد! زیرا هیچ برنده یا بازنده ای وجود ندارد. بنابراین، ما آنرا حفظ می کنیم و به بازی ادامه می دهیم تا آن را پایدار نگه داریم.
از آنجایی که در یک بازی نامحدود هیچ برنده یا بازنده ای وجود ندارد، اتفاقی که می افتد این است که بازیکنان وقتی اراده یا منابع لازم برای بازی را تمام می کنند، آنرا ترک می کنند. سپس، آنها توسط بازیکنان دیگر جایگزین می شوند و از زمانی که بازیکنان تغییر می کنند و جایگزین می شوند، بازی تداوم می یابد. (مثل بازی تجارت بین الملل که با حذف چند کشور، متوقف نمی شود و به راحتی، بازیکن جایگزین شروع به بازی می کند.)
مشکل زمانی پیش میآید که شما یک بازیکن محدود را در مقابل یک بازیکن نامحدود قرار میدهید! زیرا بازیکن محدود برای بردن بازی میکند و بازیکن نامتناهی برای ماندن در بازی! بازیکن محدود، همیشه ناامید می شود زیرا خود را در باتلاق و اوضاع بسیار دشوار می بیند. به عنوان مثال، ایالات متحده در جنگ ویتنام؛ ایالات متحده برای پیروزی می جنگید، ویتنامی ها برای زنده ماندن برای زندگی خود و برای مردم خود! نمونه دیگر؛ اتحاد جماهیر شوروی در جنگ افغانستان است! اتحاد جماهیر شوروی برای شکست دادن مجاهدین می جنگید، در حالی که مجاهدین تا زمانی که برای مردمش لازم بود می جنگیدند!
✅حالا بیایید به بازی تجارت نگاه کنیم. بازی تجارت طبق تعریف خود یک بازی نامتناهی است. قبل از اینکه هر شرکتی در این سیاره وجود داشته باشد، از قبل وجود داشته است و از تمام شرکتهای روی این سیاره هم بیشتر خواهد بود.
اما اگر به حرفهای اکثر شرکتها گوش دهید، آنها نمیدانند در چه بازی ای هستند آنها فقط می گویند که می خواهند شماره یک باشند. بر اساس چه معیارهایی؟ بر اساس کدام چارچوب زمانی؟ درآمد؟ سهم بازار؟ متر مربع؟ تعداد کارکنان؟ بر اساس چه مدت زمانی؟ یک فصل؟ یک سال؟ ۵٠ سال؟ چه کسی با آن استانداردها موافقت کرده؟ شما نمی توانید ناگهان خودسرانه بگویید "ما شماره یک هستیم" در حالی که هیچ کس دیگری با آن استانداردها موافقت نکرده است!
⛔شکست دادن رقبا بی معنی است! برخی از شرکت ها رقبای خود را مطالعه می کنند و سعی می کنند از آنها پیشی بگیرند. با این حال، ما هرگز از شرکتی نشنیده ایم که توسط رقبایی که می شناسند، سقوط کرده باشد. آنها همیشه توسط رقبایی که نمی شناسند از بین می روند.
⁉️آیا فکر می کنید شرکت مای اسپیس می دانست که فیس بوک وجود دارد؟ آن موقع نگران فرندستر بودند!
شما نمی توانید با مطالعه رقبای خود تصمیمات استراتژیک بگیرید بلکه می توانید تصمیمات تاکتیکی بگیرید. به همین دلیل است که وقتی به روشی که اکثر شرکت ها بازی می کنند گوش می دهید، آنها در بازی اشتباه هستند. به همین دلیل ناامید می شوند!
✅سازمان های بزرگ می دانند که برای ماندن در بازی، بازی می کنند. به عنوان مثال، جیمز دی سینگال، یکی از بنیانگذاران و مدیر عامل سابق Costco؛ یک زنجیره خرده فروشی بین المللی، گفت که وال استریت در حال کسب و کاری است که یک فصل از سال را می سازد، اما ما در کسب و کار ساختن شرکت برای ۵٠ سال آینده هستیم.
👈درک این موضوع که بدانید در چه بازی ای هستید (متناهی یا متناهی)، نوع تصمیم گیری شما و نوع نگاه شما به جهان را به شدت تغییر می دهد. این یک ساختار و اصل فوق العاده قطعی است.
@ThinkThenMove
ادامه... 👇
Forwarded from اندیشه و حرکت
⭕️✍بازی متناهی یا بازی نامتناهی؟!
... ادامه
👈بگذارید یک داستان واقعی برای شما تعریف کنم. من در یک اجلاس آموزشی برای مایکروسافت سخنرانی کردم. همچنین در اجلاس آموزشی برای اپل سخنرانی کردم.
در اجلاس آموزشی مایکروسافت (در زمان استیو بالمر)، میتوانم بگویم که ٧٠ درصد از مدیران حدود ٧٠ درصد از سخنرانیهای خود را صرف صحبت در مورد چگونگی شکست دادن اپل کردند.
در اجلاس آموزشی اپل، ١٠٠ درصد از مدیران آنها ١٠٠ درصد از سخنرانی های خود را صرف صحبت در مورد چگونگی کمک به معلمان در تدریس و نحوه کمک به دانش آموزان در یادگیری کردند!
👈یکی متناهی و دیگری نامتناهی بازی می کند. حدس بزن! کدام یک ناامید می شود؟
در پایان صحبت من در مایکروسافت، آنها به من هدیه دادند. آنها مایکروسافت Zune جدید خود را به من هدیه دادند. و اجازه دهید به شما بگویم! چیز فوق العاده ای بود! زیباترین تکه فناوری بود که تا به حال استفاده کرده بودم! رابط کاربری باورنکردنی بود، طراحی عالی بود، من کاملا آن را دوست داشتم! استفاده از آن آسان بود، پر جلوه و زرق و برق دار بود! شگفت آور بود! در حالی که در صندلی عقب تاکسی با یکی از مدیران ارشد اجرایی اپل نشسته بودم گفتم: می دانید که مایکروسافت Zune جدید خود را به من داده است. خیلی بهتر از آی پاد تاچ شما! آن مرد رو به من کرد و گفت: شک ندارم! گفتگو تمام شد!
✅بازیکن نامتناهی می فهمد که گاهی جلوتر هستید، گاهی اوقات عقب هستید. گاهی اوقات، محصول شما بهتر است، گاهی اوقات، بدتر! هدف این نیست که هر روز بهترین باشید، هدف این نیست که هر روز از رقبای خود پیشی بگیرید. این حرفها مال یک بازی محدود است!
📌 ⁉️رقیب اصلی من کیست؟
https://news.1rj.ru/str/ThinkThenMove/134
اگر در آن زمان به مایکروسافت میگفتم که آیپاد تاچ جدید را دریافت کردم، بسیار بهتر از Zune شماست، آنها میگفتند: آیا میتوانیم آن را ببینیم؟ چه کاری انجام میدهد؟ و به شکل بی وقفه به واکنش خود ادامه می دادند!
👈بازیکنان محدود، بازی می کنند تا شرط بندی شوند تا افراد اطراف خود را شکست دهند. بازیکنان نا محدود، برای بهتر بودن از خودشان بازی می کنند.
آنها هر روز از خواب بیدار می شوند و می گویند که چگونه ما شرکت خود را امروز نسخه ای بهتر از دیروز آن کنیم؟ چگونه می توانیم محصولی را در این هفته ایجاد کنیم که بهتر از محصول هفته گذشته مان باشد؟ ما هم باید بازی نامتناهی را انجام دهیم.
موضوع؛ رتبه یکم بودن نیست. مهم این نیست که در توییتر فالوورهای بیشتری نسبت به دوستان خود داشته باشید. موضوع؛ پشت سر گذاشتن دیگران نیست! موضوع؛ در مورد چگونگی پیشی گرفتن از خود است! موضوع، فروش کتاب های بیشتر یا دریافت بازدیدهای TED بیشتر از دیگران نیست، بلکه این است که چگونه مطمئن شوید آثاری که تولید می کنید بهتر از کارهایی است که قبلا تولید کرده اید. شما رقیب خود هستید! و این چیزی است که تضمین می کند که شما در بازی، طولانی ترین مدت بمانید و این همان چیزی است که باعث می شود شادی پیدا کنید! زیرا
✅شادی ها نه از مقایسه، بلکه از پیشرفت حاصل می شود!
🎙سایمون سینک؛ کوچ بیزنس، نویسنده و سخنران انگیزشی
⭕✍️امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
... ادامه
👈بگذارید یک داستان واقعی برای شما تعریف کنم. من در یک اجلاس آموزشی برای مایکروسافت سخنرانی کردم. همچنین در اجلاس آموزشی برای اپل سخنرانی کردم.
در اجلاس آموزشی مایکروسافت (در زمان استیو بالمر)، میتوانم بگویم که ٧٠ درصد از مدیران حدود ٧٠ درصد از سخنرانیهای خود را صرف صحبت در مورد چگونگی شکست دادن اپل کردند.
در اجلاس آموزشی اپل، ١٠٠ درصد از مدیران آنها ١٠٠ درصد از سخنرانی های خود را صرف صحبت در مورد چگونگی کمک به معلمان در تدریس و نحوه کمک به دانش آموزان در یادگیری کردند!
👈یکی متناهی و دیگری نامتناهی بازی می کند. حدس بزن! کدام یک ناامید می شود؟
در پایان صحبت من در مایکروسافت، آنها به من هدیه دادند. آنها مایکروسافت Zune جدید خود را به من هدیه دادند. و اجازه دهید به شما بگویم! چیز فوق العاده ای بود! زیباترین تکه فناوری بود که تا به حال استفاده کرده بودم! رابط کاربری باورنکردنی بود، طراحی عالی بود، من کاملا آن را دوست داشتم! استفاده از آن آسان بود، پر جلوه و زرق و برق دار بود! شگفت آور بود! در حالی که در صندلی عقب تاکسی با یکی از مدیران ارشد اجرایی اپل نشسته بودم گفتم: می دانید که مایکروسافت Zune جدید خود را به من داده است. خیلی بهتر از آی پاد تاچ شما! آن مرد رو به من کرد و گفت: شک ندارم! گفتگو تمام شد!
✅بازیکن نامتناهی می فهمد که گاهی جلوتر هستید، گاهی اوقات عقب هستید. گاهی اوقات، محصول شما بهتر است، گاهی اوقات، بدتر! هدف این نیست که هر روز بهترین باشید، هدف این نیست که هر روز از رقبای خود پیشی بگیرید. این حرفها مال یک بازی محدود است!
📌 ⁉️رقیب اصلی من کیست؟
https://news.1rj.ru/str/ThinkThenMove/134
اگر در آن زمان به مایکروسافت میگفتم که آیپاد تاچ جدید را دریافت کردم، بسیار بهتر از Zune شماست، آنها میگفتند: آیا میتوانیم آن را ببینیم؟ چه کاری انجام میدهد؟ و به شکل بی وقفه به واکنش خود ادامه می دادند!
👈بازیکنان محدود، بازی می کنند تا شرط بندی شوند تا افراد اطراف خود را شکست دهند. بازیکنان نا محدود، برای بهتر بودن از خودشان بازی می کنند.
آنها هر روز از خواب بیدار می شوند و می گویند که چگونه ما شرکت خود را امروز نسخه ای بهتر از دیروز آن کنیم؟ چگونه می توانیم محصولی را در این هفته ایجاد کنیم که بهتر از محصول هفته گذشته مان باشد؟ ما هم باید بازی نامتناهی را انجام دهیم.
موضوع؛ رتبه یکم بودن نیست. مهم این نیست که در توییتر فالوورهای بیشتری نسبت به دوستان خود داشته باشید. موضوع؛ پشت سر گذاشتن دیگران نیست! موضوع؛ در مورد چگونگی پیشی گرفتن از خود است! موضوع، فروش کتاب های بیشتر یا دریافت بازدیدهای TED بیشتر از دیگران نیست، بلکه این است که چگونه مطمئن شوید آثاری که تولید می کنید بهتر از کارهایی است که قبلا تولید کرده اید. شما رقیب خود هستید! و این چیزی است که تضمین می کند که شما در بازی، طولانی ترین مدت بمانید و این همان چیزی است که باعث می شود شادی پیدا کنید! زیرا
✅شادی ها نه از مقایسه، بلکه از پیشرفت حاصل می شود!
🎙سایمون سینک؛ کوچ بیزنس، نویسنده و سخنران انگیزشی
⭕✍️امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
Telegram
اندیشه و حرکت
⭕️✍️رقیب اصلی من کیست؟!؟
"...در واقع کسانی که خود را در حال مسابقه با دیگران میبینند، به این امر توجه ندارند که زمانی که عدهای با هم مسابقه میدهند در لحظهای که سوت داور به صدا در میآید در یک مکان ایستادهاند؛ و در واقع مسابقهها، به این معنا مسابقهاند…
"...در واقع کسانی که خود را در حال مسابقه با دیگران میبینند، به این امر توجه ندارند که زمانی که عدهای با هم مسابقه میدهند در لحظهای که سوت داور به صدا در میآید در یک مکان ایستادهاند؛ و در واقع مسابقهها، به این معنا مسابقهاند…
⭕️✍دو حکمت از اسطوره بوکس جهان☝️
1⃣سنگ ریزه های مزاحم صعود به قله های موفقیت!
👤محمدعلی کلی می گفت:
It isn’t the mountains ahead to climb that wear you out, it’s the pebble in your shoe!
👈این نه کوه های پیش رویتان، بلکه سنگ ریزه های داخل کفش شما هستند که شما را در صعود کردن از پا در می آورند!
⬅️خوب که به این حرف فکر کنیم دو نکته درش نهفته است: ١.سنگ ریزه هایی که ٢.درون کفش خود ما، نه بیرون کفش ما هستند!
مثل کارها، رفتارها، عادات و چیزهای جزئی اما مخربی که بهشون اهمیتی نمیدیم و یواش یواش ما رو زمین گیر کرده و یا چیزهای بی ارزش و حاشیه ای که تبدیل به متن زندگی و یا کاروکسب ما شده اند و نمی گذارند به اهداف والای خود برسیم...
Chains of habit are too light to be felt until they are too heavy to be broken!👤Warren Buffet
📌زنجیره ی عادات؛ بسیار سبک تر از آن هستند که حس شوند تا زمانی که آنقدر سنگین می شوند که نمیتوان آنها را شکست!
https://news.1rj.ru/str/ThinkThenMove/157
🧷سرنوشت من؛ در دست زنجیره ی عادات من
✔️و البته حواسمون به رفقا و همنشین های کوچک اندیش، ترسو، بخیل و حسود که به داخل زندگی ما وارد شده اند هم باشه!
