♤اندیشه‌ی میهن♡ – Telegram
♤اندیشه‌ی میهن♡
1.65K subscribers
1.45K photos
834 videos
65 files
1.27K links
با هم بیندیشیم و آینده‌ای بهتر برای ایرانمان بیافرینیم🇮🇷❤️
Download Telegram
📝

متن یک نامه خودکشی بجا مانده از دهه ۱۹۷۰:

"به سمت پل میروم؛
اگر در مسیر حتی یک نفر
به من لبخند بزند
نخواهم پرید"


•به آدمها لبخند بزنید؛ شاید با يك لبخند فرشته نجات كسى شدید...



@ThinkTogether 🌱
تا ۴۰ سالگی که مغزم خوب کار میکرد به ریاضیات پرداختم، از ۴۰ تا ۶۰ سالگی به فلسفه و در اواخر که به کلی مغزم کار نمیکرد به سیاست پرداختم.

👤 #برتراند_راسل


@ThinkTogether 🌱
‏روزی عده‌ای از دِه دیگر سرزده به خانه کوکب‌ خانم آمدند اما او شرمنده بود که حتی نمی‌تواند برایشان نیمرو درست کند. زیرا هر عدد تخم‌مرغ ۸۰۰ تومان و هر عدد نان سنگک ۱۵۰۰ تومان بود...


@ThinkTogether 🌱
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#فیلم_کوتاه «Cycle Lane»

شرح مختصر: همیشه خوش اخلاق باشید تا اتفاقات خوبی براتون رقم بخوره...



@ThinkTogether 🌱
📝

روسو جمله ی خوبی خطاب به روحانیان مسیحی داشت، میگفت: دست از اثبات حقانیت مسیحیت بردارید، چون مسیحیت واقعاً برحق است، بیایید اثبات کنید که خودتان مسیحی هستید ...!

این چیزی ست که نیاز به اثبات دارد؛ به همین سیاق، باید خطاب به تمام مذهبیان گفت دست از اثبات وجود خدا بردارید، وجود خدا نیازی به اثبات ندارد!!
شما با رفتار نیکتان، اثبات کنید که به وجود خدا اعتقاد دارید!


@ThinkTogether 🌱
✍🏼 "وقتی که الاغ شدم"

استادی تعریف می کرد:
تابستان سال ١٣٨٩ بود. در حال رانندگی بودم و حواسم پرت بود. یه دفعه یک ماشین با سرعت از کنارم رد شد و با بوق ممتد داد زد و گفت:
هی الاغ حواست کجاست؟!
همانطور با سرعت رفت پشت چراغ قرمز ایستاد. چون خیابان خلوت بود منم رفتم کنارش ایستادم. شیشه های هر دو تامون پائین بود. یواشکی از کنار چشماش به من نگاه میکرد. منم مستقیم بهش نگاه میکردم.
گفتم: آقا میدونستی الاغ ماده هست و خرها، نر هستند؟!! تو باید به من میگفتی خر !!!
دوم اینکه اگه من الاغم، حتما تو هم حضرت سلیمان هستی چون الان داری زبان الاغها رو میفهمی که باهات صحبت میکنم !!!
سوم اینکه اصلا حواسم به تو نبود تو عالم خودم بودم ...
یک لبخندی زد و سه بار گفت معذرت میخوام. منم تو ماشین شکلات داشتم براش پرت کردم تو ماشینش.
بااشاره اون، هر دو تا کناری ایستادیم و الان که با هم دوستیم یادمون نمیره که یک الاغ ما رو با هم آشنا کرد !
این ماجرا میخواد بگه که کلمه ای در زبان انگلیسی هست به نام Reactive یعنی واکنش و کلمه دیگری هست به نام Creative یعنی خلاق. اگر دقت کنیم با جابجايی حرف C یک واکنش تبدیل میشه به یک خلاقیت !
یعنی میشد این موضوع تبدیل شه به یک دعوای خیابانی که آخرش هم منجر میشد به آشتی. هم وقتمون رو میگرفت هم هزینه ساز بود.
رئیسم میگفت وقتی آخرش تو کلانتری باهم آشتی میکنیم چرا الان آشتی نکنیم؟!
میلیونها انسان در جنگ جهانی دوم کشته شدن ولی امروز کل اروپا هوای هم رو دارن و متحدن.
٨ سال با عراقی ها جنگ کردیم الان برادر ما شدن !
١)آخر هر جنگی صلحه
٢)عاقل کسی است که از تهدید فرصت میسازه. ما هر دو تامون عاقل بودیم.
٣)فحش دادن دلیل کسانی است که حق با آنها نیست !
٤)وقتی کسی عصبانیت میکنه یعنی تونسته برتو چیره بشه.

