📝
مراد، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﻫﺎﻟﯽ روستا ﺑﻪ ﺻﺤﺮﺍ ﺭﻓﺖ ﻭ در راه برگشت، به ﺷﺐ خورد و از قضا در تاریکی شب ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮﺩ.
ﭘﺲ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺩﺭﮔﯿﺮﯼ ﺳﺨﺖ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺑﺮ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﻏﺎﻟﺐ ﺷﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﺸﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﺎ ﮐﻪ ﭘﻮﺳﺖ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽﺭﺳﯿﺪ، ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻭﺵ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩ.
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻭﺭﻭﺩ ﺑﻪ روستا، ﻫﻤﺴﺎﯾﻪﺍﺵ ﺍﺯ ﺑﺎﻻﯼ ﺑﺎﻡ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ: «ﺁﻫﺎﯼ ﻣﺮﺩﻡ، مراد ﯾﮏ شیر ﺷﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩﻩ!»
مراد ﺑﺎ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺍﺳﻢ ﺷﯿﺮ ﻟﺮﺯﯾﺪ ﻭ ﻏﺶ ﮐﺮﺩ. ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺴﺖ ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺷﺪﻩ ﺷﯿﺮ ﺑﻮﺩﻩ است.
ﻭﻗﺘﯽ به هوش آمد از او پرسیدند: «برای چه از حال رفتی؟»
مراد گفت: «فکر کردم حیوانی که به من حمله کرده یک سگ است!»
مراد بیچاره ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﮐﻪ یک سگ به او حمله کرده است وگرنه ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻭﻝ ﻏﺶ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺯﯾﺎﺩ ﺧﻮﺭﺍﮎ ﺷﯿﺮ ﻣﯽﺷﺪ.
ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﺳﻢ ﯾﮏ ﻣﺸﮑﻞ ﺑﺘﺮﺳﯿﺪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺑﺠﻨﮕﯿﺪ ﺍﺯ ﭘﺎ ﺩﺭﺗﺎﻥ ﻣﯽﺁﻭﺭﺩ.
@ThinkTogether 🌱
مراد، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﻫﺎﻟﯽ روستا ﺑﻪ ﺻﺤﺮﺍ ﺭﻓﺖ ﻭ در راه برگشت، به ﺷﺐ خورد و از قضا در تاریکی شب ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮﺩ.
ﭘﺲ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺩﺭﮔﯿﺮﯼ ﺳﺨﺖ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺑﺮ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﻏﺎﻟﺐ ﺷﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﺸﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﺎ ﮐﻪ ﭘﻮﺳﺖ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽﺭﺳﯿﺪ، ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻭﺵ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩ.
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻭﺭﻭﺩ ﺑﻪ روستا، ﻫﻤﺴﺎﯾﻪﺍﺵ ﺍﺯ ﺑﺎﻻﯼ ﺑﺎﻡ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ: «ﺁﻫﺎﯼ ﻣﺮﺩﻡ، مراد ﯾﮏ شیر ﺷﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩﻩ!»
مراد ﺑﺎ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺍﺳﻢ ﺷﯿﺮ ﻟﺮﺯﯾﺪ ﻭ ﻏﺶ ﮐﺮﺩ. ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺴﺖ ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺷﺪﻩ ﺷﯿﺮ ﺑﻮﺩﻩ است.
ﻭﻗﺘﯽ به هوش آمد از او پرسیدند: «برای چه از حال رفتی؟»
مراد گفت: «فکر کردم حیوانی که به من حمله کرده یک سگ است!»
مراد بیچاره ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﮐﻪ یک سگ به او حمله کرده است وگرنه ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻭﻝ ﻏﺶ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺯﯾﺎﺩ ﺧﻮﺭﺍﮎ ﺷﯿﺮ ﻣﯽﺷﺪ.
ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﺳﻢ ﯾﮏ ﻣﺸﮑﻞ ﺑﺘﺮﺳﯿﺪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺑﺠﻨﮕﯿﺪ ﺍﺯ ﭘﺎ ﺩﺭﺗﺎﻥ ﻣﯽﺁﻭﺭﺩ.
@ThinkTogether 🌱
📝
هزارپایی بود؛
وقتی می رقصید جانوران جنگل گرد او جمع می شدند تا او را تحسین کنند؛ همه، به استثنای یکی که ابداً رقص هزارپا را دوست نداشت.
یک لاک پشت حسود...