You’re the average of the five people you spend the most time with!
📌شما متوسط ۵ نفری هستید که بیشترین زمان را با آنها می گذرانید!
2⃣فقط کارهایی که در زمان سختی ادامه پیدا می کنند!
❓از محمدعلی کلی پرسیدند در هر تمرین چند بار دراز و نشست میزنی؟
🎤در پاسخ میگه:
I don't count my sit-ups; I only start counting when it starts hurting because they're the only ones that count."
👈من دراز و نشست هایم را نمی شمارم؛ فقط زمانی شروع به شمردن میکنم که بدنم شروع میکنه به درد گرفتن! زیرا آنها هستند که به حساب می آیند!
⬅️به عبارت دیگر؛ کارهایی که در زمان عادی و بدون مشکل انجام می دهیم، کارهایی معمولی و روتین بوده و امتیازی محسوب نمی شوند چرا که در سرازیری؛ بشکه و بنز با یک سرعت حرکت می کنند!
✅بنابر این:
✔️کمک کردن به مستمندان در زمان ثروتمند بودن و قطع کمک در زمان کم پولی!
✔️خوشرویی در زمان رفاه و تندی کردن در زمان عسرت و دست تنگی!
✔️انجام پروژه ها در زمان فراوانی منابع مالی و تعطیل کردن آنها در زمان کسادی منابع مالی!
✔️و...
از جمله رفتارهای انسان های عادی و معمولی است!
👈و این ادامه دادن انجام کارها در زمان سختی و چالشی است که انسان های فوق العاده موفق را از انسان های معمولی متمایز می کند!
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
1⃣سنگ ریزه های مزاحم صعود به قله های موفقیت!
👤محمدعلی کلی می گفت:
It isn’t the mountains ahead to climb that wear you out, it’s the pebble in your shoe!
👈این نه کوه های پیش رویتان، بلکه سنگ ریزه های داخل کفش شما هستند که شما را در صعود کردن از پا در می آورند!
⬅️خوب که به این حرف فکر کنیم دو نکته درش نهفته است: ١.سنگ ریزه هایی که ٢.درون کفش خود ما، نه بیرون کفش ما هستند!
مثل کارها، رفتارها، عادات و چیزهای جزئی اما مخربی که بهشون اهمیتی نمیدیم و یواش یواش ما رو زمین گیر کرده و یا چیزهای بی ارزش و حاشیه ای که تبدیل به متن زندگی و یا کاروکسب ما شده اند و نمی گذارند به اهداف والای خود برسیم...
Chains of habit are too light to be felt until they are too heavy to be broken!👤Warren Buffet
📌زنجیره ی عادات؛ بسیار سبک تر از آن هستند که حس شوند تا زمانی که آنقدر سنگین می شوند که نمیتوان آنها را شکست!
https://news.1rj.ru/str/ThinkThenMove/157
🧷سرنوشت من؛ در دست زنجیره ی عادات من
✔️و البته حواسمون به رفقا و همنشین های کوچک اندیش، ترسو، بخیل و حسود که به داخل زندگی ما وارد شده اند هم باشه!
You’re the average of the five people you spend the most time with!
📌شما متوسط ۵ نفری هستید که بیشترین زمان را با آنها می گذرانید!
2⃣فقط کارهایی که در زمان سختی ادامه پیدا می کنند!
❓از محمدعلی کلی پرسیدند در هر تمرین چند بار دراز و نشست میزنی؟
🎤در پاسخ میگه:
I don't count my sit-ups; I only start counting when it starts hurting because they're the only ones that count."
👈من دراز و نشست هایم را نمی شمارم؛ فقط زمانی شروع به شمردن میکنم که بدنم شروع میکنه به درد گرفتن! زیرا آنها هستند که به حساب می آیند!
⬅️به عبارت دیگر؛ کارهایی که در زمان عادی و بدون مشکل انجام می دهیم، کارهایی معمولی و روتین بوده و امتیازی محسوب نمی شوند چرا که در سرازیری؛ بشکه و بنز با یک سرعت حرکت می کنند!
✅بنابر این:
✔️کمک کردن به مستمندان در زمان ثروتمند بودن و قطع کمک در زمان کم پولی!
✔️خوشرویی در زمان رفاه و تندی کردن در زمان عسرت و دست تنگی!
✔️انجام پروژه ها در زمان فراوانی منابع مالی و تعطیل کردن آنها در زمان کسادی منابع مالی!
✔️و...
از جمله رفتارهای انسان های عادی و معمولی است!
👈و این ادامه دادن انجام کارها در زمان سختی و چالشی است که انسان های فوق العاده موفق را از انسان های معمولی متمایز می کند!
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
Telegram
اندیشه و حرکت
⭕️✍سرنوشت من؛ در دست "زنجیره ی عادات" من!
👤وارن بافت نقل می کند که می گویند:
Chains of habit are too light to be felt until they are too heavy to be broken.👤Warren Buffett
📌زنجیره ی عادات؛ بسیار سبک تر از آن هستند که حس شوند تا زمانی که آنقدر سنگین می شوند…
👤وارن بافت نقل می کند که می گویند:
Chains of habit are too light to be felt until they are too heavy to be broken.👤Warren Buffett
📌زنجیره ی عادات؛ بسیار سبک تر از آن هستند که حس شوند تا زمانی که آنقدر سنگین می شوند…
⭕️✍حکمت های علوی💚
📌Like your body your mind also gets tired. So refresh it by wise sayings!
👈روحتون مثل جسمتون خسته میشه، پس اونو با سخنان حکیمانه از خستگی بیرون بیارید!
📌Wealth converts a strange land into homeland and poverty turn a native place into a strange land!
👈ثروت و فراوانی؛ غربت رو تبدیل به وطن، و فقر و نداری؛ وطن رو تبدیل به غربت میکنه!
📌If a person has a good idea about you make his idea be true!
👈اگه یه نفر به تو گمان خوب داره، کاری کن گمانش درست از آب در بیاد!
📌Greed is permanent slavery!
👈طمع؛ بردگی دائمی است!
📌The best way to punish an evil doer is to reward handsomely a good person for his good deeds!
👈بهترین روش تنبیه آدمی که کار بد انجام میده؛ پاداش دادن سخاوتمندانه به آدم خوبه به خاطر انجام کار خوب او!
📌A virtuous person is better thab virtue and a vicious person is worse than vice!
👈كسيكه كار نيك انجام میده خودش از اون كار بهتره، و کننده کار بد از اون کار بدتره!
📌There are two matters which are inseparable from lying: making many promises and making even more excuses!
👈دو چیز ملازم دروغ گفتنه: وعده های زیاد و بهانه تراشی های بیشتر!
📌Often your utterances and expressions of your face leak out the secrets of your hidden thoughts!
👈كسى چيزى رو تو دلش پنهان نمي كنه مگر اينكه در سخنانى كه از دهانش مى پره و یا در چهره و قيافه اش آشكار میشه!
📌The nourishment of the body is food, while the nourishment of the soul is feeding others!
👈تغذیه جسم با طعامه و تغذیه روح با اطعام دیگران!
(لئیمان از طعام لذت برند و کریمان از اطعام!👤سعدی)
📌It is easier to turn a mountain into dust than to create love in a heart that is filled with hatred!
👈تبدیل کردن یه کوه به گرد و خاک، آسونتره از آفریدن عشق در قلبیه که مملو از کینه و نفرته!
📌Associate with people in such a way that when you have passed away they will cry for you, and while you are alive they seek your companion!
👈به گونه ای با مردم معاشرت کن که وقتی از دنیا رفتی بر تو بگریند، در حالی که وقتی زنده ای به دنبال همنشینی با تو باشند!
📌There are two kinds of livelihood:
One which you are searching for,
And the other which follows you.
It will reach you even if you do not try to obtain it!
👈رزق و روزی دو گونه است: رزقی که تو اونو می طلبی و رزقی که اون تو رو می طلبه؛ که اگر تو به سویش نری به سویت خواهد آمد!
📌Patience is of two kinds:
Patience over what pains you,
And patience against what you covet!
👈صبر بر دو قسمه:
صبر برای انجام کار خوبی که دوست نداری انجام بدی،
صبر برای ترک کار بدی که دوست داری انجام بدی!
👤امام علی علیه السلام
🎂میلاد امیر کلام بر شما مبارک باد✋
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
📌Like your body your mind also gets tired. So refresh it by wise sayings!
👈روحتون مثل جسمتون خسته میشه، پس اونو با سخنان حکیمانه از خستگی بیرون بیارید!
📌Wealth converts a strange land into homeland and poverty turn a native place into a strange land!
👈ثروت و فراوانی؛ غربت رو تبدیل به وطن، و فقر و نداری؛ وطن رو تبدیل به غربت میکنه!
📌If a person has a good idea about you make his idea be true!
👈اگه یه نفر به تو گمان خوب داره، کاری کن گمانش درست از آب در بیاد!
📌Greed is permanent slavery!
👈طمع؛ بردگی دائمی است!
📌The best way to punish an evil doer is to reward handsomely a good person for his good deeds!
👈بهترین روش تنبیه آدمی که کار بد انجام میده؛ پاداش دادن سخاوتمندانه به آدم خوبه به خاطر انجام کار خوب او!
📌A virtuous person is better thab virtue and a vicious person is worse than vice!
👈كسيكه كار نيك انجام میده خودش از اون كار بهتره، و کننده کار بد از اون کار بدتره!
📌There are two matters which are inseparable from lying: making many promises and making even more excuses!
👈دو چیز ملازم دروغ گفتنه: وعده های زیاد و بهانه تراشی های بیشتر!
📌Often your utterances and expressions of your face leak out the secrets of your hidden thoughts!
👈كسى چيزى رو تو دلش پنهان نمي كنه مگر اينكه در سخنانى كه از دهانش مى پره و یا در چهره و قيافه اش آشكار میشه!
📌The nourishment of the body is food, while the nourishment of the soul is feeding others!
👈تغذیه جسم با طعامه و تغذیه روح با اطعام دیگران!
(لئیمان از طعام لذت برند و کریمان از اطعام!👤سعدی)
📌It is easier to turn a mountain into dust than to create love in a heart that is filled with hatred!
👈تبدیل کردن یه کوه به گرد و خاک، آسونتره از آفریدن عشق در قلبیه که مملو از کینه و نفرته!
📌Associate with people in such a way that when you have passed away they will cry for you, and while you are alive they seek your companion!
👈به گونه ای با مردم معاشرت کن که وقتی از دنیا رفتی بر تو بگریند، در حالی که وقتی زنده ای به دنبال همنشینی با تو باشند!
📌There are two kinds of livelihood:
One which you are searching for,
And the other which follows you.
It will reach you even if you do not try to obtain it!
👈رزق و روزی دو گونه است: رزقی که تو اونو می طلبی و رزقی که اون تو رو می طلبه؛ که اگر تو به سویش نری به سویت خواهد آمد!
📌Patience is of two kinds:
Patience over what pains you,
And patience against what you covet!
👈صبر بر دو قسمه:
صبر برای انجام کار خوبی که دوست نداری انجام بدی،
صبر برای ترک کار بدی که دوست داری انجام بدی!
👤امام علی علیه السلام
🎂میلاد امیر کلام بر شما مبارک باد✋
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
⭕️✍اندیشه هایی از جنس انگیزش☝️
You don’t have to be great to start, but you have to start to be great!👤Zig Ziglar
👈برای اینکه آغاز کنی، لازم نیست عالی باشی، بلکه باید آغاز کنی تا عالی باشی!
Great thoughts speak only to the thoughtful mind, but great actions speak to all mankind!
👤E. Bissell
👈افکار بزرگ با مغز متفکر سخن میگن، اما کارهای بزرگ با تمامی بشر!
Reality can destroy the dream – why shouldn’t the dream destroy reality?👤G.Moore
👈واقعیت میتونه رویا رو نابود کنه، چرا رویا واقعیت رو نابود نکنه؟
📌اینشتین هم گفت: رویا و تخیل مهمتر از واقعیته! چرا؟ چون واقعیت و منطق شما رو از نقطه آ به نقطه ب می بره اما رویا و تخیل شما رو به همه جا میبره!
Success comes from having dreams that are bigger than your fears.👤T.Litwiller
👈موفقیت؛ از داشتن رویاهایی میاد که از ترس های تو بزرگترن!
More gold has been mined from the thoughts of men then has been taken from the earth!
👤N. Hill
👈طلایی که از افکار آدما استخراج شده بیش از طلاییست که از دل زمین بیرون آورده شده!
📌یه فکر میشه اپل ٢.٢۶ تریلیون دلاری و یه فکر هم میشه مایکروسافت ١.٨۴ تریلیون دلاری و یه فکر هم میشه گوگل ١.٢٧ تريليون دلاری و...
Practice like you have never won! Perform like you have never lost!
👈جوری تمرین کن که انگار هیچوقت نبُرده ای! جوری اجرا کن که انگار هیچوقت نباخته ای!
Only put off until tomorrow what you are willing to die having left undone!👤P. Picasso
👈فقط کاری رو به فردا بسپر که حاضری پس از مرگت انجام نشده باقی مونده باشه!
People often say that this or that person has not yet found himself. But the self is not something one finds, it is something one create!
👤T. Szasz
👈مردم اغلب میگن این فرد هنوز خودشو پیدا نکرده! اما "خود" چیزی نیست که یکی پیداش کنه بلکه چیزیه که باید خَلقش کنه!
You can never make the same mistake twice because the second time you make it, it’s not a mistake, it’s a choice.
👤S.Denn
👈شما هرگز نمیتونی یه اشتباه رو دوبار تکرار کنی زیرا؛ مرتبه دومی که مرتکب اون میشی؛ دیگه یه اشتباه نیست بلکه یه انتخابه!
Opportunities are never lost; someone will take the ones you miss!👤Andy Rooney
👈فرصت ها هرگز از دست نمیرن...یکی دیگه اونایی رو که از دست میدی میقاپه!
People are not lazy. They simply have impotent goals –that is, goals that do not inspire them! 👤Tony Robbins
👈آدما تنبل نیستن! بطور ساده اونا اهداف مهمی دارن؛ اهدافی که براشون الهام بخش نیست!
When it is obvious that the goals cannot be reached, don’t adjust the goals, adjust the action steps!👤Confucius
👈وقتی براتون روشن میشه که به اهدافتون نمی تونید برسید نه اهدافتون رو، بلکه اقدامات عملی تون رو سازگار کنید!
