از وقتی بیدار شدم فاز پوکوهانتسطوری منو گرفته هی راه میرم میگم
I am my mother savage daughter
I am my mother savage daughter
Fu Inlé
Sarah Hester Ross – Savage Daughter
کسی که این آهنگ رو نوشته یه دورگهست که یه رگش به آمریکا و اون یکی سمت اسکاندیناویه و بخاطر علاقهی زیادش به اون منطقه و کشورها آهنگهایی که مینویسه الهام گرفته شده از اونجان. و این آهنگ هم در اصل بخشی از شعر Wyndreth Berginsdottirشه و درمورد جادوگره نروژیه (اگه اشتباه نکنم) که توی جنگل زندگی میکنه.
Fu Inlé
از وقتی بیدار شدم فاز پوکوهانتسطوری منو گرفته هی راه میرم میگم I am my mother savage daughter
گفتم یاد اون وایب پوکوهانتس رو داره چون خیلی از ویدیوهایی که با این آهنگ ساخته شدن (توی تیک تاک یا یوتوب) مال نیتیوهای آمریکان.
اول اینکه تلفظ درست اسمش پوکاهونتاسه (Pocahontas) که به دلیل سریع تلفظ شدنش به صورت پوکوهانتس در میاد
و اصلا پوکوهانتس اسم اصلیش نبوده!
حدود سال ۱۵۹۶ به دنیا اومده، اسم واقعیش آمونوته (Amonute) و اسمی که آدمهای نزدیکتر بهش صداش میزدن ماتوآکا (Matoaka) بوده.
پوکوهانتس لقبی بوده که توی بچگی بهش دادن و معنی بازیگوش میداده.
پدرش رئیس ۳۰ تا قبلیه (با زبان مشترک) بوده و به همین دلیل تونسته جان اسمیت رو ببینه.
جان اسمیت کسی بوده که توسط پدر پوکوهانتس وقتی که مرد وارد قلمروشون شده دستگیر و چندروز اونجا زندانی بوده تا ازش بازجویی بشه. و توی اون مدت پوکوهانتس ۱۱/۱۲ سالهی ما باهاش دوست میشه و سعی میکنن با هم ارتباط برقرار کنن و زبان همدیگه رو یادبگیرن.
بعد از بازجویی پدر پوکوهانتس میفهمه که جان اسمیت خطری برای قبلیهها نداره آزادش میکنه.
و اینجا داستان از زبان مرد ماجرا تغییر میکنه. جان اسمیتی که توی نوشتههاش اصرار داره پوکوهانتس از مرگ نجاتش داده و حاضر شده باهاش سفر کنه و قبلیهش رو پشت سر بذاره و یه داستان عشقی تحویل مردمان سفید پوستش داده.
و این داستان چرخیده و چرخیده و چرخیده تا امروز ورژن دیزنیش رو داریم.
و در آخر پوکوهانتس در سال ۱۶۱۶ به انگلستان میره با فردی به اسم جان رالف ازدواج میکنه و در سال ۱۶۱۷ بر اثر پنومونی میمیره و همونجا خاک میشه.
و اصلا پوکوهانتس اسم اصلیش نبوده!
حدود سال ۱۵۹۶ به دنیا اومده، اسم واقعیش آمونوته (Amonute) و اسمی که آدمهای نزدیکتر بهش صداش میزدن ماتوآکا (Matoaka) بوده.
پوکوهانتس لقبی بوده که توی بچگی بهش دادن و معنی بازیگوش میداده.
پدرش رئیس ۳۰ تا قبلیه (با زبان مشترک) بوده و به همین دلیل تونسته جان اسمیت رو ببینه.
جان اسمیت کسی بوده که توسط پدر پوکوهانتس وقتی که مرد وارد قلمروشون شده دستگیر و چندروز اونجا زندانی بوده تا ازش بازجویی بشه. و توی اون مدت پوکوهانتس ۱۱/۱۲ سالهی ما باهاش دوست میشه و سعی میکنن با هم ارتباط برقرار کنن و زبان همدیگه رو یادبگیرن.
بعد از بازجویی پدر پوکوهانتس میفهمه که جان اسمیت خطری برای قبلیهها نداره آزادش میکنه.
و اینجا داستان از زبان مرد ماجرا تغییر میکنه. جان اسمیتی که توی نوشتههاش اصرار داره پوکوهانتس از مرگ نجاتش داده و حاضر شده باهاش سفر کنه و قبلیهش رو پشت سر بذاره و یه داستان عشقی تحویل مردمان سفید پوستش داده.
و این داستان چرخیده و چرخیده و چرخیده تا امروز ورژن دیزنیش رو داریم.
و در آخر پوکوهانتس در سال ۱۶۱۶ به انگلستان میره با فردی به اسم جان رالف ازدواج میکنه و در سال ۱۶۱۷ بر اثر پنومونی میمیره و همونجا خاک میشه.
خط زمانیای که طبق اون شروع کردم رو ادامه بدم و برم بین النهرین یا بپرم یونان؟