ولی یک روز کرسیو یاد میگیرم و ژورنال موجودات افسانهای درست میکنم و نقاشیهاش رو خودم میکشم.
Fu Inlé
بیاین بهم خوشگل نوشتن یاد بدین :(
وایسین من خط واقعیمو نشونتون ندادم...
از این هم بدتره *بغض میکنه*
از این هم بدتره *بغض میکنه*
Forwarded from FilmZi | فیلمزی
FilmZi | فیلمزی
Photo
تا جایی که میشه از این فصل لذت ببرید چون از فصل بعدی دلقک با موی سفید داریم🤡
Fu Inlé
Photo
بعد از چند ماه با ذوق ایمیل آپدیت فیک موردعلاقهم اومد تا اینو ببینم؟ اینا همه کارمای نوشتههای نصفه نیمهی خودمه من میدونم. الان گریه میکنم.
Fu Inlé
Nick Cave & The Bad Seeds – Where The Wild Roses Grow (with Kylie Minogue)
انون قشنگم این آهنگ رو فرستاد و بهونه شد تا من واسهتون داستان تعریف کنم :>
یه افسانهی ایرلندی هست که میگه توی سالهای خیلی دور [تقریبا قرون وسطی] دختری توی شهر زندگی میکرد به اسم الیسا دی [Elisa Day/Eliza Day]. زیباترین دختری که میشد به چشم دید و مردم اونجا به رزهای وحشیای تشبیهش میکردن که پایین رودخونهی نزدیک محل زندگیشون رشد میکردن.
روزی یک مرد به اون شهر میاد و به سرعت عاشق الیسا میشه. و همون روز به سرعت به خونهی الیسا میره، خودش رو معرفی و عشقش رو ابراز میکنه. و روز بعد با یه دسته رز وحشی به دیدن الیسا میره و ازش میخواد اگر امکانش هست پایین رودخونه هم رو ببینن و باهم قرار بذارن. دقیقا جایی که گلها رشد میکنن.
و روز سوم وقتی الیسا به اونجا میره. مرد میبوسش و وقتی که دختر حواسش نبود در حالی که زیر لب میگفت" تمام زیباییها باید از بین برن" با سنگ به سرش ضربه میزنه و الیسا رو میکشه.
یک شاخه رز وحشی بین لبهای دختر میذاره و اون رو توی رودخونه میندازه.
جسد الیسا هیچ وقت پیدا نشد و مردم کم کم اسم واقعیش رو فراموش و برای تعریف کردن داستانش از رز وحشی استفاده میکردن. ولی میگن کنار رودخونه جایی ها گل وحشی رشد میکنن بعضی وقتها دختری دیده میشه که یه سمت صورتش بخاطر ضربهای که به سرش خورده خونآلوده.
#Folklore
یه افسانهی ایرلندی هست که میگه توی سالهای خیلی دور [تقریبا قرون وسطی] دختری توی شهر زندگی میکرد به اسم الیسا دی [Elisa Day/Eliza Day]. زیباترین دختری که میشد به چشم دید و مردم اونجا به رزهای وحشیای تشبیهش میکردن که پایین رودخونهی نزدیک محل زندگیشون رشد میکردن.
روزی یک مرد به اون شهر میاد و به سرعت عاشق الیسا میشه. و همون روز به سرعت به خونهی الیسا میره، خودش رو معرفی و عشقش رو ابراز میکنه. و روز بعد با یه دسته رز وحشی به دیدن الیسا میره و ازش میخواد اگر امکانش هست پایین رودخونه هم رو ببینن و باهم قرار بذارن. دقیقا جایی که گلها رشد میکنن.
و روز سوم وقتی الیسا به اونجا میره. مرد میبوسش و وقتی که دختر حواسش نبود در حالی که زیر لب میگفت" تمام زیباییها باید از بین برن" با سنگ به سرش ضربه میزنه و الیسا رو میکشه.
یک شاخه رز وحشی بین لبهای دختر میذاره و اون رو توی رودخونه میندازه.
جسد الیسا هیچ وقت پیدا نشد و مردم کم کم اسم واقعیش رو فراموش و برای تعریف کردن داستانش از رز وحشی استفاده میکردن. ولی میگن کنار رودخونه جایی ها گل وحشی رشد میکنن بعضی وقتها دختری دیده میشه که یه سمت صورتش بخاطر ضربهای که به سرش خورده خونآلوده.
#Folklore