New ideas pass through three periods:
1) It can’t be done;
2) It probably can be done, but it’s not worth doing;
3) I knew it was a good idea all along!👤A.Clarke
👈ایده های جدید از سه دوره می گذرن:
1⃣شدنی نیست!
2⃣احتمالا شدنیه، اما می ارزه که انجامش بدم!
3⃣از اول میدونستم این یه ایده ی خوبیه!
The true meaning of life is to plant trees, under whose shade you do not expect to sit!
👤N. Henderson
👈معنی واقعی زندگی کاشتن درختهاییه که انتظار نداری زیر سایه شون بنشینی!
I will prepare and some day my chance will come!👤A.Lincoln
👈خودمو آماده می کنم و روزی هم دوران من فرامیرسه!
Don’t compare your beginning to someone else’s middle!
👤J.Acuff
👈آغاز راه خودتون رو با میانه راه یه آدم دیگه مقایسه نکنید!
The price of anything is the amount of life you exchange for it.
👈قیمت هر چیز؛ میزان عمریه که برای بدست آوردنش معاوضه می کنید!
We can complain because rose bushes have thorns, or rejoice because thorns bushes have roses!👤A.Lincoln
👈ما می تونیم به خاطر اینکه بوته های گل رز؛ تیغ دارن گلایه و شکایت کنیم، یا می تونیم به خاطر اینکه بوته های تیغ؛ گل رز دارن، لذت ببریم!
A wise man can learn more from a foolish question than a fool can learn from a wise answer.👤Bruce Lee
👈یه آدم عاقل می تونه از یه سوال احمقانه بیشتر چیزی یاد بگیره
تا یه آدم نادان از یه پاسخ عاقلانه!
Who speaks sows, who listens reaps. 🗣Argentine Proverb
👈كسي كه حرف ميزنه؛ ميكاره و آنكه گوش ميده؛ درو ميكنه!
Either write something worth reading or do something worth writing!👤B.Franklin
👈یا چیزی بنویس که ارزش خوندن داشته باشه، یا کاری بکن که ارزش نوشتن داشته باشه!
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
You don’t have to be great to start, but you have to start to be great!👤Zig Ziglar
👈برای اینکه آغاز کنی، لازم نیست عالی باشی، بلکه باید آغاز کنی تا عالی باشی!
Great thoughts speak only to the thoughtful mind, but great actions speak to all mankind!
👤E. Bissell
👈افکار بزرگ با مغز متفکر سخن میگن، اما کارهای بزرگ با تمامی بشر!
Reality can destroy the dream – why shouldn’t the dream destroy reality?👤G.Moore
👈واقعیت میتونه رویا رو نابود کنه، چرا رویا واقعیت رو نابود نکنه؟
📌اینشتین هم گفت: رویا و تخیل مهمتر از واقعیته! چرا؟ چون واقعیت و منطق شما رو از نقطه آ به نقطه ب می بره اما رویا و تخیل شما رو به همه جا میبره!
Success comes from having dreams that are bigger than your fears.👤T.Litwiller
👈موفقیت؛ از داشتن رویاهایی میاد که از ترس های تو بزرگترن!
More gold has been mined from the thoughts of men then has been taken from the earth!
👤N. Hill
👈طلایی که از افکار آدما استخراج شده بیش از طلاییست که از دل زمین بیرون آورده شده!
📌یه فکر میشه اپل ٢.٢۶ تریلیون دلاری و یه فکر هم میشه مایکروسافت ١.٨۴ تریلیون دلاری و یه فکر هم میشه گوگل ١.٢٧ تريليون دلاری و...
Practice like you have never won! Perform like you have never lost!
👈جوری تمرین کن که انگار هیچوقت نبُرده ای! جوری اجرا کن که انگار هیچوقت نباخته ای!
Only put off until tomorrow what you are willing to die having left undone!👤P. Picasso
👈فقط کاری رو به فردا بسپر که حاضری پس از مرگت انجام نشده باقی مونده باشه!
People often say that this or that person has not yet found himself. But the self is not something one finds, it is something one create!
👤T. Szasz
👈مردم اغلب میگن این فرد هنوز خودشو پیدا نکرده! اما "خود" چیزی نیست که یکی پیداش کنه بلکه چیزیه که باید خَلقش کنه!
You can never make the same mistake twice because the second time you make it, it’s not a mistake, it’s a choice.
👤S.Denn
👈شما هرگز نمیتونی یه اشتباه رو دوبار تکرار کنی زیرا؛ مرتبه دومی که مرتکب اون میشی؛ دیگه یه اشتباه نیست بلکه یه انتخابه!
Opportunities are never lost; someone will take the ones you miss!👤Andy Rooney
👈فرصت ها هرگز از دست نمیرن...یکی دیگه اونایی رو که از دست میدی میقاپه!
People are not lazy. They simply have impotent goals –that is, goals that do not inspire them! 👤Tony Robbins
👈آدما تنبل نیستن! بطور ساده اونا اهداف مهمی دارن؛ اهدافی که براشون الهام بخش نیست!
When it is obvious that the goals cannot be reached, don’t adjust the goals, adjust the action steps!👤Confucius
👈وقتی براتون روشن میشه که به اهدافتون نمی تونید برسید نه اهدافتون رو، بلکه اقدامات عملی تون رو سازگار کنید!
New ideas pass through three periods:
1) It can’t be done;
2) It probably can be done, but it’s not worth doing;
3) I knew it was a good idea all along!👤A.Clarke
👈ایده های جدید از سه دوره می گذرن:
1⃣شدنی نیست!
2⃣احتمالا شدنیه، اما می ارزه که انجامش بدم!
3⃣از اول میدونستم این یه ایده ی خوبیه!
The true meaning of life is to plant trees, under whose shade you do not expect to sit!
👤N. Henderson
👈معنی واقعی زندگی کاشتن درختهاییه که انتظار نداری زیر سایه شون بنشینی!
I will prepare and some day my chance will come!👤A.Lincoln
👈خودمو آماده می کنم و روزی هم دوران من فرامیرسه!
Don’t compare your beginning to someone else’s middle!
👤J.Acuff
👈آغاز راه خودتون رو با میانه راه یه آدم دیگه مقایسه نکنید!
The price of anything is the amount of life you exchange for it.
👈قیمت هر چیز؛ میزان عمریه که برای بدست آوردنش معاوضه می کنید!
We can complain because rose bushes have thorns, or rejoice because thorns bushes have roses!👤A.Lincoln
👈ما می تونیم به خاطر اینکه بوته های گل رز؛ تیغ دارن گلایه و شکایت کنیم، یا می تونیم به خاطر اینکه بوته های تیغ؛ گل رز دارن، لذت ببریم!
A wise man can learn more from a foolish question than a fool can learn from a wise answer.👤Bruce Lee
👈یه آدم عاقل می تونه از یه سوال احمقانه بیشتر چیزی یاد بگیره
تا یه آدم نادان از یه پاسخ عاقلانه!
Who speaks sows, who listens reaps. 🗣Argentine Proverb
👈كسي كه حرف ميزنه؛ ميكاره و آنكه گوش ميده؛ درو ميكنه!
Either write something worth reading or do something worth writing!👤B.Franklin
👈یا چیزی بنویس که ارزش خوندن داشته باشه، یا کاری بکن که ارزش نوشتن داشته باشه!
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
⭕️✍️آنها هرگز تسلیم نمی شوند...
👈ﺩﺭ یک سمینار رموز موفقیت، سخنران از حضار ﭘﺮﺳﯿﺪ:
❓ﺁﯾﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﺭﺍﯾﺖ ﻫﺮﮔﺰ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪﻧﺪ؟
حضار ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩﻧﺪ: ﻧﻪ! ﻧﺸﺪﻧﺪ.
سخنران: ﺗﻮﻣﺎﺱ ﺍﺩﯾﺴﻮﻥ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ؟
حضار: ﻧﻪ ! ﻧﺸﺪ.
سخنران: ﮔﺮﺍﻫﺎﻡ ﺑﻞ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ؟
حضار: ﻧﻪ! ﻧﺸﺪ.
سخنران: ﻻﻧﺲ ﺁﺭﻣﺴﺘﺮﺍﻧﮓ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ؟
حضار: ﻧﻪ! ﻧﺸﺪ.
سخنران ﺑﺮﺍﯼ ﭘﻨﺠﻤﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﻣﺎﺭﮎ ﺭﺍﺳﻞ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ؟ ﻣﺪﺗﯽ ﺳﮑﻮﺕ ﺩﺭ ﮐﻼﺱ ﺣﺎﮐﻢ ﺷﺪ. ﺳﭙﺲ یکی از حاضران ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﻣﺎﺭﮎ ﺭﺍﺳﻞ ﺩﯾﮕﺮ ﮐﯿﺴﺖ؟ ﻣﺎ ﺗﺎ ﺍلاﻥ ﺍﺳﻢ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﯿﺪﻩ ﺍﯾﻢ!
✅سخنران ﮔﻔﺖ: ﺣﻖ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﮐﻪ ﺍﺳﻤﺶ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﯿﺪﻩ ﺍﯾﺪ، ﭼﻮﻥ ﺍﻭ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ!☝️
Nothing in this world can take the place of persistence. Talent will not: nothing is more common than unsuccessful men with talent. Genius will not; unrewarded genius is almost a proverb. Education will not: the world is full of educated derelicts. Persistence and determination alone are omnipotent.👤Calvin Coolidge
📌هیچ چیز در این دنیا نمی تواند جای استقامت و پشتکار را بگیرد!
👈استعداد نمی تواند: هیچ چیز معروف تر از انسان های با استعداد ناموفق نیست!
👈هوش نمی تواند: نوابغی که (به نبوغ خود تکیه کردند و کاری انجام ندادند) هیچ پاداشی دریافت نکردند، یک ضرب المثل شده اند!
👈تحصیلات نمی تواند: دنیا پر است از تحصیل کرده های منزوی و متروک!
💪پشتکار و قاطعیت به تنهایی قدرت مطلق اند!
📌ایمان؛ همچون بدنی است که نیاز به یک سَر دارد و سَر آن؛ صبر و بردباری و استقامت و پایداری است!👤امیر کلام(ع)
I've missed more than 9000 shots in my career. I've lost almost 300 games. 26 times, I've been trusted to take the game winning shot and missed. I've failed over and over and over again in my life. And that is why I succeed.👤Michael Jordan
📌بیش از ٩٠٠٠ شوتم به خطا رفت، تقریبا ٣٠٠ بازی را باختم، ٢۶ بار منتخب زدن شوت نهایی شدم و خطا پرتاب کردم. من بارها و بارها در زندگیم شکست خورده ام و به همین خاطر است که پیروز شدم!
🔴🎯واقعیت این است که منطق همه آنهایی که دنیا را متحول کرده اند این است:
Invention is one percent inspiration and ninety-nine percent perspiration.👤Edison
📌اختراع (یا موفقیت)؛ یک درصد الهام است و نود و نه درصد عرق ریختن! 👤 ادیسون؛ مالک ١٠٩٣ حق اختراع که اولین لامپ را بعد از ده هزار بار شکست روشن کرد...
و شعارشان این است:
A quitter never wins and a winner never quits!👤Vince Lombardi
📌یه رهاکننده هرگز برنده نمیشه و یه برنده هرگز رها نمیکنه!
...و برایشان افتادن از اسب مهم نیست بلکه مراقبند از اصل نیفتند و تسلیم نشوند!✌️
بازنشر=انتشار حال خوب🤝
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
https://news.1rj.ru/str/ThinkThenMove
👈ﺩﺭ یک سمینار رموز موفقیت، سخنران از حضار ﭘﺮﺳﯿﺪ:
❓ﺁﯾﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﺭﺍﯾﺖ ﻫﺮﮔﺰ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪﻧﺪ؟
حضار ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩﻧﺪ: ﻧﻪ! ﻧﺸﺪﻧﺪ.
سخنران: ﺗﻮﻣﺎﺱ ﺍﺩﯾﺴﻮﻥ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ؟
حضار: ﻧﻪ ! ﻧﺸﺪ.
سخنران: ﮔﺮﺍﻫﺎﻡ ﺑﻞ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ؟
حضار: ﻧﻪ! ﻧﺸﺪ.
سخنران: ﻻﻧﺲ ﺁﺭﻣﺴﺘﺮﺍﻧﮓ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ؟
حضار: ﻧﻪ! ﻧﺸﺪ.
سخنران ﺑﺮﺍﯼ ﭘﻨﺠﻤﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﻣﺎﺭﮎ ﺭﺍﺳﻞ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ؟ ﻣﺪﺗﯽ ﺳﮑﻮﺕ ﺩﺭ ﮐﻼﺱ ﺣﺎﮐﻢ ﺷﺪ. ﺳﭙﺲ یکی از حاضران ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﻣﺎﺭﮎ ﺭﺍﺳﻞ ﺩﯾﮕﺮ ﮐﯿﺴﺖ؟ ﻣﺎ ﺗﺎ ﺍلاﻥ ﺍﺳﻢ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﯿﺪﻩ ﺍﯾﻢ!
✅سخنران ﮔﻔﺖ: ﺣﻖ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﮐﻪ ﺍﺳﻤﺶ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﯿﺪﻩ ﺍﯾﺪ، ﭼﻮﻥ ﺍﻭ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ!☝️
Nothing in this world can take the place of persistence. Talent will not: nothing is more common than unsuccessful men with talent. Genius will not; unrewarded genius is almost a proverb. Education will not: the world is full of educated derelicts. Persistence and determination alone are omnipotent.👤Calvin Coolidge
📌هیچ چیز در این دنیا نمی تواند جای استقامت و پشتکار را بگیرد!
👈استعداد نمی تواند: هیچ چیز معروف تر از انسان های با استعداد ناموفق نیست!
👈هوش نمی تواند: نوابغی که (به نبوغ خود تکیه کردند و کاری انجام ندادند) هیچ پاداشی دریافت نکردند، یک ضرب المثل شده اند!
👈تحصیلات نمی تواند: دنیا پر است از تحصیل کرده های منزوی و متروک!
💪پشتکار و قاطعیت به تنهایی قدرت مطلق اند!
📌ایمان؛ همچون بدنی است که نیاز به یک سَر دارد و سَر آن؛ صبر و بردباری و استقامت و پایداری است!👤امیر کلام(ع)
I've missed more than 9000 shots in my career. I've lost almost 300 games. 26 times, I've been trusted to take the game winning shot and missed. I've failed over and over and over again in my life. And that is why I succeed.👤Michael Jordan
📌بیش از ٩٠٠٠ شوتم به خطا رفت، تقریبا ٣٠٠ بازی را باختم، ٢۶ بار منتخب زدن شوت نهایی شدم و خطا پرتاب کردم. من بارها و بارها در زندگیم شکست خورده ام و به همین خاطر است که پیروز شدم!
