Fu Inlé – Telegram
ولی کره سنگین بود، نمی‌تونست خیلی بالا بره. کره داغ بود. تن و بدن و پرهاش رو سوزوند و سیاه کرد. و وقتی که رهاش کرد، نزدیک زمین موند. و کلاغ اسمش رو خورشید گذاشت.
زمانی که برگشت خورشید پایین رفته و هوا دوباره تاریک شده بود. ولی یه گوی دیگه توی جعبه دید. نور کمتری داشت و نسبت به اولی کوچیک‌تر بود. اون رو هم بلندتر و خلاف‌ جهتی که خورشید رو گذاشته بود قرارش داد.
اسم اون گوی ماه شد.
داستان ادامه داره ولی تا همینجا بسه :>
کلاغ [Raven] برای مردمان بومی آمریکای شمالی اهمیت زیادی داره. آورنده‌ی نوره و تمام چیزهایی که قبل از خلقت وجود داشته.
ولی اونقدر ماهیت خوبی نداره. خرابی و شیطنت و چیزهایی هستن که ازش جدا نمی‌شن.
حالا که بحث Raven شد.
به بستنی‌هایی که از اون دستگاه‌های بزرگ میان و ما بهشون می‌گیم قیفی، می‌گن Soft serve.

#آدم‌هر‌روز‌یه‌چیزجدیدیادمی‌گیره.
شما هم با کرکترهایی که کلا توی ده خط حضور داشتن و بعدش به دلیلی محو شدن یا مردن یا هرچیزی رو خیلی دوست دارید؟ مخصوصا اگه مهربون باشن؟ مخصوصا اگه مردهایی با چهره‌های خشن ولی مهربون و دل‌نازک باشن؟ مخصوصا وقتی اتفاق بدی براشون بیفته؟
اصلا هم درمورد رایلی حرف نمی‌ز-
و وقتی فهمیدم یه کتاب کوچولوی ۲۰۰ صفحه‌ای داره گوشیمو از ذوق پرت نکردم تو دی-
آهنگ‌های جدید مانستااکس مخصوصا تایتل‌ترک‌هاشون رو دوست ندارم... .
لطفا All in رو بهم برگردونین.
"I'm not the bad guy in this chapter of our family's story. I'm the wronged, I'm the dead but never mourned. And whilst you got everything that you wanted, I got a family who didn't care if I lived or if I die."
شیپ موردعلاقه‌م توسط بازیگر موردعلاقه‌م برای بار ۲۸۱۷۱ام تایید شده و من واقعا خوشحالم.