Forwarded from Sunt lacrimae rerum
به نعلبند پول داد تا نعل اسب رو درست جا نندازه. پدرش دانشمند نابغهای بود که ناچار شد از شمال به سرزمین جدید پناه بیاره و امیدوار باشه که شاه شمال، کینهش از اون رو فراموش کنه و بتونه با جلب کردن نظر امیرزادهی جدید، تحت حفاظتش قرار بگیره.
برادر دوقلوش، تنها امید پدرش بود. اون هم به همون اندازه ذهن مهندسیشدهای داشت.
اما مثل پدرشون، برادرش هم توی قضاوتش از آدمها اغلب اشتباه میکرد. اون باور داشت که دوستیش با پسر وزیر، بهشون در ورود به دربار جدید کمک میکنه. اما وقتی وزیر خبردار شد که اونجا هستن، برادرش رو اسیر کرد تا ازش به عنوان اهرمی برای مذاکره با شمال استفاده کنه.
اون که میدونست پسر وزیر فردا با امیرزاده به شکار میره، لباسهای برادرش رو پوشید و با تیر و کمان، در حاشیهای از جنگل که سرازیری بود منتظر شد تا اسبش برخلاف بقیه نتونه طاقت بیاره و با افتادن سوار، بتونه بزندش.
انتظار نداشت وقتی داره پسر وزیر رو گروگان میگیره، امیرزاده بدون توجه به احتمال کشته شدن دوستش به طرفش هجوم بیاره.
برادر دوقلوش، تنها امید پدرش بود. اون هم به همون اندازه ذهن مهندسیشدهای داشت.
اما مثل پدرشون، برادرش هم توی قضاوتش از آدمها اغلب اشتباه میکرد. اون باور داشت که دوستیش با پسر وزیر، بهشون در ورود به دربار جدید کمک میکنه. اما وقتی وزیر خبردار شد که اونجا هستن، برادرش رو اسیر کرد تا ازش به عنوان اهرمی برای مذاکره با شمال استفاده کنه.
اون که میدونست پسر وزیر فردا با امیرزاده به شکار میره، لباسهای برادرش رو پوشید و با تیر و کمان، در حاشیهای از جنگل که سرازیری بود منتظر شد تا اسبش برخلاف بقیه نتونه طاقت بیاره و با افتادن سوار، بتونه بزندش.
انتظار نداشت وقتی داره پسر وزیر رو گروگان میگیره، امیرزاده بدون توجه به احتمال کشته شدن دوستش به طرفش هجوم بیاره.
Sunt lacrimae rerum
به نعلبند پول داد تا نعل اسب رو درست جا نندازه. پدرش دانشمند نابغهای بود که ناچار شد از شمال به سرزمین جدید پناه بیاره و امیدوار باشه که شاه شمال، کینهش از اون رو فراموش کنه و بتونه با جلب کردن نظر امیرزادهی جدید، تحت حفاظتش قرار بگیره. برادر دوقلوش، تنها…
نمیدونم چرا تمام مدت اون داستانی که پادشاه سهتا دختر داشت و برای سفر میره و بهشون میگه چی براشون بیاره و دختر آخر اسم یه گل نایاب رو میگه و تهش پادشاه گل رو از یه گرگ میگیره و گرگه میاد رو دختره اعلام مالکیت میکنه و میفهمن گرگینه بوده =)))))
اصلا هیچ ربطی بهم ندارن
اصلا هیچ ربطی بهم ندارن
وای من خیلی بد تعریفش کردم ولی یکی از قصههای خیلی معروف کودکانه همهجا ورژنهای مختلفش رو پیدا میکنید.
یادتونه گفتم هیومیت (یا همون Human intelligence collector) بخاطر اینکه مجبوره هم از قوانین ارتش و هم از قوانین کشور پیروی کنه، دست و بالش برای بازجویی تحمیلگرایانه بسته شده؟
خب همینه اینطوری نبوده.