🔴🎯واقعیت این است که منطق همه آنهایی که دنیا را متحول کرده اند این است:
Invention is one percent inspiration and ninety-nine percent perspiration.👤Edison
📌اختراع (یا موفقیت)؛ یک درصد الهام است و نود و نه درصد عرق ریختن! 👤 ادیسون؛ مالک ١٠٩٣ حق اختراع که اولین لامپ را بعد از ده هزار بار شکست روشن کرد...
و شعارشان این است:
A quitter never wins and a winner never quits!👤Vince Lombardi
📌یه رهاکننده هرگز برنده نمیشه و یه برنده هرگز رها نمیکنه!
...و برایشان افتادن از اسب مهم نیست بلکه مراقبند از اصل نیفتند و تسلیم نشوند!✌️
بازنشر=انتشار حال خوب🤝
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
https://news.1rj.ru/str/ThinkThenMove
Telegram
اندیشه و حرکت
کانالی برای دریافت اندیشه های انگیزشی در حوزه های اقتصادی، مالی، مدیریتی و کارآفرینی
ادمین: @AmirabbasZinatbakhsh
MBA(Finance)&Chartered Islamic Finance Professional
مشاور توسعه کاروکسب، نویسنده و سخنران
amirabbaszinatbakhsh.blogfa.com/posts
ادمین: @AmirabbasZinatbakhsh
MBA(Finance)&Chartered Islamic Finance Professional
مشاور توسعه کاروکسب، نویسنده و سخنران
amirabbaszinatbakhsh.blogfa.com/posts
⭕️✍سه داستان و یک درس!
1⃣مردی متوجه شد که شنوایی گوش همسرش کم شده ولی نمی دانست این موضوع را چگونه با او در میان بگذارد. به این دلیل نزد دکتر خانوادگی شان رفت و مشکل را با او در میان گذاشت. دکتر گفت: "برای اینکه بتوانی دقیق تر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت چقدر است، آزمایش ساده ای وجود دارد! انجام بده و جوابش را به من بگو. در فاصله ۴ متری او بایست و با صدای معمولی، مطلبی را به او بگو🗣. اگر نشنید، همین کار را در فاصله ۳ متری تکرار کن. بعد در ۲متری و به همین ترتیب تا بالاخره جواب بدهد."
آن شب همسر مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و او در اتاق نشسته بود. سوالش را مطرح کرد جوابی نشنید، بعد بلند شد و یک متر به سمت آشپزخانه رفت و دوباره پرسید و باز هم جوابی نشنید. باز هم جلوتر رفت سوالش را تکرار کرد و باز هم جوابی نشنید. این بار جلوتر رفت و گفت: "شام چی داریم؟" و این بار همسرش گفت: "عزيزم برای چهارمین بار میگم؛ خوراک مرغ!"
✍ ناشناس
2⃣زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسباب کشی کردند. روز بعد، ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایهاش در حال آویزان کردن لباسهای شسته است و گفت: "لباسها چندان تمیز نیست. انگار نمی داند چه طور لباس بشوید. احتمالا باید پودر لباس شویی بهتری بخرد."
همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت.
هربار که زن همسایه لباسهای شستهاش را برای خشک شدن آویزان میکرد زن جوان همان حرف را تکرار میکرد تا اینکه حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباسهای تمیز روی بند تعجب کرد و به همسرش گفت: "یاد گرفته چطور لباس بشوید. ماندهام که چه کسی درست لباس شستن را یادش داده!"
مرد پاسخ داد: "من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجرههایمان را تمیز کردم!"
✍پائولو کوئیلو
3⃣میگویند در كشور ژاپن مرد میلیونری زندگی میكرد كه از درد چشم خواب بچشم نداشت و برای مداوای چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را تزریق كرده بود اما نتیجه چندانی نگرفته بود.
وی پس از مشاوره فراوان با پزشكان و متخصصان زیاد درمان درد خود را مراجعه به یك راهب مقدس میبیند. وی پیش راهب رفته و راهب نیز پس از معاینه به او پیشنهاد کرد كه مدتی به هیچ رنگی بجز رنگ سبز نگاه نكند.
وی پس از بازگشت از نزد راهب به تمام مستخدمین خود دستور میدهد با خرید بشكه های رنگ سبز تمام خانه را با رنگ سبز رنگ آمیزی کنند. همینطور تمام اسباب و اثاثیه خانه را با همین رنگ عوض میكند. پس از مدتی رنگ ماشین، ست لباس اعضای خانواده و مستخدمین و هر آنچه به چشم میآید را به رنگ سبز و تركیبات آن تغییر میدهد و البته چشم دردش هم تسكین مییابد.
بعد از مدتی مرد میلیونر برای تشكر از راهب وی را به منزلش دعوت مینماید راهب نیز كه با لباس نارنجی رنگ به منزل او وارد میشود متوجه میشود كه باید لباسش را عوض كرده و خرقهای به رنگ سبز به تن كند. او نیز چنین كرده و وقتی به محضر بیمارش میرسد از او میپرسد آیا چشم دردش تسكین یافته؟ مرد ثروتمند نیز تشكر كرده و میگوید: " بله. اما این گرانترین مداوایی بود كه تاكنون داشته!"
مرد راهب با تعجب به بیمارش میگوید: "بالعكس این ارزانترین نسخهای بوده كه تاكنون تجویز كردهام. برای مداوای چشم دردتان، تنها كافی بود عینكی با شیشه سبز خریداری كنید و هیچ نیازی به این همه مخارج نبود!"
✍ناشناس
🔴🎯گاهی هم بد نیست که نگاهی به درون خودمان بیندازیم، شاید عیبهایی که تصور میکنیم در دیگران وجود دارد در وجود خودمان است و به قول هرمان هسه، شاعر و رمان نویس آلمانی، "اگه شما از یکی متنفر هستید، در حقیقت از چیزی در او که جزئی از وجود خود شماست متنفرید. چیزی که جزئی از وجود ما نیست، ما رو اذیت نمی کنه!"☝️
🎯...و گاهی باید چشم ها و پنجره هایی که از ورای آنها دیگران را می بینیم و قضاوت می کنیم شست و به قول سهراب:
چشمها را بايد شست
جور ديگر بايد ديد
چترها را بايد بست
زير باران بايد رفت
فکر را خاطره را زير باران بايد برد
با همه مردم شهر زير باران بايد رفت
دوست را زير باران بايد ديد
عشق را زير باران بايد جست...☝️
🎯و بالاخره اینکه وقتی نمیتوانیم تمام دنیا را به کام خود تغییر دهیم که البته چنین تلاشی بیهوده و احمقانه است، با تغییر چشم انداز و طرز فکرمان میتوانیم این کار را انجام دهیم و به قول گاندی:
📌Be the change you wish to see in the world!
👈همان تغییری باش که می خواهی در دنیا شاهد آن باشی!
...و ختم کلام اینکه همه چیز از خود من و درون من شروع می شود و این خود من هستم که ابتدا باید درست و اصلاح شوم!☝️
📌Yesterday I was clever, so I wanted to change the world. Today I am wise, so I am changing myself.👤Rumi
👈دیروز، باهوش بودم و می خواستم دنیا را تغییر دهم. امروز، خردمند هستم پس دارم خودم را تغییر می دهم! مولانا
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
https://news.1rj.ru/str/ThinkThenMove
1⃣مردی متوجه شد که شنوایی گوش همسرش کم شده ولی نمی دانست این موضوع را چگونه با او در میان بگذارد. به این دلیل نزد دکتر خانوادگی شان رفت و مشکل را با او در میان گذاشت. دکتر گفت: "برای اینکه بتوانی دقیق تر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت چقدر است، آزمایش ساده ای وجود دارد! انجام بده و جوابش را به من بگو. در فاصله ۴ متری او بایست و با صدای معمولی، مطلبی را به او بگو🗣. اگر نشنید، همین کار را در فاصله ۳ متری تکرار کن. بعد در ۲متری و به همین ترتیب تا بالاخره جواب بدهد."
آن شب همسر مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و او در اتاق نشسته بود. سوالش را مطرح کرد جوابی نشنید، بعد بلند شد و یک متر به سمت آشپزخانه رفت و دوباره پرسید و باز هم جوابی نشنید. باز هم جلوتر رفت سوالش را تکرار کرد و باز هم جوابی نشنید. این بار جلوتر رفت و گفت: "شام چی داریم؟" و این بار همسرش گفت: "عزيزم برای چهارمین بار میگم؛ خوراک مرغ!"
✍ ناشناس
2⃣زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسباب کشی کردند. روز بعد، ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایهاش در حال آویزان کردن لباسهای شسته است و گفت: "لباسها چندان تمیز نیست. انگار نمی داند چه طور لباس بشوید. احتمالا باید پودر لباس شویی بهتری بخرد."
همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت.
هربار که زن همسایه لباسهای شستهاش را برای خشک شدن آویزان میکرد زن جوان همان حرف را تکرار میکرد تا اینکه حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباسهای تمیز روی بند تعجب کرد و به همسرش گفت: "یاد گرفته چطور لباس بشوید. ماندهام که چه کسی درست لباس شستن را یادش داده!"
مرد پاسخ داد: "من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجرههایمان را تمیز کردم!"
✍پائولو کوئیلو
3⃣میگویند در كشور ژاپن مرد میلیونری زندگی میكرد كه از درد چشم خواب بچشم نداشت و برای مداوای چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را تزریق كرده بود اما نتیجه چندانی نگرفته بود.
وی پس از مشاوره فراوان با پزشكان و متخصصان زیاد درمان درد خود را مراجعه به یك راهب مقدس میبیند. وی پیش راهب رفته و راهب نیز پس از معاینه به او پیشنهاد کرد كه مدتی به هیچ رنگی بجز رنگ سبز نگاه نكند.
وی پس از بازگشت از نزد راهب به تمام مستخدمین خود دستور میدهد با خرید بشكه های رنگ سبز تمام خانه را با رنگ سبز رنگ آمیزی کنند. همینطور تمام اسباب و اثاثیه خانه را با همین رنگ عوض میكند. پس از مدتی رنگ ماشین، ست لباس اعضای خانواده و مستخدمین و هر آنچه به چشم میآید را به رنگ سبز و تركیبات آن تغییر میدهد و البته چشم دردش هم تسكین مییابد.
بعد از مدتی مرد میلیونر برای تشكر از راهب وی را به منزلش دعوت مینماید راهب نیز كه با لباس نارنجی رنگ به منزل او وارد میشود متوجه میشود كه باید لباسش را عوض كرده و خرقهای به رنگ سبز به تن كند. او نیز چنین كرده و وقتی به محضر بیمارش میرسد از او میپرسد آیا چشم دردش تسكین یافته؟ مرد ثروتمند نیز تشكر كرده و میگوید: " بله. اما این گرانترین مداوایی بود كه تاكنون داشته!"
مرد راهب با تعجب به بیمارش میگوید: "بالعكس این ارزانترین نسخهای بوده كه تاكنون تجویز كردهام. برای مداوای چشم دردتان، تنها كافی بود عینكی با شیشه سبز خریداری كنید و هیچ نیازی به این همه مخارج نبود!"
✍ناشناس
🔴🎯گاهی هم بد نیست که نگاهی به درون خودمان بیندازیم، شاید عیبهایی که تصور میکنیم در دیگران وجود دارد در وجود خودمان است و به قول هرمان هسه، شاعر و رمان نویس آلمانی، "اگه شما از یکی متنفر هستید، در حقیقت از چیزی در او که جزئی از وجود خود شماست متنفرید. چیزی که جزئی از وجود ما نیست، ما رو اذیت نمی کنه!"☝️
🎯...و گاهی باید چشم ها و پنجره هایی که از ورای آنها دیگران را می بینیم و قضاوت می کنیم شست و به قول سهراب:
چشمها را بايد شست
جور ديگر بايد ديد
چترها را بايد بست
زير باران بايد رفت
فکر را خاطره را زير باران بايد برد
با همه مردم شهر زير باران بايد رفت
دوست را زير باران بايد ديد
عشق را زير باران بايد جست...☝️
🎯و بالاخره اینکه وقتی نمیتوانیم تمام دنیا را به کام خود تغییر دهیم که البته چنین تلاشی بیهوده و احمقانه است، با تغییر چشم انداز و طرز فکرمان میتوانیم این کار را انجام دهیم و به قول گاندی:
📌Be the change you wish to see in the world!
👈همان تغییری باش که می خواهی در دنیا شاهد آن باشی!
...و ختم کلام اینکه همه چیز از خود من و درون من شروع می شود و این خود من هستم که ابتدا باید درست و اصلاح شوم!☝️
📌Yesterday I was clever, so I wanted to change the world. Today I am wise, so I am changing myself.👤Rumi
👈دیروز، باهوش بودم و می خواستم دنیا را تغییر دهم. امروز، خردمند هستم پس دارم خودم را تغییر می دهم! مولانا
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
https://news.1rj.ru/str/ThinkThenMove
Telegram
اندیشه و حرکت
کانالی برای دریافت اندیشه های انگیزشی در حوزه های اقتصادی، مالی، مدیریتی و کارآفرینی
ادمین: @AmirabbasZinatbakhsh
MBA(Finance)&Chartered Islamic Finance Professional
مشاور توسعه کاروکسب، نویسنده و سخنران
amirabbaszinatbakhsh.blogfa.com/posts
ادمین: @AmirabbasZinatbakhsh
MBA(Finance)&Chartered Islamic Finance Professional
مشاور توسعه کاروکسب، نویسنده و سخنران
amirabbaszinatbakhsh.blogfa.com/posts
⭕️✍مشت آهنین کره ای ها در مواجهه با بحرانهای ارزی و مالی
🗓٢۶ سال پیش، دولت کره جنوبی تا مرز ورشکستگی جلو رفت. بحران مالی آسیا مثل ویروس تایلند، مالزی، سنگاپور و دیگر کشورهای جنوب شرق آسیا را در نوردیده و حالا به سئول رسیده بود.
کره ای که در کتابها از آن به عنوان الگوی اقتصاد مقاومتی یاد می شود؛ همان اقتصادی که از یک مستعمره کوچک ژاپن، در نیمه دوم قرن بیستم با اصلاح هوشمندانه سیاست ها و انجام سرمایه گذاری سنگین روی آموزش، به تحول سریع و باورنکردنی دست یافته و خود را به یازدهمین اقتصاد دنیا تبدیل کرده، قطار پیشرفتش با سرعت خیره کننده ای در حرکت بود که سروکله این ویروس بحران مالی پیدا شد.
