Forwarded from پیله🪻 (智焱)
کاش یه گرگ واقعی بودم که شکار و دریدن براش امکانپذیره..
پیله🪻
کاش یه گرگ واقعی بودم که شکار و دریدن براش امکانپذیره..
کاش یه گرگ مادر بودم تو جزیرهی الزمیری که حتی نگاهم به انسانها نیفتاده و ازشون نمیترسم چون با تفنگهاشون آشنایی ندارم. به بچههام شکار یاد بدم و همراه با گرگهای دیگه گاو مشک شکار کنم و همراه کلاغها بدوم.
چرا من انسانم واقعا؟
جای این همه فکر و درد و انتخاب
میتونست فقط شکار باشه و دویدن.
جای این همه فکر و درد و انتخاب
میتونست فقط شکار باشه و دویدن.
Fu Inlé
Photo
“He heard their seductive voices.They danced around him in numbers.”