قبلا از روشهای، تجاوز، آسیب جسمی و جنسی، پوشاندن کامل سر برای مدت طولانی، پوشاندن چشمها با نوار چسب، کاهش شدید دمای بدن، افزایش شدید دمای بدن، برهنگی کامل، عدم رسیدگی به زخمهای شدید و عدر دریافت اقدامات پزشکی توسط زندانی، آزار با صداهای بلند برای مدت طولانی، جلوگیری از خوابیدن برای مدت طولانی در حد ایجاد وهم و Rectal feeding!
#Military
خب همینه اینطوری نبوده.
قبلا از روشهای، تجاوز، آسیب جسمی و جنسی، پوشاندن کامل سر برای مدت طولانی، پوشاندن چشمها با نوار چسب، کاهش شدید دمای بدن، افزایش شدید دمای بدن، برهنگی کامل، عدم رسیدگی به زخمهای شدید و عدر دریافت اقدامات پزشکی توسط زندانی، آزار با صداهای بلند برای مدت طولانی، جلوگیری از خوابیدن برای مدت طولانی در حد ایجاد وهم و Rectal feeding!
#Military
💅2😢1💔1
و خب بالاخره کمی بیشتر از ۱۵ سال پیش بالاخره توی کتابچهی جدیدی که برای هیومیت منتشر شد (همونی که براتون فرستادم) انجام اینکارها عملا ممنوع اعلام شد. (حالا اینکه چقدر ممنوعه رو هیچکس نمیدونه!).
👀2
حالا بازجویی چطور باید صورت بگیره؟
بازجو هیچ وقت به محض ورودش شمشیر رو از رو نمیبنده. برای همینه که بازجوها ساعتها کلاس روانشناسی برمیدارن و امتحان میدن. چون روش روبهرو شدن با زندانی، شخص به شخص فرق داره.
اولین چیزی که باید توی بازجویی دقت بشه ملیت و فرهنگ اون شخصه. اینکه چی براش مهمه و چه اقدامی توهین و چه اقدامی تهدید آمیز تلقی میشه.
بازجو هیچ وقت به محض ورودش شمشیر رو از رو نمیبنده. برای همینه که بازجوها ساعتها کلاس روانشناسی برمیدارن و امتحان میدن. چون روش روبهرو شدن با زندانی، شخص به شخص فرق داره.
اولین چیزی که باید توی بازجویی دقت بشه ملیت و فرهنگ اون شخصه. اینکه چی براش مهمه و چه اقدامی توهین و چه اقدامی تهدید آمیز تلقی میشه.
👀2
شاید براتون جالب باشه ولی برخورد مستقیم اولیه و پرسیدن سوال اصلی بدون هیچ حرف اضافهای معمولا جواب میده. (بستگی به زندانی هم داره) بازجو باید اول زندانی رو بررسی کنه که ببینه چه ویژگیهای شخصیتیای داره، مال کجاست و چه فرهنگی داره و طبق اون اطلاعات برای خودش یه شخصیت بسازه.
ولی درسته که خیلی کارامده. ولی دلیل نمیشه توی خاورمیانه جواب بده =) تقریبا خیلی وقتها توی عراق یا افغانستان اصلا نتیجه نمیداده =)
ولی درسته که خیلی کارامده. ولی دلیل نمیشه توی خاورمیانه جواب بده =) تقریبا خیلی وقتها توی عراق یا افغانستان اصلا نتیجه نمیداده =)
👀2
میدونید چرا زندانی بعد از دستگیری اجازهی صحبت با کسی رو نداره تا وقتی که ازش بازجویی بشه؟ چون انسانهای توی شرایط استرسزا و تهدیدآمیز نیاز به برقراری ارتباط با یه انسان دیگه دارن. و قرنطینه شدن و دور کردن زندانی از بقیهی انسانها باعث میشه میل بیشتری برای حرف زدن با بازجوی داشته باشن.
👀4
مسئلهی بعدی سواستفادهی احساسیه. بازجو میتونه از هر طریقی که میتونه با احساسات زندانی بازی کنه. از تعریف کنه، بهش غذا تعارف کنه، قدرت جسمی و منطقش رو زیر سوال ببره. بستگی به شخصیت زندانی داره و اینکه کدوم روش بهتر روش جواب میده. بعضیها با یه سیگار هم به حرف اومدن =)
👀3
ولی مسئلهی زندانیها با اسرای جنگی فرق داره. بازجو اولین چیزی که باید بدونه اینه که نمیتونه اسیر رو بخاطر کسایی که کشته توهین یا تحقیر کنه و یا زیر سوال ببره. چون سربازی که در جنگ شرکت میکنه این نوع اقداماتش به هیچ عنوان مسئولیت کیفری ندارن. پس اصلا جرم محسوب نمیشن.