او یک روز، نامه ای به هزارپا نوشت:
ای هزارپای بی نظیر! من یکی از تحسین کنندگان بی قید و شرط رقص شماهستم. و می خواهم بپرسم چگونه می رقصید. آیا اول پای ۲۲۸ را بلند می کنید و بعد پای شماره ۵۹ را؟ یا رقص را ابتدا با بلند کردن پای شماره ۴۹۹ آغاز می کنید؟ در انتظار پاسخ هستم. با احترام تمام، لاک پشت.
هزار پا پس از دریافت نامه در این اندیشه فرو رفت که بداند واقعا هنگام رقصیدن چه می کند؟ و کدام یک از پاهای خود را قبل از همه بلند می کند؟
و بعد از آن کدام پا را؟ متاسفانه هزار پا بعد از دریافت این نامه دیگر هرگز موفق به رقصیدن نشد.
سخنان بیهوده دیگران ازروی بدخواهی وحسادت؛ می تواند بر نیروی تخیل ماغلبه کرده ومانع پیشرفت و بلند پروازی ما شود.
✍ #یوستین_گاردر
📚 #دنیای_سوفی
@ThinkTogether 🌱
هزارپایی بود؛
وقتی می رقصید جانوران جنگل گرد او جمع می شدند تا او را تحسین کنند؛ همه، به استثنای یکی که ابداً رقص هزارپا را دوست نداشت.
یک لاک پشت حسود...
او یک روز، نامه ای به هزارپا نوشت:
ای هزارپای بی نظیر! من یکی از تحسین کنندگان بی قید و شرط رقص شماهستم. و می خواهم بپرسم چگونه می رقصید. آیا اول پای ۲۲۸ را بلند می کنید و بعد پای شماره ۵۹ را؟ یا رقص را ابتدا با بلند کردن پای شماره ۴۹۹ آغاز می کنید؟ در انتظار پاسخ هستم. با احترام تمام، لاک پشت.
هزار پا پس از دریافت نامه در این اندیشه فرو رفت که بداند واقعا هنگام رقصیدن چه می کند؟ و کدام یک از پاهای خود را قبل از همه بلند می کند؟
و بعد از آن کدام پا را؟ متاسفانه هزار پا بعد از دریافت این نامه دیگر هرگز موفق به رقصیدن نشد.
سخنان بیهوده دیگران ازروی بدخواهی وحسادت؛ می تواند بر نیروی تخیل ماغلبه کرده ومانع پیشرفت و بلند پروازی ما شود.
✍ #یوستین_گاردر
📚 #دنیای_سوفی
@ThinkTogether 🌱
📝
🔸 فیلترینگ تلگراف در عصر قاجار
میرزا ملکم خان از رجال عصر قاجار نقل می کند:
من برای آوردن تلگراف به ایران جنگیدم. در حالی که شهرها و قصبات اروپا دارای خطوط ارتباطی بودند؛
عین الدوله، صدر اعظم ناصرالدین شاه اجازه نمی داد در شهرهای ایران، خطوط تلگراف احداث کنم.
عین الدوله معتقد بود: اگر رعایا دارای تلگراف شوند در ولایات و ایالات مملکت محروسه ایران، در جلوی تلگرافخانه تجمع می کنند و از احوال یک دیگر با خبر می شوند و علیه سلطنت آشوب می کنند. من برای احداث تلگراف با عین الدوله جنگیدم....
✍ #فريدون_آدميت
📚 فکر آزادی و مقدمه نهضت مشروطیت
@ThinkTogether 🌱
🔸 فیلترینگ تلگراف در عصر قاجار
میرزا ملکم خان از رجال عصر قاجار نقل می کند:
من برای آوردن تلگراف به ایران جنگیدم. در حالی که شهرها و قصبات اروپا دارای خطوط ارتباطی بودند؛
عین الدوله، صدر اعظم ناصرالدین شاه اجازه نمی داد در شهرهای ایران، خطوط تلگراف احداث کنم.
عین الدوله معتقد بود: اگر رعایا دارای تلگراف شوند در ولایات و ایالات مملکت محروسه ایران، در جلوی تلگرافخانه تجمع می کنند و از احوال یک دیگر با خبر می شوند و علیه سلطنت آشوب می کنند. من برای احداث تلگراف با عین الدوله جنگیدم....
✍ #فريدون_آدميت
📚 فکر آزادی و مقدمه نهضت مشروطیت
@ThinkTogether 🌱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#انیمیشن کوتاه «Lou»
رعایتنکردن حقوق دیگران و قلدرمآبی از معضلات اجتماعیست که در این فیلم به ریشه آن پرداخته شده است.