کارخانه ها یکی پس از دیگری ورشکست شدند، بانک ها با حجم انبوهی از وام های سررسید گذشته مواجه شده و فروریختند، نقدینگی خشک شد، سرمایه گذاران خارجی نزدیک به ١٨ میلیارد دلار پول خود را از مملکت بیرون کشیدند و صدها هزار نفر شغل خود را از دست دادند.
✅تنها چاره دولت، توسل به صندوق بین المللی پول (IMF) بود که نهایتا در دسامبر ١٩٩٧ موفق به اخذ بزرگترین وام تاریخ به میزان ۵٨ میلیارد دلارگردید. کره هم در مقابل، علاوه بر تعهد بازپرداخت، متعهد به آزاد سازی تجارت و حساب های سرمایه ای، اصلاح بازار کار، بازسازی حاکمیت شرکتی و... گردید. این خود یک بحران جدید قلمداد می شد بطوری که در میان ملت کره به بحران IMF معروف شده بود.
دولت بدون اتلاف وقت به تامین مالی برای بازپرداخت وام مشغول شد و در تاریخ ۵ ژانویه ١٩٩٨ کمپینی را راه انداخت که یکی از بالاترین نمایش های وطن پرستی و از خود گذشتگی تاریخ محسوب می شود.
در آن زمان تخمین زده می شد که خانوارها معادل حدود ٢٠ میلیارد دلار طلا در قالب گردنبند، سکه، شمش، مدال و ...در خانه های خود نگهداری می کنند که به دلیل عشق زیاد به طلا غالبا دارای ارزشی فراتر از معادل پولی برای آنها بود.
👈جالب اینجاست که ٩٠ سال قبل از آن؛ یعنی سال ١٩٠٧ امپراطور کره به ژاپن ١٣ میلیون وُن بدهکار شد و برای بازپرداخت آن که معادل بودجه کل سال بود، مردها با ترک کردن سیگار و زنها با فروش طلا آلات خود، بدهی امپراطور خود را تسویه کردند!☝️
در سال ١٩٩٨ طلا مجددا به کمک دولت کره آمد! قریب به ٣.۵ میلیون نفر یعنی ربع جمعیت کره داوطلبانه در کمپین کمک طلا به دولت شرکت کردند. صف های طولانی مردم شامل پیر و جوان، فقیر و غنی در انتظار رسیدن به مراکز اعانه طلا در پاسخ به درخواست دولت برای کمک به اقتصاد ملی تشکیل شد! روبان های زرد رنگ روی پیراهن مردم که در آن نوشته شده بود "بیایید با جمع کردن طلا بر بحران ارزی خارجی غلبه کنیم" دیده می شد.
شرکت های بزرگ کره ای از سامسونگ گرفته تا هیوندای و دوو و سلبریتیها تمامی قوای بازاریابی خود را برای نشر این شعار بکار بستند. آقای لی جونگ بِئوم، ستاره آوازه دار جوان بیس بال، با آوردن ٣١.۵ اونس طلا به ارزش ٩ هزار دلار که حاصل مدال های ۵ سال فعالیت حرفه ایش بود، توجه بیشتر ملت کره را به این کمپین جلب کرد. به طور متوسط، هر فرد ۶۵ گرم طلا معادل ۶۴٠ دلار به ارزش همان زمان به دولت کمک کرد.
ظرف کمتر از دو ماه، ٢٢۶ تن طلا به ارزش ٢.٢ میلیارد دلار جمع آوری شد که تمامی آن ذوب و در قالب شمش به صندوق بین المللی پول تحویل داده شد. اگرچه این میزان بخشی از بدهی ۵٨ میلیارد دلاری کره بود اما به خوبی نشان دهنده اتحاد و وطن پرستی ملی است که با حفظ همین روحیه کره توانست کل بدهی را تا ماه آگوست ٢٠٠١ یعنی سه سال زودتر از سررسید تسویه نماید!✌️
👈یکی میتواند با بمباران یک کشور و با نابود کردن بیشتر سرمایه انسانی و محو نهادهای سیاسی آن، آن کشور را به عصر حجر برگرداند. اما اگر اعتماد (میان مردم و میان مردم و حاکمیت) پابرجا باشد، آن کشور میتواند بعد از چند سال قامت راست کند که آلمان و ژاپن بعد از جنگ دوم جهانی از نمونههای بارز آن هستند. خلاف آن هم صادق است به این معنی که شما میتوانید به یک کشور بهترین منابع طبیعی را اعطا کنید، اما اگر اعتمادی در کار نباشد، هیچ پیشرفتی حاصل نخواهد شد!👤سپیانزا و زینگالس؛ مقاله بحران اعتماد
🎯با کمی تامل در داستان کره و جمله فوق، می توان درستی این اصل را بیشتر لمس کرد که سنگ بنای موفقیت یک اقتصاد در مقابله با بحران های مالی و ارزی؛ داشتن سرمایه اجتماعی است؛ و سنگ بنای سرمایه اجتماعی؛ چیزی نیست جز اعتماد! اعتمادی که فرزند والدینی بنام حکومت قانون (rule of law) و حقوق مالکیت (property rights) است...
👈به عبارت دیگر؛ آنچه یک اقتصاد را ضد ضربه، باثبات و توسعه یافته می کند، نه میزان ذخایر طلا، منابع زیر زمینی، موقعیت جغرافیایی و...بلکه میزان اعتمادی است که در داخل آن و به تبع آن؛ میان آن اقتصاد و سایر اقتصادها برقرار است!☝️
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
https://news.1rj.ru/str/ThinkThenMove
🗓٢۶ سال پیش، دولت کره جنوبی تا مرز ورشکستگی جلو رفت. بحران مالی آسیا مثل ویروس تایلند، مالزی، سنگاپور و دیگر کشورهای جنوب شرق آسیا را در نوردیده و حالا به سئول رسیده بود.
کره ای که در کتابها از آن به عنوان الگوی اقتصاد مقاومتی یاد می شود؛ همان اقتصادی که از یک مستعمره کوچک ژاپن، در نیمه دوم قرن بیستم با اصلاح هوشمندانه سیاست ها و انجام سرمایه گذاری سنگین روی آموزش، به تحول سریع و باورنکردنی دست یافته و خود را به یازدهمین اقتصاد دنیا تبدیل کرده، قطار پیشرفتش با سرعت خیره کننده ای در حرکت بود که سروکله این ویروس بحران مالی پیدا شد.
کارخانه ها یکی پس از دیگری ورشکست شدند، بانک ها با حجم انبوهی از وام های سررسید گذشته مواجه شده و فروریختند، نقدینگی خشک شد، سرمایه گذاران خارجی نزدیک به ١٨ میلیارد دلار پول خود را از مملکت بیرون کشیدند و صدها هزار نفر شغل خود را از دست دادند.
✅تنها چاره دولت، توسل به صندوق بین المللی پول (IMF) بود که نهایتا در دسامبر ١٩٩٧ موفق به اخذ بزرگترین وام تاریخ به میزان ۵٨ میلیارد دلارگردید. کره هم در مقابل، علاوه بر تعهد بازپرداخت، متعهد به آزاد سازی تجارت و حساب های سرمایه ای، اصلاح بازار کار، بازسازی حاکمیت شرکتی و... گردید. این خود یک بحران جدید قلمداد می شد بطوری که در میان ملت کره به بحران IMF معروف شده بود.
دولت بدون اتلاف وقت به تامین مالی برای بازپرداخت وام مشغول شد و در تاریخ ۵ ژانویه ١٩٩٨ کمپینی را راه انداخت که یکی از بالاترین نمایش های وطن پرستی و از خود گذشتگی تاریخ محسوب می شود.
در آن زمان تخمین زده می شد که خانوارها معادل حدود ٢٠ میلیارد دلار طلا در قالب گردنبند، سکه، شمش، مدال و ...در خانه های خود نگهداری می کنند که به دلیل عشق زیاد به طلا غالبا دارای ارزشی فراتر از معادل پولی برای آنها بود.
👈جالب اینجاست که ٩٠ سال قبل از آن؛ یعنی سال ١٩٠٧ امپراطور کره به ژاپن ١٣ میلیون وُن بدهکار شد و برای بازپرداخت آن که معادل بودجه کل سال بود، مردها با ترک کردن سیگار و زنها با فروش طلا آلات خود، بدهی امپراطور خود را تسویه کردند!☝️
در سال ١٩٩٨ طلا مجددا به کمک دولت کره آمد! قریب به ٣.۵ میلیون نفر یعنی ربع جمعیت کره داوطلبانه در کمپین کمک طلا به دولت شرکت کردند. صف های طولانی مردم شامل پیر و جوان، فقیر و غنی در انتظار رسیدن به مراکز اعانه طلا در پاسخ به درخواست دولت برای کمک به اقتصاد ملی تشکیل شد! روبان های زرد رنگ روی پیراهن مردم که در آن نوشته شده بود "بیایید با جمع کردن طلا بر بحران ارزی خارجی غلبه کنیم" دیده می شد.
شرکت های بزرگ کره ای از سامسونگ گرفته تا هیوندای و دوو و سلبریتیها تمامی قوای بازاریابی خود را برای نشر این شعار بکار بستند. آقای لی جونگ بِئوم، ستاره آوازه دار جوان بیس بال، با آوردن ٣١.۵ اونس طلا به ارزش ٩ هزار دلار که حاصل مدال های ۵ سال فعالیت حرفه ایش بود، توجه بیشتر ملت کره را به این کمپین جلب کرد. به طور متوسط، هر فرد ۶۵ گرم طلا معادل ۶۴٠ دلار به ارزش همان زمان به دولت کمک کرد.
ظرف کمتر از دو ماه، ٢٢۶ تن طلا به ارزش ٢.٢ میلیارد دلار جمع آوری شد که تمامی آن ذوب و در قالب شمش به صندوق بین المللی پول تحویل داده شد. اگرچه این میزان بخشی از بدهی ۵٨ میلیارد دلاری کره بود اما به خوبی نشان دهنده اتحاد و وطن پرستی ملی است که با حفظ همین روحیه کره توانست کل بدهی را تا ماه آگوست ٢٠٠١ یعنی سه سال زودتر از سررسید تسویه نماید!✌️
👈یکی میتواند با بمباران یک کشور و با نابود کردن بیشتر سرمایه انسانی و محو نهادهای سیاسی آن، آن کشور را به عصر حجر برگرداند. اما اگر اعتماد (میان مردم و میان مردم و حاکمیت) پابرجا باشد، آن کشور میتواند بعد از چند سال قامت راست کند که آلمان و ژاپن بعد از جنگ دوم جهانی از نمونههای بارز آن هستند. خلاف آن هم صادق است به این معنی که شما میتوانید به یک کشور بهترین منابع طبیعی را اعطا کنید، اما اگر اعتمادی در کار نباشد، هیچ پیشرفتی حاصل نخواهد شد!👤سپیانزا و زینگالس؛ مقاله بحران اعتماد
🎯با کمی تامل در داستان کره و جمله فوق، می توان درستی این اصل را بیشتر لمس کرد که سنگ بنای موفقیت یک اقتصاد در مقابله با بحران های مالی و ارزی؛ داشتن سرمایه اجتماعی است؛ و سنگ بنای سرمایه اجتماعی؛ چیزی نیست جز اعتماد! اعتمادی که فرزند والدینی بنام حکومت قانون (rule of law) و حقوق مالکیت (property rights) است...
👈به عبارت دیگر؛ آنچه یک اقتصاد را ضد ضربه، باثبات و توسعه یافته می کند، نه میزان ذخایر طلا، منابع زیر زمینی، موقعیت جغرافیایی و...بلکه میزان اعتمادی است که در داخل آن و به تبع آن؛ میان آن اقتصاد و سایر اقتصادها برقرار است!☝️
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
https://news.1rj.ru/str/ThinkThenMove
Telegram
اندیشه و حرکت
کانالی برای دریافت اندیشه های انگیزشی در حوزه های اقتصادی، مالی، مدیریتی و کارآفرینی
ادمین: @AmirabbasZinatbakhsh
MBA(Finance)&Chartered Islamic Finance Professional
مشاور توسعه کاروکسب، نویسنده و سخنران
amirabbaszinatbakhsh.blogfa.com/posts
ادمین: @AmirabbasZinatbakhsh
MBA(Finance)&Chartered Islamic Finance Professional
مشاور توسعه کاروکسب، نویسنده و سخنران
amirabbaszinatbakhsh.blogfa.com/posts
⭕️✍دو داستان و دو درس☝️
1⃣میلیونها قورباغه
👈یک کشاورز چینی وارد شهر شد و به صاحب رستورانی گفت که اگر مایل باشد میتواند یک میلیون قورباغه برایش بیاورد.
صاحب رستوران از این پیشنهاد شوکه شد و از او پرسید این همه قورباغه را از کجا می خواهد تامین کند!
کشاورز پاسخ داد: نزدیک خانه من یک حوضچه پر از قورباغه است...میلیون ها قورباغه! همه آنها تمام شب قور قور می کنند و من دارم از دستشان روانی میشوم!
پس صاحب رستوران و کشاورز توافق کردند که کشاورز به صورت هفتگی، هر دفعه پانصد قورباغه تحویل رستوران بدهد.
هفته اول که شد، کشاورز با حالتی خجالت زده و شرمنده به رستوران رفت ...در حالی که دو تا قورباغه لاغر مردنی و استخوانی با خودش آورده بود!
صاحب رستوران: خوب...بقیه قورباغه ها کجا هستند؟
کشاورز: اشتباه کردم، فقط همین دو تا قورباغه توی حوضچه بودند. اما مطمئنا خیلی سر و صدا می کردند!
✅🎯هر وقت می شنویم که یکی از ما انتقاد می کند، مسخره می کند، پشت سرمان حرف می زند، یادمان باشد که احتمالا داستان همان قورباغه های پر سر و صداست.
📌At age 20, we worry about what others think of us.
At age 40, we don't care what they think of us. At age 60, we discover they haven't been thinking of us at all. 👤Ann Landers
✔️در 20 سالگی نگرانیم دیگران درباره ما چه فکری میکنند.
✔️در 40 سالگی برایمان مهم نیست که آنها درباره ما چه فکری میکنند!
✔️در 60 سالگی می فهمیم آنها اصلا به ما فکر نمی کرده اند!
