Fu Inlé
↳「#TeenWolf 🐺」
طوری که خوشحال دنی بهش پیشنهاد داده و واقعا اگه دنی میگفت جدیه، انجامش میداد و تا آخر عمرش بهش افتخار میکرد.
Fu Inlé
Video
بچهها این قشنگترین انمیز تو لاورزیه که میتونه وجود داشته باشه. یعنی آخه! لیام رسما جز کسایی بود که فرستادنش جهنم!
فاکینگ جهنم.
فاکینگ جهنم.
و بعدش چی؟ تنها کسی بود که یادش موند تئویی هم وجود داره و تصمیم گرفت آزادش کنه و مسئولیت حضورش رو قبول کرد.
و تئویی که با استرس به شمشیر نگاه میکرد و هر شب با کابوس بیرون کشیده شدن قلبش از خواب میپرید و میدید خودش نزدیکه انجامش بده. و باز هم هیچکس مثل لیام این بچه رو نشناخت چون هیچکس حتی وقت نذاشت که باهاش صحبت کنه بفهمه مشکل از کجاست.
Fu Inlé
↳「#TeenWolf 🐺」
قیافهی وات د فاک این دوتا =) اسکات داشت از خجالت آب میشد.
اون موقعی که من شروع کردم تین وولف رو فصل چهارش تازه اومده بود. چرا این چهارتا احمق رو نمیتونم ول کنم من.
امشب به یکی از دوست/آشناهای دوران نوجوانیم پیام دادم. و اصلا نمیدونم چه واکنشی نشون میده و حس جالبیه. چون ممکنه با مشت بزنه تو دهنم. و یا بغلم کنه.
کلماتش انگار دارن نوازشت میکنن انقدر که نرم نوشته شدن. امیدوارم همینطوری پیش بره و نوازشش تبدیل به سیلی نشه.
داستان درمورد ادلاینه، دختری که دعا میکنه که آزاد باشه، زمان داشته باشه و بتونه دنیا رو ببینه. دعاش توسط تاریکی جواب داده میشه ولی در ازاش، هرکس ادلاین رو ببینه فراموشش میکنه. ادلاین به هیچکس و هیچکجا تعلق نداره.
و من فقط سه چپتر خوندم ولی نویسنده انگار کلماتش رو قبل از نوشتن صیقل میده. طوری که دوست داری بلند یخونیشون فقط برای اینکه بتونی روی زبونت مزه مزه کنی و ببینی واقعا همینقدر نرم هستن یا نه.
واقعا امیدوارم ناامیدم نکنه.
و من فقط سه چپتر خوندم ولی نویسنده انگار کلماتش رو قبل از نوشتن صیقل میده. طوری که دوست داری بلند یخونیشون فقط برای اینکه بتونی روی زبونت مزه مزه کنی و ببینی واقعا همینقدر نرم هستن یا نه.
واقعا امیدوارم ناامیدم نکنه.