👌 محصول 2017 #پیکسار
@ThinkTogether 🌱
رعایتنکردن حقوق دیگران و قلدرمآبی از معضلات اجتماعیست که در این فیلم به ریشه آن پرداخته شده است.
👌 محصول 2017 #پیکسار
@ThinkTogether 🌱
📝
اولین باری که بین دوراهی قانون و اخلاق قرار گرفتم مربوط به زمانی بود که قاضی بودم و به پرونده های تخلفات رانندگی رسیدگی می کردم.
پرونده پسر دوست پدرم را برایم آوردند که من و خانواده ام چند مدتی در خانه آن ها تا پیدا شدن خانه جدید مهمان بودیم.
اخلاق اقتضا می کرد تا او را جریمه نکنم ولی ندای درونم قانون را میپسندید.
بالاخره او را جریمه کردم اما برگ جریمه اش را خودم پرداختم.
👤 #دکتر_کاتوزیان
✍ #پدرعلم_حقوق
@ThinkTogether 🌱
اولین باری که بین دوراهی قانون و اخلاق قرار گرفتم مربوط به زمانی بود که قاضی بودم و به پرونده های تخلفات رانندگی رسیدگی می کردم.
پرونده پسر دوست پدرم را برایم آوردند که من و خانواده ام چند مدتی در خانه آن ها تا پیدا شدن خانه جدید مهمان بودیم.
اخلاق اقتضا می کرد تا او را جریمه نکنم ولی ندای درونم قانون را میپسندید.
بالاخره او را جریمه کردم اما برگ جریمه اش را خودم پرداختم.
👤 #دکتر_کاتوزیان
✍ #پدرعلم_حقوق
@ThinkTogether 🌱
📝
چهارم ریاضی بودیم...
دو سه روز از آغاز سال تحصیلی بیشتر نگذشته بود.
جو مدرسه هم خیلی بگیر ببند بود و آوردن نوار کاست به مدرسه یه چیزی بود تو مایه های قتل شبه عمد! یه ناظم داشتیم به اسم آقای شریفی که تازه از شهربابک اومده بود. آدمی بود سختگیر ودر عین حال ساده دل.
یه روز یکی از بچه ها نوار جدید شهرام شب پره رو آورده بود مدرسه که تو راهرو از جیبش افتاد.
بلافاصله آقای شریفی عین عقاب پیداش شد ولی خوشبختانه تو شلوغی زنگ تفریح نفهمید از جیب کی افتاده.
از سعید، که اتفاقا نوار هم مال اون بود، پرسید این مال کیه؟
اونهم گفت آقا مال هر کی هست اسمش روش نوشته!
چون نوار دم کلاس ما پیدا شده بود حدس زد مال یکی از ماست.
آقای شریفی گذاشت همه اومدن سر کلاس بعد اومد تو و بلند گفت مبصر کلاس؟ من بلند شدم گفتم بله آقا.
گفت شهرام شب پره کدوم یکیه؟! گفتم آقا امروز نیومده! گفت هر وقت اومد راهش نمیدی تو کلاس، بیارش دفتر! گفتم چشم.
این قضیه تو مدرسه پیچید و شده بود سوژه خنده.
گذشت تا چند روز بعد که آقای شریفی منو احضار کرد دفتر.
با یه لحن شماتت آمیزی گفت آقا مهدی من از شما انتظار نداشتم به من دروغ بگی! من گفتم چه دروغی گفتیم آقا؟
گفت سر قضیه شهرام شب پره. آه از نهادم بلند شد و تو دلم گفتم یکی منو لو داده. تته پته کنان پرسیدم چی شده مگه آقا؟
گفت : من از بچه ها پرسیدم گفتند امسال اصلا اینجا ثبت نام نکرده، رفته دبیرستان واعظی!
یه نفس راحتی کشیدم و گفتم آقا من روز اول سال دیدمش، فکر کردم هنوز میاد اینجا.
گفت همون بهتر که رفت، بچه های مردم رو منحرف میکرد...
✍ #ارسالی_ناشناس
@ThinkTogether 🌱
چهارم ریاضی بودیم...
دو سه روز از آغاز سال تحصیلی بیشتر نگذشته بود.
جو مدرسه هم خیلی بگیر ببند بود و آوردن نوار کاست به مدرسه یه چیزی بود تو مایه های قتل شبه عمد! یه ناظم داشتیم به اسم آقای شریفی که تازه از شهربابک اومده بود. آدمی بود سختگیر ودر عین حال ساده دل.