📌The greatest fear in the world is of the opinion of others. And the moment you are unafraid of the crowd, you are no longer a sheep, you become a lion. A great roar arises in your heart, the roar of freedom.👤Osho
👈بزرگترین ترس در دنیا؛ ترس از نظر و فکر دیگران است! و به محض اینکه ترستان از (رای و نظر) توده مردم (درباره خودتان) میریزد، شما دیگر یک گوسفند نیستید، بلکه تبدیل به یک شیر می شوید! صدای یک غرش بزرگ در دلتان بلند میشود؛ غرش آزادی!✌️
✅همچنین یادمان باشد که مشکلات در تاریکی، توهمات، تخیلات، تنها با خود فکر کردن ها و مشورت نکردن ها، نجواهایی که منبعش شیطان است ... بزرگتر به نظر می رسند.
بارها شده که شب؛ هنگام خواب نگران چیزایی هستیم که مثل قور قور یک میلیون قورباغه به ما هجوم می آورند! خوشبختانه وقتی صبح و هوا روشن می شود، با موضوع از نزدیک که مواجه می شویم، از اینکه کل سر و صدا ها هیچ پایه و مبنایی نداشته متعجب می شویم!☝️
2⃣ایراد پیرزن به مناره مسجد و تدبیر معمار
👈روایت شده است در حدود ٧٠٠ سال پیش، در اصفهان مسجدی بزرگ می ساختند. اما چند روز قبل از افتتاح مسجد، کارگرها و معماران جمع شده بودند و آخرین خرده کاری ها را انجام می دادند.
پیرزنی از آنجا رد می شد...وقتی مسجد را دید به یکی از کارگران گفت: فکر کنم یکی از مناره ها کمی کجه!
کارگرها خندیدند.
اما معمار که این حرف را شنید، سریع گفت: چوب بیاورید! کارگر بیاورید! چوب را به مناره تکیه بدهید. فشار بدهید. فششششششااااررر...!!!
و مدام از پیرزن میپرسید: مادر، درست شد؟!
مدتی طول کشید تا پیرزن گفت: بله، درست شد! تشکر کرد و دعایی کرد و رفت!☝️
کارگرها حکمت این کار بیهوده و فشار دادن مناره را از معمار با تجربه پرسیدند؟
✅معمار گفت: اگر این پیرزن، راجع به کج بودن این مناره با دیگران صحبت می کرد و شایعه پا می گرفت، این مناره تا ابد کج می ماند و دیگر نمی توانستیم اثرات منفی این شایعه را پاک کنیم. این است که من گفتم در همین ابتدا جلوی آن را بگیرم!
📌A lie gets halfway around the world before the truth has a chance to get its pants on!
👤 Winston Churchill
قبل از اینکه "واقعیت" فرصت پیدا کند تا شلوار خود را بپوشد، "یک دروغ" تا نیمی از دور کره زمین را طی کرده است!☝️
🎯البته معمار مسجد حواسش بوده که بعد از اقدام فوری و صاف کردن مناره، دیگه به قورقور میلیون ها قورباغه گوش نده!
✅بازنشر=انتشار حال خوب🤝
🔋حال خوب=اتفاقات خوب!✌️
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
https://news.1rj.ru/str/ThinkThenMove
1⃣میلیونها قورباغه
👈یک کشاورز چینی وارد شهر شد و به صاحب رستورانی گفت که اگر مایل باشد میتواند یک میلیون قورباغه برایش بیاورد.
صاحب رستوران از این پیشنهاد شوکه شد و از او پرسید این همه قورباغه را از کجا می خواهد تامین کند!
کشاورز پاسخ داد: نزدیک خانه من یک حوضچه پر از قورباغه است...میلیون ها قورباغه! همه آنها تمام شب قور قور می کنند و من دارم از دستشان روانی میشوم!
پس صاحب رستوران و کشاورز توافق کردند که کشاورز به صورت هفتگی، هر دفعه پانصد قورباغه تحویل رستوران بدهد.
هفته اول که شد، کشاورز با حالتی خجالت زده و شرمنده به رستوران رفت ...در حالی که دو تا قورباغه لاغر مردنی و استخوانی با خودش آورده بود!
صاحب رستوران: خوب...بقیه قورباغه ها کجا هستند؟
کشاورز: اشتباه کردم، فقط همین دو تا قورباغه توی حوضچه بودند. اما مطمئنا خیلی سر و صدا می کردند!
✅🎯هر وقت می شنویم که یکی از ما انتقاد می کند، مسخره می کند، پشت سرمان حرف می زند، یادمان باشد که احتمالا داستان همان قورباغه های پر سر و صداست.
📌At age 20, we worry about what others think of us.
At age 40, we don't care what they think of us. At age 60, we discover they haven't been thinking of us at all. 👤Ann Landers
✔️در 20 سالگی نگرانیم دیگران درباره ما چه فکری میکنند.
✔️در 40 سالگی برایمان مهم نیست که آنها درباره ما چه فکری میکنند!
✔️در 60 سالگی می فهمیم آنها اصلا به ما فکر نمی کرده اند!
📌The greatest fear in the world is of the opinion of others. And the moment you are unafraid of the crowd, you are no longer a sheep, you become a lion. A great roar arises in your heart, the roar of freedom.👤Osho
👈بزرگترین ترس در دنیا؛ ترس از نظر و فکر دیگران است! و به محض اینکه ترستان از (رای و نظر) توده مردم (درباره خودتان) میریزد، شما دیگر یک گوسفند نیستید، بلکه تبدیل به یک شیر می شوید! صدای یک غرش بزرگ در دلتان بلند میشود؛ غرش آزادی!✌️
✅همچنین یادمان باشد که مشکلات در تاریکی، توهمات، تخیلات، تنها با خود فکر کردن ها و مشورت نکردن ها، نجواهایی که منبعش شیطان است ... بزرگتر به نظر می رسند.
بارها شده که شب؛ هنگام خواب نگران چیزایی هستیم که مثل قور قور یک میلیون قورباغه به ما هجوم می آورند! خوشبختانه وقتی صبح و هوا روشن می شود، با موضوع از نزدیک که مواجه می شویم، از اینکه کل سر و صدا ها هیچ پایه و مبنایی نداشته متعجب می شویم!☝️
2⃣ایراد پیرزن به مناره مسجد و تدبیر معمار
👈روایت شده است در حدود ٧٠٠ سال پیش، در اصفهان مسجدی بزرگ می ساختند. اما چند روز قبل از افتتاح مسجد، کارگرها و معماران جمع شده بودند و آخرین خرده کاری ها را انجام می دادند.
پیرزنی از آنجا رد می شد...وقتی مسجد را دید به یکی از کارگران گفت: فکر کنم یکی از مناره ها کمی کجه!
کارگرها خندیدند.
اما معمار که این حرف را شنید، سریع گفت: چوب بیاورید! کارگر بیاورید! چوب را به مناره تکیه بدهید. فشار بدهید. فششششششااااررر...!!!
و مدام از پیرزن میپرسید: مادر، درست شد؟!
مدتی طول کشید تا پیرزن گفت: بله، درست شد! تشکر کرد و دعایی کرد و رفت!☝️
کارگرها حکمت این کار بیهوده و فشار دادن مناره را از معمار با تجربه پرسیدند؟
✅معمار گفت: اگر این پیرزن، راجع به کج بودن این مناره با دیگران صحبت می کرد و شایعه پا می گرفت، این مناره تا ابد کج می ماند و دیگر نمی توانستیم اثرات منفی این شایعه را پاک کنیم. این است که من گفتم در همین ابتدا جلوی آن را بگیرم!
📌A lie gets halfway around the world before the truth has a chance to get its pants on!
👤 Winston Churchill
قبل از اینکه "واقعیت" فرصت پیدا کند تا شلوار خود را بپوشد، "یک دروغ" تا نیمی از دور کره زمین را طی کرده است!☝️
🎯البته معمار مسجد حواسش بوده که بعد از اقدام فوری و صاف کردن مناره، دیگه به قورقور میلیون ها قورباغه گوش نده!
✅بازنشر=انتشار حال خوب🤝
🔋حال خوب=اتفاقات خوب!✌️
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
https://news.1rj.ru/str/ThinkThenMove
Telegram
اندیشه و حرکت
کانالی برای دریافت اندیشه های انگیزشی در حوزه های اقتصادی، مالی، مدیریتی و کارآفرینی
ادمین: @AmirabbasZinatbakhsh
MBA(Finance)&Chartered Islamic Finance Professional
مشاور توسعه کاروکسب، نویسنده و سخنران
amirabbaszinatbakhsh.blogfa.com/posts
ادمین: @AmirabbasZinatbakhsh
MBA(Finance)&Chartered Islamic Finance Professional
مشاور توسعه کاروکسب، نویسنده و سخنران
amirabbaszinatbakhsh.blogfa.com/posts
Forwarded from اندیشه و حرکت
It takes two flints to make a fire.👤Louisa May Alcott
👈آتیش با دو تا چخماق روشن میشه!
The strength of the team is each individual member. The strength of each member is the team.👤Phil Jackson
👈قوت یه تیم به اعضاء شه و قوت هر یک از اعضا؛ تیمشونه!
The whole is other than the sum of the parts.👤Kurt Koffka
👈کل هر چیزی؛ متفاوت از مجموع اجزاءشه!
No one can whistle a symphony. It takes a whole orchestra to play it.👤H.E. Luccock
👈با سوت زدن یه نفر؛ سمفونی اجرا نمیشه! یه گروه کامل اورکستر لازمه!
If everyone is moving forward together, then success takes care of itself.👤Henry Ford
👈اگه همه باهم به سمت جلو حرکت کنن؛ موفقیت خودش از خودش مراقبت میکنه!
The ratio of We’s to I’s is the best indicator of the development of a team.👤Lewis B. Ergen
👈نسبت "ما" ها به "من" ها؛ بهترین شاخص توسعه یافتگی یه تیمه!
If you want to go fast, go alone. If you want to go far, go together.👤African Proverb
👈اگه میخواید تند برید؛ تنها برید! اگه میخواید جای دوری برید؛ با هم برید!
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
👈آتیش با دو تا چخماق روشن میشه!
The strength of the team is each individual member. The strength of each member is the team.👤Phil Jackson
👈قوت یه تیم به اعضاء شه و قوت هر یک از اعضا؛ تیمشونه!
The whole is other than the sum of the parts.👤Kurt Koffka
👈کل هر چیزی؛ متفاوت از مجموع اجزاءشه!
No one can whistle a symphony. It takes a whole orchestra to play it.👤H.E. Luccock
👈با سوت زدن یه نفر؛ سمفونی اجرا نمیشه! یه گروه کامل اورکستر لازمه!
If everyone is moving forward together, then success takes care of itself.👤Henry Ford
👈اگه همه باهم به سمت جلو حرکت کنن؛ موفقیت خودش از خودش مراقبت میکنه!
The ratio of We’s to I’s is the best indicator of the development of a team.👤Lewis B. Ergen
👈نسبت "ما" ها به "من" ها؛ بهترین شاخص توسعه یافتگی یه تیمه!
If you want to go fast, go alone. If you want to go far, go together.👤African Proverb
👈اگه میخواید تند برید؛ تنها برید! اگه میخواید جای دوری برید؛ با هم برید!
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
⭕️✍رمز گشایی از موفقیت های اقتصادی جمهوری کره
👈بخش اول
✅از زیر خط فقر تا نقش آفرینی در اقتصاد جهانی
جمهوری کره (کره جنوبی) در تاریخ 15 آگوست 1945 بعد از 36 سال، از اشغال ژاپن درآمد و استقلال پیدا کرد و 5 سال بعد یعنی در سال 1950 جنگ میان دو کره آغاز گردید که تا 1953 ادامه یافت. حاصل این جنگ خانمانسوز چیزی نبود جز کشته شدن 5 میلیون سرباز و مردم کره و 36000 نیروی خارجی از 21 کشور!
چگونه کشوری تهی از منابع داخلی با درآمد سرانه ملی 67 دلار در سال 1953 یعنی فقر مطلق، بعد از 67 سال با تولید ناخالص داخلی 1800 میلیارد دلاری تبدیل به اقتصاد 10 جهان گشته و به درآمد سرانه ملی 35 هزار دلار نائل میگردد؟ این در حالی است که، کره شمالی و جنوبی هر دو تقریباً از لحاظ اقتصادی در شرایط برابری قرار داشتند اما تولید ناخالص داخلی 1800 میلیارد دلاری جمهوری کره کجا و تولید ناخالص داخلی حدوداً 30 میلیارد دلاری کره شمالی کجا؟!
جالب اینست که کارشناسان نظامی و اقتصادی در همان زمان پیشبینی میکردند که جمهوری کره هیچ آیندهای ندارد و تا یکصد سال آینده قدرت ترمیم اوضاع اقتصادی خود را نخواهد داشت!
✅اولویت اول: آموزش و تربیت نیروی کار تحصیل کرده
جمهوری کره آموزش را به عنوان اولویت اول خود انتخاب کرد. شعار مردم این بود: "سخت درس بخوان تا موفق شوی. این تنها راه زندگی انسانی همراه با عزت است." در دورهای که دولت مدرسه ابتدایی و راهنمایی را اجباری کرده بود، بچههای کرهای کیلومترها به سوی مدارس با پای پیاده میرفتند. دولت شروع به سرمایهگذاری گستردهای روی آموزشهای تخصصی و فنی و تربیت نیروهای انسانی کرد که همین نیروها در سالهای بعد که شرح آن خواهد گذشت، رونق اقتصادی را برای کره به ارمغان آوردند. در حقیقت مردم کره برای تربیت نسل بعدی دست به فداکاری و ایثار مثالزدنی زدند.
✅آغاز توسعه اقتصادی
بعد از آرامش کشور و شروع بازسازی و رفع آثار جنگ از چهره کشور، توسعه اقتصادی کره با کمکهای مالی و فاینانس خارجی آغاز گردید. وابستگی 90 درصدی اقتصاد کره به منابع مالی خارجی، اوضاع وخیمی را برای این اقتصاد رقم میزد. در سال 1961 نظامیان کودتا کرده و توسعه اقتصادی کشور را در اولویت برنامههای خود قرار دادند. در همین راستا، دولت نظامی هیات عامل اقتصادیEconomic Planning Board کشور را به منظور برنامهریزی، تخصیص بودجه و جذب سرمایههای خارجی تاسیس کرده و به آن اختیارات بیسابقهای برای رسیدن به اهداف فوق اعطا نمود. هیات عامل در ماه ژانویه 1962 برنامه 5 ساله توسعه اقتصادی خود معروف به معجزه روی رودخانه هَن Miracle on the Han River
را که سنگ بنای جهش اقتصادی کره بود، اعلام کرده و برنامه به اجرا گذاشته شد. چالش اصلی، بدست آوردن منابع مالی خارجی بود.
