نصفه موندن برنامهم تقصیر ساعت خواب مزخرفمه. اونو درست کنم همه چیم درست میشه
قبل از اینکه داستان بسی رو تعریف کنم. باید بدونید که چه چیزی توی اون دوره جز جرایم جادوگری به حساب میومده.
- تجمعات سازماندهی شده
- جذابیتهای جنسی زنانه
- درمانگری
- تجمعات سازماندهی شده
- جذابیتهای جنسی زنانه
- درمانگری
- تجمعات سازماندهی شده.
جادوگرهای توی دادگاه به گردهمایی برای پرستش شیطان و انجام آیینهای شیطانی متهم میشدن. طبق گفتهی شاهدها، جادوگران در شب پرواز کرده و دور هم جمع شده و مراسمات خاصی رو انجام میدادن. سکسهای دسته جمعی و حتی سکس با شیطان جز اتهامات دیگهی اونا بوده. و حتی بعضی وقتها شکل خودشون از انسان به حیوان و یا از انسان به انسان دیگه تغییر میدادن.
جادوگرهای توی دادگاه به گردهمایی برای پرستش شیطان و انجام آیینهای شیطانی متهم میشدن. طبق گفتهی شاهدها، جادوگران در شب پرواز کرده و دور هم جمع شده و مراسمات خاصی رو انجام میدادن. سکسهای دسته جمعی و حتی سکس با شیطان جز اتهامات دیگهی اونا بوده. و حتی بعضی وقتها شکل خودشون از انسان به حیوان و یا از انسان به انسان دیگه تغییر میدادن.
- جذابیتهای جنسی زنانه.
جادوگران برای آسیب و رسیدن به خواستههای شیطانیشون از جذابیتهای جنسیشون در برابر جنس مخالف استفاده میکردن. جایی که مردها عادت به کتک زدن زنهاشون داشتن و دفاعشون این بود که برای تطهیر روح ناپاکشون انجامش میدن. جایی که زیبا بودن، ظرافت داشتن و ابراز تمایلات جنسی گناه بود جادوگران توسط کلیسا به پرداختن به امیال شیطانیشون متهم میشدن.
جادوگران برای آسیب و رسیدن به خواستههای شیطانیشون از جذابیتهای جنسیشون در برابر جنس مخالف استفاده میکردن. جایی که مردها عادت به کتک زدن زنهاشون داشتن و دفاعشون این بود که برای تطهیر روح ناپاکشون انجامش میدن. جایی که زیبا بودن، ظرافت داشتن و ابراز تمایلات جنسی گناه بود جادوگران توسط کلیسا به پرداختن به امیال شیطانیشون متهم میشدن.
- درمانگری
به چالش کشیده شدن کلیسا توسط زنان برای درمان بیماریها با روشی به غیر از استاندارهای گفته شده و عوامل خارجی دیگه باعث شد درمان هم جز جرایم قرار بگیره. استفاده از گیاهان، سبزیجات و انجام روشهای نامعقول توسط زنان به خصوص در برابر بیماری سخت با درصد موفقیت پایین تماما جادو و جادوگری بود و مجازاتی برابر با دو جرم بالا و حتی بیشتر داشت.
به چالش کشیده شدن کلیسا توسط زنان برای درمان بیماریها با روشی به غیر از استاندارهای گفته شده و عوامل خارجی دیگه باعث شد درمان هم جز جرایم قرار بگیره. استفاده از گیاهان، سبزیجات و انجام روشهای نامعقول توسط زنان به خصوص در برابر بیماری سخت با درصد موفقیت پایین تماما جادو و جادوگری بود و مجازاتی برابر با دو جرم بالا و حتی بیشتر داشت.
در بیشتر کشورهای مجازات جادوگری به دار آویخته شدن بود. شکارچیان جادوگر تمام مدت به دنبال زنان جادوگر گشته و بعد از دستگیریشون و دریافت اعتراف (زیر شکنجه) اعدامشون میکردن. و اسکاتلند جاییه که جادوگران بعد از دار زده شدن سوزانده میشدن.
و حالا، بسی کیه؟
جادوگر Bessie Dunlop of Lyne همسر of Andrew Jack of Lyne، جز شناختهشدهترین جادوگرانی که توسط کلیسا اعدام شد.
اتهامات بسی شامل:
- افسونگری
- جادوگری
- پرستش ارواح شیطانی
- سواستفاده از مردم با استفاده از موارد گفته شده
- ساختن طلسم
و ...
و بسی وادار به اعتراف زیر شکنجه (آویزون شدن از انگشتان شست پا در حالی که کف پاش با آتیش میسوخت) شد.
جادوگر Bessie Dunlop of Lyne همسر of Andrew Jack of Lyne، جز شناختهشدهترین جادوگرانی که توسط کلیسا اعدام شد.
اتهامات بسی شامل:
- افسونگری
- جادوگری
- پرستش ارواح شیطانی
- سواستفاده از مردم با استفاده از موارد گفته شده
- ساختن طلسم
و ...
و بسی وادار به اعتراف زیر شکنجه (آویزون شدن از انگشتان شست پا در حالی که کف پاش با آتیش میسوخت) شد.
