چند وقته دارم به یه چیزی فکر میکنم.
من کسیم که از کلمات محبت آمیز زیاد استفاده میکنم و کاملا ناخوداگاه شده. مثل پرسیدن وضعیت هوا یا سلام کردن میمونه هیچ منظوری پشتش نیست هیچ ارزشی پشتش نیست (برای همهی جاها نه)
و این آزارم میده. چون من برای کلمات و جملات ارزش زیادی قائلم و اگه بعضی چیزها خیلی و برای آدمهای زیادی استفاده بشن اون میزان اهمیتشون رو کم کم برام از دست میدن.
من کسیم که از کلمات محبت آمیز زیاد استفاده میکنم و کاملا ناخوداگاه شده. مثل پرسیدن وضعیت هوا یا سلام کردن میمونه هیچ منظوری پشتش نیست هیچ ارزشی پشتش نیست (برای همهی جاها نه)
و این آزارم میده. چون من برای کلمات و جملات ارزش زیادی قائلم و اگه بعضی چیزها خیلی و برای آدمهای زیادی استفاده بشن اون میزان اهمیتشون رو کم کم برام از دست میدن.
و خب دارم سعی میکنم کمتر انجامش بدم و وقتهایی که حس میکنم درسته و واقعا از ته قلبم منظورش رو دارم ازشون استفاده کنم.
Forwarded from پیله🪻 (智焱)
تیا خیلی ناز و مهربون و قشنگه خودش هم. هر وقت باهاش مواجه میشم دلم میخواد بوجی موجیش کنم، بعد هم بدزدم و قایمش کنم یه جای امن برای خودم تنها.
نصفه موندن برنامهم تقصیر ساعت خواب مزخرفمه. اونو درست کنم همه چیم درست میشه
قبل از اینکه داستان بسی رو تعریف کنم. باید بدونید که چه چیزی توی اون دوره جز جرایم جادوگری به حساب میومده.
- تجمعات سازماندهی شده
- جذابیتهای جنسی زنانه
- درمانگری
- تجمعات سازماندهی شده
- جذابیتهای جنسی زنانه
- درمانگری
- تجمعات سازماندهی شده.
جادوگرهای توی دادگاه به گردهمایی برای پرستش شیطان و انجام آیینهای شیطانی متهم میشدن. طبق گفتهی شاهدها، جادوگران در شب پرواز کرده و دور هم جمع شده و مراسمات خاصی رو انجام میدادن. سکسهای دسته جمعی و حتی سکس با شیطان جز اتهامات دیگهی اونا بوده. و حتی بعضی وقتها شکل خودشون از انسان به حیوان و یا از انسان به انسان دیگه تغییر میدادن.
جادوگرهای توی دادگاه به گردهمایی برای پرستش شیطان و انجام آیینهای شیطانی متهم میشدن. طبق گفتهی شاهدها، جادوگران در شب پرواز کرده و دور هم جمع شده و مراسمات خاصی رو انجام میدادن. سکسهای دسته جمعی و حتی سکس با شیطان جز اتهامات دیگهی اونا بوده. و حتی بعضی وقتها شکل خودشون از انسان به حیوان و یا از انسان به انسان دیگه تغییر میدادن.