Fu Inlé – Telegram
Forwarded from Miracle 🌊💙 (🌌dāniz🌊)
کسی April and the extraordinary world رو دیده؟
مهم نیست من حکمرانی می‌کنم
زانو بزنید
بگیرم انقدر فشارش بدم جیغش در بیاد
ولی اینو اگه بغل کنم هفت پشتمو میاره جلو چشمم
انرژی: ۱۰۰
+ دلم واسه عینک زدن تنگ شده
از عمد هم چپکی فرستادم
گوشیتونو بچرخونین به من چه
چرا دارم فیلم می‌گیرم و چرا دارم اینجا می‌فرستم
یه چیزی دیدم و می‌خوام ازتون بپرسم.
اگه بهترین دوستتون سمت سرتون تفنگش رو نشونه گرفته بود، آخرین جمله‌ای که قبل از شلیک می‌گفتین چی بود؟
هر وقت پولدار شدم
بعضی‌ها حافظه‌شون بوهای خاص رو همیشه به یاد میاره. بویی که مادرش موقع شونه‌ زدن موهاش می‌داد. عطر غلیظ پشت سریش موقع کنکور. بوی عود وانیلی که بابای دوستش عادت داشت خونه روشن کنه.
و برای بعضی‌ها کلمات این تاثیر رو دارن. یکی با شنیدن جمله‌ی "مراقب باز زمین نخوری" طوری به عقب پرت می‌شه که انگار دوباره اون صحنه رو زندگی می‌کنه.
برای من، آهنگ و اصواتن.
شنیدن صدای بازیگر موردعلاقه‌ی مامانم توی سریالی که عادت داشت وقتی فکر می‌کرد من ۷ ساله خوابم تا صبح نگاهش کنه.
قطعه‌ی پیانویی که اولین بار توی کلاس موسیقی وقتی پیش‌دبستانی بودم شنیدمش.
و حس سنگینی بهم می‌دن.
این همه نوشتم که بگم دارم گریه می‌کنم
Here I Am
Bryan Adams
من هیچ وقت توی بچگیم سگ و گربه دوست نداشتم. دوم دبستان بودم و وقتی ازم می‌پرسید از چه حیوونی خوشت میاد می‌گفتم اسب‌. و مامانم برام یه روز کتابشونو خرید. هر روز می‌خوندمش مهم نبود چقدر طول بکشه. عطفش تیکه تیکه شده بود و کاغذهاش داشتن جدا می‌شدن.
و هربار که توی خونه دعوا می‌شد من بودم و کتابی که ورقش می‌زدم. کتابم حتی داستان نداشت. پر از اطلاعات درمورد نحوه‌ی استخوان‌بندی که نصفشون رو نمی‌فهمیدم و اصطلاحات بزرگونه‌ای که باید از مامانم می‌پرسیدم. و یادمه چندسال وقتی توی اسباب‌کشی گم شد رفتم توی اتاق و گریه کردم.
و حالا خودتون فکر کنید وقتی مامانم برام سی دی این انیمیشن رو خرید چقدر خوشحال شدم و چندبار نگاهش کردم.