✅عدم استقبال آمریکا (1)
آقای برگر سفیر آمریکا در کرهجنوبی، گزارش منفی را در مورد این برنامه به کاخ سفید ارائه کرد و این گزارش موجب عدم استقبال آمریکا در خصوص کمکهای مالی به این اقتصاد جنگزده گردید.
✅ملت کره در کنار دولت (1)
اما کره تسلیم نشد و با تلاش فراوان در سال 1966 موفق به دریافت تسهیلات از دویچه بانک Deutsche Bank آلمان غربی گردید. قبل از دریافت تسهیلات از آلمان، دولت کره از ماه دسامبر 1963 هزاران کارگر معدن و پرستار تحت عنوان گستاربایتر Gastarbeiter(به زبان آلمانی یعنی کارگر خارجی) به سوی آلمان غربی اعزام کرده بود. مزیت رقابتی کارگران کرهای نسبت به سایر ملیتها این بود که آنها از همه ملیتها با سوادتر بودند. این کارگران و پرستاران درآمدهای خود را به کره میفرستادند و دولت کره با وجود کم بودن مقدار آن، با وثیقه گذاشتن این درآمدها به اخذ تسهیلات بیشتر از بانکهای خارجی میپرداخت. آقای جائی سان کارگر اعزامی به معادن آلمان غربی بعد از 50 سال می گوید: "من فکر میکنم اینکه دولت از درآمدی که ما برای توسعه و آبادانی کشورمان به کره میفرستادیم به نفع اقتصاد کشورم استفاده میکرد، کار خوبی بود."
✅صنایع سبک:ناجی اقتصاد رو به افول کره
به دلیل ناتوانی دولت در جذب سرمایهها و تسهیلات خارجی، اقتصاد کره سیر نزولی را در پیش گرفت که ناگهان با موفقیت صنایع سبک مانند نساجی و کلاهگیس و کارهای سوزنی و تبدیل شدن کره به صادرکننده اول جهانی این محصولات، فرصت تاریخی برای نجات این اقتصاد فراهم گشت.
✅آغاز دهه 70 میلادی: پیریزی پایههای صنایع سنگین با محوریت فولاد
در اواخر دهه 60 میلادی، دولت با منطقی کردن نرخ ارز و بهره موجبات حمایت از شرکتهای بزرگ خصوصی و رشد سالانه صادرات به میزان 36.6% را فراهم آورد. از آنجا که صنایع سبک اتکای زیادی به دستمزدها داشت، با افزایش دستمزدها رفته رفته قدرت رقابتی آنها در بازارهای جهانی کمتر شد و در پی آن...
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
ادامه...👇👇👇
👈بخش اول
✅از زیر خط فقر تا نقش آفرینی در اقتصاد جهانی
جمهوری کره (کره جنوبی) در تاریخ 15 آگوست 1945 بعد از 36 سال، از اشغال ژاپن درآمد و استقلال پیدا کرد و 5 سال بعد یعنی در سال 1950 جنگ میان دو کره آغاز گردید که تا 1953 ادامه یافت. حاصل این جنگ خانمانسوز چیزی نبود جز کشته شدن 5 میلیون سرباز و مردم کره و 36000 نیروی خارجی از 21 کشور!
چگونه کشوری تهی از منابع داخلی با درآمد سرانه ملی 67 دلار در سال 1953 یعنی فقر مطلق، بعد از 67 سال با تولید ناخالص داخلی 1800 میلیارد دلاری تبدیل به اقتصاد 10 جهان گشته و به درآمد سرانه ملی 35 هزار دلار نائل میگردد؟ این در حالی است که، کره شمالی و جنوبی هر دو تقریباً از لحاظ اقتصادی در شرایط برابری قرار داشتند اما تولید ناخالص داخلی 1800 میلیارد دلاری جمهوری کره کجا و تولید ناخالص داخلی حدوداً 30 میلیارد دلاری کره شمالی کجا؟!
جالب اینست که کارشناسان نظامی و اقتصادی در همان زمان پیشبینی میکردند که جمهوری کره هیچ آیندهای ندارد و تا یکصد سال آینده قدرت ترمیم اوضاع اقتصادی خود را نخواهد داشت!
✅اولویت اول: آموزش و تربیت نیروی کار تحصیل کرده
جمهوری کره آموزش را به عنوان اولویت اول خود انتخاب کرد. شعار مردم این بود: "سخت درس بخوان تا موفق شوی. این تنها راه زندگی انسانی همراه با عزت است." در دورهای که دولت مدرسه ابتدایی و راهنمایی را اجباری کرده بود، بچههای کرهای کیلومترها به سوی مدارس با پای پیاده میرفتند. دولت شروع به سرمایهگذاری گستردهای روی آموزشهای تخصصی و فنی و تربیت نیروهای انسانی کرد که همین نیروها در سالهای بعد که شرح آن خواهد گذشت، رونق اقتصادی را برای کره به ارمغان آوردند. در حقیقت مردم کره برای تربیت نسل بعدی دست به فداکاری و ایثار مثالزدنی زدند.
✅آغاز توسعه اقتصادی
بعد از آرامش کشور و شروع بازسازی و رفع آثار جنگ از چهره کشور، توسعه اقتصادی کره با کمکهای مالی و فاینانس خارجی آغاز گردید. وابستگی 90 درصدی اقتصاد کره به منابع مالی خارجی، اوضاع وخیمی را برای این اقتصاد رقم میزد. در سال 1961 نظامیان کودتا کرده و توسعه اقتصادی کشور را در اولویت برنامههای خود قرار دادند. در همین راستا، دولت نظامی هیات عامل اقتصادیEconomic Planning Board کشور را به منظور برنامهریزی، تخصیص بودجه و جذب سرمایههای خارجی تاسیس کرده و به آن اختیارات بیسابقهای برای رسیدن به اهداف فوق اعطا نمود. هیات عامل در ماه ژانویه 1962 برنامه 5 ساله توسعه اقتصادی خود معروف به معجزه روی رودخانه هَن Miracle on the Han River
را که سنگ بنای جهش اقتصادی کره بود، اعلام کرده و برنامه به اجرا گذاشته شد. چالش اصلی، بدست آوردن منابع مالی خارجی بود.
✅عدم استقبال آمریکا (1)
آقای برگر سفیر آمریکا در کرهجنوبی، گزارش منفی را در مورد این برنامه به کاخ سفید ارائه کرد و این گزارش موجب عدم استقبال آمریکا در خصوص کمکهای مالی به این اقتصاد جنگزده گردید.
✅ملت کره در کنار دولت (1)
اما کره تسلیم نشد و با تلاش فراوان در سال 1966 موفق به دریافت تسهیلات از دویچه بانک Deutsche Bank آلمان غربی گردید. قبل از دریافت تسهیلات از آلمان، دولت کره از ماه دسامبر 1963 هزاران کارگر معدن و پرستار تحت عنوان گستاربایتر Gastarbeiter(به زبان آلمانی یعنی کارگر خارجی) به سوی آلمان غربی اعزام کرده بود. مزیت رقابتی کارگران کرهای نسبت به سایر ملیتها این بود که آنها از همه ملیتها با سوادتر بودند. این کارگران و پرستاران درآمدهای خود را به کره میفرستادند و دولت کره با وجود کم بودن مقدار آن، با وثیقه گذاشتن این درآمدها به اخذ تسهیلات بیشتر از بانکهای خارجی میپرداخت. آقای جائی سان کارگر اعزامی به معادن آلمان غربی بعد از 50 سال می گوید: "من فکر میکنم اینکه دولت از درآمدی که ما برای توسعه و آبادانی کشورمان به کره میفرستادیم به نفع اقتصاد کشورم استفاده میکرد، کار خوبی بود."
✅صنایع سبک:ناجی اقتصاد رو به افول کره
به دلیل ناتوانی دولت در جذب سرمایهها و تسهیلات خارجی، اقتصاد کره سیر نزولی را در پیش گرفت که ناگهان با موفقیت صنایع سبک مانند نساجی و کلاهگیس و کارهای سوزنی و تبدیل شدن کره به صادرکننده اول جهانی این محصولات، فرصت تاریخی برای نجات این اقتصاد فراهم گشت.
✅آغاز دهه 70 میلادی: پیریزی پایههای صنایع سنگین با محوریت فولاد
در اواخر دهه 60 میلادی، دولت با منطقی کردن نرخ ارز و بهره موجبات حمایت از شرکتهای بزرگ خصوصی و رشد سالانه صادرات به میزان 36.6% را فراهم آورد. از آنجا که صنایع سبک اتکای زیادی به دستمزدها داشت، با افزایش دستمزدها رفته رفته قدرت رقابتی آنها در بازارهای جهانی کمتر شد و در پی آن...
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
ادامه...👇👇👇
⭕️✍رمزگشایی از موفقیت های اقتصادی جمهوری کره
👈بخش دوم
✅آغاز دهه 70 میلادی: پیریزی پایههای صنایع سنگین با محوریت فولاد
در اواخر دهه 60 میلادی، دولت با منطقی کردن نرخ ارز و بهره موجبات حمایت از شرکتهای بزرگ خصوصی و رشد سالانه صادرات به میزان 36.6% را فراهم آورد. از آنجا که صنایع سبک اتکای زیادی به دستمزدها داشت، با افزایش دستمزدها رفته رفته قدرت رقابتی آنها در بازارهای جهانی کمتر شد و در پی آن، دولت روی صنایع جدید مانند فولاد، ذغال سنگ، مواد شیمیایی، ماشینآلات و کشتیسازی به عنوان موتورهای قدرتمند توسعه اقتصادی متمرکز گردید. توسعه صنعت فولاد به عنوان اولین صنعت سنگین در دستور کار قرار گرفت و مجتمع کارخانه پوهانگ در سال 1970 تاسیس گردید.
✅عدم استقبال آمریکا (2)
ایالات متحده به این پروژه نگاه تردیدآمیزی داشت چرا که این صنعت نیاز به سرمایه زیاد و نیز تکنولوژی برتر داشت. البته توجیه آمریکاییها این بود که اقتصادهای پیشرفتهتری دست به چنین طرح جاهطلبانهای زده بودند اما ناکام ماندند. حتی بانک بینالمللی ساخت و ساز مجدد و توسعه International Bank of Reconstruction and Development (IBRD)
در گزارش خود در باره موفقیتآمیز بودن این پروژه ابراز تردید کرده و توصیه به تعویق آن نمود.
✅آغاز موفقیتآمیز تولید فولاد
به رغم وزش بادهای مخالف، کارخانه پوهانگ در سال 1973 شروع به تولید فولاد کرد. بدینوسیله، دولت قدم موفقی را در راستای صنعتی کردن اقتصاد کره از راه تولید به عنوان قلب اقتصاد و فولاد به عنوان سنگ زیربنای صنایع دیگر برداشت تا اینکه کره در سال 2009 تبدیل به چهارمین تولیدکننده فولاد جهان گردید. موفقیت در این صنعت، موفقیت در سایر صنایع وابسته مانند کشتیسازی، خودروسازی، ماشینآلات پالایشگاهی و الکترونیک را برای این اقتصاد به ارمغان آورد.
✅ناممکن بودن ارتقای سطح زندگی یک ملت بدون تغییرات ریشهای در دل جامعه
همزمان با آغاز جنبش اجتماعی معروف به Saemaul در دهه 70، دولت کره ورشکسته شد و مجبور به حمایت بیشتر از اقشار ضعیف گردید. ملت کره از طریق کمکها و حمایتهایی که از دولت دریافت میکردند، شروع به ارتقای کیفیت زندگی خود کردند. 33660 روستا در کره سیمان و فولاد مجانی دریافت کردند و پس از دو سال، روستاهایی که واقعاً منابع را خرج آبادانی کرده بودند، سیمان و فولاد بیشتری دریافت کردند. مردم به تدریج از شک و تردید در آمده و امید آنها به آینده روشن بیشتر شد. پس از ارتقای سطح زندگی اقشار ضعیف، کمکم کل اقتصاد و اوضاع معیشتی مردم ارتقا یافت. این بدین معنی بود که ارتقای سطح زندگی تنها با کمکهای خارجی محقق نمیشود بلکه نیاز است که تغییر به صورت ریشهای و عمیق در دل جامعه اتفاق بیافتد. حاصل تعامل ملت و دولت، تحقق رشد 9.6 درصدی در سالهای 70، 71 و72 میلادی بود.
✅مهارت کره جنوبی در تبدیل کردن بحرانهای مالی به فرصتهای اقتصادی (1)
در اکتبر 73 میلادی جنگ اعراب و اسرائیل معروف به Yom Kippur آغاز گردید و موجب بالا رفتن قیمت نفت (از حدود 10 دلار به بالای 35 دلار) و همچنین قیمت مواد اولیه نیز افزایش زیادی یافت که موجب خوابیدن کارخانهها و تولید گردید و در حقیقت ضربه مهلکی به اقتصاد کره وارد آورد، آن هم کرهای که یک قطره نفت نداشت و تازه شروع به سرمایهگذاری در صنایع مربوطه آن کرده بود. اما دولت کره، از این تهدید و بحران به عنوان یک فرصت استفاده کرد به این صورت که با استفاده از فرصت رشد بالای ساخت و ساز در خاورمیانه که در نتیجه بالا رفتن قیمت نفت در حال رخ دادن بود ، با اعزام کارگران خود به منطقه اقدام به احداث پروژههایی به ارزش سالیانه 10 میلیارد دلار نمود و بدینوسیله از رشد قیمت نفت برای تحریک اقتصاد خود بهرهبرداری کرد.
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
ادامه...👇👇👇
👈بخش دوم
✅آغاز دهه 70 میلادی: پیریزی پایههای صنایع سنگین با محوریت فولاد
در اواخر دهه 60 میلادی، دولت با منطقی کردن نرخ ارز و بهره موجبات حمایت از شرکتهای بزرگ خصوصی و رشد سالانه صادرات به میزان 36.6% را فراهم آورد. از آنجا که صنایع سبک اتکای زیادی به دستمزدها داشت، با افزایش دستمزدها رفته رفته قدرت رقابتی آنها در بازارهای جهانی کمتر شد و در پی آن، دولت روی صنایع جدید مانند فولاد، ذغال سنگ، مواد شیمیایی، ماشینآلات و کشتیسازی به عنوان موتورهای قدرتمند توسعه اقتصادی متمرکز گردید. توسعه صنعت فولاد به عنوان اولین صنعت سنگین در دستور کار قرار گرفت و مجتمع کارخانه پوهانگ در سال 1970 تاسیس گردید.
