یه دفتر داشتم
تمام جملاتی که استاد تاریخ هنرم میگفت و فکر میکردم میتونم ازشون توی نوشتههام استفاده کنم یا الهام بگیرم رو مینوشتم.
بذارید ببینم پیداش میکنم.
تمام جملاتی که استاد تاریخ هنرم میگفت و فکر میکردم میتونم ازشون توی نوشتههام استفاده کنم یا الهام بگیرم رو مینوشتم.
بذارید ببینم پیداش میکنم.
Fu Inlé
اگه دوست داشتین فردا تاریخ هنر دوران میانسنگی رو بگم. جادو داره :>
خب. چایم رو خوردم.
ظرفهام رو شستم. کتابم رو هم تموم.
ظرفهام رو شستم. کتابم رو هم تموم.
Fu Inlé
خب هنر دورهی پارینه سنگی اصلا برای چی نقاشی میکشیدن؟ دوتا دلیل داره یکی برای اینکه بتونن به اطرافشون مسلط شن. از طریق جادویی که با نقش و ترسیم روی دیوارهای غارهای به وجود میاوردن. و یکی برای اینکه بتونن باهاشون تمرین کنن. و اعتماد به نفسشون رو بالا ببرن.…
میانسنگی
زمانی که عصر یخبندان به پایان خودش رسید و ما بالاخره هوای متعدل داریم. پس در نتیجه انسان از غارهای پر پیچ و خم عمیقش بیرون میاد و جاهای نزدیکتری رو برای زندگی انتخاب میکنه.
#ArtHistory
زمانی که عصر یخبندان به پایان خودش رسید و ما بالاخره هوای متعدل داریم. پس در نتیجه انسان از غارهای پر پیچ و خم عمیقش بیرون میاد و جاهای نزدیکتری رو برای زندگی انتخاب میکنه.
#ArtHistory
❤3
زمانی که بالاخره انسانها تصاویر خودشون رو همراه حیوانات روی دیوارها کشیدن. بیشترشون در حال شکار، رقص یاد جنگ بودن و مثل قبل اونقدر جزئیات و نقش و نگار برای تصاویر نداریم. حالت انتزاعیتری به خودشون گرفتن.
❤2
توی این عصر بالاخره انسانها تونستن آتش رو به خدمت خودشون در بیارن. درسته که کشف شده بود قبلا، ولی هیچ وقت نتونسته بودن به طور کامل کنترلش کنن. و با کنترل آتش، از محصکلات و مشتاقش برای ترسیم تصاویر روی دیوارها استفاده میکردن.
❤3
به نقاشیهای این دوره میگن پناهگاهی.
توی تمامشون انسان نقش اصلی رو داره و حیوانات اطرافشن و اهمیت قبل رو ندارن.
یاد گرفتن از سایه روشن بهتر استفاده کنن، به اشکال حجم بدن و بعد رو وارد نقاشیشون کنن.
توی تمامشون انسان نقش اصلی رو داره و حیوانات اطرافشن و اهمیت قبل رو ندارن.
یاد گرفتن از سایه روشن بهتر استفاده کنن، به اشکال حجم بدن و بعد رو وارد نقاشیشون کنن.
❤3
ولی باز هم، نقاشیها جنبهی تزئینی نداشتن. طلسم و جادو رو با خودشون حمل میکردن و روح انسانها و حیوانات رو توشون میدمیدن. و اون موقع بود که انسان وجود روح در طبیعت و دستیابی بهش از طریق طلسمها و جادو رو پیدا کرد.
❤3
توتم میتونه هر حیوانی باشه. از حیوانات کوچیک و بیآزار گرفته تا وحشیترینهایی که انسان قادر به شکارش نبود.
ولی حیوان بودنش تقریبا اجبار بود. به ندرت پیش میومد قبیلهای یک گیاه یا چیزی مثل رعد و برق یا آتش رو توتم خودش قرار بده.
ولی حیوان بودنش تقریبا اجبار بود. به ندرت پیش میومد قبیلهای یک گیاه یا چیزی مثل رعد و برق یا آتش رو توتم خودش قرار بده.
❤3
توتم روح قبیله بود.
حامی و محافظ نگهدارشون حساب میشد.
توتم حیوانی بود که همزمان با خطرناک بودنش برای دیگران. افراد قبیله رو میشناخت و ازشون مراقبت میکرد.
هر قبیله باید از درمور توتمشون سه قانون پیروی میکردن.
- نمیکشیم.
- نمیخوریم.
- از بین نمیبریم.
حامی و محافظ نگهدارشون حساب میشد.
توتم حیوانی بود که همزمان با خطرناک بودنش برای دیگران. افراد قبیله رو میشناخت و ازشون مراقبت میکرد.
هر قبیله باید از درمور توتمشون سه قانون پیروی میکردن.
- نمیکشیم.
- نمیخوریم.
- از بین نمیبریم.
❤3
برای توتمها مراسم برگزار میشد. مراسمی که توش انسانها به تقلید از اون توتم میرقصیدن و رفتارش رو تکرارش میکردن.
❤3
یه چیز جالب که خیلی وقتی که خوندمش ذهنم رو درگیر کرد. مسئلهی رواثت و روابط جنسی بود که کاملا به توتم ربط داشت.
توتم هر فرد اول از سمت مادر بهش به ارث میرسید. یعنی اگه توتم مادرتون خرگوش باشه، توتم شما هم همون میشه. ولی بعد. پدر جای مادر رو گرفت.
و اینکه افرادی که توتم یکسان دارن اجازهی رابطهی جنسی باهم رو ندارن و نمیتونن ازواج کنن. پس ازدواج با محارم جرم محسوب میشد و جزای خودش رو داشت.
چون توتم حرف اول رو میزنه. توتم از فرد، خانوادهی فرد و قبیلهی فرد با ارزش داره. توتم تجسم جادو و حفاظت و خشمه.
توتم هر فرد اول از سمت مادر بهش به ارث میرسید. یعنی اگه توتم مادرتون خرگوش باشه، توتم شما هم همون میشه. ولی بعد. پدر جای مادر رو گرفت.
و اینکه افرادی که توتم یکسان دارن اجازهی رابطهی جنسی باهم رو ندارن و نمیتونن ازواج کنن. پس ازدواج با محارم جرم محسوب میشد و جزای خودش رو داشت.
چون توتم حرف اول رو میزنه. توتم از فرد، خانوادهی فرد و قبیلهی فرد با ارزش داره. توتم تجسم جادو و حفاظت و خشمه.
❤3