Sunt lacrimae rerum
مگه این که بتونن با استفاده از کرمچالهها فضا رو خم و سریعتر از سرعت نور حرکت کنن
حرکت کردن با سرعت نور برای شروع به جرم منفی نیاز داره و حتی اگر اون رو داشته باشیم، وقتی سریعتر از سرعت نور حرکت کنی مفهوم زمان عوض و تو توانایی سفر به آینده رو خواهی داشت.
ولی توانایی بازگشت نداری و نمیتونی مشخص کنی که کی، کجا باشی.
و خب کرم چاله یه حالت فرضیه
جرم و جسم نداره که بشه ازش استفاده کرد.
ولی توانایی بازگشت نداری و نمیتونی مشخص کنی که کی، کجا باشی.
و خب کرم چاله یه حالت فرضیه
جرم و جسم نداره که بشه ازش استفاده کرد.
اساطیر اسلاو هم مثل اساطیر نورس (و خیلی اساطیر دیگه) دنیاشون رو با درخت توصیف میکنن.
به این صورت که
دنیای زیرین: [Nawia] یا [Nav]
دنیایی که ما توش باشیم: [Jawia] یا [Yav]
اون بالا بالاها: [Prawia] یا [Prav]
به این صورت که
دنیای زیرین: [Nawia] یا [Nav]
دنیایی که ما توش باشیم: [Jawia] یا [Yav]
اون بالا بالاها: [Prawia] یا [Prav]
ولی یه فرق داره. جهانزیرین اسلاوها، تقریبا بهشته =) مزرعه و جنگل و باغ و دریا و حیووانات و همه چی و همه چی به قشنگترین شکل ممکن توی ناویا وجود داره.
و حالا کی بهش حکومت میکنه؟
ولس [Weles/Veles]. مرد سنبالایی که توانایی شیپ شیفت داره و قسمتی از حیوانایی که جزئی از شخصیتشن رو همیشه با خودش حمل میکنه.
و طبق معمول، با خدایی که محل حکومتش اون پنت هوسی که پراویا اسمشه، سر جنگ داره.
پرون! [Perun]
ولس [Weles/Veles]. مرد سنبالایی که توانایی شیپ شیفت داره و قسمتی از حیوانایی که جزئی از شخصیتشن رو همیشه با خودش حمل میکنه.
و طبق معمول، با خدایی که محل حکومتش اون پنت هوسی که پراویا اسمشه، سر جنگ داره.
پرون! [Perun]
حالا چرا جنگ دارن؟
احتمالات خیلی زیادی زد ولی چیزی که زیاد گفته میشه اینه که ولس، پسر پرون رو دزدید و به عنوان پسر خودش بزرگش کرد.
احتمالات خیلی زیادی زد ولی چیزی که زیاد گفته میشه اینه که ولس، پسر پرون رو دزدید و به عنوان پسر خودش بزرگش کرد.
آره ولس شیطنت اینطوری داشته ولی واقعا خدای بدی نبوده. به عنوان لوکیای در نظر بگیریدش که مهربون بوده و دوست داشته اطلاعاتش رو با همراهانش در میون بذاره و از طبیعت محافظت کنه.
حالا بیاین با دوانا [Devana و به لهستانی Dziewanna] آشنا بشیم.
زنی که توی جنگل میدوه، شکار میکنه، موهاشو نمیبنده و شمشیر میکشه. الههای که بر علیه پدرش پرون بلند شد و تصمیم گرفت روی پای خودش وایسه. پرون برای تنبیه مجبورش کرد با ولس ازدواج کنه.
زنی که توی جنگل میدوه، شکار میکنه، موهاشو نمیبنده و شمشیر میکشه. الههای که بر علیه پدرش پرون بلند شد و تصمیم گرفت روی پای خودش وایسه. پرون برای تنبیه مجبورش کرد با ولس ازدواج کنه.
و این الههی رام نشدنی ما، خشمگین میشه داد میزنه سعی میکنه بجنگه و از ولس متنفر میشه فقط چون پدرش انتخابش کرده. و ولس در برابر تمام این خشونت چکار میکنه؟ خودش رو به گل ریحان تبدیل و به دوانا تقویم میکنه.
حرفینو - غیرفعال
اجی راستی هادس به پرسفون تجاوز هم میکنه.
نه نکرده. حبسش کرد ولی شاید سعی کرد خودش رو تحمیل کنه ولی تجاوز نه.
Forwarded from حرفینو - غیرفعال
https://news.1rj.ru/str/TheBigFangirl/9076
نهههه نمیدونم چی خوندی ولی پرسفون خیلی کرکتر بدبختیه لایک لیترلی هیچکس نمیخواد پرسفون باشه چون کری بیبی بدبخت و لوزره
نهههه نمیدونم چی خوندی ولی پرسفون خیلی کرکتر بدبختیه لایک لیترلی هیچکس نمیخواد پرسفون باشه چون کری بیبی بدبخت و لوزره
Telegram
بارون.