👀3
بازجو حق نداره بخاطر اینکه اسیر توی جبههی دشمنشه بهش توهین کنه و ناسزا بگه. برخورد محترمانه توی این شرایط مجاز نیست.
و اینکه اسیر جنگی از نظر قانونی اجازهی حفظ اسرار نظامی رو داره. پس بازجو نمیتونه به زور متوسل بشه.
البته اینایی که دارم میگم صرفا چیزایی که توسط خود دولتها گفته شده. وگرنه معلومه که نصف اینا رو هم انجام نمیدن =) (تا جایی که دولت درگیر نشه.)
ولی یه فرق دیگه هم اسیران جنگی با زندانیها دارن. اسیرها حق سکوت ندارن! اسیرها توانایی در اختیار گرفتن وکیل ندارن. پس فشار وارد کردن بهشون برای حرف زدن مشکلی نداره.
و اینکه اسیر جنگی از نظر قانونی اجازهی حفظ اسرار نظامی رو داره. پس بازجو نمیتونه به زور متوسل بشه.
البته اینایی که دارم میگم صرفا چیزایی که توسط خود دولتها گفته شده. وگرنه معلومه که نصف اینا رو هم انجام نمیدن =) (تا جایی که دولت درگیر نشه.)
ولی یه فرق دیگه هم اسیران جنگی با زندانیها دارن. اسیرها حق سکوت ندارن! اسیرها توانایی در اختیار گرفتن وکیل ندارن. پس فشار وارد کردن بهشون برای حرف زدن مشکلی نداره.
👀3
اسیر فقط در صورتی میتونه درخواست وکیل کنه که بهش تهمت جنایت جنگی بخوره. حالا جنایت جنگی چیه؟ قتل اسرای جنگی، قتل افراد غیرنظامی، تجاوز، سواستفاده از اجساد و ...
👀3
خب دیگه بسه~ فردا درمورد ارتش نامنظم و نحوهی بازجویی از اونا میگم. چون اونا بر خلاف اسرای جنگی مصنونیت اخلاقی و سیاسی ندارن. پس دست بازجو خیلی خیلی بازتره.
❤8🐳1
یه رندوم فکت ۱۲:۴۵ دقیقه ظهری بگم برم
خون توی اعماق آب به رنگ سبز دیده میشه
خون توی اعماق آب به رنگ سبز دیده میشه
👀7💔1
آمریکا واقعا جای زیبایی برای زندگیه ولی من زیر بار هزینههای پزشکیش جون میدم. دفن میشم قشنگ.
🎃5
Dich weinen zu hören und mich anzuflehen, nicht zu gehen, ist hundertmal schmerzhafter, als Kugeln in meine Brust zu bekommen
Forwarded from Sweet Shelter Of Mine
تا حالا شده جواب آزمایشتون رو نگاه کنید و همه معیاراش براتون شبیه اسم بچه ایلن ماسک به نظر بیاد؟
تا حالا شده از آزمایشگاه بهتون زنگ بزنن سوال بپرسن و گوشت از تنتون از نگرانی بریزه؟
توی برگهی جواب آزمایش تقریبا نرمال رنج همه چیز هست و هرکسی میتونه بگه چیش پایینه و چیش بالا
ولی این اعداد و حروف اصلا چه معنایی داره؟
بیاید آیسا یه کوچولو بهتون یاد بده:
تا حالا شده از آزمایشگاه بهتون زنگ بزنن سوال بپرسن و گوشت از تنتون از نگرانی بریزه؟
توی برگهی جواب آزمایش تقریبا نرمال رنج همه چیز هست و هرکسی میتونه بگه چیش پایینه و چیش بالا
ولی این اعداد و حروف اصلا چه معنایی داره؟
بیاید آیسا یه کوچولو بهتون یاد بده:
❤1