دفتر ۱۳ سالگی من پر از سعیدهست!
یعنی... واقعا!
اسم شخصیتش توی ایفای نقش رو یادم نمیومد اسم اصلیش رو مینوشتم💀
یعنی... واقعا!
اسم شخصیتش توی ایفای نقش رو یادم نمیومد اسم اصلیش رو مینوشتم💀
"با پشت دستم عرق سردی که روی پیشونیم نشسته بود رو پاک کردم. نگاهی به سعیده انداختم که اسلحه به دست در موقعیت آماده باش بود."
"بچهها کلاهتون رو بکشین روی سرتون. از پلیمری ساخته شده که فشار سرعت ضربه رو تا سی درصد کم میکنه. مجبوریم از بینشون رد شیم."
خب رول بعدی:
"سوت ریزی زده و میگوید: اوهو.. باید اینجا زندگی کنیم؟ تنها مطمئنی اینجا مسکونیه؟
دوباره عصبانیت وجودم را پر میکند. چشم غرهی سنگینی به کلاوس میردم. در وم ساکت میشود. اصلا از کلاوس خوشم نمیآید."
"سوت ریزی زده و میگوید: اوهو.. باید اینجا زندگی کنیم؟ تنها مطمئنی اینجا مسکونیه؟
دوباره عصبانیت وجودم را پر میکند. چشم غرهی سنگینی به کلاوس میردم. در وم ساکت میشود. اصلا از کلاوس خوشم نمیآید."
" کولهام را روی تخت پرت کردم. طاق باز روی زمین دراز کشیدم و به اتفاقات نه چندان خوشایند اخیر فکر کردم. صدای پارس تایلر باعث بهم ریختن افکارم میشود. تایلر سگ شکاری است و برای جست و جو تعلیم دیده. یاد گرفته بیدلیل پارس نکند. برای همین از اتاق بیرون رفتم. تایلر داشت با سگ بزرگ و سیاهی که فکر میکنم مال امت باشد دعوا میکرد."
"My name is (فلان) but you call me daddy though"
*نفس عمیق میکشه
- همینه.
*تب آرشیو رو میبنده
- ریدی توش
*نفس عمیق میکشه
- همینه.
*تب آرشیو رو میبنده
- ریدی توش