این داستان رو توو هر ترمی واسه دانشجوهام تعریف میکنم و کلی باهم لحظه الاغ شدنم رو میخندیم !!!


@ThinkTogether 🌱
📝

بمب هاي اتمی در كارخانه ها انباشته مي شوند؛ پليس در شهرها به گشت زنی مشغول است؛ بلندگوها مشغول دروغ پراكنی هستند ولی زمين همچنان به دور خورشيد می چرخد.

👤 #جورج_اورول


@ThinkTogether 🌱
در سال ۲۰۱۳ تمام کشورهاى جهان ۱۷۳۵ میلیارد دلار صرف جنگ کردند؛

در حالى که براى ریشه کن کردن فقر در جهان تنها ۱۳۵ میلیارد دلار نیاز بود!


@ThinkTogether 🌱
📝

انشايم كه تمام شد؛
معلم با خط كش چوبی اش زد پشت دستم
و گفت جمله هايت زيباست
گفتم اجازه آقا
پس چرا ميزنيد؟!
پوزخند تلخی زد و گفت
ميزنم تا هميشه يادت بماند
خوب نوشتن و زيبا فكر كردن در اين دنيا،
تاوان دارد...

#ناشناس


@ThinkTogether 🌱
📝

مراد، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﻫﺎﻟﯽ روستا ﺑﻪ ﺻﺤﺮﺍ ﺭﻓﺖ ﻭ در راه برگشت، به ﺷﺐ خورد و از قضا در تاریکی شب ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮﺩ.
ﭘﺲ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺩﺭﮔﯿﺮﯼ ﺳﺨﺖ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺑﺮ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﻏﺎﻟﺐ ﺷﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﺸﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﺎ ﮐﻪ ﭘﻮﺳﺖ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ‌ﺭﺳﯿﺪ، ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻭﺵ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩ.

ﭘﺲ ﺍﺯ ﻭﺭﻭﺩ ﺑﻪ روستا، ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ‌ﺍﺵ ﺍﺯ ﺑﺎﻻﯼ ﺑﺎﻡ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ: «ﺁﻫﺎﯼ ﻣﺮﺩﻡ، مراد ﯾﮏ شیر ﺷﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩﻩ!»
مراد ﺑﺎ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺍﺳﻢ ﺷﯿﺮ ﻟﺮﺯﯾﺪ ﻭ ﻏﺶ ﮐﺮﺩ. ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﻧﻤﯽ‌ﺩﺍﻧﺴﺖ ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺷﺪﻩ ﺷﯿﺮ ﺑﻮﺩﻩ است.
ﻭﻗﺘﯽ به هوش آمد از او پرسیدند: «برای چه از حال رفتی؟»
مراد گفت: «فکر کردم حیوانی که به من حمله کرده یک سگ است!»
مراد بیچاره ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﮐﻪ یک سگ به او حمله کرده است وگرنه ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻭﻝ ﻏﺶ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺯﯾﺎﺩ ﺧﻮﺭﺍﮎ ﺷﯿﺮ ﻣﯽ‌ﺷﺪ.

ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﺳﻢ ﯾﮏ ﻣﺸﮑﻞ ﺑﺘﺮﺳﯿﺪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺑﺠﻨﮕﯿﺪ ﺍﺯ ﭘﺎ ﺩﺭﺗﺎﻥ ﻣﯽ‌ﺁﻭﺭﺩ.