حتی یادمه یه جایی یه روایت متفاوت خوندم که پرسفونی خودش حوصلش سر رفته بود و میخواست قدرتمند بشه🧍🏻♀نمیدونم جدی
حرفینو - غیرفعال
https://news.1rj.ru/str/TheBigFangirl/9076 نهههه نمیدونم چی خوندی ولی پرسفون خیلی کرکتر بدبختیه لایک لیترلی هیچکس نمیخواد پرسفون باشه چون کری بیبی بدبخت و لوزره
پرسفونی به نظرم خیلی manipulative عه و کسی که همچین تواناییای داره باید باهوش باشه تا بتونه به درستی انجامش بده.
یعنی خب آره بیشتر وقتها ساده بوده ولی خیلی وقتها این سادگی رو میپیچونده =)
یعنی خب آره بیشتر وقتها ساده بوده ولی خیلی وقتها این سادگی رو میپیچونده =)
Forwarded from Sunt lacrimae rerum
بعد بچهها جون یه چیز کلی هم بگم
وقتی ما داریم درباره اسطوره صحبت میکنیم، به خصوص اساطیر یونان، خیلی از داستانهایی که می شنویم چندين روایت و برداشت متناقض ازشون وجود داره و به تبع این باعث میشه که درک متناقضی هم از شخصیتهای هر کدوم از خدایان/قهرمانان پيدا کنیم
چون اینجوری نیست که داستانهای ثابت روی یه تکست بوک مثلا ایلیاد و ادیسه باشن.
آدمهای مختلف در طول تاریخ، روایتهای مختلفی ازشون تعریف کردن و بسته به فرهنگ کلی جامعه یا اصلا مذاق خود نویسنده/شاعر/نمایشنامهنویس، اون خدا صورت متفاوتی به خودش گرفته.
و اصلا درستش هم همینه، چون اون خدایان تبلور جامعه هستن و ما هستیم که اونها رو میآفرینیم نه برعکسش.
برای همین پرسفون توی بعضی برداشتها ممکنه یه کرای بیبی بدبخت به نظر بیاد، اما تو بعضی دیگه شخصیت جالبی داشته باشه.
وقتی ما داریم درباره اسطوره صحبت میکنیم، به خصوص اساطیر یونان، خیلی از داستانهایی که می شنویم چندين روایت و برداشت متناقض ازشون وجود داره و به تبع این باعث میشه که درک متناقضی هم از شخصیتهای هر کدوم از خدایان/قهرمانان پيدا کنیم
چون اینجوری نیست که داستانهای ثابت روی یه تکست بوک مثلا ایلیاد و ادیسه باشن.
آدمهای مختلف در طول تاریخ، روایتهای مختلفی ازشون تعریف کردن و بسته به فرهنگ کلی جامعه یا اصلا مذاق خود نویسنده/شاعر/نمایشنامهنویس، اون خدا صورت متفاوتی به خودش گرفته.
و اصلا درستش هم همینه، چون اون خدایان تبلور جامعه هستن و ما هستیم که اونها رو میآفرینیم نه برعکسش.
برای همین پرسفون توی بعضی برداشتها ممکنه یه کرای بیبی بدبخت به نظر بیاد، اما تو بعضی دیگه شخصیت جالبی داشته باشه.
Sunt lacrimae rerum
بعد بچهها جون یه چیز کلی هم بگم وقتی ما داریم درباره اسطوره صحبت میکنیم، به خصوص اساطیر یونان، خیلی از داستانهایی که می شنویم چندين روایت و برداشت متناقض ازشون وجود داره و به تبع این باعث میشه که درک متناقضی هم از شخصیتهای هر کدوم از خدایان/قهرمانان پيدا…
دقیقا!
بعضی نقاط و ویژگیهای شخصیتی توی خدایان و الههها و روایات زندگیشون فیکسن و تغییر نمیکنن. ولی هرکس میتونه بقیهی داستانها رو هرطور میخواد تغییر بده و خب بستگی داره که تو کدوم خدا رو بپرستی =) صد در صد ازش بد نمیگی.
و مثلا پرسفونی قبل از اینکه خدای ارواح و این چیزا باشه، خدای بهار و چیزای خوشگل و خوب بوده و صد در صد مردم دوستش داشتن پس چیز بدی ازش نمیگفتن.
بعضی نقاط و ویژگیهای شخصیتی توی خدایان و الههها و روایات زندگیشون فیکسن و تغییر نمیکنن. ولی هرکس میتونه بقیهی داستانها رو هرطور میخواد تغییر بده و خب بستگی داره که تو کدوم خدا رو بپرستی =) صد در صد ازش بد نمیگی.
و مثلا پرسفونی قبل از اینکه خدای ارواح و این چیزا باشه، خدای بهار و چیزای خوشگل و خوب بوده و صد در صد مردم دوستش داشتن پس چیز بدی ازش نمیگفتن.
ریاضی و فیزیک نیست که به یک جواب ثابت برسیم. افسانهست اسطورهست داستانه. دنیای خودتون رو بسازید :>