و بسی اعتراف کرد.
تقریبا نزدیک زایمانش بود که ملکهی پریان به دیدنش اومد. درخواست یک لیوان آب کرد و بسی با اینکه درد شدیدی داشت انجامش داد. و در ازای پاداش کاری کرد، ملکه به توم رید [Thome Reid، سربازی که در سال ۱۵۴۷ توی جنگ Pinkie Cleugh کشته شد، دستور داد که به بسی خدمت کنه.
تقریبا نزدیک زایمانش بود که ملکهی پریان به دیدنش اومد. درخواست یک لیوان آب کرد و بسی با اینکه درد شدیدی داشت انجامش داد. و در ازای پاداش کاری کرد، ملکه به توم رید [Thome Reid، سربازی که در سال ۱۵۴۷ توی جنگ Pinkie Cleugh کشته شد، دستور داد که به بسی خدمت کنه.
توم چهرهی یک شخصیت قابل احترام رو داشت. مردی مسن با ریشی خاکستری، کلاه و شلوار خاکستری، جورابهای سفیدی که بالای زانو با گارتر وصل شدن و بانت مشکی روی سرش و چوب دستی سفید رنگی که با خودش حمل میکرد.
روزی که بسی برای اولین بار توم رو دید درحالی بود که گاوش مرده و همسر و فرزندش به شدت مریض بودن. توم به بسی گفت که فرزندش همراه با دوتا از گوسفندهاش میمیرن ولی همسرش سلامتی کامل خودش رو به دست میاره. و دقیقا همین اتفاق افتاد.
به محض اینکه توم پیشگویی خودش رو به بسی گفت توی سوراخ کوچکی توی سد رودخونه ناپدید شد.
به محض اینکه توم پیشگویی خودش رو به بسی گفت توی سوراخ کوچکی توی سد رودخونه ناپدید شد.
و بعد از اون فقط کافی بود تا بسی سه بار صدا توم رو کنه تا هرجا و هرلحظه که بسی بهش نیاز داشت ظاهر بشه. بهش روشهای درمان و آیندهخوانی رو یاد داد.
چهار سال تمام توم سعی کرد بسی رو از دینش بزنه و کاری کنه تا مسیحیت رو کنار بذاره و بسی هربار مقاومت میکرد. بسی اعتقاد داشت که از قدرتی که توسط ملکه بهش داده شده در راه درست استفاده کنه و کمکی برای مردمی که بهش نیاز دارن و حیوانات بیپناه باشه.
یکی از دفعاتی که توم سعی کرد مجابش کنه گه باهاش به سرزمین پریان بیاد همراه با هشت زن و مرد دیگه بود. مردانی که کتهای شیک از بهترین پارچه پوشیده بودن و زنانی که پارچهی ابریشم دامن پیراهنشون روی زمین کشیده میشد.
توم گفت که سه تا از اون مردها جز دربار ملکه هستن و اومدن که به سرزمین خودشون همراهیش کنن. و وقتی که بسی باز هم درخواستشون رو رد کرد همراه با یک طوفان سهمگین ناپدید شدن.
بسی همچین اعتراف کرد که توم بهش نحوهی استفاده و ساخت انواع روغنها، معجونها و طلسمها رو یاد داده و بهش توی پیدا کردن محل اشیا گمشده کمک میکرده.
چهار سال تمام توم سعی کرد بسی رو از دینش بزنه و کاری کنه تا مسیحیت رو کنار بذاره و بسی هربار مقاومت میکرد. بسی اعتقاد داشت که از قدرتی که توسط ملکه بهش داده شده در راه درست استفاده کنه و کمکی برای مردمی که بهش نیاز دارن و حیوانات بیپناه باشه.
یکی از دفعاتی که توم سعی کرد مجابش کنه گه باهاش به سرزمین پریان بیاد همراه با هشت زن و مرد دیگه بود. مردانی که کتهای شیک از بهترین پارچه پوشیده بودن و زنانی که پارچهی ابریشم دامن پیراهنشون روی زمین کشیده میشد.
توم گفت که سه تا از اون مردها جز دربار ملکه هستن و اومدن که به سرزمین خودشون همراهیش کنن. و وقتی که بسی باز هم درخواستشون رو رد کرد همراه با یک طوفان سهمگین ناپدید شدن.
بسی همچین اعتراف کرد که توم بهش نحوهی استفاده و ساخت انواع روغنها، معجونها و طلسمها رو یاد داده و بهش توی پیدا کردن محل اشیا گمشده کمک میکرده.
اعتراف بسی سه روز طول کشید و هیچ وقت حتی یکبار اعترافش تغییر نکرد. و در آخر در سال ۱۵۷۶ بسی به اعدام و سپس سوزانده شدن محکوم شد و بر روی تپهی کالتون در ادینبرا در حالی که به دار آویخته شده بود سوخت.
اعترافش تقریبا دوبرابر چیزیه که نوشتم ولی همین الانش هم زیادی حرف زدم و اونقدر هم چیز خاصی نداره که گفتنش لازم باشه بیشتر مثالهاییه که از کارهاش مثل پیدا کردن اشیا و پیشگویی اورده.