Fu Inlé – Telegram
دیلن وقتی وسط آشپزی گند می‌زنه با بغض می‌خنده می‌گه بخدا من بلدم! کتاب آشپزی دارم! و به گند زدنش ادامه می‌ده :(
Forwarded from Yellowish Prompts (𝘓𝘰𝘵𝘵𝘢)
- مثل سگیم که از قلاده گرفتنش و نمی‌ذارن سمتش غذاش بره‌. غذایی که بعد از سالها جلوش قرار گرفته و فقط می‌تونه بهش نگاه کنه.
دستش رو روی صورتش گذاشت. خنده‌ای که از بین لب‌هاش بیرون اومد ضجه شد توی گوش هلنی که رو به روش نشسته بود.
- بهش گفتم چشم‌هاش نجاتش نمی‌دن. چرا موقع گفتنش همچین دروغی نبضم نپرید؟ دوتا تیله‌ی براقی که تیر شدن توی قلب من.
دستش رو از روی صورتش به سمت قلبش حرکت داد.
- می‌بینی؟ خونی که داره لباسم رو خیس می‌کنه و با این حال مغزم فقط لب‌هاشو می‌بینه.
لبخند محوش حال خودش رو هم بهم می‌زد.
- دارم می‌میرم هلن. بهم بگو چکار کنم.
Skin
Poets Of The Fall
Punching Bag
Palaye Royale
Stormkeeper
Two Steps From Hell
Fu Inlé
Two Steps From Hell – Stormkeeper
چشم‌هاتون رو ببندید و آماده شید برای جنگی که نمی‌دونید ازش زنده برمی‌گردید یا نه
People might enjoy reading the story of Odysseus, but do you think Odysseus enjoyed living it?
Dobranoc ~
“I’m the person everyone and everything forgot about. I don’t exist on the poles of right or wrong because I don’t exist at all. I’m being eroded like a bluff on the edge of the sea. Every day, there’s less of me than there was before.” 
There’s a difference between thinking ahead to be prepared and thinking about all the ugly possibilities until you’re paralyzed by it.