یه روز یکی از بچه ها نوار جدید شهرام شب پره رو آورده بود مدرسه که تو راهرو از جیبش افتاد.
بلافاصله آقای شریفی عین عقاب پیداش شد ولی خوشبختانه تو شلوغی زنگ تفریح نفهمید از جیب کی افتاده.
از سعید، که اتفاقا نوار هم مال اون بود، پرسید این مال کیه؟
اونهم گفت آقا مال هر کی هست اسمش روش نوشته!
چون نوار دم کلاس ما پیدا شده بود حدس زد مال یکی از ماست.
آقای شریفی گذاشت همه اومدن سر کلاس بعد اومد تو و بلند گفت مبصر کلاس؟ من بلند شدم گفتم بله آقا.
گفت شهرام شب پره کدوم یکیه؟! گفتم آقا امروز نیومده! گفت هر وقت اومد راهش نمیدی تو کلاس، بیارش دفتر! گفتم چشم.
این قضیه تو مدرسه پیچید و شده بود سوژه خنده.
گذشت تا چند روز بعد که آقای شریفی منو احضار کرد دفتر.
با یه لحن شماتت آمیزی گفت آقا مهدی من از شما انتظار نداشتم به من دروغ بگی! من گفتم چه دروغی گفتیم آقا؟
گفت سر قضیه شهرام شب پره. آه از نهادم بلند شد و تو دلم گفتم یکی منو لو داده. تته پته کنان پرسیدم چی شده مگه آقا؟
گفت : من از بچه ها پرسیدم گفتند امسال اصلا اینجا ثبت نام نکرده، رفته دبیرستان واعظی!
یه نفس راحتی کشیدم و گفتم آقا من روز اول سال دیدمش، فکر کردم هنوز میاد اینجا.
گفت همون بهتر که رفت، بچه های مردم رو منحرف میکرد...
✍ #ارسالی_ناشناس
@ThinkTogether 🌱
📝
انسان به دنيا آمدن به معناي انسان بودن نيست. ايستادن در كنار سطل آشغال و بوي آن را استشمام نكردن، ايستادن در كنار فقر و تعفن آن را حس نكردن، ايستادن در كنار گرسنگان و سعي بر نديدن آنان، فروتر از مرزهاي انساني است؛
زماني كه عصاره ي هويت فردي و اجتماعي را با سرنگ ايدئولوژي از درونت بيرون بكشند و تو را چون پوستهي يك مرده ي متحرك به شكار طعمه ها بفرستند؛
حق داري! چيزي از تو نمانده است. تو را گناهي نيست وقتي قدرت تشخيص گناه و ثواب را از دست داده اي، اي انسان سابق، اي پوسته ي فعلي!
✍ #رزیتا_بیدقی
@ThinkTogether 🌱
انسان به دنيا آمدن به معناي انسان بودن نيست. ايستادن در كنار سطل آشغال و بوي آن را استشمام نكردن، ايستادن در كنار فقر و تعفن آن را حس نكردن، ايستادن در كنار گرسنگان و سعي بر نديدن آنان، فروتر از مرزهاي انساني است؛
زماني كه عصاره ي هويت فردي و اجتماعي را با سرنگ ايدئولوژي از درونت بيرون بكشند و تو را چون پوستهي يك مرده ي متحرك به شكار طعمه ها بفرستند؛
حق داري! چيزي از تو نمانده است. تو را گناهي نيست وقتي قدرت تشخيص گناه و ثواب را از دست داده اي، اي انسان سابق، اي پوسته ي فعلي!
✍ #رزیتا_بیدقی
@ThinkTogether 🌱
ادواردپولاک؛ پزشک یهودی که درساخت دارالفنون به امیر کبیر کمک کرد، درمورد وی میگوید:
پول هایی که میخواستند بعنوان رشوه به اوبدهند و نگرفت؛خرج کشتنش شد!
20دی سالروز قتل امیرکبیر
@ThinkTogether 🌱
پول هایی که میخواستند بعنوان رشوه به اوبدهند و نگرفت؛خرج کشتنش شد!
20دی سالروز قتل امیرکبیر
@ThinkTogether 🌱
علم بهتر است یا نفت؟!؟
گاه و بیگاه از من میپرسند:
«به جز كشور خودت به كدام كشور ديگر علاقه داری؟»
هميشه يک جواب داشتهام:
«تايوان !»
