دفتر ۱۳ سالگی من پر از سعیدهست!
یعنی... واقعا!
اسم شخصیتش توی ایفای نقش رو یادم نمیومد اسم اصلیش رو مینوشتم💀
یعنی... واقعا!
اسم شخصیتش توی ایفای نقش رو یادم نمیومد اسم اصلیش رو مینوشتم💀
"با پشت دستم عرق سردی که روی پیشونیم نشسته بود رو پاک کردم. نگاهی به سعیده انداختم که اسلحه به دست در موقعیت آماده باش بود."
"بچهها کلاهتون رو بکشین روی سرتون. از پلیمری ساخته شده که فشار سرعت ضربه رو تا سی درصد کم میکنه. مجبوریم از بینشون رد شیم."
خب رول بعدی:
"سوت ریزی زده و میگوید: اوهو.. باید اینجا زندگی کنیم؟ تنها مطمئنی اینجا مسکونیه؟
دوباره عصبانیت وجودم را پر میکند. چشم غرهی سنگینی به کلاوس میردم. در وم ساکت میشود. اصلا از کلاوس خوشم نمیآید."
"سوت ریزی زده و میگوید: اوهو.. باید اینجا زندگی کنیم؟ تنها مطمئنی اینجا مسکونیه؟
دوباره عصبانیت وجودم را پر میکند. چشم غرهی سنگینی به کلاوس میردم. در وم ساکت میشود. اصلا از کلاوس خوشم نمیآید."