@ThinkTogether 🌱
📝

هزارپایی بود؛
وقتی می رقصید جانوران جنگل گرد او جمع می شدند تا او را تحسین کنند؛ همه، به استثنای یکی که ابداً رقص هزارپا را دوست نداشت.
یک لاک پشت حسود...
او یک روز، نامه ای به هزارپا نوشت:
ای هزارپای بی نظیر! من یکی از تحسین کنندگان بی قید و شرط رقص شماهستم. و می خواهم بپرسم چگونه می رقصید. آیا اول پای ۲۲۸ را بلند می کنید و بعد پای شماره ۵۹ را؟ یا رقص را ابتدا با بلند کردن پای شماره ۴۹۹ آغاز می کنید؟ در انتظار پاسخ هستم. با احترام تمام، لاک پشت.
هزار پا پس از دریافت نامه در این اندیشه فرو رفت که بداند واقعا هنگام رقصیدن چه می کند؟ و کدام یک از پاهای خود را قبل از همه بلند می کند؟
و بعد از آن کدام پا را؟ متاسفانه هزار پا بعد از دریافت این نامه دیگر هرگز موفق به رقصیدن نشد.
سخنان بیهوده دیگران ازروی بدخواهی وحسادت؛ می تواند بر نیروی تخیل ماغلبه کرده ومانع پیشرفت و بلند پروازی ما شود.

#یوستین_گاردر
📚 #دنیای_سوفی


@ThinkTogether 🌱
📝

🔸 فیلترینگ تلگراف در عصر قاجار

میرزا ملکم خان از رجال عصر قاجار نقل می کند:
من برای آوردن تلگراف به ایران جنگیدم. در حالی که شهرها و قصبات اروپا دارای خطوط ارتباطی بودند؛
عین الدوله، صدر اعظم ناصرالدین شاه اجازه نمی داد در شهرهای ایران، خطوط تلگراف احداث کنم.
عین الدوله معتقد بود: اگر رعایا دارای تلگراف شوند در ولایات و ایالات مملکت محروسه ایران، در جلوی تلگرافخانه تجمع می کنند و از احوال یک دیگر با خبر می شوند و علیه سلطنت آشوب می کنند. من برای احداث تلگراف با عین الدوله جنگیدم....


#فريدون_آدميت
📚 فکر آزادی و مقدمه نهضت مشروطیت


@ThinkTogether 🌱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بچه ها والدین خود را چطور تصور میکنند؟


@ThinkTogether 🌱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#انیمیشن کوتاه «Lou»

رعایت‌نکردن حقوق دیگران و قلدرمآبی از معضلات اجتماعی‌ست که در این فیلم به ریشه آن پرداخته شده است.
👌 محصول 2017 #پیکسار


@ThinkTogether 🌱
📝

اولین باری که بین دوراهی قانون و اخلاق قرار گرفتم مربوط به زمانی بود که قاضی بودم و به پرونده های تخلفات رانندگی رسیدگی می کردم.
پرونده پسر دوست پدرم را برایم آوردند که من و خانواده ام چند مدتی در خانه آن ها تا پیدا شدن خانه جدید مهمان بودیم.

اخلاق اقتضا می کرد تا او را جریمه نکنم ولی ندای درونم قانون را می‌پسندید.
بالاخره او را جریمه کردم اما برگ جریمه اش را خودم پرداختم.


👤 #دکتر_کاتوزیان
#پدرعلم_حقوق


@ThinkTogether 🌱
📝

چهارم ریاضی بودیم...
دو سه روز از آغاز سال تحصیلی بیشتر نگذشته بود.
جو مدرسه هم خیلی بگیر ببند بود و آوردن نوار کاست به مدرسه یه چیزی بود تو مایه های قتل شبه عمد! یه ناظم داشتیم به اسم آقای شریفی که تازه از شهربابک اومده بود. آدمی بود سختگیر ودر عین حال ساده دل.

یه روز یکی از بچه ها نوار جدید شهرام شب پره رو آورده بود مدرسه که تو راهرو از جیبش افتاد.
بلافاصله آقای شریفی عین عقاب پیداش شد ولی خوشبختانه تو شلوغی زنگ تفریح نفهمید از جیب کی افتاده.

از سعید، که اتفاقا نوار هم مال اون بود، پرسید این مال کیه؟

اونهم گفت آقا مال هر کی هست اسمش روش نوشته!
چون نوار دم کلاس ما پیدا شده بود حدس زد مال یکی از ماست.

