ما توی خوشهی کهکشانی محلی [Local Group] زندگی میکنیم. جایی که کهکشان راه شیری همراه با ۵۳ کهکشان دیگه توش قرار گرفته.
مرکز این خوشه بین راه شیری و آندرومدا که از بزرگترین کهکشانهای این خوشه هستن قرار گرفته.
مرکز این خوشه بین راه شیری و آندرومدا که از بزرگترین کهکشانهای این خوشه هستن قرار گرفته.
توی هرکدوم این ۵۳ کهکشان به اندازهی سلولهای بدن ما سیاره و ستاره وجود داره.
پس اینکه با توجه به این موضوع ما فکر کنیم انقدر خفنیم که توی این همه جا و مکان فقط ما وجود داریم یکم مسخرهست.
ولی
پس اینکه با توجه به این موضوع ما فکر کنیم انقدر خفنیم که توی این همه جا و مکان فقط ما وجود داریم یکم مسخرهست.
ولی
چرا میگم هیچ وقت نمیبينمشون؟
بیاین از آندرومدا شروع کنیم.
کهکشانی که با سرعت 402 هزار کلیومتر بر ساعت داره به کهکشان راه شیری نزدیک میشه و بزرگترین کهکشان نزدیک به کهکشان راه شیریه.
بیاین از آندرومدا شروع کنیم.
کهکشانی که با سرعت 402 هزار کلیومتر بر ساعت داره به کهکشان راه شیری نزدیک میشه و بزرگترین کهکشان نزدیک به کهکشان راه شیریه.
پس اگه الان ما برای اونا میدونید چی هستیم؟
انسان ماهر [Homo habilis]
انسانی که شباهتی به انسان مدرن امروزی نداره و ببر دندان خنجری شکار میکنه و نگران عصر یخبندانه.
انسان ماهر [Homo habilis]
انسانی که شباهتی به انسان مدرن امروزی نداره و ببر دندان خنجری شکار میکنه و نگران عصر یخبندانه.
پس اگه کسانی توی یه سیاره توی آندرومدا باشن و اونقدر پیشرفت کنن که بتونن ما رو رصد کنن. تنها چیزی که میبینن یه سری حیوان دوپای عقبمانده که دارن دنبال یه حیوان چهارپا میدوان تا شکارش کنن.
و تا وقتی که تصمیم بگیرن جای خوبی برای غارته و بیاین چندین میلیون سال توی راه باشیم تا بهش برسیم. چیزی براشون نمیمونه که بخوان غارتش کنن.
چون انسان مدرن زمین رو تا اون موقع نابود هزاربار نابود کرده. و این موضوع برای 5502 سیارهی موجود توی خود کهکشان راه شیری هم صدق میکنه. (به جز سیارهها منظومهی شمسی)
Forwarded from Sunt lacrimae rerum
مگه این که بتونن با استفاده از کرمچالهها فضا رو خم و سریعتر از سرعت نور حرکت کنن
Sunt lacrimae rerum
مگه این که بتونن با استفاده از کرمچالهها فضا رو خم و سریعتر از سرعت نور حرکت کنن
حرکت کردن با سرعت نور برای شروع به جرم منفی نیاز داره و حتی اگر اون رو داشته باشیم، وقتی سریعتر از سرعت نور حرکت کنی مفهوم زمان عوض و تو توانایی سفر به آینده رو خواهی داشت.
ولی توانایی بازگشت نداری و نمیتونی مشخص کنی که کی، کجا باشی.
و خب کرم چاله یه حالت فرضیه
جرم و جسم نداره که بشه ازش استفاده کرد.
ولی توانایی بازگشت نداری و نمیتونی مشخص کنی که کی، کجا باشی.
و خب کرم چاله یه حالت فرضیه
جرم و جسم نداره که بشه ازش استفاده کرد.
اساطیر اسلاو هم مثل اساطیر نورس (و خیلی اساطیر دیگه) دنیاشون رو با درخت توصیف میکنن.
به این صورت که
دنیای زیرین: [Nawia] یا [Nav]
دنیایی که ما توش باشیم: [Jawia] یا [Yav]
اون بالا بالاها: [Prawia] یا [Prav]
به این صورت که
دنیای زیرین: [Nawia] یا [Nav]
دنیایی که ما توش باشیم: [Jawia] یا [Yav]
اون بالا بالاها: [Prawia] یا [Prav]
ولی یه فرق داره. جهانزیرین اسلاوها، تقریبا بهشته =) مزرعه و جنگل و باغ و دریا و حیووانات و همه چی و همه چی به قشنگترین شکل ممکن توی ناویا وجود داره.
و حالا کی بهش حکومت میکنه؟
ولس [Weles/Veles]. مرد سنبالایی که توانایی شیپ شیفت داره و قسمتی از حیوانایی که جزئی از شخصیتشن رو همیشه با خودش حمل میکنه.
و طبق معمول، با خدایی که محل حکومتش اون پنت هوسی که پراویا اسمشه، سر جنگ داره.
پرون! [Perun]
ولس [Weles/Veles]. مرد سنبالایی که توانایی شیپ شیفت داره و قسمتی از حیوانایی که جزئی از شخصیتشن رو همیشه با خودش حمل میکنه.
و طبق معمول، با خدایی که محل حکومتش اون پنت هوسی که پراویا اسمشه، سر جنگ داره.
پرون! [Perun]
حالا چرا جنگ دارن؟
احتمالات خیلی زیادی زد ولی چیزی که زیاد گفته میشه اینه که ولس، پسر پرون رو دزدید و به عنوان پسر خودش بزرگش کرد.
احتمالات خیلی زیادی زد ولی چیزی که زیاد گفته میشه اینه که ولس، پسر پرون رو دزدید و به عنوان پسر خودش بزرگش کرد.
آره ولس شیطنت اینطوری داشته ولی واقعا خدای بدی نبوده. به عنوان لوکیای در نظر بگیریدش که مهربون بوده و دوست داشته اطلاعاتش رو با همراهانش در میون بذاره و از طبیعت محافظت کنه.
حالا بیاین با دوانا [Devana و به لهستانی Dziewanna] آشنا بشیم.
زنی که توی جنگل میدوه، شکار میکنه، موهاشو نمیبنده و شمشیر میکشه. الههای که بر علیه پدرش پرون بلند شد و تصمیم گرفت روی پای خودش وایسه. پرون برای تنبیه مجبورش کرد با ولس ازدواج کنه.
زنی که توی جنگل میدوه، شکار میکنه، موهاشو نمیبنده و شمشیر میکشه. الههای که بر علیه پدرش پرون بلند شد و تصمیم گرفت روی پای خودش وایسه. پرون برای تنبیه مجبورش کرد با ولس ازدواج کنه.
و این الههی رام نشدنی ما، خشمگین میشه داد میزنه سعی میکنه بجنگه و از ولس متنفر میشه فقط چون پدرش انتخابش کرده. و ولس در برابر تمام این خشونت چکار میکنه؟ خودش رو به گل ریحان تبدیل و به دوانا تقویم میکنه.