و مردم میپرسند «تايوان؟ چرا تايوان؟»
جواب خيلی ساده است. چون تايوان صخرهای لم يزرع در دريایی پر از امواج توفانی و بدون منابع طبيعی برای زندگی كردن است. حتی برای ساخت و ساز بايد از چين ، شن و ريگ وارد كند .
با وجود همه اين ها چهارمين ذخاير كلان مالی دنيا را در اختيار دارد. زيرا به جای كندن زمين و استخراج هر آنچه كه بالا میآيد، تايوان ذهن و افكار 23 ميليون تايوانی را میكاود، استعدادشان را، انرژیشان را و هوش و ذكاوت شان را، چه زن و چه مرد.
هميشه به دوستانم در تايوان ميگويم:
شما خوشبختترين مردم دنيا هستيد، چطور اين قدر خوشبخت شدهايد؟
نه نفت داريد، نه سنگآهن، نه جنگل، نه الماس، نه طلا، فقط مقدار كمی ذخاير ذغال سنگ و گاز طبيعی .
به خاطر همين هم است كه فرهنگ تقويت مهارتهايتان را توسعه دادهايد
کاری كه امروزه ثابت شده با ارزش ترين و تنها منبع تجديدپذير واقعی در جهان است
🖌مقاله ای از نيويورک تایمز
به قلم توماس فریدمن
@ThinkTogether 🌱
گاه و بیگاه از من میپرسند:
«به جز كشور خودت به كدام كشور ديگر علاقه داری؟»
هميشه يک جواب داشتهام:
«تايوان !»
و مردم میپرسند «تايوان؟ چرا تايوان؟»
جواب خيلی ساده است. چون تايوان صخرهای لم يزرع در دريایی پر از امواج توفانی و بدون منابع طبيعی برای زندگی كردن است. حتی برای ساخت و ساز بايد از چين ، شن و ريگ وارد كند .
با وجود همه اين ها چهارمين ذخاير كلان مالی دنيا را در اختيار دارد. زيرا به جای كندن زمين و استخراج هر آنچه كه بالا میآيد، تايوان ذهن و افكار 23 ميليون تايوانی را میكاود، استعدادشان را، انرژیشان را و هوش و ذكاوت شان را، چه زن و چه مرد.
هميشه به دوستانم در تايوان ميگويم:
شما خوشبختترين مردم دنيا هستيد، چطور اين قدر خوشبخت شدهايد؟
نه نفت داريد، نه سنگآهن، نه جنگل، نه الماس، نه طلا، فقط مقدار كمی ذخاير ذغال سنگ و گاز طبيعی .
به خاطر همين هم است كه فرهنگ تقويت مهارتهايتان را توسعه دادهايد
کاری كه امروزه ثابت شده با ارزش ترين و تنها منبع تجديدپذير واقعی در جهان است
🖌مقاله ای از نيويورک تایمز
به قلم توماس فریدمن
@ThinkTogether 🌱
📝
اتابک: استاد، خواهش میکنم
که ایران کوچک را تنها نگذارید...
کمال الملک: شما از ایران دست
بردارید، مملکت بزرگی میشود!
🎥 #کمال_الملک
👤 #علی_حاتمی
@ThinkTogether 🌱
اتابک: استاد، خواهش میکنم
که ایران کوچک را تنها نگذارید...
کمال الملک: شما از ایران دست
بردارید، مملکت بزرگی میشود!
🎥 #کمال_الملک
👤 #علی_حاتمی
@ThinkTogether 🌱
📝
«مملکت رو تعطیل کنید
دارالایتام دایر کنید؛ درست تره!
مردم نان شب ندارند،
قحطی است،
مرض بیداد می کند،
نفوس حق النَفَس می دهند،
باران رحمت از دولتی سر قبله عالم است؛
سیل و زلزله از معصیت مردم ...»
🎥 #حاجی_واشنگتن
👤 #علی_حاتمی
@ThinkTogether 🌱
«مملکت رو تعطیل کنید
دارالایتام دایر کنید؛ درست تره!
مردم نان شب ندارند،
قحطی است،
مرض بیداد می کند،
نفوس حق النَفَس می دهند،
باران رحمت از دولتی سر قبله عالم است؛
سیل و زلزله از معصیت مردم ...»