✅عدم استقبال آمریکا (2)
ایالات متحده به این پروژه نگاه تردیدآمیزی داشت چرا که این صنعت نیاز به سرمایه زیاد و نیز تکنولوژی برتر داشت. البته توجیه آمریکاییها این بود که اقتصادهای پیشرفتهتری دست به چنین طرح جاهطلبانهای زده بودند اما ناکام ماندند. حتی بانک بینالمللی ساخت و ساز مجدد و توسعه International Bank of Reconstruction and Development (IBRD)
در گزارش خود در باره موفقیتآمیز بودن این پروژه ابراز تردید کرده و توصیه به تعویق آن نمود.
✅آغاز موفقیتآمیز تولید فولاد
به رغم وزش بادهای مخالف، کارخانه پوهانگ در سال 1973 شروع به تولید فولاد کرد. بدینوسیله، دولت قدم موفقی را در راستای صنعتی کردن اقتصاد کره از راه تولید به عنوان قلب اقتصاد و فولاد به عنوان سنگ زیربنای صنایع دیگر برداشت تا اینکه کره در سال 2009 تبدیل به چهارمین تولیدکننده فولاد جهان گردید. موفقیت در این صنعت، موفقیت در سایر صنایع وابسته مانند کشتیسازی، خودروسازی، ماشینآلات پالایشگاهی و الکترونیک را برای این اقتصاد به ارمغان آورد.
✅ناممکن بودن ارتقای سطح زندگی یک ملت بدون تغییرات ریشهای در دل جامعه
همزمان با آغاز جنبش اجتماعی معروف به Saemaul در دهه 70، دولت کره ورشکسته شد و مجبور به حمایت بیشتر از اقشار ضعیف گردید. ملت کره از طریق کمکها و حمایتهایی که از دولت دریافت میکردند، شروع به ارتقای کیفیت زندگی خود کردند. 33660 روستا در کره سیمان و فولاد مجانی دریافت کردند و پس از دو سال، روستاهایی که واقعاً منابع را خرج آبادانی کرده بودند، سیمان و فولاد بیشتری دریافت کردند. مردم به تدریج از شک و تردید در آمده و امید آنها به آینده روشن بیشتر شد. پس از ارتقای سطح زندگی اقشار ضعیف، کمکم کل اقتصاد و اوضاع معیشتی مردم ارتقا یافت. این بدین معنی بود که ارتقای سطح زندگی تنها با کمکهای خارجی محقق نمیشود بلکه نیاز است که تغییر به صورت ریشهای و عمیق در دل جامعه اتفاق بیافتد. حاصل تعامل ملت و دولت، تحقق رشد 9.6 درصدی در سالهای 70، 71 و72 میلادی بود.
✅مهارت کره جنوبی در تبدیل کردن بحرانهای مالی به فرصتهای اقتصادی (1)
در اکتبر 73 میلادی جنگ اعراب و اسرائیل معروف به Yom Kippur آغاز گردید و موجب بالا رفتن قیمت نفت (از حدود 10 دلار به بالای 35 دلار) و همچنین قیمت مواد اولیه نیز افزایش زیادی یافت که موجب خوابیدن کارخانهها و تولید گردید و در حقیقت ضربه مهلکی به اقتصاد کره وارد آورد، آن هم کرهای که یک قطره نفت نداشت و تازه شروع به سرمایهگذاری در صنایع مربوطه آن کرده بود. اما دولت کره، از این تهدید و بحران به عنوان یک فرصت استفاده کرد به این صورت که با استفاده از فرصت رشد بالای ساخت و ساز در خاورمیانه که در نتیجه بالا رفتن قیمت نفت در حال رخ دادن بود ، با اعزام کارگران خود به منطقه اقدام به احداث پروژههایی به ارزش سالیانه 10 میلیارد دلار نمود و بدینوسیله از رشد قیمت نفت برای تحریک اقتصاد خود بهرهبرداری کرد.
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
ادامه...👇👇👇
⭕️✍رمزگشایی از موفقیت های اقتصادی جمهوری کره
👈بخش سوم
✅مهارت کره جنوبی در تبدیل کردن بحران های مالی به فرصت های اقتصادی (2)
در سال 1978 به دلیل اعتصاب کارکنان شرکت نفت ایران و کاهش صادرات نفت و نیز همزمانی آن با تقاضای جهانی، بحران دیگر نفتی رخ داد و قیمتها رو به صعود گذاشت (تا سال 1980 قیمت نفت از بشکهای 33 دلار به حدود 62 دلار رسید). اکنون دولت کره با استفاده از درسها و تجربیاتی که از بحران قبلی بدست آورده بود، به خوبی میتوانست از این بحران هم استفاده کند. طی دو بحران و شوک نفتی، اکثر کشورها از میزان سرمایهگذاری خود کاستند اما کره بر عکس عمل کرد. در بحران قبلی، کره به میزان سنگینی در صنایع فولاد، نفت، شیمیایی، ماشینسازی و کشتیسازی سرمایهگذاری کرد و در پاسخ به شوک دوم قیمت نفت، به شکل گستردهای اقتصاد و صنایع زیربنایی خود را بازسازی کرد. جالب اینجاست که عبور موفق از بحران دوم نفتی مصادف شد با کاهش ارزش دلار، کاهش قیمت نفت و کاهش نرخ بهره که موجب شکوفایی اقتصاد کره در دهه 80 میلادی گردید. برای کرهای که رشد اقتصادی خود را از راه صادرات دنبال میکرد، پول قویتر یعنی واردات ارزانتر و فرآوری و صادرات و ارزش افزوده بیشتر. نرخ بهره پایینتر یعنی دریافت تسهیلات بینالمللی ارزانتر و تقویت صنایع داخلی و رونق تولید و تحقق رشد از طریق صادرات بیشتر!
✅نظام دموکراتیک یک چاشنی برای نظام سرمایهداری کره
در ماه ژوئن 1987 دموکراسیخواهان به حکومت آقای چون دو هوان 8 ماه قبل از پایان دوره 7 ساله خاتمه دادند و نظام دموکراتیک را برپا کردند. حالا دیگر بعد از 33 سال تلاش اقتصادی درآمد سرانه ملی از 67 دلار به 10 هزار دلار افزایش یافته (28 هزار دلار در سال 2014 ) و تبدیل به اقتصاد 12 جهانی شد.
✅عضویت در سازمانهای بین المللی
در سالهای 1995 و 1996 به ترتیب به عضویت سازمان تجارت جهانی (WTO) و سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه (OECD) درآمد.
✅مهارت کره جنوبی در تبدیل کردن بحرانهای مالی به فرصت های اقتصادی (3)
در سال 1997 بحران مالی آسیا از تایلند آغاز گشته و مانند آتش به سوی بازارهای مالی آسیای شرقی حرکت کرد. 6 شرکت از 10 شرکت بزرگ کره ای تا مرز پرتگاه سقوط جلو رفتند و دوران سخت و ریاضت بار دیگر دامن اقتصاد کره را گرفت. در 27 نوامبر 1997 دولت کره از صندوق بین المللی پول تقاضای کمک مالی کرد. از طرف دیگر طبق روال گذشته، اوضاع پیش آمده فرصتی را در اختیار دولت کره گذاشت که در آن دست به انجام اصلاحات اقتصادی گسترده زده و بار دیگر تهدید را تبدیل به فرصت نمود. شرکت های ورشکسته بسته و یا ادغام شدند و شرکت های بزرگ دست به تجدید نظر گسترده در چینش ساختار کار و کسب خود زدند. همزمان با این اصلاحات، سیستم های مدیریتی نیز به منظور در بر گیری اصول رقابت و عملکرد تغییر داده شد. دولت کره این تحولات را با جدیت و قاطعیت در اقتصاد خود عملیاتی کرد. نتیجه این اصلاحات را می توان در افزایش چشمگیر میزان ذخایر ارزی کره از 3.9 میلیارد دلار در سال 1997 (سال بحران مالی) به 99 میلیارد دلار در سپتامبر 2001 و قرار گرفتن در رتبه پنجم جهانی مشاهده کرد. باز پرداخت وام صندوق بین المللی پول که از سال 1998 آغاز گشته بود، درآگوست 2001 و سه سال زود تر از موعد مقرر با پرداخت آخرین قسط 350 میلیون دلاری به پایان رسید!
✅ملت کره در کنار دولت (2)
طی بحران مالی 1997 ارزش پول کره سقوط کرد و قیمت طلا سیر صعودی سرسامآوری را آغاز کرد. در پاسخ به این اوضاع، مردم کره در یک حرکت به نام کمپین ملی طلا
National Gold Campaign
با اعانه و بخشیدن داوطلبانه طلا به دولت جهت فائق آمدن بر بحران قیمت طلا، جهان را شگفتزده کردند!
📌پست مرتبط: مشت آهنین کره ای ها در مواجهه با بحرانهای ارزی و مالی👈
https://news.1rj.ru/str/ThinkThenMove/527
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
ادامه...👇👇👇
👈بخش سوم
✅مهارت کره جنوبی در تبدیل کردن بحران های مالی به فرصت های اقتصادی (2)
در سال 1978 به دلیل اعتصاب کارکنان شرکت نفت ایران و کاهش صادرات نفت و نیز همزمانی آن با تقاضای جهانی، بحران دیگر نفتی رخ داد و قیمتها رو به صعود گذاشت (تا سال 1980 قیمت نفت از بشکهای 33 دلار به حدود 62 دلار رسید). اکنون دولت کره با استفاده از درسها و تجربیاتی که از بحران قبلی بدست آورده بود، به خوبی میتوانست از این بحران هم استفاده کند. طی دو بحران و شوک نفتی، اکثر کشورها از میزان سرمایهگذاری خود کاستند اما کره بر عکس عمل کرد. در بحران قبلی، کره به میزان سنگینی در صنایع فولاد، نفت، شیمیایی، ماشینسازی و کشتیسازی سرمایهگذاری کرد و در پاسخ به شوک دوم قیمت نفت، به شکل گستردهای اقتصاد و صنایع زیربنایی خود را بازسازی کرد. جالب اینجاست که عبور موفق از بحران دوم نفتی مصادف شد با کاهش ارزش دلار، کاهش قیمت نفت و کاهش نرخ بهره که موجب شکوفایی اقتصاد کره در دهه 80 میلادی گردید. برای کرهای که رشد اقتصادی خود را از راه صادرات دنبال میکرد، پول قویتر یعنی واردات ارزانتر و فرآوری و صادرات و ارزش افزوده بیشتر. نرخ بهره پایینتر یعنی دریافت تسهیلات بینالمللی ارزانتر و تقویت صنایع داخلی و رونق تولید و تحقق رشد از طریق صادرات بیشتر!
✅نظام دموکراتیک یک چاشنی برای نظام سرمایهداری کره
در ماه ژوئن 1987 دموکراسیخواهان به حکومت آقای چون دو هوان 8 ماه قبل از پایان دوره 7 ساله خاتمه دادند و نظام دموکراتیک را برپا کردند. حالا دیگر بعد از 33 سال تلاش اقتصادی درآمد سرانه ملی از 67 دلار به 10 هزار دلار افزایش یافته (28 هزار دلار در سال 2014 ) و تبدیل به اقتصاد 12 جهانی شد.
✅عضویت در سازمانهای بین المللی
در سالهای 1995 و 1996 به ترتیب به عضویت سازمان تجارت جهانی (WTO) و سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه (OECD) درآمد.
✅مهارت کره جنوبی در تبدیل کردن بحرانهای مالی به فرصت های اقتصادی (3)
در سال 1997 بحران مالی آسیا از تایلند آغاز گشته و مانند آتش به سوی بازارهای مالی آسیای شرقی حرکت کرد. 6 شرکت از 10 شرکت بزرگ کره ای تا مرز پرتگاه سقوط جلو رفتند و دوران سخت و ریاضت بار دیگر دامن اقتصاد کره را گرفت. در 27 نوامبر 1997 دولت کره از صندوق بین المللی پول تقاضای کمک مالی کرد. از طرف دیگر طبق روال گذشته، اوضاع پیش آمده فرصتی را در اختیار دولت کره گذاشت که در آن دست به انجام اصلاحات اقتصادی گسترده زده و بار دیگر تهدید را تبدیل به فرصت نمود. شرکت های ورشکسته بسته و یا ادغام شدند و شرکت های بزرگ دست به تجدید نظر گسترده در چینش ساختار کار و کسب خود زدند. همزمان با این اصلاحات، سیستم های مدیریتی نیز به منظور در بر گیری اصول رقابت و عملکرد تغییر داده شد. دولت کره این تحولات را با جدیت و قاطعیت در اقتصاد خود عملیاتی کرد. نتیجه این اصلاحات را می توان در افزایش چشمگیر میزان ذخایر ارزی کره از 3.9 میلیارد دلار در سال 1997 (سال بحران مالی) به 99 میلیارد دلار در سپتامبر 2001 و قرار گرفتن در رتبه پنجم جهانی مشاهده کرد. باز پرداخت وام صندوق بین المللی پول که از سال 1998 آغاز گشته بود، درآگوست 2001 و سه سال زود تر از موعد مقرر با پرداخت آخرین قسط 350 میلیون دلاری به پایان رسید!
✅ملت کره در کنار دولت (2)
طی بحران مالی 1997 ارزش پول کره سقوط کرد و قیمت طلا سیر صعودی سرسامآوری را آغاز کرد. در پاسخ به این اوضاع، مردم کره در یک حرکت به نام کمپین ملی طلا
National Gold Campaign
با اعانه و بخشیدن داوطلبانه طلا به دولت جهت فائق آمدن بر بحران قیمت طلا، جهان را شگفتزده کردند!
📌پست مرتبط: مشت آهنین کره ای ها در مواجهه با بحرانهای ارزی و مالی👈
https://news.1rj.ru/str/ThinkThenMove/527
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
ادامه...👇👇👇
Telegram
اندیشه و حرکت
⭕️✍مشت آهنین کره ای ها در مواجهه با بحرانهای ارزی و مالی
🗓٢۶ سال پیش، دولت کره جنوبی تا مرز ورشکستگی جلو رفت. بحران مالی آسیا مثل ویروس تایلند، مالزی، سنگاپور و دیگر کشورهای جنوب شرق آسیا را در نوردیده و حالا به سئول رسیده بود.
کره ای که در کتابها از آن…
🗓٢۶ سال پیش، دولت کره جنوبی تا مرز ورشکستگی جلو رفت. بحران مالی آسیا مثل ویروس تایلند، مالزی، سنگاپور و دیگر کشورهای جنوب شرق آسیا را در نوردیده و حالا به سئول رسیده بود.
کره ای که در کتابها از آن…