آقای شریفی گذاشت همه اومدن سر کلاس بعد اومد تو و بلند گفت مبصر کلاس؟ من بلند شدم گفتم بله آقا.
گفت شهرام شب پره کدوم یکیه؟! گفتم آقا امروز نیومده! گفت هر وقت اومد راهش نمیدی تو کلاس، بیارش دفتر! گفتم چشم.

این قضیه تو مدرسه پیچید و شده بود سوژه خنده.

گذشت تا چند روز بعد که آقای شریفی منو احضار کرد دفتر.

با یه لحن شماتت آمیزی گفت آقا مهدی من از شما انتظار نداشتم به من دروغ بگی! من گفتم چه دروغی گفتیم آقا؟

گفت سر قضیه شهرام شب پره. آه از نهادم بلند شد و تو دلم گفتم یکی منو لو داده. تته پته کنان پرسیدم چی شده مگه آقا؟

گفت : من از بچه ها پرسیدم گفتند امسال اصلا اینجا ثبت نام نکرده، رفته دبیرستان واعظی!
یه نفس راحتی کشیدم و گفتم آقا من روز اول سال دیدمش، فکر کردم هنوز میاد اینجا.
گفت همون بهتر که رفت، بچه های مردم رو منحرف میکرد...

#ارسالی_ناشناس


@ThinkTogether 🌱
📝

انسان به دنيا آمدن به معناي انسان بودن نيست. ايستادن در كنار سطل آشغال و بوي آن را استشمام نكردن، ايستادن در كنار فقر و تعفن آن را حس نكردن، ايستادن در كنار گرسنگان و سعي بر نديدن آنان، فروتر از مرزهاي انساني است؛
زماني كه عصاره ي هويت فردي و اجتماعي را با سرنگ ايدئولوژي از درونت بيرون بكشند و تو را چون پوسته‌ي يك مرده ي متحرك به شكار طعمه ها بفرستند؛
حق داري! چيزي از تو نمانده است. تو را گناهي نيست وقتي قدرت تشخيص گناه و ثواب را از دست داده اي، اي انسان سابق، اي پوسته ي فعلي!

#رزیتا_بیدقی


@ThinkTogether 🌱
ادواردپولاک؛ پزشک یهودی که درساخت دارالفنون به امیر کبیر کمک کرد، درمورد وی میگوید:
پول هایی که میخواستند بعنوان رشوه به اوبدهند و نگرفت؛خرج کشتنش شد!

20دی سالروز قتل امیرکبیر

@ThinkTogether 🌱
علم بهتر است یا نفت؟!؟

گاه و بی‌گاه از من می‌پرسند:
«به جز كشور خودت ‌به كدام كشور ديگر علاقه داری؟»
هميشه يک جواب داشته‌ام:
«تايوان !»
و مردم می‌پرسند «تايوان؟ چرا تايوان؟»

جواب خيلی ساده است. چون تايوان صخره‌ای لم‌ يزرع در دريایی پر از امواج توفانی و بدون منابع طبيعی برای زندگی كردن است. حتی برای ساخت و ساز بايد از چين ، شن و ريگ وارد كند .

با وجود همه اين ها چهارمين ذخاير كلان مالی دنيا را در اختيار دارد. زيرا به جای كندن زمين و استخراج هر آنچه كه بالا می‌آيد، ‌تايوان ذهن و افكار 23 ميليون تايوانی را می‌كاود‌، استعدادشان را، انرژی‌شان را و هوش و ذكاوت شان را، چه زن و چه مرد.

هميشه به دوستانم در تايوان مي‌گويم:‌
شما خوشبخت‌ترين مردم دنيا هستيد، چطور اين قدر خوشبخت شده‌ايد؟
‌نه نفت داريد،‌ نه سنگ‌آهن، نه جنگل، ‌نه الماس،‌ نه طلا، ‌فقط مقدار كمی ذخاير ذغال سنگ و گاز طبيعی ‌.

به خاطر همين هم است كه فرهنگ تقويت مهارت‌هايتان را توسعه داده‌ايد
کاری كه امروزه ثابت شده با ارزش ترين و تنها منبع تجديدپذير واقعی در جهان است

🖌مقاله ای از نيويورک تایمز
به قلم توماس فریدمن


@ThinkTogether 🌱