🎥 #حاجی_واشنگتن
👤 #علی_حاتمی
@ThinkTogether 🌱
به گورستان گذر کردم کم و بیش
بدیدم حال دولتمند و درویش
نه درویشی در آنجا بی کفن ماند
نه دولتمند بُرد از یک کفن بیش
👤 بابا طاهر
@ThinkTogether 🌱
بدیدم حال دولتمند و درویش
نه درویشی در آنجا بی کفن ماند
نه دولتمند بُرد از یک کفن بیش
👤 بابا طاهر
@ThinkTogether 🌱
📝
نتيجه آميختگى جهل با وضعيتهاى متفاوت در زندگى بشر:
1- جهل + فقر = جُرم
2- جهل + ثروت = فساد
3- جهل + آزادی = هرج و مرج
4- جهل + قدرت = استبداد
5- جهل + دين = تروریسم
حال به جای جهل، علم بگذار
بنگر علم با وضعيتهاى متفاوت زندگى چه میکند؛
1- علم + فقر = قناعت
2- علم + ثروت = نوآوری
3- علم + آزادی = خوشبختی
4- علم + قدرت = عدالت
5- علم + دين = استقامت
این یک قانون است!
👤 #ساتیا_سای_بابا
✍ #فیلسوف_هندی
@ThinkTogether 🌱
نتيجه آميختگى جهل با وضعيتهاى متفاوت در زندگى بشر:
1- جهل + فقر = جُرم
2- جهل + ثروت = فساد
3- جهل + آزادی = هرج و مرج
4- جهل + قدرت = استبداد
5- جهل + دين = تروریسم
حال به جای جهل، علم بگذار
بنگر علم با وضعيتهاى متفاوت زندگى چه میکند؛
1- علم + فقر = قناعت
2- علم + ثروت = نوآوری
3- علم + آزادی = خوشبختی
4- علم + قدرت = عدالت
5- علم + دين = استقامت
این یک قانون است!
👤 #ساتیا_سای_بابا
✍ #فیلسوف_هندی
@ThinkTogether 🌱
📝
اگر من دزدی میکردم تا آخر دزدی میکردند و کشور می شد دزدخانه!
همه هم دنبال دزد میگشتیم و چون همه ما دزد بودیم هیچ دزدی را هم محکوم نمیکردیم...
👤 #امير_كبير
@ThinkTogether 🌱
اگر من دزدی میکردم تا آخر دزدی میکردند و کشور می شد دزدخانه!
همه هم دنبال دزد میگشتیم و چون همه ما دزد بودیم هیچ دزدی را هم محکوم نمیکردیم...
👤 #امير_كبير
@ThinkTogether 🌱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از ۵۰ نفر پرسیدن اگه میتونستید یک قانون رو تغییر بدید توی کشور کدومو تغییر میدادین؟
جواباشون جالبه!
@ThinkTogether 🌱
جواباشون جالبه!
@ThinkTogether 🌱
📝
صبح های یکشنبه اسکوئیلر طومارهای بلندبالایی با خود می آورد، برای حیوانات می خواند و اعلام می کرد میزان تولید محصول در مزرعه تا پانصد درصد افزایش یافته است!
حیوانات دلیلی نمی دیدند که حرف او را باور نکنند، خصوصا که حالا خیلی دقیق به خاطر نمی اوردند اوضاع قبل از شورش چگونه بود.
حیوانات احساس می کردند به غذا نیاز دارند نه به این اعداد و ارقام و آمارها.
📚 #قلعه_حیوانات
✍ #جرج_اورول
@ThinkTogether 🌱
صبح های یکشنبه اسکوئیلر طومارهای بلندبالایی با خود می آورد، برای حیوانات می خواند و اعلام می کرد میزان تولید محصول در مزرعه تا پانصد درصد افزایش یافته است!
حیوانات دلیلی نمی دیدند که حرف او را باور نکنند، خصوصا که حالا خیلی دقیق به خاطر نمی اوردند اوضاع قبل از شورش چگونه بود.
حیوانات احساس می کردند به غذا نیاز دارند نه به این اعداد و ارقام و آمارها.
📚 #قلعه_حیوانات
✍ #جرج_اورول
@ThinkTogether 🌱
📝
مردم وقتی احساس کنند که در جامعه سهمی دارند از آن محافظت میکنند؛
اما اگر این حس را نداشته باشند، آن جامعه را به نابودی خواهند کشاند...!
👤 #مارتین_لوتر_کینگ
@ThinkTogether 🌱
مردم وقتی احساس کنند که در جامعه سهمی دارند از آن محافظت میکنند؛
اما اگر این حس را نداشته باشند، آن جامعه را به نابودی خواهند کشاند...!
👤 #مارتین_لوتر_کینگ
@ThinkTogether 🌱